باشند که هستند و با غرور تمام خود را منتخب ملت می دانند و انتقاد از خود را توامان انتقاد از رای ملت و مشیت الهی می دانند. اگر- به واقع- نمی دانند اما به صدای بلند می خوانند! جوری که باید باور کرد که "باورِ خودشان " هم همین است. رای که نیاورند و حتی با گرفتن "نه بلند" و صریح، باز می خواهند که منتخب مردم همان کاری را بکند که آنان می خواهند! نمی خواهند بپذیرند این واقعیت را که مردم اگر به آنان و راه و روش شان باور و اعتماد داشتند، به دیگری رای نمی دادند! شاید هم خود را به آن راه دیگر می زنند والا کسی که کار سیاسی می کند، اشارت ها را هم فهم می کند. نمی شود پذیرفت که اینان حرف رای مردم را نفهمیده اند اما رندانه "تغافل" می کنند. خود را از تک و تا نمی اندازند و لبه در اختیار قیچی را تیز می کنند تا در همکاری- نه همراهی- با لبه دیگر قیچی که ان هم خود را مستحق و صاحب موقعیت می خواهد، امید مردم را کمر شکن کنند. صدای پیاده نظام شان از سواره نظام بلند تر است. گاهی چنان می گویند و می نویسند که آدم دلش برای شان می سوزد! خود در باور به حقانیت خویش به درجه ای رسیده اند که باطل آشکار رفتار خود را هم حق می شمارند. تهمت و تخریب و دروغ کارشکنی در کار صاحب رای مردم را "حقِ" خود می شمارند. نه حق خود که حق مطلق که دیگران هم اگر زبان و قلم بدان نیالایند، از حق دور شده اند! واقعا هم بخشی از اینان در اغوای سواره نظان این را باور کرده اند. در این پیاده نظام از حوزه رفته و دانشگاه ذرفاه و حتی در کسوت استادی هست تا مردم عامی و عادی کوچه و بازار. همین روزهای پیش با چند نفر از اینان که به دلایلی دیگر برایم قابل احترام هستند، کلام در کلام بودیم. می گفتند تو هم باید از حق دفاع کنی! گفتم حق ملاک و معیار و بینات آشکار دارد. نسبیت بردار نیست که با فلان دولت، عین صواب باشد و همان رفتار با دیگر دولت عین معصیت! گفتم من به استاندارد دوگانه رفتار نمی کنم. مثال زدم برای شان که برخی حضرات، گرانی و تورم در دولت دوازدهم را نشان بی عرضگی و بی غیرتیِ دولت می شمردند. همان ها در دولت سیزدهم همان تورم و گرانی را امتحان الهی ملت می خواندند! گفتم من این را عین باطل می دانم و به آن منتقدم. در باره دولت چهاردهم هم به همان ثبات ملاک ها باور دارم. مثل صاحب تریبون های محترم نیستم که از دولت دوازدهم تا سیزدهم رفتار و گفتارشان 180 درجه تغییر داشت و هنوز دولت چهاردهم نیامده، باز 180 درجه چرخیده اند. این را درست نمی دانم پس خواهم کوشید با قلم این کجی ها و کژی ها را راست کنم. فکر می کنم حق این باشد نه آن که هرکه از ما بود، باطل اش را هم حق بشماریم و چون رقیب رای مردم را گرفت، حق اش را باطل شماریم. حق این است که به احترام رای مردم – که صاحبان حقیقی کشور و نظام اند- همه از دولت منتخب حامایت کنیم. همان طور که از دولت سیزدهم حمایت کردیم. حکم عقل هم همین است. به جای خود حمایت و به جای خود هم منصفانه نقد کنیم. ان شاالله

جمهوری اسلامی / شماره / یکشنبه 31 تیر 1403 / صفحه 3 / خبر

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:8  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

ما بر این باوریم که مومنان در جنگ به "احدی الحسنیین" می رسند. شکست در قاموس اهل ایمان راه ندارد. شهادت باشد یا فتح فرقی نمی کند. مهم این است که عزت، خود را به نام آنان سند می زند. این که نسبت عزت و فتح چیست؟ ربط عزت با شکست و مکارح چیست؟ ربط عزت با تحول نعمت‌ها چیست؟ ربط هدایت و عزت چیست؟ اگر عزت تنها متعلق به خدا و رسول است پس چرا عیادی کفر آنقدر در طول تاریخ قدرت داشته اند؟ اگر می‌گوییم که روزگار آن‌ها به سر آمده که روزگار خود ماهم بالاخره به سر خواهد آمد؟ این‌ها پرسش‌هایی است که استاد صفایی حائری(ره) در این اصلی به نام عزت، مطرح می‌کنند. از نظر ایشان عزت با قدرت متفاوت است. عزت‌مند بودند به معنای فاتح بودن نیست، بلکه اهل بیت در عین شکست ظاهری عزیز هستند. از منظ استاد، ریشه این عزت را باید در هدایت جست، هدایت با عزت در ارتباط است. هدایت گشایش روحی برای شما ایجاد خواهد کرد، شخص هدایت یافته دیگر در ضیق قرار ندارد ولو دشمن به او تسلط یابد. شخص هدایت یافته هیچ گاه خوار نخواهد شد ولو آنکه دشمن با امکاناتش او را به بند بکشد چراکه هدایت به او سعه وجودی داده است. از آنجاکه این سعه مختص مومنین است پس همانا عزت تنها متعلق به خدا، رسول و مومنین خواهد بود. آدمی که با ابزار‌ها و امکانات بخواهد به این اطمینان برسد از آنجاکه ابزار گاهی در دسترس هست و گاهی نیست در تلاطم است، اما کسی که با خدا به اطمینان رسد هیچ گاه مضطر نمی‌شود و عزتش از بین نخواهد رفت. امن و عزت با هم هستند، وجود عزیز اگر باشد در کنار انسان عزت می‌آید. لازمه احاطه خدا بر انسان عزت است. عزت است که آرامش می آورد. یقین به عزت است که چهره ها را برافروخته تر می کند. این تعبیر پر مفهوم امام خمینی(ره) نیکو به دل می نشیند که؛" هر چه روز عاشورا، سید الشهداء، علیه السلام، به شهادت نزدیک تر می شد، افروخته تر می شد. جوانان او مسابقه می کردند برای این که شهید شوند. همه می دانستند که بعد از چند ساعت دیگر شهیدند." این اشتیاق به شهادت همان حُسنی است که عزت، روزی انسان می کند. البته این عزت فقط در شهادت ترجمه نمی شود بلکه جان مایه زیست عزتمندانه نیز هست. شکوه بی مثال حضرت زینب(س) وامام سجاد در میان قل و زنجیر، این معنا را به خوبی منتقل می کند که خدا عزیزکردگانش را به تکریم بلند مرتبه می کند هرچند باطل کرداران خلاف آن را اراده کنند. امتداد بزرگی در عاشورا، روزهای دیگر را هم بزرگی می بخشد و این معنای عزت است بر مدار تعز من تشاء.....

ب / شماره 5356 / یکشنبه 31 تیر 1403 / صفحه 3

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:6  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

مقرر است صدور احکام جدید متناسب سازی مستمری بگیران طی ماه های آتی صورت پذیرد. این خبر را از زبان معاون بیمه ای سازمان تامین اجتماعی می خوانیم در خبری به کد خبر: ۱۴۰۳۰۴۲۴۱۶۶۰۱ و تاریخ ۲۷ تیر ۱۴۰۳ در خبرگزاری ایسنا. خبری که امید برخاسته در دل بازنشستگان را به نشستن در انتظارِ “ماه های آتی” فرامی خواند!

محمد محمدی، در پاسخ به این سوال که احکام جدید متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان چه زمانی مشخص می‌شود؟ گفت: “مقرر است با تامین بارمالی مربوطه از محل بند “د” تبصره ۱۵ قانون بودجه سال ۱۴۰۳، اقدامات اجرایی لازم به منظور اجرای کامل این حکم قانونی و صدور احکام جدید متناسب سازی مستمری بگیران طی ماه های آتی صورت پذیرد.”

این وعده “ماه های آتی” بوی سرِ خرمن می دهد. همین است که بازنشستگان و خانواده های مخاطب این خبر را نگران می کند. البته تابناک هم در خبری با کد ۱۲۴۸۶۹۸ به تاریخ ۲۸ تیر ۱۴۰۳، به نقل از مدیرعامل سازمان تامین‌اجتماعی وعده داده است: “تلاش می شود با تعامل و هماهنگی کانون بازنشستگان کشوری و بیمه ها در موعد مقرر حکم جدید بازنشستگان صادر و بر اساس آن حقوق آنها پرداخت شود.”

حالا این “وقتِ مقرر” کی است؟ ذهن را با ادامه چالش همان “ماه های آتی” مواجه می کند. موسوی اما این دلخوشی را هم می دهد که: “متناسب سازی حقوق بازنشستگان بر اساس برنامه توسعه هفتم و مصوبه دولت و تکلیف قانونی و مُر قانون انجام خواهد شد، از این رو بازنشستگان نگرانی نداشته باشند.”

برخی خبرها هم با تیترِ “صدور احکام بازنشستگان تا استقرار دولت چهاردهم” روی خروجی خبرگزاری ها رفت. اما چندان نمی شود بدان دلخوش کرد. می ماند همان ماه های آتی که خداکند حواله به فرداهای دور نباشد. خود آقایان بهتر می دانند که تاخیر در پرداخت یک روزه حقوق چه بار سنگین روحی- روانی روی دوشِ پدربزرگ ها و مادربزرگ های ایران می گذارد.

احاله به فرداهای دور، همین امید شکل گرفته به بهبود را هم از بین می برد. امیدواریم و می خواهیم که مسئولان محترم سازمان همان طور که وعده داده اند، به فوریت احکام را صادر و موضوع را عملیاتی کنند.

آنچه سخنگوی محترم دولت سیزدهم در باره لایحه دوفوریتی برای شمول متناسب سازی به حداقل بگیران عزیز می گوید، موضوعی تازه است که باید مستقل از لایحه پیشین، پیگیری و عملیاتی شود تا خللی در فرایند اعمال متناسب سازی و صدور احکام جدید ایجاد نشود.

باری، بازنشستگان با امید منتظر زمان نزدیک صدور احکام هستند. این امید را با انداختن کار امروز به فردای ماه های آتی، ناامید نکنید!

انصاف نیوز / شنبه 30 تیر 1403

https://ensafnews.com/534654/

شهرآرا / کد خبر: ۲۴۰۰۰۱ / شنبه ۳۰ تير ۱۴۰۳ / ساعت: ۱۴:۲۷

https://shrr.ir/0010Qz

https://shahraranews.ir/fa/news/240001/

ب / شماره 5356 / یکشنبه 31 تیر 1403 / صفحه 4

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر ۱۴۰۳ساعت 14:20  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

حال و روزِ جامعه را همه می بینیم و می دانیم. نیاز به درمان دارد. این را هم همه می دانیم، اما در همین شرایط هم باید توجه داشته باشیم که درمان جای بهداشت را نمی گیرد. هرکدام در جای خود باید مورد توجه قرار بگیرد. این را در نگاه و کلام کرامندِ مرجع فیلسوف و قرآن پژوه، حضرت آیت ا... جوادی آملی (مدظله) به صراحت می بینیم آنجا که با تأکید بر پیشگیری در حل مسائل کشور، می گوید: ما یک بهداشت داریم و یک درمان ؛ بهداشت همان حرف صحیح، عمل صحیح و اقدام های پاک امینانه است که موجب پیشگیری خیلی از مشکلات کشور می شود و سپس کسی که مریض شد و تزریقاتی شد، باید درمان نیز باشد!. بله، درمان برای کسان و شرایط دشوار است که شاید نیاز به جراحی هم باشد اما بهداشت برای همه است. حیاتی هم هست. مثل ماسکی که همه در شرایط فراگیری کرونا می زدیم. همه کرونا نداشتیم، اما خود را در معرض آن احساس می کردیم لذا برای مراقبت از خود هم ماسک می زدیم. هم فاصله اجتماعی را رعایت می کردیم و هم دست ها را با الکل می شستیم و کلی بایستگی مصرح در شیوه نامه بهداشتی را رعایت می کردیم. حق هم همین بود. تکلیف هم حکم می کرد جسممان را که امانت خداوندی است از گزند آسیب ها حفظ کنیم.

همان حکم امروز هم هست. باید جامعه مان را، کشورمان را، انقلابمان را حفاظت کنیم. راهش هم توجه حداکثری به بهداشت است. همان حرف صحیح، عمل صحیح و اقدام های پاک امینانه است که موجب پیشگیری خیلی از مشکلات کشور می شود. با گفت و گو. با شنیدن های بسیار و گفتن های منطقی می توانیم از فراگیری بیماری دل خوری و قهر و کینه، جلوگیری کنیم. همان طور که در بهداشتی سازی جامعه در برابر کرونا، نظام همه توان خود را گذاشت، امروز هم باید با همه توان در میدان باشد. همان طور که آن روز کادر پزشکی- پرستاری کار تخصصی می کردند، امروز هم باید فضا را برای کار تخصصی اهل نظر باز کرد تا بتوانند راه را بر راهزنان آرامش مردم ببندند. آن روز، اقلیتی واکسن نزدند و مخالفت کردند. امروز هم چنین اتفاقی ، به قاعده، خواهد افتاد. مهم نیست، مهم این است که بیشتر جامعه به سلامت از این شرایط بگذرند. مهم این است که هوشیار باشیم. بیدار باشیم همه مان به ویژه مسئولان. این را آیت ا... مستند به نامه امام علی (ع) چنین تبیین می کند که «اگر می خواهید بخوابید مانند آنکه در زمان روزه و نماز، آب را مزمزه می کند اما آب را فرو نمی برد، خواب را هم در چشمان خود مزمزه کنید نه اینکه بخوابید!

لَا تَذُوقُوا النَّوْمَ إِلَّا غِرارا او مَضْمَضَه، اگر خواب انسان به این اندازه باشد در هنگام خطر فورا بیدار می شود! اما اگر همه چیز را تمام شده بپنداریم و آسوده بخوابیم، خطر، نفس های ما را خواهد شمرد چه امیر المؤمنین(ع) تصریح می فرماید: مَنْ نَامَ لَمْ یُنَمْ عَنْه اگر کسی بخوابد، دشمن بیدار حمله می کند، پس هشدار که همه ما و به ویژه حضرات مسئولان وظیفه داریم که همیشه بیدار باشیم. این بیداری است که خواب های بیگانگان را بی معنا می کند.

شهرآرا / شماره 4266 / شنبه 30 تیر 1403 / صفحه آخر / کوچه

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15329/405928

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/4/29/15329_142835.pdf

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر ۱۴۰۳ساعت 12:38  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

اگر در همه عالم حتی یک آیه و راویت، یک هشدار پند آموز نباشد جز همین کلام امام سجاد علیه السلام، می طلبد که همه دست از بیداد بشویند. اقتضا می کند همه به دادگری بپردازند. این کلامِ به یادگار مانده از سید الشهدا(ع) است که حضرت زین العابیدین بدان جهان را و جهانیان را هشدار می دهند؛" يـابُنّـى ايّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عليكَ ناصِرا اِلاّ اللّه؛ فرزنـدم! بپرهـيز از سـتم بر كسى كه ياورى جز خدا ندارد." این هشدار است اما دریغا که برخی در ستمکاری می سنجند که چه کسی از عِده و عُده کمتری برخوردار است تا پا روی دوش و حتی سر او بگذارند و بالا روند. هراس شان نیست از این که پهلوی کسی را بیازارند که تکیه گاهی ندارد. انگار نمی دانند که خداوند قادر و قاهر، بر حق او بسیار غیور و دعای او سریع الاجابه است! آنچه امام سجاد با کلمه فرزندم! شروع می فرمایند، خطاب به همه انسان هاست. به ویژه اهل ایمان که برای خود نسبت بنوت با امام قائل اند. فرزندی را باید به رفتار در آورد تا در شمار وارثان امام قرار گرفت. به صلاح باید همه رفتار ها را چنان اصلاح کرد که از هر نوع ستمی تهی باشد به ویژه در حق کسانی که جز خداوند، یاوری ندارند. نه تنها باید از ستم کردن پرهیز کرد که از ستمکار هم باید دوری جست. این هم دیگر حدیث امام علی بن الحسین(ع) است که:" اِيّـاكُمْ وَصَحْـبَةَ الْعاصـينَ وَمَعُونَهَ الظالِمينَ وَمجاوِرَة الْفاسقينَ اِحْذَروُا فِتْنَتَهُمْ وَتَباعِدُوا مِنْ ساحَتِهِمْ؛ امام سجاد عليه السلام فرمود: هـشدار، از همنشـينى گنـاهـكاران و يارى ستمگران و همسايگى بدكاران بپرهيزيد، از فتنه آنان برحذر باشيد و از ناحيه آنان دور شويد." دور نشویم، آنان نزدیک می شوند و به اخلاق و رفتار خود ما را از حق دور می کنند. همنشینی با گناهکار، بر آدمی تاثیر می گذارد. یاری ستمگر هم انسان را در بیدادگری او شریک می کند. سایه یه سایه بدکاران دادن هم فرد را از آفتاب حقیقت به سایه فتنه و شر می کشاند. نگوئیم که ما اهل ایمانیم و اثر نمی گیریم. نگوئیم اهل دین هستیم و عاقبت مان خوب است. فردا به نفس هایی که کشیده ایم باید جواب بدهیم. این را هم امام سجاد عليه السلام فرموده است:" بندگان خدا! بدانيد، بپاداشتن ميزان و گشودن ديوان اعمال براى مشركان نيست ...... نصب ميـزان و باز كـردن دفتر اعـمال ويژه اهل اسـلام است." اینان اند که باید حساب پس بدهند. پس حساب کار دست مان باشد. غفلت کنیم چوبش را می خوریم. هم در این دنیا و هم آن دنیا. حساب در کار است.....

ب / شماره 5355 / شنبه 30 تیر 1403 / صفحه 3

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر ۱۴۰۳ساعت 12:32  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

تبدیل فضای سخت اسارت به آزادگی، فقط از کسانی ساخته است که به خودسازی حسینی رسیده باشند. سخت است اسارت، سخت تر از آن اسارت در سرزمینی است که از همان عاشورا، به ناجوانمردی در حق اسرا، معروف بوده اند. آنان به غل و زنجیر نهادن بر دست و پای کودکان شهره اند چه رسد به رزمندگانی که در برابرشان، تمام قد ایستاده اند. کم نخوانده ایم از سبعیت و درنده خویی عراقی ها. کم نشنیده ایم از رفتارشان که نماد تام و تمام" جنایت جنگی" است. کم نگفته اند از بچه های نجیب ما که در مظلومیت تمام به شهادت رسیده اند. فراوان خوانده و شنیده و گفته شده است این ماجراها. اگر چه از هر زبان و قلمی که بشنویم و بخوانیم نامکرر است من اما نمی خواهم به بازخوانی حکایت هایی از این دست بپردازم. می خواهم به بزرگی که در شخصیت فرزندان وطن به بزرگواری تبدیل شد بگویم که آنان را از قفس اسارت به بیکرانگی آزادگی رساند. آنان که عاشورایی جنگیده بودند، در اسارت بر اساس همان منطق و منهج، شکوه حضرت سجاد(ع) و عظمت حضرت زینب(س) را ترجمانی روز آمد شدند. آنان فصل سرد اسارت را به بهار خودسازی و تقویت بنیان های علمی و عملی و معرفتی تبدیل کردند. از خود مردانی ساختند که به کار فردای وطن آیند. علاوه بر این با سلوک الگو گرفته از امام سجاد(ع) به رغم ناجوانمردی عراقی ها، در حق آنان مروت را تمام کردند. تا جایی که مرحومِ شهید ابوترابی، رفتار ناپسندشان را به رغم تاکید بازرسان صلیب سرخ، گزارش نداد. او این را هم درس گرفته از مکتب حضرت علی بن الحسین(ع) گرفته بود که به رغم رفتار اویان وقتی پادشاه «روم» برای «عبدالملك بن مروان» نامه ای نوشت به این مضمون كه: " با لشكریانی كه صد هزار و صدهزار و صدهزار باشند با تو بشدت نبرد خواهم كرد." عبدالملک از حجاج خواست جواب را از امام سجاد بگیرد. آن حضرت فرمود:"هر آینه برای خداوند لوحی است محفوظ كه در هر روز سیصد مرتبه به آن توجه می كند و آن را ملاحظه می فرماید. هیچ ملاحظه ای از آن ملاحظه ها نیست مگر اینكه می میراند در آن و یا «احیا» می كند، «عزیز» می گرداند و یا «ذلیل» می كند و هر چه را بخواهد انجام می دهد. و من امیدوارم تو را از آن كفایت كند یك ملاحظه از آنها." عبدالملک نیز عینا آن را برای پادشاه «روم» فرستاد. پادشاه روم که این نامه را قرائت كرد گفت: "این خارج نشده است مگر از كلام نبوت." و از جنگ صرف نظر کرد. شهید ابوترابی با همین نگاه، مسئله بین دو کشور مسلمان را – به رغم درجنگ بودن- پیش دیگران روا نمی دانست. عظمت روح و رفتار او بود که دل بسیاری از زندان بانان بعثی را هم فتح کرد. باری این گونه بود که فرزندان ایران از اسارت به آزادگی دروازه گشودند. التزام به آن سلوک امروز مان را هم جانی عاشورایی می بخشد. بکوشیم چنین باشد همیشه.....

