برخی ها سخن نگویند، بزرگترین خدمت را کرده اند. هم به خود و هم به جامعه و هم به دین و مکتبی که سنگ اش را به سینه می زنند. البته همان سنگ را هم در ترازو می گذارند تا از کفه دیگرش- حتی سنگین تر- نان بردارند. اینان را باید گفت که به رغمِ پندار و گفتارِ شما، نور تاریکی نمی زاید و نمی افزاید. نمی شود برای پندار تاریک خود از آن وام بگیرید. قَرضی چنین نه تنها پایه پندارتان را قُرص نمی کند که آن را به هم می ریزد. غافلید که خصلت نور تاریکی ستیزی و شفافیت است نه ابهام گستری. نام نمی برم تا به نقد رسمی بپردازم که از زبان و رفتار برخی برمی خیزد. تلاش زیاد دارند برای مشابهت سازی رفتار خود با بزرگان و اولیای الهی. می کوشند به جای توضیح المسائل که ضرورتی مومنانه است، "توجیح المسائل" بگشایند و برای هر رفتارِ ناصواب، توجیحاتی عجیب، ردیف کنند که ناآگاهان برای آن "خطارفته" ثواب هم متصور بشوند. جواب شان را -البته- قرن ها پیش مولوی بزرگ به صریح ترین کلمات داده است؛

کارِ پاکان را قیاس از خود مگیر

گرچه باشد در نوشتن شیر، شیر

اینان را اما باید گفت، بی قیاسِ کار خویش با بزرگان، کوچکی های خود را جبران کنند. چه این مشابهت پنداری ها نه تنها دردی از آنان دوا نمی کند که دردی هم بر درد های جامعه می افزاید. برای اصلاح خود مطابق استاندارد های تربیتی دینی بکوشند نه این که الگوهای بلند و قامت کشیده انسانی را به اندازه قامت کوتاه و ذهن کوچک خود فربکاهند. این عین کفر است. مگر نه این که کفر را پوشاندن