ب / شماره 5355 / شنبه 30 تیر 1403 / صفحه 4

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر ۱۴۰۳ساعت 12:31  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

عاشورا تنها یک ‏روز نیست، بلکه تمامى تاریخ است؛ همان‏ طور که‏ کربلا تنها یک قطعه خاک نیست. کربلا، جغرافیاى نامحدودِ این تاریخ گسترده است. این تعبیری است دقیق از مرحوم آیت ا... صفایی حائری در کتاب ارجمند «وارثان عاشورا». با این عبارت، تکلیف همه زمان ها و زمین ها به تراز نقش آفرینی در عاشورا و کربلا سنجیده می شود. نه تنها ادعا ها که حتی نیت ها را هم چندان ارزشی نمی توان نهاد؛میدان عمل است عاشورا. الاعمال بالنیات درباره افرادی است که خیرخواهی را هم پاسخی نیکو می دهند. در جبهه اما باید تمام قد ایستاد و نیت جهاد را مجاهدانه به عمل درآورد؛ والا هزاربار قصد قربت کردن و در خانه ماندن، جز هیچ، نتیجه ای ندارد. کسانی که می خواهند به وراثت حضرت حسین(ع) برسند، باید رابطه فرزندی خود را در عمل ثابت کنند. سند و سجل آن هم با رفتار تمام ساحتی در مشابهت با امام، رقم می خورد نه چیز دیگر. این نسبت که تعریف شد، در آن شمار آدمی را راه است. به گفته استاد، «وارثان حسین‏ در شعور و عاطفه‏ و در تصمیم‏ و عمل،‏ متحول شده ‏اند و به حسین پیوند خورده ‏اند و از علم‏ و عشق‏ و عبودیت‏ و خلوص‏، نشان گرفته ‏اند. درواقع، میراثى جز همین بصیرت و علم و عبودیتِ تقوا و عبودیت صلاح نیست». با این فهرست روشن از میراث و دارایی است که می شود هم خود و هم دیگران را، هم جان و هم جهان را آباد کرد. توفیقی چنین از کسانی ساخته است که «امید به لقای خدا در آن‏ ها قرار گرفته و همتشان از دنیا و مشهود عالم بیشتر شده و دلشان از دنیا بیرون رفته. این‏ ها می توانند صالح و خالص باشند». این ها می توانند به اخلاص، بستر اصلاح را برای جامعه فراهم کنند. کسانی می توانند دیگران را بسازند که خود ساخته شده باشند. کسانی که با ایمان و عمل، نماد «ذات هستی یافته»ای باشند که خداوند، ظرفیت هستی بخشی را به آنان عنایت فرموده باشد. آنان که آن روز خود را به کربلا رساندند، به چنین جایگاهی رسیدند و آنان که امروز می خواهند چنین باشند، باید خود را در تراز مکتب عاشورا تربیت کنند؛ «وارثان عاشورا به انتظار و تقیه و قیام مى‏ رسند و با تقویت خویش و تضعیف دشمن و با تربیت نیروها و جاسازى و جایگزینى آن‏ ها، مبارزه ‏اى مستمر را دنبال مى‏ کنند». باری، باورمندان حسین(ع)، عاشورا را تمام شده نمی دانند، بلکه همه تاریخ را با سنجه زدن به عاشورا ارزیابی می کنند و همه زمین ها را در تراز کربلا می سنجند. چنین است که جبهه حق تا همیشه امتداد می یابد. راستی در این امتداد، ما کدام سمت ایستاده ایم؟

شهرآرا / شماره 4265 / پنجشنبه 28 تیر 1403 / صفحه 13 / جامعه

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15324/405807

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/4/27/15324_142800.pdf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:49  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

سازمان تامین اجتماعی با ارسال جوابیه ای به «انتخاب» به مطلب «تاخیرات تکراری در واریز مستمری تامین اجتماعی / جدول حقوق بازنشستگان برای اعلام یا عمل؟!» پاسخ داد. در این جوابیه آمده است:

حقوق بازنشستگان سازمان تأمین‌اجتماعی در هر ماه، مطابق جدول زمان‌بندی که قبل از بیستم هر ماه از سوی این سازمان اعلام می‌شود، پرداخت می‌گردد.

در ماه جاری نیز جدول زمانبندی واریز مستمری‌ها از سوی این سازمان اعلام و در پایگاه اطلاع‌رسانی تأمین‌اجتماعی در تاریخ نوزدهم تیر ماه منتشر شد و پرداخت حقوق بازنشستگان عزیز مطابق این جدول و برخلاف ادعای مطروحه بدون هیچگونه تاخیری انجام شده و ادامه خواهد یافت.

انتخاب / کد خبر: ۸۰۱۶۴۲ / پنجشنبه ۲۸ تير ۱۴۰۳ / ساعت: ۲۲ : ۱۵

https://www.entekhab.ir/003MXi

https://www.entekhab.ir/fa/news/801642

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:44  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

جدول حقوق بازنشستگان برای اعلام یا عمل؟!

دارند با روان ما بازی می‌کنند. این را از زبان بازنشستگان فراوان می‌توان شنید و در گروه‌های مجازی شان خواند. سازمان تامین اجتماعی، جدول پرداخت حقوق و مستمری‌ها را اعلام می‌کند. فقط اعلام، اما طبق زمان بندی اعلام شده، عمل نمی‌کند!

بازنشستگان هر پیامکی که به گوشی شان می‌آید، فکر می‌کنند خبر واریز حقوق است اما. خبری نیست. البته خبری هست. این طور بگوئیم دقیق‌تر است. خبر این است که وضعیت جماعت بازنشسته تامین اجتماعی برای کسی مهم نیست. اگر بود، رفتار‌های تکراری از این دست را شاهد نبودیم.

فراوان شنیده ام از بازنشستگان و در گروه‌های فعال شان در فضای مجازی خوانده ام:" روحانی کجایی که یادت بخیر! " در دولت دوازدهم، همه چیز روی نظم و قاعده بود.

جدول واریزی روزی پس و پیش نمی‌شد، اما در دولت سیزدهم، اگر پس و پیش نداشته باشیم، عجیب است! صدای خسته بازنشسته جماعت که به گوش آقایان نمی‌رسد انگار، اما هرکس دستی به در اتاق شان یا صدایی برای رسیدن به گوششان دارد، حتما بگوید که وقفه در اعطای حقوق هم مصداق حق الناس است. بگوید نه خلق می‌گذرد و نه خدایی که بر حقوق خلق خویش غیور است. بگوید این واپسین ماه‌های ریاست را با مردم مدارا کنند تا موقع بدرقه شان از جایگاه ها، نفرین کمتری پشت سرشان باشد. بگوید این روز‌ها اگر چه به سختی، اما می‌گذرد، اما روزی است به نام یوم الحساب که از شما نمی‌گذرند وقتی حق الناس مالی و روانی بیش از ۴ میلیون خانواده بر ذمه شماست.

انگار کلام علوی به سیره مدیریتی شان جور در نمی‌آید که می‌فرماید: الکریمُ إذا وَعَدَ وَفى، و إذا تَوَعَّدَ عَفا؛ بزرگوار هر گاه وعده دهد، به کار بندد و هر گاه وعید و بیم دهد درگذرد. " اینان وعده می‌دهند، اما عمل نمی‌کنند! بگذریم. امید واریم در دولت جدید به این نکته ظریف توجه و به وعده‌ها عمل شود. ان شاالله

انتخاب / کد خبر: ۸۰۱۵۵۷ / پنجشنبه - ۲۸ تير ۱۴۰۳ / ساعت: ۳۶ : ۱۱

https://www.entekhab.ir/003MWL

https://www.entekhab.ir/fa/news/801557/

فرارو / https://fararu.com/fa/news/755177/

جارنیوز / https://jar.news/241178/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:38  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

جهاد اکبر می‌دانم، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را از سوی ایران. آن جام زهر که امام روح‌الله در کام کرد، در معامله‌ای که با خدا داشت، نماد تام و تمام جهاد اکبر بود. آن هم دوهفته بعد از اینکه تردید در جنگ را خیانت به رسول‌الله دانست و اعلام کرد.

امام روی خود پا گذاشت تا دشمن نتواند دگرباره روی خاک ما پا بگذارد. او با پیام خود علاوه بر این مسیر جهاد را نشانه‌گذاری کرد. هم امتداد جهاد اصغر را در سنگر‌های دیگر و هم جهاد اکبر را. پیام امام خمینی در این باره که ۲۹ تیر ۱۳۶۷ صادر شده است، مانیفست عزت و جهاد است.

باید خواند و بار‌ها هم باید خواند چه این خواندن می‌تواند نگاه و راه امروز ما را نیز ایمن کند. اما بدون بازی با کلمات در اوج صداقت تاکید کرد: «اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئلۀ بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوۀ دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم؛ ولی به واسطۀ حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می‌کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش‌بس موافقت نمودم؛ و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم؛ و خدا می‌داند که اگر نبود انگیزه‌ای که همۀ ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی‌بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم؛ و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود.»

مردم هم این صداقت را ارج نهاده و همراهی کردند. به ویژه نسل حاضر در میدان نبرد نیز با ایمان به امام فرمان او را گردن نهادند تا جهاد اصغر و حضور در میدان را به شکوه جهاد اکبر گره زنند. یادم هست آن روز را. برای ما تلخ بود. تلخ‌تر از تلخ. اما در برابر حکم امام هرگز، چون و چرا نمی‌کردیم. حرف ما با خودمان بود و یقه خویش را در پنجه می‌فشردیم که آیا ما کم گذاشتیم که امام مجبور به این مسئله شد؟ در خود شک داشتیم، اما به امام یقین‌مان روز افزون بود.

حالا که در سالگرد آن واقعه مهم به گذشته برمی‌گردیم می‌بینیم امام با جهاد اکبر، جهان کفر را چنان درهم شکست که با جهاد نظامی میسر نبود. آنان می‌خواستند ما را خانه‌نشین کنند، اما امروز خانه امید آنها، رژیم جعلی صهیونیزم، امروز زیر ضرب تربیت‌یافتگان آن جهاد بزرگ است. آن جام زهر که آن روز روح‌الله نوشید، به شیرین کامی نهضت جهانی مقاومت انجامید. این همان ترجمان ومکروا مکرالله والله خیر الماکرین است.

خبرگزاری دفاع مقدس / کد خبر: ۶۷۹۰۴۲ / چهارشنبه: ۲۷ تير ۱۴۰۳ / ساعت: ۱۱:۱۵

https://dnws.ir/002qeI

https://defapress.ir/fa/news/679042

تابناک رضوی / کد خبر: ۱۱۷۶۲۲۷ / چهارشنبه :۲۷ تير ۱۴۰۳ / ساعت: ۱۴:۵۷

https://www.tabnakrazavi.ir/fa/news/1176227/

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:27  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

کلمات هم مثل آدم‌هایند؛ گاه با ظاهری زیبا نتایج نازیبا به بار می آورند. مثل آدم های زیبا که خطرِ فوران کرده در رفتارشان ملتی را زمین‌گیر می کند. به گمان من این گزاره کلامی از آن جمله است:“پایه‌ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام سختی و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کرده‌اند، برخی می‌خواهند ایران را مانند ژاپن و آلمان کنند”. این یک جمله را- که در سخنان یکی از حضرات جاگرفته و حساسیت برانگیز شده است- اگر بخواهیم به عنوان خبری نگاه کنیم، می شود جمله}نقل قول} طلایی. اما وقتی بخواهیم مابازای معنایی آن را در نظر آوریم می شود یک جمله هراس انگیز، بسیار هراس انگیز!

این جناب یا شعارهای انقلاب را از یاد برده یا سنت حکمرانی علوی را فراموش کرده است. هر دو از تلاش ارتقای سطح زندگی مردم حکایت و بر آن تاکید دارد. این را امیر مومنان، علی علیه السلام، در گزارشی از سال های حکومت خود می فرماید: “در کوفه همه زندگی مناسب دارند: صاحبان پایین ترین شغل ها هم نان گندم می خورند، خانه و سرپناه دارند، و از آب گوارا (فرات) می نوشند…در منطقه‌ی تحت حکومت من، کسی بی سرپناه و بی خانه نیست. کسی دغدغه‌ی مسکن ندارد.” این کارنامه درخشان به رغم سه جنگ است که به امام تحمیل شد. اما حکمرانی عدالت محور امام، شرایط را برای زندگی بهتر مردم فراهم کرد. با این شرایط -که حتی مردمان پایین ترین سطوح زندگی هم مرفه اند و خوش زی. «انّ أدناهم منزلة» یعنی آنانی که سطح زندگی شان از همه پایین تر است، آنان هم نان گندم می خورند- امام به عنوان حاکم و خلیفه آن جامعه، باز نان جو می خورد و گندم نمی خورد.

شعارهای انقلاب، و برنامه ریزی های متعدد نظام برای محرومیت زدایی با تاسیس نهادهای خدمت رسان هم که نیاز به یادآوری ندارد. حال این جناب که گویا سرسلسله یک گفتمان حکومتی و جریان سیاسی است بر اساس چه مدلی سختی و گرسنگی را برای مردم تجویز می کند مسئله ای است که خود باید پاسخ دهد. آن چه از سلوک حکومتی امام علی می خوانیم این است که بر همه آسان می گرفت جز بر نفس خود که در روزگار گندم خوران طبقات فقیر هم باز به قرص نان جو اکتفا می کرد.

می توان از آن مشرب این نتیجه را گرفت که حاکمان باید برای رفاه مردم بکوشند اما بر نفس خود سخت بگیرند و حتی -گاه- گرسنگی بکشند. این مطلوب است نه نسخه سختی و گرسنگی برای یک ملت کشیدن. حال باید پرسید این جناب و هم‌اندیشان و پیروانش چقد حاضرند برای مردم سختی بکشند؟ چقدر حاضرند برای پیشبرد اهدافِ ملت نه که برنامه های خود، گرسنگی بکشند؟ چهره ها و قیافه ها اما نه به سختی کشیده می مانده و نه به کسی که در وعده های غذایی اش، تاخیر افتاده باشد! بگذریم، زندگی شان به خودشان مربوط است اما حق ندارند برای زندگی مردم هم از این نسخه ها بنویسند.

وظیفه اولیه حکومت ارتقای سطح زندگی مردم است. وظیفه کارگزاران حکومت هم تلاش شبانه روزی برای هر روز بهتر شدن زندگی مردم. ژاپن و آلمان که چیزی نیست، مردم از ما یک بهشت تمام و کمال طلبکارند. وعده اش را داده ایم. باید عمل کنیم.

جمهوری اسلامی / شماره / چهارشنبه 27 تیر 1403 / صفحه 3 / خبر

انصاف نیوز / سه شنبه 26 تیر 1403

https://ensafnews.com/533897/

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۳ساعت 10:16  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

عاشورا بزرگ است. شهادت عظمتی بی همانند دارد. اما باید به این حقیقت توجه کرد که حسین، علیه السلام فقط سید الشهدای عاشورا نیست. سید الحیاه الطیبه نیز هست. امام زندگی مومنانه که راه تعالی را نورباران می کند نیز هست.

عاشورا هم فقط ما را به کربلا ارجاع نمی دهد بلکه مرجع این ضمیرِ روشن، حضرت امام است با همه شئون هدایتگری اش. پس باید همه جانبه به آن حضرت رجوع کرد. در همه ساحت های زندگی به او نگاه کرد و به این واقعیت توجه داشت که نظام سازی امام حسین، علیه السلام، برای زیست مومنانه بر پایه همدوستی است. به همان قاعده ای که خداوند حکیم طراحی و تبیین فرموده است.

امام حسین(ع) با توجه دادن این کلام الهیِ " ألمؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر؛ مردان و زنان مؤمن دوست یکدیگرند، امر به نیکی و نهی از بدی می کنند " می فرمایند. فبدأ الله بالأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضه منه لعلمه بأنها إذا أدیت و أقیمت إستقامت الفرائض کلها هینها و صعبها، و ذلک أن الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر دعاء إلی الاسلام مع رد المظالم و مخالفه الظالم؛ خداوند نخست امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان یک فریضه از سوی خودش ذکر کرده است ، زیرا او آگاه است که اگر این وظیفه اجرا شود، وظایف دیگر همه ، چه سخت و چه آسان انجام می گیرد، زیرا امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام می کند و حقوق ستم دیدگان را بازمی ستاند و با ستمگران به مخالفت برمی خیزد."

تاسی به سیره امام ما را به محبت روز افزون نسبت به هم می رساند. محبت که باشد، گره که از ابرو باز شود، رو که باز شود، دست هم باز خواهد و شد و درب هم باز خواهد شد و سلام ها به علیک جواب خواهد گرفت.

همین دوستی در افزایش آنان را نسبت به هم چنان مسئول می کند که با امر به معروف نسبت به توسعه نیکی ها بکوشند و با نهی از منکر، بدی ها را در منحنی کاهشی قرار دهیم. این اقتضا می کند برای بدی ها هم- تا جایی که به جامعه آسیب نمی زند- جواب خوب پیدا کنیم. این روش می تواند جلوی زاد و ولد بدی ها را بگیرد.

شر، که نتواند در جامعه به کشت و کار بپردازد، فضا برای فراوانی خیر و صلاح فراهم می شود. سنجه معتبر عیار جامعه هم همین افزایش خوبی و کاهش بدی در انواع آن است.

به فرموده امام حسین(ع) اگر بتوانیم امر به معروف و نهی از منکر را مومنانه اقامه کنیم، خواهیم توانست دیگر وظایف ایمانی و اخلاقی خود را در حوزه فردی و اجتماعی را تحقق بخشیم. آن وقت راه بر ستمکار تنگ خواهد شد و ستمدیده به پشتوانه مومنان خواهد توانست حق خود را بگیرد. این تراز که در جامعه شکل بگیرد، عدالت سفره خود را پربرکت تر از همیشه برای همه باز خواهد کرد.

رزقی که از عدالت باشد، انسان ها را به سوی حق هدایت می کند. آنان که در کربلا راه بر حجت خدا بستند شکم از حرام انباشته داشتند. معلوم است که حرام خوری و حرام اندیشی و حرام رفتاری راه به جهنم می برد.

با هم دوستی کنیم در مدار امامت. امر به معروف کنیم و نهی از منکر کنیم تا به شان انسانی خود برسیم. راه این است. امر به معروف و نهی از منکر همه شئون زندگی را در بر می گیرد و اول از همه نسبت جامعه با حکومت را اصلاح می کند. حکمرانی مصلحانه نیز بستر ساز اصلاح حداکثری می شود. امامت و ولایت فضایی چنین را برای تعالی زندگی مردم طراحی می کند.......

الف / گروه فرهنگی / کد مطلب / 4030426045 / سه شنبه 26 تیر 1403 / ساعت: 13:34

https://www.alef.ir/news/4030426045.html

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳ساعت 15:53  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

نظام سازی امام حسین(ع) برای زیست مومنانه بر پایه هم دوستی است. به همان قاعده ای که خداوند حکیم طراحی و تبیین فرموده است. امام حسین(ع) با توجه دادن به این کلام الهی  که مردان و زنان مؤمن دوست یکدیگرند، امر به نیکی و نهی از بدی می کنند، می فرمایند:خداوند نخست امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان یک فریضه از سوی خودش ذکر کرده است ، زیرا او آگاه است که اگر این وظیفه اجرا شود، وظایف دیگر همه ، چه سخت و چه آسان انجام می گیرد، زیرا امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام می کند و حقوق ستم دیدگان را بازمی ستاند و با ستمگران به مخالفت برمی خیزد. تأسی به سیره امام ما را به محبت روز افزون نسبت به هم می رساند. محبت که باشد، در هم باز خواهد شد و سلام ها به علیک جواب خواهد گرفت. همین دوستی آن ها را نسبت به هم چنان مسئول می کند که با امر به معروف نسبت به توسعه نیکی ها بکوشند و با نهی از منکر، بدی ها را در منحنی کاهشی قرار دهند. این اقتضا می کند برای بدی ها هم تا جایی که به جامعه آسیب نزند، جواب خوب پیدا کنیم. شر که نتواند در جامعه به کشت و کار بپردازد، فضا برای فراوانی خیر و صلاح فراهم می شود. به فرموده امام حسین(ع) اگر بتوانیم امر به معروف و نهی از منکر را مؤمنانه اقامه کنیم، خواهیم توانست دیگر وظایف ایمانی و اخلاقی خود را نیز در حوزه فردی و اجتماعی تحقق بخشیم . این تراز که در جامعه شکل بگیرد، عدالت سفره خود را پربرکت تر از همیشه برای همه باز خواهد کرد. رزقی که از عدالت باشد، انسان ها را به سوی حق هدایت می کند. آن ها که در کربلا راه بر حجت خدا بستند شکم از حرام انباشته داشتند. معلوم است که حرام خوری و حرام اندیشی و حرام رفتاری راه به جهنم می برد. با هم دوستی کنیم در مدار امامت. امر به معروف کنیم و نهی از منکر تا به شأن انسانی خود برسیم. راه این است.

شهرآرا / شماره 4263 / یکشنبه 24 تیر 1403 / صفحه آخر / کوچه

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15316/405625

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/4/24/15316_142728.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:18  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

عاشورا مرا با یک احساس دوگانه مواجه می کند. هم امید می بندم و هم بسیار می ترسم. امیدم را در کسانی چون زهیر و حر و... می بینم که در منتهی الیه تاریکی به صبح روشن رسیدند و تا قیامت چراغ راه شدند. مگر منهی الیه تر از ناهمراهی با حجت خدا و یا راه بستن بر او وجود دارد؟ این را زهیر و حر، به رفتار در آوردند اما نقطه ای که در پایان خط شان رقم خود نه پایان بلکه سرِ خط بود. آنان به سرِ خط برگشتند و در سمت درست تاریخ ایستادند؛ در کنار حجت خدا. خدا هم پاداش شان را با شهادت داد تا ابدیت شان را تضمینی پرشکوه کند. ترسم اما از این است که عالم حساب و کتاب دارد. ادعا نه دری را وامی کند و نه دردی را دوا. آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات می خواهد. نیت کافی نیست. سعی می خواهد و عمل می طلبد. این هم واقعیتی است که هم در عاشورای 61 باید خواند و هم در همه روز ها که باید جان یافته از عاشورا باشند مراقبت کرد. آن روز هم بسیار بودند کسانی که نیت شان یاری حجت خدا بود اما از پستوی خانه بیرون نیامدند. برخی ها بی نیتِ جنگ به کربلا رفتند و شاید کاری هم نکردند اما تا قیامت مشمول لعنت اهل معرفت هستند. دلیلش هم آن برجا نشستن و این آمدن و امتداد دادن به سیاهی سایه سپاه ظلم بود، هر دو نیز "عمل"ی بود شیطانی. هر دو تیغ باطل را تیز کرد و بر سر راه حق مانع ایجاد کرد. سواد لشکریانی که به جنگ سید الشهدا رفتند، دل کودکان و زنان را لرزاند حتی اگر فرصت جنگ نیافتند. نیامدن کسانی که امام را قبول داشتند هم پشت لشکر حق را خالی کرد. پس در نظام محاسباتی هر دو گروه به لشکر خدا آسیب زدند. این ماجرا روز به روز "نو" می شود در باور "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا". راستی کجا ایستاده ایم؟ نه به ادعا که دعا را هم به بازی می گیرد، به عمل در میدان. حرف جنگ نیست امروز اما جبهه حق همچنان در مقابله با جبهه باطل است. این جبهه هم از جانِ تک تک مان تا تمام پهنه جهلن امتداد دارد. همین هم تکلیف را سنگین می کند. آنان که به باغ و راغ و حساب بانکی و خانه اهدایی و پُست و مقام نا به جا و ویژه خواری و .....عادت می کنند، در برابر امام حسین اند حتی اگر خود را سرباز او بدانند. نگفته روشن است که با دروغ و نیرنگ و بد بینی و بدخواهی و بدکرداری و باطل رفتاری، ما را در لشکر حسین(ع) جایی نخواهد بود. از صراط مستقیم عمل صالح است که می شود در همه عاشوراهای مکرر تاریخ در جایی ایستاد که امتداد سپاه سید الشهداست. بی حساب، کارنامه قبولی نمی دهند. عالم حساب و کتاب دارد. نوع رفتار ما نسبت ما را با امام حسین بیان می کند نه ادعاها که در حساب حقیقت به هیچ گرفته نمی شود. با خود صادق باشیم. جای ما در عاشورای امروز کجاست؟

جمهوری اسلامی / شماره / یکشنبه 24 تیر 1403 / صفحه 3 / حبر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:14  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

آزاده که نیستند بماند، با ادبیات خودشان بخواهیم صحبت کنیم، دین هم ندارند. دین و دیندار التزام به آزادگی دارند. کسانی که از این خصلت انسانی و الهی بی بهره اند، دین هم ندارند. اگر قرار به قیاس بر اساس رفتار و گفتار باشد، این جماعت به یزیدی بودن نزدیکتر و به خوانش صفات رذیله سزاوارترند. می خواستم بنویسم بدبختانه، به نام دین هم علیه بینات و تصریحات دینی، اقدام می کنند، یادم آمد آنان که در کربلا بر حجت خدا، تیغ کشیدند و سرِ سید الشهدا(ع) را بریدند و به نیزه کردند هم داعیه دین داری داشتند.

اینان که امروز هر ناروایی را روا می دارند و هر تهمتی را برچسب افراد می کنند و هر بداخلاقی را به اخلاق عملی خود تبدیل کرده اند، از همان قبیله اخلاق سوز ها اموی رفتار ها یند.

من همواره می کوشم کلمات- حتی اگر آتش به جان داشته باشند- روانی را برنیاشوبند. تلاش می کنم تند نگویم حتی به تندگویان افراطی رفتار اما گاهی فریاد زدن را عین عدل و احقاق حق می دانم. مثل امروز و این خبر. بخوانید؛" یک روحانی بدون دعوت پشت میکروفون قرار گرفت و با طعنه و کنایه رئیس جمهور منتخب را یزیدی خطاب کرده و رای دهندگان را فریب خوردگان دستگاه معاویه خواند، این سخنان با واکنش و اعتراض تند مردم مواجه و سخنران مجبور به اتمام سخنرانی و ترک مجلس شد." این ماجرا در مسجد امام جعفر صادق شهر محمدیه شهرستان البرز اتفاق افتاده است. آن هم در مراسمی که محمد علیخانی، امیر طاهرخانی و جمعی از اعضاء ستاد دکتر پزشکیان در استان قزوین نیز حضور داشتند.

واقعا این افراد با خودشان چه فکر می کنند که هر نوع بی فکری از آنان سر می زند؟ در ماجراهایی چنین می خواهند آبرو از رئیس جمهور منتخب ببرند اما انگار نمی فهمند که به مجلس حسینی و صاحب مجلس که امام زمان(عج) است اهانت می کنند. باطل کردارانی که حق را به قامت کوتاه خود می سنجند و هرکه مثل آنان به جمود گرفتار نباشد، را تکفیر می کنند. اینان را هم اگر تیغ و تیر در اختیار بود، روی داعش را سفید می کردند. اگر خونی که در دیده و دل دارند از دست شان نمی چکد نه به خاطر طهارت پندار که به خاطر کوتاهی دست ها است. خدا زبانِ پرگناه شان را هم مثل دست هاشان کوتاه کند تا ملک و ملت یک مقدار بتوانند نفس بکشند به حرمت سید الشهدا و همه شهدای راه حق. ان شاالله

انتخاب / کد خبر: ۸۰۰۸۷۴ / یکشنبه ۲۴ تير ۱۴۰۳ / ساعت: ۲۰ : ۲۱

https://www.entekhab.ir/003MLK

https://www.entekhab.ir/fa/news/800874/

انصاف نیوز / یکشنبه 24 تیر 1403

https://ensafnews.com/533624/

لست بوم / https://lastboom.ir/news/187465/

8 صبح / https://8sobh.ir/?p=102730

دیباچه / https://dibaache.com/post/22866185

خبرفارسی / ویستا / و....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:10  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

نیاز ما به عاشورا، مثل نیازمان به اکسیژن است. خیلی بالاتر از نیاز آدمی به آب. بی آب می شود مدتی سر کرد اما بی اکسیژن مگر می شود نفس کشید؟ مگر می شود بی نفس زندگی کرد؟ ما حیات معنوی خویش را در تعریفی چنین با عاشورا می بینیم. آن کلامِ حقیقت نمای "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" رسم زیستی ماست. هر روزمان باید نسبت خود را با عاشورا تعریف کند و هر زمین مان نیز باید مثل کربلا به شهادت شکوفه بدهد. ما از زمان و زمین مان انتظاری چنین داریم. این گونه می توانیم به تعریف خویش با حقیقت برسیم. بنوت و فرزندی ما با امام حقیقت اینجا تکامل می یابد. این رابطه است که ما را از ماترک امام ،صاحب حق و سهم می کند. خداوند درجاتِ حضرتِ آیت الله صفایی حائری(ره) را هر روز مضاعف فرماید که به طرح سوال انسان را به تاملی سازنده وامی داشت؛" اگر من به ولایت حسین نرسیدم، اگر ابوّت اولیاء را نخواستم، اگر فرزند دنیا و یا بدتر بنده دنیا شدم‏ و دین در وجود من شکل نگرفت و تنها بر زبانم نشست؛ آیا با حسیـن قرابتى دارم؟ آیا از عاشورا ارثى مى ‏برم و سهمى مى‌گیرم؟" معلوم است که نه. کسانی می توانند ادعای ارث و میراث کنند که رابطه فرزندی را حفظ کرده باشند. حفظ شانی چنین آسان نیست که سخت است. چنان که استاد می گوید:" تحمل ولایت و صبورى در برابر امانت و تکلیف، یا شهود تمام مى‌خواهد و یا عشق مبتلا. " با عشق است که می شود راه را باز کرد و خود را به مقصد رساند. وارثان حسین‏ در شعور و عاطفه‏ و در تصمیم‏ و عمل‏ متحّول شده‌‏اند و به حسین پیوند خورده‌‏اند و از علم‏ و عشق‏ و عبودیت‏ و خلوص‏، نشان گرفته‌‏اند.در واقع، میراثى جز همین بصیرت و علم و عبودیتِ تقوا و عبودیتِ صلاح نیست. " با همین میراث است که می شود دنیا را چنان آباد کرد که به بهشت در عقبا پل بخورد. رستگاری دو دنیا رهین این وراثت است. این فرصت را غنیمت شماریم. با غنی سازی هسته های معرفتی در درون خویش نیروگاهی بسازیم که بتواند جان و جهان ما و حتی دیگران را روشنایی بخشد. وظیفه وارث، حفظ ارث هم هست. این هم اقتضا می کند تا دیگران را هم همراه کرد. همراهی همگانی است که سفره نعمت را برای همه می گستراند. چنین بار رزق مان به دعای امام حسین ان شاالله.

ب / شماره 5354 / یکشنبه 24 تیر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030424.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:1  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

انقلابی، از انقلاب سنگر نمی سازد، به جان سنگرِ انقلاب می شود. انقلابی، به قرائتی که شهدا داشتند، جان را چراغ می کرد تا همه به فهم درست از انقلاب برسند. نگاه سفره ای و نردبانی به آن نداشت مگر این که برای مردم، برای همه مردم باشد. با این نگاه بود و است که انقلاب برای ما کلمه مقدس می شود. چون با هدف مقدس، اتفاق افتاد. جبهه انقلاب هم برای نسل ما، امتدادی به پهنه ایران داشت و دارد و فراوانی آن هم به اندازه همه مردمی است که به آرمان های انقلاب، باور دارند. فرو کاستن آن به یک جریان، ظلم به این مفاهیم بلند است. تنازل بی حسابِ انقلابی است که به حساب خون شهیدان،صعودی نوشته شده است. یا ندانسته چنین خاصه خرجی می کنند که خدا دانایشان کند. یا دانسته و خود خواسته چنین می کنند که خدا به خودشان واگذارشان فرماید و انقلاب را از دست شان نجات دهد. انقلابی، نگاه وسیع دارد، حق طلب است، رانت ستیز است، فساد را هرجا و نزد هرکس ببیند، برآن می شورد. استانداردهایش نسبت به آدم ها و جریان ها گوناگون نمی شود. بیشتر مردم ما چنین اند. انقلابی اند به معنای واقعی اما از آن کلید نمی سازند برای این که درها را – بی حساب- به روی خود باز کننند. دل شان، دیده شان، دست شان، چنان پاک است که ذره ای غبار هم بر آن بنشیند به چشم می آید. به تکاپو می افتند برای شستن و طهارت دادن آن. من میان مدعیان انقلابی گری چنین خصلتی نمی بینم. به شعار صدای شان تا آسمان می رسد به عمل اما زمین شان پر از شوره زار است. جز برای خود حقی قائل نیستند. بی آن که-جز در ظاهر- نسبتی با انقلاب و فرهنگ آن داشته باشند، به میراث خواری می پردازند. انقلابیون واقعی اما به عمل میراث داری می کنند چه این میراث، ذخیره راهبردی همه نسل ها در همه عصر هاست. انقلابی ها به جغرافیای ایران و هویت ملی، نگاهی در تراز انقلاب دارند چه این ظرف کرامند ایران است که مظروف فرهنگ انقلاب را در خویش بارور می کند. بدون نگاه ملی نمی شود انقلابی بود و انقلاب را حفظ کرد. انقلاب هم پیشران توسعه ایران است. پس ملی اندیش هم نمی تواند بهِ فرهنگِ سازنده انقلاب، بی اعتنا باشد. این دو در کنار هم امید امروز و آرزوهای رفیع فردا را رقم می زنند. از این رهگذار است که می شود به افق های روشن آینده رسید.

ب / شماره 5354 / یکشنبه 24 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030424.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:59  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

ایمان و هجرت، اصلی است که در کربلا معنایی پر شکوه می یابد. ایمان به توحید است که دنیای شرک را چون لباسی تنگ در برمی بیند حتی اگر مشرکان در لباس مسلمانان باشند حتی اگر بر ارئکه خلافت مسلمین تکیه زنند. امام حسین، علیه السلام، می بیند این شرکِ اسلام پیچ شده را. می بیند طاغوت را در لباس خلیفه مسلمین. می بیند و از مدینه به مکه و از مکه تا کربلا را هجرت می کند. هجرتی که جهاد تبیین را در لحظه به لحظه خود دارد. این را هم همان اول ماجرا به صراحت بیان می کند امام هنگام که ولید بن عقبه فرماندار مدینه بود، یزید ،می خواهد از امام حسین (ع) بیعت بگیرد اما، امام (ع) در جواب ولید بدون هیچ ترس و تردیدی فرمود: إنّا اهل بیت النُبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائکة و بنا فتح الله و بنا ختم الله و یزید رجلُ فاسق، شاربُ الخَمر، قاتل النَفس المُحرّمة، مُعلنُ بالفِسق و مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ؛ ما خاندان نبوت و معدن رسالتیم، ما مکان آمد و شد فرشتگانیم. اسلام به واسطۀ ما آغاز شد و به دست ما به انجام می رسد. اما، یزید فاسق و شرابخوار است، قاتل انسان های محترم است. آشکارا فسق و فجور می کند و حد و مرز الهی را می شکند، و کسی مثل من با مثل یزید بیعت نمی کند." بیعت نکردن همان اعلان جهاد روشن گری است که ایمان را هم معنایی صریح است. استاد صفایی حائری(ره) هجرت و جهاد را همراه با هم می‌دانند، هنگامی که ایمان آمد جاهدوا و هاجرو می‌آید، باید برای معبود جهاد کرد، اگر به جایی نرسید دست بر ندارید، هجرت کنید و در جای دیگر پایگاه سازی نمایید. این تکلیفی است که خدا برای انسان نوشته است. اباعبدالله هم به همین تکلیف عمل می کند. حضرت آیت الله خامنه ای با بیان گفت و شنودی که روز اول بین امام و والی مدینه گذشت می گویند:" مروان فردای آن روز، حضرت را در کوچه‌های مدینه دید، گفت: یا اباعبداللَّه، تو خودت را به کشتن میدهی! چرا با خلیفه بیعت نمیکنی؟ بیا بیعت کن، خودت را به کشتن نده؛ خودت را به زحمت نینداز! حضرت در جواب او، این جمله را فرمود: «اناللَّه و انا الیه راجعون و علیالاسلام السّلام، اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید» ؛ دیگر باید با اسلام، خداحافظی کرد و بدرود گفت؛ آن وقتی که حاکمی مثل یزید بر سر کار بیاید و اسلام به حاکمی مثل یزید، مبتلا گردد! قضیه شخص یزید نیست؛ هرکس مثل یزید باشد. حضرت می خواهد بفرماید که تا به حال هرچه بود، قابل تحمّل بود؛ اما الان پای اصل دین و نظام اسلامی در میان است و با حکومت کسی مثل یزید، نابود خواهد شد. به این که خطر انحراف، خطر جدّی است، اشاره می کند. مسأله، عبارت از خطر برای اصلِ اسلام است." امام مدینه را جای ماندن نمی بیند. هجرت را برمی گزیند. به سوی مکه می رود. آنجا را هم تنگ می بیند و با توجه به دعوت کوفیان راهی عراق می شود. این هجرت در کربلا به جهاد پیوند می خورد تا جهان با حقیقت اسلام آشنا شود. حقیقتی که بنی امیه از آن پوستینی وارونه ساخته بودند.....

ب / شماره 5353 / شنبه 23 تیر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030423.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:7  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

برخی ها سخن نگویند، بزرگترین خدمت را کرده اند. هم به خود و هم به جامعه و هم به دین و مکتبی که سنگ اش را به سینه می زنند. البته همان سنگ را هم در ترازو می گذارند تا از کفه دیگرش- حتی سنگین تر- نان بردارند. اینان را باید گفت که به رغمِ پندار و گفتارِ شما، نور تاریکی نمی زاید و نمی افزاید. نمی شود برای پندار تاریک خود از آن وام بگیرید. قَرضی چنین نه تنها پایه پندارتان را قُرص نمی کند که آن را به هم می ریزد. غافلید که خصلت نور تاریکی ستیزی و شفافیت است نه ابهام گستری. نام نمی برم تا به نقد رسمی بپردازم که از زبان و رفتار برخی برمی خیزد. تلاش زیاد دارند برای مشابهت سازی رفتار خود با بزرگان و اولیای الهی. می کوشند به جای توضیح المسائل که ضرورتی مومنانه است، "توجیح المسائل" بگشایند و برای هر رفتارِ ناصواب، توجیحاتی عجیب، ردیف کنند که ناآگاهان برای آن "خطارفته" ثواب هم متصور بشوند. جواب شان را -البته- قرن ها پیش مولوی بزرگ به صریح ترین کلمات داده است؛

کارِ پاکان را قیاس از خود مگیر

گرچه باشد در نوشتن شیر، شیر

اینان را اما باید گفت، بی قیاسِ کار خویش با بزرگان، کوچکی های خود را جبران کنند. چه این مشابهت پنداری ها نه تنها دردی از آنان دوا نمی کند که دردی هم بر درد های جامعه می افزاید. برای اصلاح خود مطابق استاندارد های تربیتی دینی بکوشند نه این که الگوهای بلند و قامت کشیده انسانی را به اندازه قامت کوتاه و ذهن کوچک خود فربکاهند. این عین کفر است. مگر نه این که کفر را پوشاندن حق معنا کرده اند؟ این تصاویری که برخی ها از دین و الگوهای دینی نشان می دهند پوشیدن حقیقت است. ناخوانده و ناشنیده انگاشتن آیات قرآن است. حرمت مقدسات را به عنوان میراث الهی نگه داریم. این به خودما هم حرمت می بخشد. شکستن این حریم، حفاظ شیشه ای خودِ "سنگ دهانان" را هم در هم خواهد شکست.

ب / شماره 5353 / شنبه 23 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030423.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:5  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

انقلاب برای ما کلمه‌ای مقدس است چون با هدف مقدس، اتفاق افتاد. جبهه انقلاب هم برای نسل ما، امتدادی به پهنه ایران داشت و دارد و فراوانی آن هم به اندازه همه مردمی است که به آرمان‌های انقلاب، باور دارند. فرو کاستن آن به یک جریان، ظلم به این مفاهیم بلند است. تنازل بی‌حسابِ انقلابی است که به حساب خون شهیدان، صعودی نوشته شده است. یا ندانسته چنین خاصه خرجی می‌کنند که خدا دانایشان کند. یا دانسته و خود خواسته چنین می‌کنند که خدا به خودشان واگذارشان فرماید و انقلاب را از دستشان نجات دهد.

انقلابی، نگاه وسیع دارد، حق طلب است، رانت ستیز است، فساد را هرجا و نزد هرکس ببیند، برآن می‌شورد. استانداردهایش نسبت به آدم‌ها و جریان‌ها گوناگون نمی‌شود. بیشتر مردم ما چنین هستند. حتی بسیاری از کسانی که رای ندادند هم چون دیدند به آرمان‌های انقلاب و میثاق‌های گذشته عمل نمی‌شود، راه خود را جدا کردند. والا از انقلابی که عدالت را سرلوحه خود داشته باشد، جز ظالمان، روی برنمی تابند. با انقلابی که صادق و صریح باشد، جز کسانی که "فسادِ دبش" مرتکب می‌شوند، پنجه به رویش نمی‌کشند. جز کسانی که اهل باغ و تاق و راغند، در برابرش نمی‌ایستند. برای مردم، این که فلان گروه بر خود چه نامی می‌نهد و فلان جریان خود را به چه تعریف می‌کند مهم نیست. با رصد اعمالشان، با آنان مواجهه می‌کنند. مردم افراد را به اخلاق و رفتار شان می‌شناسند نه شعاری که فریاد کنند. با این سنجه‌ها بسیاری از خود انقلابی پندار‌ها اگر ضد انقلاب نباالاسلام قل انقلابی نیستند. کسانی که رشد شان قارچ گونه و براساس رانت است چه نسبتی با انقلاب عدالت محور دارند؟ کسانی که همه چیز را برای خود می‌خواهند و حتی رفقای خود را هم می‌رانند، با انقلابی که آغوشش به روی همه باز بود و باید باشد چه خویشاوندیی می‌توانند برای خود ثبت کنند؟ کسانی که برآمدن رئیس جمهوری از غیر جریان خود را تاب نمی‌آورند، چطور خود را به انقلابی نسبت می‌دهند که همه فرزندان خود را عزیز می‌دارد؟ مطالب رد و بدل شده این روزهای مدعیان را بخوانید. ببیند جز تباین آیا نسبتی می‌شود بین برخی‌ها و منطق انقلاب یافت؟ خدا کند، به خود آیند و به خود آییم همه مان و انقلاب را مصادره نکنیم. انقلاب، روح جاری در ایران است و ایران هم برای همه ایرانیان است به هر نگاه و مذهب و زبان و رنگ و نژادی که باشند. انقلابی نمی‌تواند خود را ایرانی‌تر بداند سر سفره مگر در سنگر دفاع مثل شهدا. جز این باشد، مثل آنان که می‌گفتند این کشور مال حزب‌اللهی‌هاست، هم حزب‌الله را خراب می‌کنند وهم آبرو از انقلاب می‌برند. البته خون به دل انقلابیون واقعی هم می‌کنند. ان‌شاالله از درد دل انقلابیون صاحب شناسنامه که به حاشیه رانده شده‌اند تا مدعیان متن را اشغال کنند، خواهم نوشت. ان‌شاالله!

جمهوری اسلامی / شماره 12856 / پنجشنبه 21 تیر 1403 / صفحه 3 / خبر

https://jepress.ir/?newsid=333279

http://jepress.ir/archive/pdf/1403/04/21/3.pdf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:6  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

محرم را باید به فصل مَحرَم شدن ارتقا داد. از زلال احساس به شکوه معرفت رسید. این یک ضرورت ایمانی است برای ساخت زندگی که در هندسه امامت دارای جایگاه باشد. قدم اول البته حب است که در احساس متبلور می شود. اما این حب نباید از پر قنداق و فقط از شیر مادر باشد. به گفته استاد صفائی حائری(ره) «آن حبی که پدر ها باید به بچه ها منتقل کنند، حبی است که همراه بینات و برهان باشد و در دنیای آشوب زده ای که هر روز دانشمندی را عَلم می کنند، بتواند دوام بیاورد»؛ به ویژه امروز که شبهات، روزافزون است. باطل را لباس حق می پوشند تا جای حق را بگیرد. فضای مجازی هم پر است از توهمات پرسش نما؛ پرسش برای رسیدن به پاسخ و حقیقت است اما پرسش های توهمی فقط برای وهمناک کردن فضا و غبار افروختن تولید می شود و گوش شنوایی برای شنیدن پاسخ ندارد. نمی خواهم به سیاهه کردن این قبیل سؤالات بپردازم. هر پرسش را در جای خود باید پاسخ داد. در این مقال می خواهم به این نکته توجه کنیم که رابطه ما با سیدالشهدا و امامت، فقط این نیست که محبت به ارث رسیده باشد از پدر و مادر خونی آدمی. رابطه امت با امامت خود هم ذیل رابطه ابوت و بنوت معنا می شود و محبت پدرفرزندی ایجاد می کند. درکنار این باید دانست که «انسان از ولی، رزق می گیرد». همان طور که کوچک ترین کلمات امیرالمؤمنین(ع)، بزر گ ترین بن بست های معرفتی را می گشاید، رابطه با عاشورا هم باید نقشی چنین داشته باشد. نه فقط برای مؤمنانِ از مسلمانان. نه تنها برای مسلمانان که گاندی هندو هم بر سر سفره رزق حسینی می نشیند و درس می گیرد. این سخن اوست که «من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏ ام و توجه کافی به صفحات کربلا کرده‏ ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز شود، باید از سرمشق امام حسین پیروی کند». سفره سید الشهدا(ع) گسترده است برای همه. هر فردی می تواند پای این سفره بنشیند، منتها بهره ای که می گیرد، بسته به سعه وجودی اش خواهد بود؛ به اینکه توان برداشتش چقدر است، چقدر ژرف می نگرد. این کلام جرج جرداق(دانشمند و ادیب مسیحی)، ظریف نگاهی است به کلام آمده که «وقتی یزید، مردم را تشویق به قتل حسین و مأمور به خونریزی می ‏کرد، آنان می گفتند چه مبلغ می دهی؟ اما انصار حسین به او گفتند: ما با تو هستیم؛ اگر هفتادبار کشته شویم، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم». جرج جرداق با نگاه به تفاوت منظر یاران امام و یزید، به تمیز دادن حق از باطل پرداخته است. باری، سفره محرم، سفره ذکر و رزق و روشنی است. با حضور در مجالس حسینی و با تأمل در سیره و سلوک امام باید رزق خود را گرفت.

شهرآرا / شماره 4261 / پنجشنبه 21 تیر 1403 / صفحه 13 / جامعه / چ2ب

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15307/405431

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/4/20/15307_142634.pdf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:2  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

آینده مسعود، تقدیرمان شد با نامی که بر برگه‌های رای رقم خورد. به فال نیک باید گرفت این نام را و از رییس‌جمهور منتخب خواست که شرحِ اسم خویش باشد برای همه مردم. برای ایران. برای خوشبختی فردبه‌فرد ملت بکوشد. برای توسعه شادی و شادمانی مردم تلاش کند. سعادتمندی ایرانی و ایران را هدف‌گذاری کند. قطعا هدفی چنین لطف الهی را هم همراه خواهد آورد. این همان حرکتی است که خداوند علی اعلا، برکت آن را ضمانت فرموده است. یک تقارن درس‌آموز هم دارد این انتخاب که بر کرانه محرم اتفاق افتاد. این برای ما که همه زندگی‌مان را با امام حسین، علیه‌السلام، معنا می‌کنیم، پیام‌های مختلفی دارد. پیام‌هایی که اگر دریابیم، “دُر” خواهیم یافت و به استغنایی خواهیم رسید که رزق سفره حضرت سیدالشهداست. رزقی که لقمه‌هایی از آن را آقای رییس‌جمهور در دوران دفاع مقدس، نوش جان و چراغ راه کرده است. راز سلامت و دل و دیده و دست‌پاک پزشکیان را هم باید در همان زیستِ بهشتی در کربلای جبهه دانست. می‌خواهیم که با همان طهارت نگاه هم خود قدم بردارد و هم همراهانی انتخاب کند، که در هندسه‌ای چنین برای مهندسی زندگی مردم، همت کنند. به‌ویژه در حوزه فرهنگ، بکوشند نسبت فرزند- پدری آحاد مردم نسبت به امامت احیا شود تا ما را هم از میراث سیدالشهدا بهره‌ای باشد.استاد صفائی حائری(ره) زیبا تبیین می‌کند این افراد را؛” وارثان حسین(ع)‏ در شعور و عاطفه‏ و در تصمیم‏ و عمل‏ متحول شده‌‏اند و به حسین پیوند خورده‌‏اند و از علم‏ و عشق‏ و عبودیت‏ و خلوص‏، نشان گرفته‌‏اند.درواقع، میراثى جز همین بصیرت و علم و عبودیتِ تقوا و عبودیتِ صلاح نیست. ” ما می‌خواهیم نگاه شما برای ساختن فردای ایران، از این آبشخور مطهر جان بگیرد. جهان را این‌گونه بهتر می‌شود ساخت. تقوای واقعی که باشد، تخصص را هم به همراه می‌آورد. همان‌که شما به آن در مناظرات به‌عنوان کلیدواژه اصلی تکیه داشتید. اگر می‌بینیم برخی‌ها به ادعای تقوا مصدر کاری خراب‌شده‌اند به این خاطر است که تقوا ندارند. واقعیت و حقیقت همان است که شهید چمران گفت: کسی که تخصص ندارد و کاری را می‌پذیرد بی‌تقواست. کار را به افراد باتقوایی بسپارید که از سفره حسین(ع) رزق و روزی می‌خورند. یا علی!

نخست نیوز / کد مطلب 102272 / پنجشنبه 21 تیر 1403

https://nakhostnews.com/?p=102272

نخست / شماره 1017 / پنجشنبه 21 تیر 1403 / صفحه 3 / جامعه

https://nakhostnews.com/wp-content/uploads/2024/07/1-8-k.pdf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر ۱۴۰۳ساعت 10:59  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

مومنان همواره به نصرت الهی چشم دارند. پای در زمین اما دیده و دل به آسمان دارند. باورشان است که حضرت حق خقیقت را یاری خواهد فرمود. از منظر اهل معرفت، نصرت، اصلی است که بعد از هدایت مطرح می‌شود. استاد صفایی حائری(ره) این اصل را لازمه ماندن در راه تلقی می‌کنند. در واقع نمی‌توان بعد از هدایت، امت را رها کرد بلکه باید نصرت دهید، «ان الله یدافع اللذین آمنوا» لازم است این نصرت بر اساس ملاکی صورت می‌گیرد، اباعبدالله چگونه کوفیانی را که از او درخواست کمک کرده اند یاری نکند؟ بعد از هدایت نمی‌شود سر را در لاک خود کرد. البته خود نصرت دارای دو وجهه است، یک وجهه نصرت از ناحیه پروردگار و وجهه دوم نصرت از ناحیه ماست، یعنی اگر امام حرکتی کرد باید ما اورا نصرت کنیم. هرکس در جرگه ولایت وارد شد وظیفه‌ای پیدا می‌کند. امام موظف است مارا در دایره ولایت خود با هدایت وارد کند و ماهم موظفیم نصرت کنیم امام را. او ما را به راهنمایی و هدایت، دست می گیرد و ما به همراهی و ایستادگی باید او را حمایت کنیم. این هم شرح همان کلام تبیین کننده مولا علی در نخستین خطبه خلافت است که می فرماید:" لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِيامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّه ُ عَلَى العُلَماءِ أن لا يُقارُّوا على كِظَّةِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ ، لأَلقَيتُ حَبلَها على غاربِهِا؛ اگر نبود حضور آن جمعيت و تمام شدن حجّت با وجود يار و ياور و اگر نبود كه خداوند از دانايان پيمان گرفته است كه بر سيرى ستمگر و گرسنگى ستمديده رضايت ندهند ، هر آينه مهار شتر خلافت را بر شانه اش مى انداختم ." در این نگاه، وقتی مردم به هدایت خواهی و حمایت برخیزند، امام باید به یاری و هدایت شان برخیزد. این عهدی است الهی که در کلام و روش امام علی(ع) تعریف و عمل شده است. همین موضوع است که امام حسین (ع) را هم به سمت کوفه می کشاند. کوفیان با چندین هزار نامه و تعهد یاری از پی هدایت خواهی کار را به جایی رسانده اند که امام باید اقدام کند. البته بعد نه پشت که در برابر امام صف آراستند و تیغ کشیدند. کربلا شاهد هدایت ستیزی و تعهد شکنی آنان بود اما امام حق مطلب را در هدایت گری و نصرت تمام کردند......

ب / شماره 5352 / پنجشنبه 21 تیر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030421.pdf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر ۱۴۰۳ساعت 10:55  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

این روزها بیشتر به صدای جیبت گوش میدن تا صدای قلبت...! این شده است، تراز دوستی های امروز. شخصیت افراد را با حساب بانکی اش می سنجند نه اخلاق انسانی اش. معلوم است که نتیجه تعاملی که با این عیار شکل گرفته است چه خواهد بود؟! قدیم اما اخلاق حرمت ذاشت، خویشاوندی سنگی بود که در هر ترازو می گذاشتی، از کفه دیگرش یک دنیا اعتبار برمی داشتی. خالا اما گاه خویشاوندان هم به اعتبار حساب بانکی، رفتار های خود را تنظیم می کنند. به جایگاه اجتماعی و قدرتی که فرد دارد. بداخلاق باش، حتی بددهان هم باش اما از قدرت و ثروت بهره داشته باش. برخی برده وار و حتی بره وار دنبالت می گردند اما در نبود این دو، تو را اصلا نمی بینند که بخواهند واکنشی نشان دهند. یادم هست بنده خدایی می گفت، روزگار نداری، دید را نادیده می گرفتند و قدم تند می کردند تا به آنان نرسم. مبادا تو رودربایستی بخواهند بفرمایی بزنند به خانه شان. او می گفت، روزگار گذشت و به نان و نوا و البته نامی آوازه مند رسیدم، همان ها قدم تند می کردند که به من برسند و تا کمر خم شوند برای اردات. تلخ است این رفتاری که برخی در پیش می گیرند تا پس نیفتند. باد در آبروی افراد می اندازند و صد گناه نکرده را به نام او می نویسند اگر فقیر باشند. صد پرده می شوند برای پوشاندن بدی های فرد دارا. واقععیت همان است که بنده خدایی نوشته بود؛ "دردنیای امروز فقر آتشی است که خوبی هارا می سوزاند وثروت پرده ایست که بدی هارا می پوشاند. چه بی انصافندآنانکه یکی را می پوشانند به احترام داشته هایش ودیگری را می سوزانند به جرم نداشته هایش...!" بکوشیم از این قبیل نباشیم. از آنانی باشیم که همه چیز را به تراز قبله نظم می دهند و بندگی خدا را معیار می گیرند. کسانی که برای رقم زدن روزهای خوب برای دیگران چنان می کوشند که خود هم از آن بهره وافی می برند. در تعالی انسانی و شرافت اخلاقی اند نه مثل کسانی که همیشه- خودخواهانه- به فکر آمدن یک روز خوب هستند و برای ایجاد آن تلاش نمی کنند. گاه حتی تلاش دیگران را هم ناکام می گذارند انگار کامروایی خود را در ناکامی دیگران می پندارند.....

ب / شماره 5352 / پنجشنبه 21 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030421.pdf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر ۱۴۰۳ساعت 10:54  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

کربلا یک جغرافیای نامتناهی است. هیچ قدرتی نمی تواند آن را محدود کند. همه تلاش ها بر محصور کردن آن تا کنون و تا همیشه محکوم به ناکامی است. کربلا، صراط مستقیم هدایت است به سوی حق. در این ساحت هم فراتر از آب و نان و حتی رفاه، باید به تعالی نظر داشت. خدا درجات استاد صفائی حائری را مضاعف فرماید که زیبا به این مهم توجه می داد که؛" ..... اگر ما بنا شد که بمانیم حرف آخر نمی‌شود که این باشد نانی به مردم بدهیم و تمام، هدایت لازم است و اصل است. ما چه نیاز‌هایی داریم؟ هدایت یکی از نیاز‌های ماست چراکه نیاز به معرفت و آگاهی دارد و معرفت بدون هدایت نمی‌شود. قرآن کتاب هدایت است چراکه کتاب بیان و فرقان است. هدایت همواره هدایت به احکام نیست بلکه گاهی هدایت به مواقف است، هدایت به جایی که در تاریخ ایستاده اید و به جایی که باید بروید." والا در کربلا، آنانی که در برابر حجت خدا ایستادند و تیغ کشیدند برای شهادت او هم به احکام عامل بودند. در برابر نماز سید الشهدا، نماز جماعت می خواندند. غسل می کردند برای جنگ با ولی خدا. همدیگررا به بهشت بشارت می دادند اما جز به ضلالت و تباهی راه نبردند. چون نسبت به موقف های بندگی غریبه بودند و در صحنه به بردگی زر و زور و تزویر یزیدی گرفتار شدند. آنان طرف درست تاریخ نایستادند بلکه در جایی قرار گرفتند که تاریخ به اندازه همه روز هایی که از عاشورا گذشته است آنان را به لعن و نفرین می خواند. زیارت عاشورا، این لعن را الی یوم القیامه امتداد می بخشد و در "یوم القیامه" که "یوم الحساب " هم هست به حساب تک تک شان رسیدگی خواهد شد. از نماز و قرآن خوانی بهره ای جز حسارت نخواهند برد که امام ثقل دیگر در کنار قرآن است. نمی شود قرآن را برداشت و امامت را فرو گذاشت و به حکم امیرِ طاغوت بر ولی خدا شورید و تیغ کشید و توقع داشت قرآن خوانی چاره کار کند. قرآن با امامت است که انسان را به رستگاری می رساند. تمسک به این دو فرمان نبی اعظم الهی است. بدون معرفت، هدایت، به روی کسی پنجره باز نمی کند......

ب / شماره 5351 / چهارشنبه 20 تیر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030420.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر ۱۴۰۳ساعت 13:7  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

ما دولت را مقدس نمی دانیم. یک نهاد عرفی است که باید زمینی دیده و کارنامه اش بازخوانی شود. هاله ای از تقدس هم بر تن پزشکیان نمی پوشانیم تا کسی جرات نقد کردنش را نداشته باشد. همین هم تفاوت آشکار نگاه کسانی است که به پزشکیان رای دادند و آنانی که نگاه دیگر داشتند. همان ها در ادوار گذشته، رئیس جمهور را که منسب به جناح شان بود را تا حد معجزه ستودند و نوشت های معمولی اش را شایسته درج در کتاب ها خواندند. اما وقتی دور با کسانی می افتاد که از جناح دیگر با رای مردم رئیس جمهور می شدند دیگر مقدس شمرده نمی شدند بلکه برای تخریب شان قلم ها و تریبون ها احساس تکلیف می کردند. مشکلات می شد نتیجه بی عرضگی . همان مسائل و مشکلاتی که در دولت خودی ها امتحان الهی بود! آمد و شد دولت ها، دوگانه بودن استاندارد های نگاه شان را عیان کرد. ما اما بر اساس یک استاندارد هیچ دولتی را مقدس و فرازمینی نمی دانیم. بت تراشی نمی کنیم. با عیار مشخص کارنامه ها را می سنجیم. همین اغاز کار هم قرار دوستانه مان با دکتر پزشکیان، نقد و انتقاد و حتی نق زدن است. او را که اهل نهج البلاغه است به ساختارسازی و انتخاب یاران بر اساس فرمان امام علی به مالک اشتر فرامی خوانیم که فرمود: باید که برگزیده ترین وزیران تو کسانی باشند که سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در کارهایی که خداوند بر دوستانش نمی پسندد کمتر تو را یاری کنند، هر چند، که این سخنان و کارها تو را ناخوش آید. به پرهیزگاران و راست گویان بپیوند، سپس، از آنان بخواه که تو را فراوان نستایند و به باطلی که مرتکب آن نشده ای، شادمانت ندارند، زیرا ستایش آمیخته به تملق، سبب خودپسندی شود و آدمی را به سرکشی وادارد.". به همه همقلمانم در رسانه های مختلف می گویم که از تجربه قدسی سازی دوستان که نتایج ناخوشایند به بار آمد، عبرت بگیرند و بگیریم. نگذاریم دولت عرفی در جایگاه قدسی بنشیند که نتوان نقدش کرد. یادمان نرفته است دوره های پیشین را. پس از تکرار آن پرهیز می کنیم. با صادقانه دیدن و مومنانه تحلیل کردن، گفتنی ها خواهیم داشت با آقای رئیس جمهور. این هم بهترین هدیه ماست به او از جایگاه بهترین دوست و برادر که امام صادق(ع) می فرماید:" أحَبُّ إخواني إلَيَ مَن أهدى إلَيَ عُيوبي؛ دوست داشتنى ترينِ برادرانِ من ، كسى است كه عيب هايم را به من هديه دهد ." موفقیت ملک و ملت و دولت رهین صراحت و صداقت است نه تملق و قدسی سازی. همین!

ب / شماره 5351 / چهارشنبه 20 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030420.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر ۱۴۰۳ساعت 13:6  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

تفاوت‌ها همین جا آشکار می‌شوند. در نوع مواجهه رسانه‌ها با دولت. در شیوه نگاه هواداران به رئیس دولت. بر خلافِ برخی‌ها که اگر دولت از جناح شان باشد یک دفعه قدسی می‌شود و اگر از جناح مقابل باشد واجب‌التخریب، ما تفاوت نگاهمان را چنین نشان می‌دهیم که در روز مبارکباد پیروزی، به تاکید می‌گوئیم دولت را مقدس نمی‌دانیم. هاله‌ای از قداست بررئیس جمهورمان نمی‌پوشانیم. او را فرانقد نمی‌دانیم بلکه برای انتقاد از او قلم هامان را هم تیز می‌کنیم. خود را موظف می‌دانیم آینه باشیم تا خود را با همه نقص و ضعف و قوت‌هایش در کلمات ما ببیند. این را خیلی پسندیدم که برخی هواداران رئیس‌جمهور منتخب همان روز اعلام نتایج به صراحت نوشتند که بعد از این "موی دماغ" دولت خواهند بود به نقد و نق. گفتند خدا حافظ آقای پزشکیان و سلام آقای رئیس جمهور. نه به تملق که به هشدار. کارکرد رسانه هم - به قاعده - همین است. دیدن و به نقد عیار سنجیدن. دیدن و نق زدن. خدا بیامرزد شهید رجائی را که از دوستانش خواسته بود برای دولت جلسه نق بگذارند. نق بزنند. این نکته ظریفی است. اگر نق نباشد و نقد نباشد و انتقاد نباشد، متملقان- که خاکشان بر دهان باد- آدم را در کوتاه‌ترین زمان از فرش به عرش می‌رسانند تا خدایی کند. همه فرعون‌های تاریخ، همه دیکتاتورها از مادر چنین زاده نشدند. لب فروبستن منتقدان و دهان گشودن متملقان، مثل کارگاه بت تراشی فعال شد و از آدم‌هایی که در اول راه نقد پذیر بودند و برای حرف بندگان خدا، احترام قائل بودند، کسانی را ساخت که خدا را هم نافرمانی کردند. باری، رئیس ‌جمهور منتخب را که اهل نهج‌البلاغه است به این فراز از نامه امام علی(ع) به مالک اشتر توجه می‌دهم که "باید برگزیده‌ترین وزیران تو کسانی باشند که سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در کارهایی که خداوند بر دوستانش نمی‌پسندد کمتر تو را یاری کنند، هر چند، که این سخنان و کارها تو را ناخوش آید. به پرهیزگاران و راست گویان بپیوند، سپس، از آنان بخواه که تو را فراوان نستایند و به باطلی که مرتکب آن نشده ای، شادمانت ندارند، زیرا ستایش آمیخته به تملق، سبب خودپسندی شود و آدمی را به سرکشی وادارد". به همه همقلمانم در رسانه‌های مختلف می‌گویم که از تجربه قدسی سازی دوستان که نتایج ناخوشایند به بار آمد، عبرت بگیرند و بگیریم. نگذاریم دولت عرفی در جایگاه قدسی بنشیند که نتوان نقدش کرد. یادمان نرفته است نامه فلان رئیس‌جمهور را در خطبه‌ها الهام الهی خواندند و هر رفتارش را چنان ستودند که خودشان هم باور کردند حتما معجزه در وجودشان متجلی است. باری، نقد خواهیم کرد. هرکس برای پیروزی پزشکیان بیشتر تلاش کرده است در نقد باید زبانی و قلمی تند‌تر داشته باشد. این بهترین نوع یاری دولت چهاردهم است.

جمهوری اسلامی / شماره 12854 / سه شنبه 19 تیر 1403 / صفحه اول

https://jepress.ir/?newsid=333072

https://jepress.ir/archive/pdf/1403/04/19/1.pdf

عصر ایران / https://www.asriran.com/fa/news/980669/

فرارو / https://fararu.com/fa/news/752584/

روزنو / https://roozno.com/fa/news/631606/

پرسون / https://purson.ir/fa/content/706037

خبرفوری / https://pelikan.media/ni/2wF2w4J8bsU4pAeyT

نامه نیوز / https://www.namehnews.com/fa/tiny/news-717187

خبرآنلاین / https://www.khabaronline.ir/news/1930252/

صاحب خبر / https://sahebkhabar.ir/news/67584726/

نورنیوز / https://nournews.ir/fa/news/174886/

آفتاب نیوز / https://aftabnews.ir/fa/news/920120/

انتخاب / https://www.entekhab.ir/fa/news/799097

اعتمادآنلاین / https://www.etemadonline.com/tiny/news-666615

پیام سپاهان / https://www.payamesepahan.ir/Fa/News/864604/

دیباچه / https://dibaache.com/post/22819009

فراز / https://www.faraz.ir/fa/news/77393/

دیدبان ایران / https://www.didbaniran.ir/fa/tiny/news-192521

تریبون گیلان / https://tribunegilan.ir/?p=42862

صراط / https://www.seratnews.com/002msD

پیغام بوشهر http://peigham.ir/shownews.aspx?id=171562

داغ نیوز / https://www.daaghnews.ir/fa/news/1720501412

انصار الخمینی / https://www.hankh.ir/?page=contents&id=100338

دیباچه / https://dibaache.com/post/22812159

نیوزین / https://newsin.ir/fa/content/26068705/

آریا / https://www.aryanews.com/News/120240709075437403/

چندثانیه / خبربان / معرفت نیوز / مشق خبر / گیل خبر / قطره / ویستا / خبرفارسی / شهرخبر / پلیکان / و.....

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:52  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

"کسی که به خود دعوت کند حتی اگر عادل و عالم باشد، باز هم طاغوت است." این شاه کلید فهم عاشورا در مکتب فکری استاد صفائی حائری است. از منظر ایشان، اصل تفویض و تسلیم در کربلا موج می زند." این اصل معنای جاری در نهضت سید الشهدا (ع) است. در واقع باید مشخص شود حضرت برای چه چیز زنده است؟ برای حکومت زنده اند؟ اگر این بود می‌توانستند با راه اندازی خشونتی حکومت به پا کند. «إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» آن معنای عمیقی است که در نهضت حضرت جاری است. صلح و جنگ ایشان برای تحقق بندگی خدا در زمین است." شاید این که امام حسین(ع) را "اباعبدالله" می خوانند صرفا به خاطر نسبت ابوت به "عبدالله رضیع/ شیرخوار" که همان جناب علی اصغر است نباشد. بلکه برخی اهل اندیشه معتقدند که امام، پدرِ بندگی خداست. آن اباعبدالله که در باره حضرت حسین می گوئیم یک خوانش اسمی نیست بلکه هویتی و رسمی است. او رسم بندگی خدا را نماد و نشان و پدر است. این راه را هم برای همه باز می خواهد. دلیل اصرار حضرت ایشان در کربلا برای گفتگو با لشکر یزید را هم در همین نگاه باید جست. حتی برحذر داشتن شمر از کشتن شان هم در همین سپهر معرفتی دارای معناست والا معلوم است که با آن همه زخم تیر و تیغ تا لخظاتی دیگر جان به جان آفرین تسلیم خواهد شد. اما امام نمی خواهد حتی شمر راهی برای بازگشت به وادی عبودیت نداشته باشد. او همه را به هدایت و زیستن بر محور الهی می خواند. کلام امام هم ملهم از قرآن است. همان که در آیه 82 سوره اسراء می خوانیم:"وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَساراً؛ واز قرآن، آن چه شفا و رحمت است برای مؤمنان نازل می کنیم؛ و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمی افزاید." اندک بودند کسانی گه از سپاه یزید، شایستگی ایمان داشته باشند و از کلام حسین(ع) به شفا برسند و راه به رستگاری در شهادت بیابند. اما اکثریت شان، جز خسران بهره ای نبردند. چه خسارتی بالاتر از این که راه بندگی خدا را بر خود بستندو به بردگی شیطان گرفتار شدند؟

ب / شماره 5350 / سه شنبه 19 تیر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030419.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:49  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

بسیاری از ما ها فکر می کنیم مسیر موفقیت ما از سد سازی در برابر دیگران می گذرد. بر اساس همین پندار اشتباه، عوض این که گام ها مان را به سوی مقصد نظام دهیم ، نظم دیگران را بر هم می ریزیم تا نتوانند قدم از قدم بردارند. این که برخی ها آن را رندی می دانند، نهایت بی خردی است. خردمندی حکم به کار بیشتر و تلاش افزون تر می دهد آن هم درست در مسیر موفقیت نه در دیوار کردن راه مردم. نه در تلاش برای حنثی کردن زخمت دیگران. طرفه حایتی است درس آموز که چندی پیش می خواندم؛ حکیمی در صحرایی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود. مردی به او نزدیک شد و گفت مرا به شاگردی بپذیر!حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن. مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد. حکیم گفت برو بعد بیا.نوبتِ بعد، باز حکیم خطی کشید و گفت کوتاهش کن. مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند. حکیم نپذیرفت و گفت بازهم برو، بعد بیا! نوبتِ سوم، باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم و خواهش می کنم پاسخ را خود بگویید. حکیم خطی بلندتر کنار آن خط کشید و گفت حالا کوتاه شد. این حکایت فرهنگ ای است که می گوید به جای مقابله با دیگران، در کار خویش کوشنده تر باشید تا حاصل کار، بلند تر و نمایان تر باشد. ما حق نداریم برای موفقیت خود، راه تلاش دیگران را ببندیم. برای رسیدن به قله، باید راه رفتن را در پیش گرفت. بستن راه دیگران هرچند آنان را با مانع مواجه می کند اما ما را هم به قله نمی رساند. خستگی پیامد مانع سازی، قبل از همه خود فرد مانع ساز را از پا می اندازد. آدم های عاقل می گویند برای موفقیت، به دیگران کار نداشته باش کار خودت را بکن. اهل معرفت اما می دانند که موفقیت گسترده تر زمانی روی می دهد که دیگران هم به مقصد برسند لذا دست دیگران را می گیرند. این هم افزایی ظرفیت ها و توان ها را به دنبال دارد که همه را چند گام به پیش می برد.به جای کوتاه کردن دست این و آن، دست همدیگر را بگیریم برای موفقیت همه گیر. "تعاونوا علی البر و التقوی"ی قرآن راهی چنین را نشان می دهد.

ب / شماره 5350 / سه شنبه 19 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030419.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:48  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

ما به خود انتقادی نیاز داریم. ما اهل منبر و گفتن و نوشتن باید اول خود را وعظ کنیم. حساب خود را تسویه کنیم تا بتوانیم در جایگاه خود موثر باشیم. ذات نایافته از هستی بخش، را توان هستی بخشی نیست. قلم باید مطهر باشد تا کلامت اش پاکیزه شود و بر جان بنشیند. صریح عرض می کنم؛ اگر حرف ما بر مردم موثر نیفتاد، اگر شنیده ها ناشنیده انگاشته شد، دیگران را به دیده تکفیر ننگریم. در مسلمانی خویش تامل کنیم. با خود انتقادی، عیب خویش بیابیم و علاج کنیم. وقتی برخی از ماها، در همین روزهای تبلیغات انتخاباتی، زبان و قلم به تخریب داشتیم، مردم نوشته ما را نخواهند خواند. وعظ ما را نخواهند پذیرفت. چطور می خواهیم مردم را از حرام گویی و حرام رفتاری و تهمت و غیبت و دروغ، پرهیز دهیم حال آنکه در روز های پیشین رکورد همین گناهان را به قلم و زبان خویش جا به جا کرده ایم؟ مردم که به این زودی فراموش نمی کنند هرچند ما خود را به فراموشی بزنیم. این که خیرخواهان ما اهل تبلیغ را از میدان داری در وادی تخریب برحذر می داشتند برای این بود که بتوانیم در ایفای نقش تبلیغی- دینی خود موفق باشیم. ما اما بسیارمان ناشنیده گرفتیم انذار ها را و گفتیم آنچه نباید را. به ویژه در روستاها که از قضا پای کار ترین مخاطبان ما هستند، برای برکشیدن این و فروکوفتن آن هر کاری کردیم. حالا که نتیجه عکس شده است با عکس العمل نگاه پرسشگرشان چه خواهیم کرد؟ کاش تجربه شود برای ما که خود را فقط وقف تبلیغ امام حسین(ع) کنیم نه دیگران. در نقش آفرینی های سیاسی- اجتماعی به قاعده انصاف و عدل رفتار کنیم. زبان به تبلیغ هرکه می خواهیم بگشائیم اما از تخریب و ناجوانمردی در حق دیگری پرهیز کنیم. وقتی مردم ما را به عدالت در گفتار و رفتار باور کنند نوشته و گفته ما را ارج خواهند نهاد. آن وقت عاشقان حسین(ع) هم از ما خواهند پذیرفت. فکر می کنم با اصلاح بدگفته ها، می توانیم قدم اول را برداریم. به مردم درستش را بگوئیم. تلاش کنیم نابایسته هایی که خود کاشته ایم در ذهن مردم، به شایستگی، برطرف کنیم. ویرانه ای که ساخته ایم آباد کنیم. این جوری می شود طرف حق ایستاد والا اصرار بر راهی که می دانیم خطاست، راه به اصلاحی نخواهد برد که به تکثیر فساد هم منتج خواهد شد. ضرر این رفتار نادرست هم اول به خود ما بازخواهد گشت. اگر به امروز و به ویژه فردای قیامت فکر می کنیم، نارواهایی که گفته و نوشته ایم را اصلاح کنیم. نکنیم می شویم مصداق خسرالدنیا والاخره که باید هزار فرسنگ از آن گریخت.....

ب / شماره 5349 / دوشنبه 18 تیر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030418.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:47  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

جمهوری اسلامی، نظامی مردم‌پایه است. در سپهر مردم‌سالاری دینی، این مردم هستند که با رأی خود، افراد را برمی‌گزینند. در این رهگذر نیز انتخابات، به فصل رقابت تبدیل می‌شود. نه از انواع گوناگونی که دیده‌ایم در جهان، بلکه از جنسی که قرآن مجید برای ما تعریف و تبیین می‌کند؛ «وَلِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهَا صلی فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ أَیْنَ مَا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللهُ جَمِیعًا إِنَّ اللهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ هر کسی را راهی است به سوی حق که بدان راه یابد (یا قبله‌ای است که به آن روی آورد) پس بشتابید به خیرات که هر کجا باشید، همه شما را خداوند (به عرصه محشر) خواهد آورد و محققا خدا بر همه‌چیز تواناست.» خط تمیز ایران و ایرانیان از دیگرجهانیان در همین تأسی به قرآن است. اینک که فصلی دیگر با رأی مردم در تاریخ عظمت جمهوری اسلامی خلق شد، وظیفه می‌دانم از تک‌تک مردم به‌ویژه خانه‌زادان حضرت شمس‌الشموس(ع)، مجاوران و زائران حریم ملک‌پاسبان رضوی، ویژه قدردانی کنم که حق مطلب را ادا کردند. حضور بیش از 57‌درصدی‌شان پای صندوق‌های رأی، نشان داد مشهدی‌ها همیشه پای کار انقلاب و ایران اسلامی هستند. مردم با نگاه به سرانگشت اشاره رهبر فرزانه انقلاب که قبله‌نمای حرکت است، آمدند و کار را تمام کردند. این می‌طلبد تا ما هم در خدمت به آنان، کار را تمام کنیم. همچنین، لازم می‌دانم تبریکات خود را به رئیس‌جمهور منتخب، جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان، تقدیم کنم. اعتماد مردم به ایشان سرمایه‌ای است گران‌سنگ که می‌تواند در ادامه راه شهدای خدمت و در رأس آن‌ها شهید جمهور، سنگ‌ها را از سر راه توسعه کشور بردارد. ما هم در حریم معطر حرم و آستان ملکوتی عالم آل‌محمد، دعاگوی توفیق آقای رئیس‌جمهور پزشکیان و همه جمهورِ مردم نجیب و فرهیخته ایران عزیزمان هستیم. عزم ما همراهی با دولت و همت ما کوشش بی‌منت برای بهترسازی شرایط در پایتخت معنوی ایران اسلامی است.

امید است همه با هم در مسیر اعتلای میهن عزیزمان و همچنین شهر ولی‌نعمتمان آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) اهتمام ویژه و بیش ازپیش داشته باشیم. برهمین‌اساس دست یاریگر و یاری‌خواه خود را به سوی منتخب ملت دراز می‌کنیم تا با هم «مشهد؛جهان‌شهر برکت و کرامت» را به‌عنوان نماد تمدن انقلاب اسلامی و «معیار شهرِ زیست مؤمنانه» به شکوه بایسته برسانیم. ان‌شاءا... .

شهرآرا / شماره 4257 / یکشنبه 17 تیر 1403 / صفحه 3 / خبر (پیام شهردار)

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15292/405023

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/4/17/15292_142494.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:28  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

حرفِ واعظِ غیر متعظ خریدار ندارد!

کسی که به محاسبه نفس نپردازد، هم در حسابِ این دنیا می‌ماند و هم آن دنیا. باید حسابِ خود را صاف کنیم تا بتوانیم در آن دنیا برگه تسویه حساب ارائه کنیم. محرم و مجالس عزای سید الشهدا، علیه‌السلام، می‌توان و باید بستر ساز کاری چنین باشد. آنان که پشت تریبون وعظ می‌نشینند و زبان به گفت می‌گشایند باید بیش و پیش از همه خود "متعظ" شده باشند. کلام از جان غیر متعظ نمی‌تواند جان‌ها را حکمتِ وعظ نوش کند. صریح عرض می‌کنم؛ اگر حرف ما بر مردم موثر نیفتاد، اگر شنیده‌ها ناشنیده انگاشته شد، دیگران را به دیده تکفیر ننگریم. در مسلمانی خویش تامل کنیم. با خود انتقادی، عیب خویش بیابیم و علاج کنیم. آن وقت حرفی که از دل ما برخیزد بر دل‌ها هم خواهد نشست. همه ما که شان تبلیغ داریم، با این مهم سزاواریم. هم آنان که تریبون دارند و فرصت سخن و هم ماهایی که قلم داریم و فرصت نوشتن. بکوشیم با اصلاح خود به الگویی برای توسعه صلاح درجامعه تبدیل شویم. پوشیده عرض می‌کنم، وقتی برخی از ماها، در همین روزهای تبلیغات انتخاباتی، زبان و قلم به تخریب داشتیم، مردم وعظ ما را نخواهند پذیرفت. چطور می‌خواهیم مردم را از حرام گویی و حرام رفتاری و تهمت و غیبت و دروغ، پرهیز دهیم حال آنکه در روز‌های قبل رکورد همین گناهان را به زبان خویش جا به جا کرده ایم؟ مردم که به این زودی فراموش نمی‌کنند هرچند ما خود را به فراموشی بزنیم. این که خیرخواهان ما اهل تبلیغ را از میدان‌داری در وادی تخریب برحذر می‌داشتند برای این بود که بتوانیم در ایفای نقش تبلیغی- دینی خود موفق باشیم اما بسیارمان ناشنیده گرفتیم انذار‌ها را و گفتیم آنچه نباید را. به ویژه در روستاها که از قضا پای‌کار‌ترین مخاطبان ما هستند، برای برکشیدن این و فروکوفتن آن هر کاری کردیم. حالا که نتیجه عکس شده است با عکس العمل نگاه پرسشگرشان چه خواهیم کرد؟ کاش تجربه شود برای ما که خود را فقط وقف تبلیغ امام حسین کنیم نه دیگران. آن وقت عاشقان حسین(ع) هم از ما خواهند پذیرفت. فکر می‌کنم با اصلاح بدگفته‌ها، می‌توانیم قدم اول را برداریم. به مردم درستش را بگوئیم. تلاش کنیم نابایسته‌هایی که خود کاشته‌ایم در ذهن مردم، به شایستگی، برطرف کنیم. این جوری می‌شود طرف حق ایستاد والا اصرار بر راهی که می‌دانیم خطاست، راه به اصلاحی نخواهد برد.

جمهوری اسلامی / شماره 12852 / یکشنبه 17 تیر 1403 / صفحه 3 / خبر

https://jepress.ir/?newsid=332916

https://jepress.ir/archive/pdf/1403/04/17/3.pdf

انتخاب / کد خبر: ۷۹۸۶۰۳ / یکشنبه ۱۷ تير ۱۴۰۳ / ساعت: ۵۵ : ۱۲

https://www.entekhab.ir/003Lkh

https://www.entekhab.ir/fa/news/798603/

انصاف نیوز / یکشنبه 17 تیر 1403

https://ensafnews.com/532425/

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:23  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

این محرم را زنده نگه دارید ، ما هر چه داریم از این محرم است .این کلام راهبردی رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) است که چون فلشی راهنما، همه را به محرم توجه می دهد. راه اینجاست و حق هم اینجا. هرکه می خواهد سر به راه شود، هرکه می خواهد جان به حق دهد و به باطل باج ندهد باید خود را با منطق محرم تنظیم و منطقه خود را از پندار یزیدی پاک کند. این که امام تاکید دارد به این که،" کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سیدالشهداء را زنده نگه دارید که‏ با زنده بودن او اسلام ، زنده نگه داشته می‏شود ." باید ما را به تامل وادارد که چه رازی است در محرم و کربلا که حیات اسلام بدان بسته است؟ رمز بندگی هم فهم همین راز است. آنان که حقیقت کربلا را فهم کردند به بندگی رسیدند. امروز هم هرکه فهم کند این را می تواند به مقام عظمای بندگی برسد و در تراز "السابقون" صاحب جایگاه شود هرچند" وَقَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ" یک واقعیت است.اما کربلا، اما منهج سید الشهدا، می تواند در همین "قلیل" هم "خیر کثیر" قرار دهد. باید محرم را فهم کرد. این یک فرصت ویژه است . چنان که رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای می گویند:" یکی از بزرگترین نعمت ها، نعمت خاطره و یاد حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، یعنی نعمت مجالس عزا، نعمت محرّم ونعمت عاشورا برای جامعه شیعیِ ماست." جامعه با اباعبدالله در مسیر بندگی خدا گام به پیش برمی دارد. اسلام با این جان، جوان می شود. نکته ظریفی که در کلام حضرت آیت الله خامنه ای می خوانیم؛" و واقعاً این اعتقاد، درست است که اسلام را قیام سیّدالشّهدا حفظ کرده؛ همچنان‌که در طول زمان، در قرنهای متوالی، این حادثه روزبه‌روز زنده‌تر شده. امروز این مراسم از صد سال پیش که تدیّن مردم به‌حسبِ ظاهر، معارضینی مثل معارضین امروز هم نداشت، خیلی گرم‌تر، گیراتر، پُرشورتر و گسترده‌تر دارد انجام می گیرد؛ همه‌ی اینها معنا دارد، همه‌ اینها نشان‌دهنده‌ی یک حقایقی و یک جریانی است که به رهبری حسین‌بن‌علی(سلام‌الله‌علیه) دارد در دنیا پیش میرود؛ و ان‌شاءالله پیش خواهد رفت و کارگشا خواهد بود و گره‌‌های ملّت ها را باز خواهد کرد." باری، راز زنده ماندن اسلام و انسان در محرم است. زیست مومنانه نیز ریشه در این محیط زیست دارد. محرم را گرامی بداریم. نه صرفا به اشک و آه بل به فهم و شناخت راه. این گونه می توان خود را به قافله کربلا رساند هرچند 14 قرن گذشته باشد.....

ب / شماره 5348 / یکشنبه 17 تیر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030417.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:20  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

رقابت تمام شد. به رغم همه تخریب هایی که در کار کردند. تهمت هایی که زدند، دروغ هایی که گفتند و تکرار کردند و خودشان هم باور شان شد. با این همه تمام شد. از امروز، مسعود پزشکیان رئیس جمهور منتخب ایران است. همه ایران و همه ایرانیان. باید خود را برای خدمت تمام ساحتی برای همه آماده کند. حتی کسانی که به رقیب رای دادند. حتی کسانی که در تخریب او دستی بلند داشتند. حتی تر؛ کسانی که به هر دلیل پای کار انتخابات نامدند. او اما باید خود را وقف خدمت به همه مردم کند. همین اول و با اولویت نخست به واشکافی چرایی قهر بپردازد و راه بازگشت شان به میدان را هموار کند. ایران برای شکوفایی به شکوفندگی همه فرزندان خود نیاز دارد. پزشکیان می تواند و باید این درد را درمان کند و طبیب قلب وطن باشد. همان طور که بارها با مردم عهد بست، جانانه پای آن بماند و موافق و مخالف خود را هوادران کوی ایران و انقلاب بداند و چون جان خویشتن، عزیز بدارد. از بداخلاقی جز بدی نزاید. به خیر رو کند حتی در برابر تخریب کنندگان چه باید این خط بدی یک جا به نقطه پایان برسد. او می تواند این کار را انجام دهد. قطعا از این سو، یک ملت پشتوانه او خواهند بود برای کار بیشتر. حتی آنانی که تا دیروز با او به چشم رقیبِ پر خطر هم نگاه می کردند، از امروز باید به عنوان رئیس جمهور بنگرند و به انصاف بکوشند یاریگر او در حل مشکلات باشند. انتقاد از او را به جوهر انصاف بنویسند تا نتیجه ای نیکو برای ایران و انقلاب داشته باشد. آنان که زبان و قلم به تهمت داشتند بین خود و خدای خویش، توبه کنند. این مومنانه ترین رفتاری است که می سزد مدعیان بدان عیار ایمان خود را بسنجند. قطعا مسعود پزشکیان هم همه را خواهد بخشید. شرط موفقیت گذاشتن و گذشتن است. این است که همدیگر را حلال کنیم. نامزد های محترم دیگر به ویژه همشهری نجیب ما دکتر جلیلی هم هوادران رقیب را به دیده "بحل" نگاه خواهد کرد و جمله خواهند کوشید تکلیف ملی و انقلابی خود را به بهترین نحو انجام دهند. امید واریم روز های بهتری در تقویم حیات جمهوری اسلامی رقم بخورد. آرزو می کنیم همه آرزوهای خوب خلق را حضرت خالق به نیکوترین شیوه برآورده فرماید. آمین

ب / شماره 5348 / یکشنبه 17 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030417.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:19  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

این بار هم که انگشتان روی حروف صفحه کلید فرود می آید تا حروف بر جان کاغذ بنشیند نیز مردم رأی هایشان را به صندوق انداخته اند و در حال شمارش است. هنوز معلوم نیست فردای سعید باشد یا آینده مسعود، اما دعا می کنیم خداوند علی اعلا بهترین آینده را روزی ایران و ایرانیان فرماید. ان شاءا... هرکس که در دایره تقدیر الهی به قلم تدبیر مردم، صاحب عنوان ریاست جمهوری شد، خود را خادم همه جمهور بداند و درباره همه مردم وطن احساس تکلیف کند. به فردای انقلاب و ایران و سرنوشت تک تک هم وطنان، حتی آنانی که غربت نشین شده اند -به هر دلیلی- متعهد باشد. اگر صدایم به او برسد یا این کلمات را بخواند، از او خواهم خواست که با اولویت، مسئله غیبت 60درصدی مرحله اول انتخابات را واشکافی، دلیل سنجی و پاسخ یابی کند. هدف گذاری اش این باشد که در گام اول و در اولین انتخابی که برگزار می کند، این نسبت 60 به 40، برعکس شود. در گام دوم هم با توجه به مردم پایه بودن قدرت ایران، که مستظهر به عنایت الهی نیز می شود، همت کند تا نمودارهای حضور مردم، سیری صعودی داشته باشد.

ما به حضور مردم در عرصه های ملی در ساحت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... نیاز داریم. هرکس رئیس جمهور شد، باید به بسترسازی برای حضور و تسهیل نقش آفرینی مردم، همت را دوچندان کند. موفقیت های کلان هم از این مسیر حاصل می شود. عظمت ملی هم در همین هندسه جان و در جهان جا می گیرد. دنیا هم ایران را، جمهوری اسلامی را به میزان حضور مردم اندازه می زند. سایزبندی قدرت جهانی هم بر اساس همراهی مردم با حکومت ها شکل می گیرد. دیگرمؤلفه های قدرت ساز، مقوم این قدرت مادر هستند.

از این منظر هر اقدامی با هر عنوانی که به کاهش حضور مردم بینجامد، با هر نیت و زیر هر پرچمی که باشد، هم عملی ضدانقلابی است و هم کنشی ملی ستیزانه. راه بستن بر واضعان و عاملان این نحله های رفتاری، گام اول در بازگرداندن مردم به صحنه است که رئیس جمهور منتخب از همین فردا باید برایش چاره کند. وقتی بنیان گذار نظام و خلف صالحش در هر انتخابات بر حضور حداکثری تأکید دارند، کسانی که مردم را در میدان تاب نمی آورند و موفقیت خود را در غیبت جمهور می دانند، باید به حاشیه رانده شوند.

امیدواریم و امید را به دعا غنی سازی می کنیم تا آرزوهای خوب ایرانیان با حضور افتخارآفرین در صحنه انتخابات محقق شود. این حق آحاد ملت است که آرزو روا و پرامید به سوی فردا حرکت کنند. پرچم افرازی و تسهیل امور برای این مهم بر شانه رئیس جمهور فردا قرار می گیرد. همه کمک کنیم موفقیت ها روزافزون شود، ان شاءا... .

شهرآرا / شماره 4256 / شنبه 16 تیر 1403 / صفحه آخر / کوچه

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15288/404978

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/4/16/15288_142472.pdf

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:13  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

الان که حروف به صف ایستاده اند تا در قالب کلمات، نقش دفتر شوند، هموطنان ما در صف ایستاده اند تا با انتخاب خود، به فردا جهت دهند. یعنی جز خدای مقلب القلوب، کسی نمی داند به فردای" سعید" خواهیم رسید یا آینده" مسعود". اما دعا می کنیم خداوند حکیم و خبیر و عادل، به احترام خون شهدایی که به استقلال و سربلندی وطن، جان بخشیده اند، بهترین آینده را روزی ایران و ایرانیان تقدیر فرماید. ما به "العبد یدبر والله یقدر" را باور داریم. ان شاالله هرکس که در دایره تقدیر الهی به قلم تدبیر مردم، صاحب عنوان ریاست جمهوری شد، خود را خادم همه جمهور بداند. نسبت به همه مردم وطن احساس تکلیف کند. به فردای انقلاب و ایران و سرنوشت تک به تک هموطنان حتی آنانی که غربت نشین شده اند- به هر دلیلی- متعهد باشد. بداند بعد این نه فقط رای دهندگان که همه مردم را باید کفیل باشد. به ویژه با اولویت، مسئله غیبت 60 در صدی مرحله اول انتخابات را واشکافی، دلیل سنجی و پاسخ یابی کند. هدف گذاری اش این باشد که در قدم اول و در اولین انتخابی که برگزار می کند، این نسبت 60 به 40، برعکس شود. در گام دوم هم با توجه به" مردم پایه" بودنِ قدرت ایران، که مستظهر به عنایت الهی نیز می شود،همت کند تا نمودار های حضور مردم، سیری صعودی داشته باشد. ما به حضور مردم در عرصه های ملی در ساحت های سیاسی- اجتماعی- اقتصادی و.... نیاز داریم. هرکس رئیس جمهور شد باید به بستر سازی برای حضور و تسهیل نقش آفرینی مردم، تاکید می کنم، همه مردم، همت را مضاعف کند. کسی را در این پهنه جغرافیای صفت تفضیلی نداده اند که خود را "ایرانی تر" بداند و راه خروج را به دیگرانی نشان دهد که با او هماندیش نیستند. ایران، برای همه کسانی است که بر این جغرافیا زاده و صاحب هویت و تاریخ می شوند. باید بستر برای رشد و تعالی همگان در عادلانه ترین شرایط فراهم باشد. رئیس جمهور به عنوان مجری قانون اساسی که همه را برابر خوانده، باید فرصت برابر را برای همه فراهم کند. باید بکوشد نگاه ها را از بیرون به داخل بیاورد. چنان بستر را فراهم کند که نه تنها کسی به رفتن از وطن فکر نکند که رفته ها هم به فکر بازگشت بیفتند. سعید باشد منتخب ملت یا مسعود فرقی نمی کند، هرکدام باشند باید برای انروز و فردای سعادت بار هموطنان بکوشند. مردم هم قطعا پای کار او خواهند ایستاد. روز های بهتر تقدیر ایران و ایرانی باد. ان شاالله

ب / شماره 5347 / شنبه 16 تیر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030416.pdf

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:26  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

نظام تعلیم و تربیت را باید فراتر از گچ و تخته و چهارچوبه کلاسیک تعریف کرد. در این نظام شاید آموزش سامان یابد اما پرورش- چنان که باید- تحقق نخواهد یافت. برای محقق شدن دومی باید حقیقت ها را بیان کرد. به زبانی که اشارت هایش هم قابل فهم باشد. با شیوه هایی که به بشارت رویش داشته باشد. این حکایت- که در پی می آید- از جمله این روش هاست؛ استاد شاگردانش را به یک گردش تفریحی به کوهستان برده بود .بعد از یک پیاده روی طولانی همه خسته و تشنه در کنار چشمه ای نشستند و تصمیم گرفتند استراحت کنند .استاد به هریک از آنها لیوان آبی داد وار آنها خواست قبل از نوشیدن آب یک مشت نمک درون لیوان بریزند .شاگردان هم همین کار را کردند ولی هیچ یک نتوانستند اب را بنوشند چون خیلی شور بود .بعد استاد مشتی نمک را داخل چشمه ریخت واز آنها خواست از آب چشمه بنوشندو همه از آب گوارای چشمه نوشیدند .استاد پرسد :«ایا آب چشمه شور بود؟»وهمه گفتند:«نه ...آب بسیار خوش طعمی بود». استاد گفت :" رنج هایی که برای شما در این دنیا در نظر گرفته شده است نیز همین مشت نمک است نه بیشتر ونه کمتر ...این بستگی به شما دارد که لیوان آب باشید و یا چشمه که بتوانید رنج ها را در خود حل کنید . پس سعی کنید چشمه باشید تا بر رنج ها فائق آیید. "بر اساس تعلیم استاد، دانش آموزان باید بزرگ شدن را و ضروتوسعه خویش را دریابند. ما هرچه بزرگتر شویم، مشکلات کوچکتر می شوند. یک تشت آب را سنگ ریزه ای هم بر می آشوبد اما دریا را کشتی های غول پیکر و کوه های یخ و... هم ناآرام نمی کند. درس استاد را سرمشق خویش بدانیم و بکوشیم چنان بزرگ شویم که دنیا نتواند ما را به گرو بردارد. مومن با ید چنان بزرگ شود که همه دنیا برایش کوچک گردد. راه غلبه بر مشکلات هم بزرترشدن از آن است. بکوشیم بزرگ و بزرگتر شویم.

ب / شماره 5347 / شنبه 16 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030416.pdf

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:25  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

مشهدالرضا(ع) علاوه بر جایگاهش به‌عنوان «پایتخت معنوی ایران اسلامی» در سپهر سیاسی کشور همواره جایگاهی تعیین‌کننده داشته و دارد. در ادوار مختلف، نامزدهای محترم ریاست‌جمهوری با حضور در این کلان‌شهر معنوی‌سیاسی، به جایگاه خود در نگاه مردم واقف می‌شدند. به‌واقع مشهد میزان‌الحراره و دماسنج ایران بوده است؛ تا جایی که در دوره‌های پیش با تیتر «مشهد کار را تمام کرد» رسانه‌ها به مانور برای نامزد مورد حمایت خود می‌پرداختند. امروز هم حکایت همان است. مشهد همچنان تعیین‌کنندگی خود را در معادلات سیاسی و مردمی حفظ کرده است. هم امیدواریم و هم دعوت می‌کنیم همشهریانمان را که برای حفظ این جایگاه، فردا حضوری فاخر در عرصه انتخاب داشته باشند. بدانیم که رأی تک‌تکمان تأثیر خاص خود را دارد و به خشتی می‌ماند که در بنای پرشکوه ایران قرار می‌گیرد. حیف است کسی در این سازه پرشکوه سهمی نداشته باشد.

همت کنیم و دست دیگران را هم بگیریم و برایشان در این جشن ملی جا باز کنیم. همین ۲۴ساعت مانده تا آغاز انتخابات و حتی تا آخرین دقیقه رأی‌گیری بکوشیم دیگران را هم به نقش‌آفرینی ملی و انقلابی تشویق و ترغیب کنیم. نه‌تنها جای دوری نمی‌رود این کوشندگی، که دل‌های دور را نیز به هم نزدیک می‌کند. این مسیر به همدلی می‌رسد و این همان حسنی است که به گفته لسان‌الغیب، به اتفاق ملاحت می‌تواند جهانگیر شود؛ «آری به‌اتفاق جهان می‌توان گرفت». اتفاق می‌کنیم برای وطن و برای نشان‌دادن عظمت ایران اسلامی در جهان. باری، ما به‌عنوان خدمتگزاران شهر امام‌رضا(ع)، هم کوشیدیم فضا را برای انتخابات در اندازه رقابتی شکوهمند فراهم کنیم و هم امروز از همه مجاوران و زائران حضرت شمس‌الشموس(ع) خاضعانه دعوت می‌کنیم با حضور پای صندوق‌ها، به عظمت ایران اسلامی ضریبی احترام‌برانگیز ببخشند.

نقش راهبردی مشهد را باید همچون میراثی گران‌بها حفظ کنیم تا بهتر بتوانیم در فردای انتخابات، مطالبات «جهان‌شهر برکت و کرامت» را در جایگاه ملی پی بگیریم. حضور و رأی شما پشتوانه مدیران شهری در پیگیری حق و حقوق مشهد است. ما همین امروز فهرست مطالباتمان را برای رئیس‌جمهور فردا آماده کرده‌ایم. اعتبار در تراز یک ابرشهر می‌خواهیم. سهم رفاهی‌بهداشتی، حمل‌ونقل، زیرساخت‌ها و... . بیش از 30میلیون زائر عزیز باید در سبد بودجه‌ای مشهد لحاظ شوند. بودجه زیارت نباید دچار ریزش شود، بلکه با رویش‌های تازه باید تا می‌توانیم مشهد را در شأن حرم و زائران و مجاوران حرم بسازیم؛ شهری که حاشیه نداشته باشد، بلکه همه ساکنان و حتی زائرانش در متن خدمت‌گیری باشند. این شدنی است. بی‌شک دولت چهاردهم هم مشهد را در جایگاه بایسته خواهد دید، ان‌شاءا... .

شهرآرا / شماره 4255 / پنجشنبه 14 تیر 1403 / صفحه / اول (شهر. قل)

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15283/404813

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/4/14/15283_142421.pdf

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:12  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

زمان را، زمین را و زمینه‌ها را باید به‌دقت مطالعه کرد. باید به معنایی که زبان زمان می‌تواند در خویش داشته باشد، بیشتر توجه کرد. متناسب با آن کوشید و به پیش رفت. واقعیت این است که ما یک کار ناتمام داریم. آنچه در 8تیر رقم خورد، نیمی از راه بود. آمدیم اما نیامدند اکثریت 60درصدی مردم. این تلخ‌ترین رویدادی است که اتفاق افتاد. سخت بود شنیدن غیبتی چنین گسترده. تلخ بود و هنوز کام جان را می‌آزارد این ماجرا. ما جمهوری اسلامی را نظام مردم‌پایه می‌دانیم. اقتدار نظام به حضور آگاهانه مردم رقم می‌خورد. ایران هم برای مانایی عزت خویش، به سرانگشت آبی‌شده همه فرزندانش نیاز دارد. بنابراین، هم دعوت و حتی خواهش و دعا می‌کنیم فردا، نسبت آمدگان به نیامدگان، برعکس شود. دست‌کم حاضران در میدان از غایبان بیشتر باشند. این برای ایران بهتر است. برای ما ایرانی‌ها هم بهتر است. برای هرکه دل به ما دارد و ایستادن ما را می‌پسندد، بهتر است. حتی برای منطقه و جهان هم بهتر است. حضور مردم ثبات‌آفرین است. یک ایران باثبات، لنگر ثبات منطقه هم می‌شود. جایگاهی چنین با رأی یکان‌به‌یکان ما محقق می‌شود. بدانیم این انتخابات صرفا یک کنشگری سیاسی نیست که با پاپس‌کشیدن بخواهیم قهر خود را نشان دهیم. این‌بار انتخابات توأمان وجهه پررنگ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و از همه این‌ها مهم‌تر، امنیتی هم دارد. هر رأی ما می‌تواند به تولید قدرت در این حوزه‌ها بینجامد، آن‌هم نه به‌اندازه یک رأی بلکه به‌اندازه صفری که عدد را ده‌چندان می‌کند. نیامدن هم از این اعتبار و اقتدار می‌کاهد، حتی به‌اندازه یک رأی. این هم خیلی زیاد است. یک «خسران عظیم» است. برای اینکه به‌جای خسران به منفعت ملی برسیم، باید بیاییم و نیامدگان را هم تشویق کنیم و تا پای صندوق‌ها بیاوریم. این خیلی‌خیلی مهم‌تر از آن است که نام چه کسی را بر برگه‌های رأی بنویسیم. آمدن و به هرکس رأی‌دادن، چیدن خشت روی برج‌و‌باروی وطن است. حتی رأی باطله هم اینجا می‌تواند بهره‌ای از نقش‌آفرینی در سپهر دفاع از هویت ملی داشته باشد. خوشبختانه این روز‌ها زمزمه‌ها برای شرکت در مرحله دوم دارد بلند و بلندتر می‌شود. امیدواریم فردا در جمعه انتخاب، حماسه‌ای رقم بخورد که به اقتدار ملی و هویت ایرانی و عظمت انقلاب، ضریبی شایسته بدهد. این امید که محقق شد، می‌توان برای تحقق آرزو‌های زیبا اولویت‌بندی و آن را از منتخب 15تیر مطالبه کرد. به‌وقتش هم این طلب عمومی را کلمه‌به‌کلمه پی خواهیم گرفت ان‌شاءا... .

شهرآرا / شماره 4255 / پنجشنبه 14 تیر 1403 / صفحه 13 / جامعه

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15283/404856

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/4/14/15283_142433.pdf

خبرگزاری دفاع مقدس / کد خبر: ۶۷۶۶۸۹ / جمعه ۱۵ تير ۱۴۰۳ / ساعت: ۱۰:۳۸

https://dnws.ir/002q2L

https://defapress.ir/fa/news/676689/

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:8  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

چیزی که نمی‌توانی در قیامت از آن دفاع کنی، نه ببین، نه بشنو، نه بگو، نه بنویس. این کلامِ حضرتِ آیت‌الله جوادی آملی، یک کلاس درس است. حتی بالاتر، یک سبک زیست مومنانه است که التزام به آن، هم ایمان مان را حراست می‌کند و هم از آرامش و وقار و ابهت ملی ما مراقبت می‌کند. کاش مسئولان که طول و عرض کلام‌شان به پهنه مدیریت‌شان است به این مهم توجه کنند آن وقت بسیار کم خواهند گفت و کم خواهند نوشت. اگر همین جمله رسم رفتاری ما را سامان دهد، برخی رسانه‌ها در حد یک صفحه منتشر خواهد شد و برخی تریبون‌ها، صحبت‌هایشان به همان خطبه و آیه اول به پایان خواهد رسید. این هم فضایی را ایجاد خواهد کرد که مردم بتوانند در آرامش و با بررسی سره را از ناسره تشخیص دهند. امروز که به حساب تقویم، روزِ قلم است می‌خواهم به این راهبرد آیت‌الله تاکیدی موکد داشته باشم تا همقلمان هم اندیش و حتی قلمدارانی که قلم به مباهته بر کاغذ می‌برند، به تامل بنگرند که برای کلمات خود می‌توانند جوابی داشته باشند؟ واقعا جواب دارند آنان که کلمات شان، پتک تخریب و سنگِ تحقیر و شمشیر تهمت است؟ فردا که در یوم الحساب، کارنامه شان را بگشایند و برای هر حرف که در کلمه به کاربرده‌اند، بازخواست کنند، جوابی می‌توانند داشت؟ خدا درجات امام خمینی را متعالی فرماید که همه همتش این بود که "بشر به رشدی برسد که مسلسل‌ها را به قلم تبدیل کند" اما نیست که ببیند برخی‌ها قلم‌ها را مسلسل کرده‌اند با خشاب‌هایی تمامی ناپذیر و سیبل شان همه نه دشمن که خودی‌های غیر هم اندیشند. بی‌محابا بی‌تقوایی می‌کنند. نمی‌دانند انگار که تفکر اسلامی، جان یافته از سیره رسولی است که به "انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق" به فتح قلوب پرداخته است. اینان با کلمات خود به افشاندن رذائل می‌پردازند و در دل‌ها مزرعه کینه و نفرت درست می‌کنند و سنگ روی دیوار قهر می‌گذارند. کنش‌های سیاسی مدعیان هم به توسعه نفرت و انبوه شدن قهر می‌انجامد. در مناظرات انتخاباتی به ویژه از زبان پوششی‌ها شنیدیم و نتیجه‌اش را هم در کاهش مشارکت دیدیم. کاش همین مدعیان را تکانی بدهد. بگذریم، روز قلم است، برای قلم و کلمه بسیار احترام قائلم. نمی‌خواهم بیش از این کلمات تلخ شوند. امید وارم حرمت قلم و کلمه و سخن را همه نگه داریم. چیزی ببینیم، بشنویم، بگوییم و بنویسیم که در قیامت بتوانیم با افتخار از آن دفاع کنیم. رسالت قلم این است نه به رگبار بستن حرمت مردم.

جمهوری اسلامی / شماره 12850 / پنجشنبه 14 تیر 1403 / صفحه 3 / خبر

https://jepress.ir/?newsid=332721

https://jepress.ir/archive/pdf/1403/04/14/3.pdf

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:5  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

این یک واقعیت تجربه‌شده است. همه‌مان می‌دانیم آنان که رای نمی‌دهند، با غیاب خود به حضور کسانی کمک می‌کنند که بیشترین فاصله را با آنان دارند. با این کار بیشترین ضربه را به کسانی می‌زنند که اگر حاضر شوند حتما به حضور آنان کمک خواهند کرد. به‌واقع، رای ندادن، رای دادن برعلیه خود است. مشروعیت زدایی از حقِ اعمالِ حاکمیت خویش بر سرنوشت خود است. قهر با صندوق، راه بستن بر امید و آرزوی خویشتن است. دور شدن از ظرفیت‌هایی است که اگر فعال شود، خود افراد بهترین و بیشترین بهره را می‌برند. امیدوارم بعد از روز بهت‌انگیز 8 تیر که کمترین میزان حضور را ثبت کرد، در 15 تیر و مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری، شاهد حضورِ اکثریت مردم در نوشتن سرونشت خویش باشیم. بدانیم که هر فرد در انتخابات بسان خشتی است در برج و باروی وطن. وقتی صف‌های رای دهندگان، انبوه شود، “بنیان مرصوص”ی شکل خواهد گرفت که همه ملک و ملت را در پناه خواهد گرفت. خداوند علی اعلا هم اینان را دوست می‌دارد چنان‌که در آیه 4 سوره شریفه صف می‌خوانیم: “اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِى سَبِیلِهِ صَفّاً کَاَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ؛ خدا کسانى را دوست دارد که صف زده درراه او جهاد مى‌کنند [و از ثابت‌قدمی] گویى بنایى پولادین و استوارند.” جهاد هم همیشه به معنای تیغ کشیدن و از دشمن پهلو دریدن نیست. امروزه در جبهه‌ای که دشمن زمین‌گیر و بی‌صدا و به قهر گرفتارشده‌مان می‌خواهد، ایستادن و گفتن و به رای آشتی کردن هم عین جهاد است. در این جهاد به مقاتله اراده او می‌رویم. این کم از جنگ تن‌ها نیست. برای تعالی وطن باید در جنگ اراده‌ها دشمن را شکست. امروز، در عرصه انتخابات، بهترین فرصت برای این جهاد ترکیبی فراهم است. به امروز و فردای وطن فکر کنیم. به احترام شهدا که همه مدیون جانفشانی شان هستیم، دستی برافشانیم برای رای دادن. این فرصت را مغتنم بشماریم تا فردای ایران و انقلاب غنی‌سازی شود. اگر غفلت کنیم، شاید چنان پشیمانی بر آرزوهای ما هجوم آورد که دست تاثر بر پیشانی زدن را هم فراموش کنیم. بیاییم و جمعه تکلیف خود را ادا کنیم و عظمت ایران را به چشم جهان بکشیم. یا علی!

نخست نیوز / کد نوشته 101737 / پنجشنبه 14 تیر 1403

https://nakhostnews.com/?p=101737

نخست شماره 1016 / پنجشنبه 14 تیر 1403 / صفحه 3 جامعه

https://nakhostnews.com/wp-content/uploads/2024/07/1-8K.pdf

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:2  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

ما یک کار ناتمام داریم. آنچه در 8 تیر رقم خورد، نیمی از راه بود. آمدیم اما نیامدند اکثریت 60 درصدی مردم. اما امید واریم فردا، حداقل نسبت آمدگان به نیامدگان، برعکس شود. این برای ایران بهتر است. برای ما ایرانی ها هم بهتر است. برای هرکه دل به ما دارد و ایستادن ما را می پسندد بهتر است. حتی برای منطقه و جهان هم بهتر است. حضور مدم ثبات آفرین است. یک ایران با ثبات بالا، لنگر ثبات منطقه هم می شود. جایگاهی چنین با رای یکان به یکان ما محقق می شود. بدایم این انتخابات صرفا یک کنشگری سیاسی، نیست که با پا پس کشیدن بخواهیم قهر خود را نشان دهیم. این بار انتخابات توامان وجهه پر رنگ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و از همه این ها مهمتر، امنیتی هم دارد. هر رای ما می تواند به تولید قدرت در این حوزه های بینجامد. آن هم نه به اندازه یک رای که به اندازه صفری که عدد را ده چندان می کند. نیامدن هم از این اعتبار و اقتدار می کاهد حتی به اندازه یک رای. این هم خیلی زیاد است. یک" خسران عظیم" است. برای این که به جای خسران به منفعت ملی برسیم باید بیاییم و نیامدگان را هم تشویق کنیم و تا پای صندوق ها، بیاوریم. بکوشیم با نگاه شهید بهشتی رای دهیم که با معیار های انقلاب همسوست؛ «تشکل انحصارطلب و انحصاراندیش از جانب هر فرد و هر گروه و هر جمع باشد، شیطانی از آب درمی‌آید». لذا با حواس جمع، جوری رأی می‌دهیم که راه را برای همه باز کند؛ برای همه فرزندان وطن. می‌جوییم و به کسی رأی می‌دهیم که با معیار شهیدبهشتی هم‌راستا و به‌دنبال ساختن خویش باشد؛ چه «انسان به‌دنبال ساختن خویش، می‌تواند محیط اجتماعی خویش را بسازد». ما بررسی می‌کنیم. برای رأیمان نهایت حرمت را قائل می‌شویم. به هیاهوها و تخریب ها توجه نمی کنیم. صداقت را عیار می سنجیم چون به‌گفته آیت الله دکتر بهشتی «اسلام به ما آموخته است که نسبت‌به دشمنان دروغ نگوییم، تهمت و افترا نزنیم و فحش ندهیم». با منطق بهشتی، می‌خوانیم و انتخاب می‌کنیم؛ چون در یاد ما مانده است صدای او که می‌گفت: «‌ای انسان! تو سازنده تاریخ و آینده هستی. تو قیامتت را هم خودت می‌سازی، حتی بهشت و دوزخ به دست تو ساخته می‌شود». باری، ما مسئولیت ملی و انقلابی‌مان را فهم می‌کنیم. به میراث‌داری شهدا، حساسیم. شرایط کشور را درک می‌کنیم. با حضورمان هم دشمنان و بدخواهان را مایوس می کنیم و هم با انتخاب صداقت و صراحت و راستی و پاکی، به تکلیف ملی خود عمل می کنیم.

ب / شماره 5346 / پنجشنبه 14 تیر 1403 / صفحه 2

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030414.pdf

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 10:58  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

چیزی که نمی توانی در قیامت از آن دفاع کنی، نه ببین، نه بشنو، نه بگو، نه بنویس. این کلامِ حضرتِ آیت الله جوادی آملی، در شمار تامل برانگیز ترین جملاتی است که اخیرا خوانده ام. بالاتر از یک کلاس درس، در اندازه مهندسی یک سبک زندگی مومنانه است. یک نوع زیست که به زنده ماندن اخلاقیات می انجامد. اگر بدان التزام عملی داشته باشیم، دیدن و شندین ما مدیریت خواهد شد. گفتن و نوشتن ما نیز هم. چشم مان را، گوش مان را، به هوشی مومنانه خواهیم سپرد تا گرفتار فراموشی که این روز ها فزاینده است نشویم. حریم گفتن و نوشتن را چنان مراقبت خواهیم کرد که خدشه به حرمت واجب الاحترامی نزند. حرام است بسیاری از آنچه می گوییم و می نویسیم اما دریغا که برخی از ماها برای ارتکاب این حرام از خداوند هم طلبکار می شوند. ببینید گفته ها و نوشته های این روز ها را در عرصه سیاست! تامل کنید در گفته های این و آن چقدر راحت به تخریب هم کلمات را سنگ می کنند. چقدر آسان آسمان و زمین را برای هم جا به جا می کنند. من نمی پسندم این را. رسالت قلم تولید و تکثیر آگاهی است. تریبون جای وعظ و نصیحت و خیرخواهی است. کلمات خلق می شود تا خیر خلق را رقم بزنند. گفت و گوهای قلمی و شفاهی باید بر مدار جادلهم بالتی حی احسن باشد. قلم ها باید پی احسن الحال برای جامعه باشند. اما- متاسفانه -چنین نیست. می بینیم که باد در آبروی هم می شوند. تازه ادعاهای بزرگ می کنند و خود را انقلابی می حوانند. نمی دانند انگار که تفکر انقلاب، جان یافته از سیره رسولی است که به "انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق" به فتح قلوب پرداخته است. اینان با کلمات خود به افشاندن رذائل می پردازند و در دل ها مزرعه کینه و نفرت درست می کنند و سنگ روی دیوار قهر می گذارند. کنش های سیاسی مدعیان هم به توسعه نفرت و انبوه شدن قهر می انجامد. در مناظرات انتخاباتی به ویژه از زبان پوششی ها شنیدیم و نتیجه اش را هم در کاهش مشارکت دیدیم. کاش همین مدعیان را تکانی بدهد. بگذریم، روز قلم است، برای قلم و کلمه بسیار احترام قائل ام. نمی خواهم بیش از این کلمات تلخ شوند. امید وارم حرمت قلم و کلمه و سخن را همه نگه داریم. چیزی ببینیم، بشنویم، بگوییم و بنویسیم که در قیامت بتوانیم با افتخار از آن دفاع کنیم. رسالت قلم این است نه به رگبار بستن حرمت مردم.

ب / شماره 5346 / پنجشنبه 14 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030414.pdf

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 10:56  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

بازنشستگانیم. سر سفره ای می نشینیم که خود به سالیان هزینه اش را پرداخته ایم. به دست آهن تفته خمیر کرده ایم تا دست به سینه پیش کسی به تمنا نایستیم. حالا اما اختیار سفره ما با دولتیان افتاده است که هر سال به نوعی، قیچی برآن می کشند و کوچکترش می کنند. با این همه طلبکارانه هم نگاه می کنند برخی ها. انگار توقع دارند مایی که دست مان بوی آهن تفته می دهد، با موی سفید بر انحنای کمر غلبه کنیم و در حضورشان دست به سینه بایستیم! نه، از این خبرها نیست. ما از اول راه خود را جوری انتخاب کرده ایم که جز برای خدا قامت دوتا نکنیم. حالا هم با زبان بی لکنت حرف مان را می زنیم و حق مان را می طلبیم. می گوئیم چرا حقوق ها، وفق قانون، مطابق تورم نیست؟ می گوئیم چرا در همان وعده پر حرف و حدیث متناسب سازی، هنوز اتفاقی نیفتاده است؟ چطور کشوری و لشکری را علی الحسابی به حساب واریز شد اما بازنشستگان کارگری در سازمان تامین اجتماعی را به انتظار گذاشته اید؟ حق را باید بدهید، تکلیف قانونی و شرعی شماست. هم برای لشکری و کشوری باید کامل پرداخت کنید و هم برای تامین اجتماعی. "تکریم بازنشستگان" که در تقویم پیشانی نوشت روز 12 تیر کرده اید جز به اعطای حق شان، محقق نمی شود. بازنشستگانیم، سر سفره خود می نشینیم. دولت های مختلف هم کم سر این سفره ننشسته اند. گاه چنان پت و پهن که جا برای صاحبان سفره تنگ شده است. با این همه برخی دولت ها با اجرای متناسب سازی، تکریم بازنشستگان را عملی معنا کرده اند و برخی به رغم تکلیفِ قانون به حرف برگزار کرده اند. در همین چند سال اخیر، بازنشستگان عموما از تورم بسیار جاماندند و سایر سطوح بگیران هم از در مجموع حدود 25 درصد به نسبت ضریب زمان بیمه پردازی عقب افتادند. قرار بر جبران تا 90 درصد است اما ماه چهارم سال به نیمه می رسد اما برای بازنشستگان کارگری جز خبر هایی که به امروز و فردا حواله می دهند، "خبری" نیست! باز هم انتظار سهم ماست. باز هم باید به فردا چشم داشته باشیم.....

ب / شماره 5345 / چهارشنبه 13 تیر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030413.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:12  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

آقای رئیس جمهور آینده! می دانید که رسانه نگار بسان رزمنده ای است که به خط می زند اما رزمنده هم نیاز به خاکریز و سنگر دارد. در جبهه فرهنگی و در برابر تهاجم هیبریدی دشمن، رسانه چون خاکریز است. مثل سنگر جمعی است. هر دو هم نیاز به تقویت حداکثری دارند. همه جوره نیز باید پشتیبانی شوند. از سخت افزار تا نرم افزار. همان طور که برای تقویت قوای نظامی همه تلاش مان را می کنیم و حتی با دورزدن تحریم ها، امکان تقویت شان را فراهم می کنیم، حوزه رسانه و رسانه نگاری را هم با همین درجه اهمیت و حتی بالاتر ببینیم چه امروزه جبهه نه در زمین که در ضمیر مردم ایجاد شده است. واقعیتی چنین اقتضا می کند تا برای دفاع از حقیقت با همه توان وارد میدان شویم. تولید روایت دست اول و کوشش تمام ساحتی برای جلوگیری از جا به جایی شهید و جلاد، می طلبد که با پشتیبانی از رسانه، رسانه نگاران را با فراغ بال به مواجهه با جبهه انبوه دشمن بفرستیم. بدانید وقتی رسانه در ملزومات ابتدایی خود چون تامین کاغذ برای مطبوعات و پهنای باند برای رسانه های برخط، در می ماند نمی توان توقع داشت که کارستان بیافریند. وقتی رسانه نگاران پشت دیوار فیلتر می مانند و دست شان از اینترنت پرسرعت و آزاد، کوتاه می ماند، نمی توانند قدم های بلند بردارند. نمی‌شود آن‌ها را خلع سلاح کرد و توقع نقش‌آفرینی ممتاز در فرایند اصلاح داشت. نمی شود آنان را با فیلترینک محدود کرد و انتظار داشت آنان بی محدودیت بتوانند در برابر هجوم مغول وار رسانه ای بیگانه، نقش رستم دستان را بازی کنند. از شما انتظار است مطابق توقع خود از حوزه رسانه برای رفع موانع آن اقدام کنید. باری، جامعه برای اعتلای زندگی ملت، برای حراست از هویت تاریخی مُلک، برای تکریم عظمت ایران، برای پاسداری از ارزش های متعالی انقلاب، به رسانه زنده و منتقد نیاز دارد. رسانه منتقد و روزنامه‌نگار صادق را باید قدر دانست و چون آینه عزیز داشت. جای رسانه نگار منتقد، رسانه است نه جای دیگر. چنین کنید تا ما نیز قلندرانه، قلم را به عَلم تبدیل کنیم و بر بام گیتی بنشانیم. ان شاالله

ب / شماره 5345 / چهارشنبه 13 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030413.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 11:9  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

این سکوت، سنگین تر از هر فریادی بود. همه شنیدند، همه شنیدیم. این سکوتِ شصت در صدی در کشوری که همواره به صداهای بلند عادت دارد، یک "خرقِ عادتِ" تمام بود. معلوم شد چقدر در شناخت جامعه دچار خطاییم و انگاره ها و پنداشته های ما چه فاصله طولانی با همدیگر دارد. بی تعارف فهم برخی ازمسئولان از مردم و جامعه، همان نمایش تلویزیون از صندوق های رای است که جمعیت هر لحظه انبوه تر می شود. صندوق هایی که مردم برای رای دادن، ساعت ها در صف می ایستند و به این در صف ماندن افتخار می کنند. واقعیت جامعه اما همین غیبت 60 درصدی است. تا نگاه ها واقعی نشود به نتیجه منطقی هم نمی رسیم. بر من سخت گذشت این غیبت اکثریت. این که سکوت پر صدا. در شمار تلخ ترین روزهای عمرم است این روزها. فکر می کنم کسانی که به سرنوشت انقلاب و ایران و هویت ملی و تاریخی فکر می کنند هم در این تلخکامی با من همداستان باشند. فقط کسانی را از این غیبت، لبخند بر لب قاب می شود که می دانند با حضور مردم قاب آرزو های شان می شکند و دست شان از کرسی قدرت کوتاه می ماند. همان ها که می گویند اگر مردم بیایند ما بدبخت می شویم. اما وقتی نیاییم و آنان برنده باشند یک ملت و یک کشور بدبخت می شود. اینان یک" همخنده" هم دراند؛ دشمنان وطن و آنانی که با عظمت ایران مشکل دارند. این دولبه قیچی اگر چه 180 درجه اختلاف دارند اما به کارکردی مشترک، به مشارکت سوزی دادمن می زنند و رشته امید مردم را می برند. عقلای قوم باید به خود تکانی بدهند تا جامعه تکانی بخورد. ایران وطن همه ماست. هیچ کس در این خاک، ایرانی تر نیست. این مُلک مُشاع برای همه ماست. همه هم باید با ایفای نقش خود، به دست خود فردای مان را سرنوشت سازی کنیم. نباید تسلیم تحریم طلبان شویم. این حرام ملی است. وقتی وطن به همراهی همگانی ما نیاز دارد، ناهمراهی، بی حرمتی به زادبوم خود ماست. تجدید نظر کنیم تا کسانی که از نظر ما مردودند، جشن قبولی نگیرند برای خود. حاضر شویم پای صندوق رای تا به صندوق عهد، ارتقا یابد بین ملت و دولت. پایان بگذاریم بر قصه تلخِ قهر. البته باید بشنوند حرف مردم را مسئولان نه چون حکایتِ در و دروازه است، بلکه به گوش گیرند و هوشیار شوند و هوش کنند برای اصلاح امور که تا اتفاق نیفتد، نگاه مردم هم تغییر نخواهد کرد. تا این تغییر رقم نخورد هرچه کنیم خودمان را فریب داده ایم و نتیجه "رقم مغلطه بر دفترِ" تاریخ خواهد بود. باید به مردم برگردیم. باید نه فریاد، نه گفته ها که ناگفته های شان را هم بشنویم. تکریم شان کنیم و برای خود جز خدمت، هیچ شان دیگری قائل نباشیم. که این بالاترین جایگاهی است برای حکمرانان اگر به قاعده علوی به حکومت نگاه کنند. من بدگویی ها، بد اخلاقی ها، بدکرداری های مناظرات را هم در همین راستا می بینم. رفتار ها و گفتار هایی که بسیار مشارکت سوز بود. پیشتر هم در یادداشتِ" این پوششی های مشارکت سوز" به این مهم توجه دادم. باری، برای من تلخ است. قطعا برای دیگران هم چنین خواهد بود اگر به امروز و فردای ایران وانقلاب فکر کنیم. خدا کند با تغییرِ صادقانه رفتار ما، مردم هم ما را باور کنند و با حضور خود به بی تعبیر ماندنِ خوابِ پر خیالِ بدخواهان کمک کنند. بدانند و بدانیم همه مان که پشت این دیوار قطور قهر، آبادانی رقم نمی خورد. در کنار هم که باشیم، برای هم که باشیم، سخت ترین شرایط را هم می توانیم به بهترین وضعیت تبدیل کنیم. امید واریم این سیلی سنگین همه ما را بیدار و هوشیار کند. البته اگر کسانی که حضورشان در قدرت با غیاب مردم در عرصه رقم می خورد بگذارند!

(کار نشد)

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 14:12  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

خانواده یک نهاد مقدس است و با همه کوچکی اش، نقشی بزرگ در ساخت جامعه موفق دارد. خانواده است که اصالت می آفریند. دارندگان اصالتِ خانوادگی اند که به اصلاح می پردازند و صلاحیت های اجتماعی را تولید می کنند. از همین منظر، «خانواده دار» یک تعبیر سرشار از تعریف است برای کسانی که می خواهیم شخصیت قوام یافته شان را بیان کنیم. یادم هست سید آزادگان دفاع مقدس، شهید ابوترابی، می گفت در ازدحام شداید و سختی های اسارت تنها کسانی تا آخر سرفراز می ماندند که از اصالت خانوادگی برخوردار بودند. واقعیت هم همین است. اینان از اسب هم اگر بیفتند، از اصل نمی افتند. به همین دلیل است که می گویند اگر از کنار یک فرد اصیل اما ورشکسته بگذری، بعد سال ها باز عطرِ اصالت به مشام می رسد، اما از نوکیسه صد فرسنگ هم که دور باشی، باز بوی تعفن حقارت، آزارت می دهد. خانواده در فرهنگ ملی ما هم شأنی متمایز دارد و هم در آموزه های مکتبی ما از جایگاهی ممتاز برخوردار است. براین اساس است که 25ذی الحجه، روز نزول سوره انسان و آیه هل أتی در شأن اهل بیت(ع) مطهر پیامبراکرم(ص)، در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز خانواده و تکریم بازنشستگان» نام گذاری شده است. این نام گذاری باید ما را به تکریم خانواده و تأمل در شأن بازنشستگان وادارد. متأسفانه امروز، هم نهاد خانواده آماج تیر های مسموم قرار می گیرد و هم بازنشستگان به چالش هایی گرفتار می شوند که مثل مرداب مسموم سلامتشان را تهدید می کند. هجوم به نهاد خانواده را می شود در سیاهه کارهای بیگانگان دید، اما در زخم هایی که بر پیکر بازنشستگان می نشیند، رد دست های خودمان نمایان است. دشمن اگر چنین کند، به اقتضای ذات خویش رفتار کرده است. به جز این هم توقع داشتن، شرط عقل نیست، اما درباره بازنشستگان باید به سمتی برویم که با اصلاح برنامه ها و رفتارها، آنچه از دوست توقع می رود، محقق شود. به این نکته ظریف هم توجه داشته باشیم که بازنشستگانِ امروز آینه فردای شاغلان هستند. توجه به امور اینان، نسل فعال امروز را به فعالیت مضاعف تشویق می کند، اما این سکه را روی دیگری نیز هست که می تواند کوشندگان امروز را از تکاپو بازدارد، چه اینکه وقتی ببینند پیش گامان آنان با پای خسته و آرزو های محال زمین گیر شده اند، انگیزه کار بیشتر در آن ها هم می میرد. از آسیابی که بی گندم می چرخد، آردی به دست نمی آید که شاطر از آن رونق سفره بپزد. اگر خواهان تلاش و تکاپوی کارگران و کارمندان هستید، با پیشکسوتان آنان به تکریم رفتار کنید. نماد این تکریم هم در ارتقای وضعیت معیشتی شان به چشم خواهد آمد. باری، جامعه سالم و صالح به خانواده منسجم و مؤمن نیاز دارد. عرصه تولید هم به کوشندگی همه دست هایی است که در کارند. این هم با رعایت شأن بازنشسته و حرمت نهاد خانواده میسر می شود. این مسیر را هموار کنیم.

شهرآرا / شماره 4253 / سه شنبه 12 تیر 1403 / صفحه 13 / جامعه

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15275/404703

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/4/12/15275_142358.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 13:19  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

بازنشستگانیم. سر سفره‌ای می‌نشینیم که خود به سالیان هزینه‌اش را پرداخته ایم. به دست آهن تفته خمیر کرده‌ایم تا دست به سینه پیش کسی به تمنا نایستیم اما حالا اختیار سفره ما به دست دولتیان افتاده است که هر سال به نوعی، قیچی برآن می‌کشند و کوچکترش می‌کنند. با این همه طلبکارانه هم نگاه می‌کنند برخی‌ها. انگار توقع دارند مایی که دست‌مان بوی آهن تفته می‌دهد، با موی سفید بر انحنای کمر غلبه کنیم و در حضورشان دست به سینه بایستیم! نه، از این خبرها نیست. ما از اول راه خود را جوری انتخاب کرده‌ایم که جز برای خدا قامت دوتا نکنیم. حالا هم با زبان بی‌لکنت حرفمان را می‌زنیم و حقمان را می‌طلبیم. می‌گوئیم چرا حقوق‌ها، وفق قانون، مطابق تورم نیست؟ می‌گوئیم چرا در همان وعده پر حرف و حدیث متناسب‌سازی، هنوز اتفاقی نیفتاده است؟ چطور کشوری و لشکری را علی الحسابی به حساب واریز شد اما بازنشستگان کارگری در سازمان تامین اجتماعی را به انتظار گذاشته اید؟ حق را باید بدهید، تکلیف قانونی و شرعی شماست. هم برای لشکری و کشوری باید کامل پرداخت کنید و هم برای تامین اجتماعی. "تکریم بازنشستگان" که در تقویم پیشانی‌نوشت‌ روز 12 تیر کرده‌اید جز به اعطای حق‌شان، محقق نمی‌شود. بازنشستگانیم، سر سفره خود می‌نشینیم. دولت‌های مختلف هم کم سر این سفره ننشسته‌اند. گاه چنان پت و پهن که جا برای صاحبان سفره تنگ شده است. با این همه برخی دولت‌ها با اجرای متناسب سازی، تکریم بازنشستگان را عملی معنا کرده‌اند و برخی به‌رغم تکلیفِ قانون به حرف برگزار کرده‌اند. در همین چند سال اخیر، بازنشستگان عموما از تورم بسیار جاماندند و سایر سطوح بگیران هم در مجموع حدود 25 درصد به نسبت ضریب زمان بیمه پردازی عقب افتادند. قرار بر جبران تا 90 درصد است اما ماه چهارم سال به نیمه می‌رسدو برای بازنشستگان کارگری جز خبر‌هایی که به امروز و فردا حواله می‌دهند، "خبری" نیست! باز هم انتظار سهم ماست. باز هم باید به فردا چشم داشته باشیم....

جمهوری اسلامی / شماره 12848 / سه شنبه 12 تیر 1403 / صفحه 3 / خبر

https://jepress.ir/?newsid=332546

https://jepress.ir/archive/pdf/1403/04/12/3.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 13:13  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

"اخلاق من همینه که هست." اینجمله پنج کلمه ای را زیاد شنیده ایم و زیاد شنیده اند اعضای خانواده های گوناگون. اما این درست نیست. همینه که هست را باید با قلم قرمز بر آن ضربدر کشید. به جایش با قلم آبی نوشت:" چنان می شویم که باید!" یعنی حتی اگر ذاتا خشن هستیم، باید به نرم خویی و مهر اقبال نشان دهیم. جای بدی ها باید خوبی را تمرین کنیم. این کلام راهنمای امام صادق، علیه السلام است که مردِ خانه و پدر خانواده را فرمان به تربیتی چنین می دهد؛" إنَّ المَرءَ یَحتاجُ فی مَنزِلِهِ و َعِیالِهِ إِلی ثَلاثِ خِلالٍ یَتَکَلَّفُها و َإن لَم یَکُن فی طَبعِهِ ذلِکَ : مُعاشَرَهٌ جَمیلَهٌ و َسَعَهٌ بِتَقدیرٍ و َغَیرَهٌ بِتَحَصُّنٍ؛ مرد در خانه و نسبت به خانواده اش نیازمند رعایت سه صفت است هر چند در طبیعت او نباشد: خوشرفتاری ، گشاده دستی به اندازه و غیرتی همراه با خویشتن داری." اگر شده به خرق عادت باید به خوبی ها عادت کنیم. این رفتار پدر می تواند کلاس درس برای فرزندان هم باشد. یعنی تا جایی که فرزندان از او الگو می گیرند باید بکوشد که به مدلی پذیرفتنی در گشاد رویی و گشاد دستی و حسن خُلق و غیرت ورزیدن برای ساختن زندگی بهتر، باشد. رفتاری چنین از سوی خداوند علی اعلا، پاداشی شایسته می گیرد. گواهش کلام همواره راه نمای نبوی است که خطاب به مولای ما می فرمایند: یا علی! خدمت به خانواده، کفاره گناهان کبیره و خاموش کننده خشم خداوند و مهریه حورالعین و زیاد کننده حسنات و درجات است." با نگاه و تامل در این روایت می توان گفت بهترین راه تامین ابدیت به قرار بهشتی، همین خانواده است. همین نهاد کوچک که می تواند دنیا را برای آدمی بزرگ کند. می تواند علاه بر بهشت سازی زندگی، ابدیتی بهشتی را هم برای انسان فراهم کند. به گمان من اگر ما به خانواده به عنوان یک فرصت سعادت آفرین نگاه کنیم، چهاردیواری خانه چنان طعم محبت خواهد گرفت که هیچ کس به خاطر تلخکامی، تلخ گو و تلخ رفتار نشود. ما می توانیم با خانواده پایدار به پایداری جامعه کمک کنیم. در گام بعد پایداری کشورمان را چنان تضمین کنیم که سامان دهنده دیگر شئون زندگی باشد. این هم در مسیر خیری است که خداوند روزی می فرماید چنان که در حدیثی زندگی ساز از رسول اعظم الهی(ص) می خوانیم:" هرگاه خداوند برای خانواده ای خیر بخواهد آنان را در دین دانا می کند، کوچک ترها بزرگ ترهایشان را احترام می نمایند، مدارا در زندگی و میانه روی در خرج روزیشان می نماید و به عیوبشان آگاهشان می سازد تا آنها را برطرف کنند." از خانه ای که خانواده ای چنین ساکن باشند، آدم هایی اهل سکینه و آرامش پا به جامعه خواهند گذاشت که برای دیگران هم قرار دل خواهند بود.

ب / شماره 5344 / سه شنبه 12 تیر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030412.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 13:10  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

این روز ها، هم نامزدها و هواداران شان از هر دری سخن می گویند و هم از هر دری باید با آنان سخن گفت! یک در که در شمار راهبردی ترین در هاست، موضوع رسانه و مطبوعات است. باید صریح پرسید، آقای رییس جمهور آینده نظر شما درباره رسانه و مطبوعات چیست؟ در باره گردش آزاد اطلاعات چه نگاهی دارید؟ به این فکر کرده‌اید تاکنون؟ این را قبول دارید که جامعه به رسانه‌های زنده نیاز دارد؟ رسانه‌هایی صریح و صادق و حرفه‌ای که بر قدرت نظارت کنند و قدرتمندان را به تمکین قانون وادار کنند. میدان می دهید که کوچه و خیابان دولت را به دقت ببینند و صادقانه به نقد بپردازند؟ تحمل شنیدن دارید شما؟ نه شنیدن به قاعده در و دروازه که برخی برای گوش خود چنین نقشی قلئل اند بلکه شنیدن و فهم کردن و عمل کردن. آقای رئیس جمهورِ آینده شما می پذیرید که اساسا، رسانه برای خوب دیدن، دقیق بررسی کردن و درست تحلیل کردن ایجادشده است نه برای تملق گفتن و مجیز نوشتن و غبار پیش چشم جامعه افشاندن. نه برای نقش بازی کردن در پازل این‌وآن برای ایجاد ایهام و ابهام. می‌پذیرید که نظارت فراگیر ملی که همان امربه‌معروف و نهی از منکر دینی است جز به رسانه‌های هوشیار و منتقد و رسانه نگاران شجاع، محقق نمی‌شود. برای امن شدن فضا برای رسانه چه برنامه‌ای دارید؟ حکمرانی خردمندانه رسانه را آزاد می گذارد تا زورمداران نتوانند آزادی ملت را محدود و جامعه را به فقر آزادگی، منکوب کنند. اصحاب عقلانیت، می‌دانند که رسانه نگاران شجاع و رسانه‌های منتقد، سرمایه راهبردی کشور و پیشرانِ حکمرانی عادلانه هستند. اینان را باید فرصت بدانیم نه تهدید اما تجربه می‌گوید برخی تهدید می‌شمارند رسانه را و برای “تحدید” و حتی “تهدید” آن می‌کوشند. اگر می‌خواهید موفق باشید باید به توسعه رسانه‌های نقاد، پویا، سازنده، جسور و یقه گیر بپردازید. دست همه رسانه‌ها را در نقد مومنانه و حرفه‌ای باز بگذارید. بکوشید عدالت رسانه‌ای باید برقرار باشد. نه این‌که برخی‌ها از مصونیت آهنین برخوردار باشند و هر چه خواستند- ولو ناحق- را بگویند و قلدرمنشانه کلمه را خار و در چشم ملت فروکنند اما برخی‌ها در گفتنِ حقِ آشکار هم با مشکل مواجه شوند. کشور برای رسیدن به عدالت اجتماعی به عدالت رسانه‌ای نیاز دارد. شما برای تحقق این مهم چه برنامه ای دارید؟

ب / شماره 5344 / سه شنبه 12 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030412.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:35  توسط غلامرضا بنی اسدی  |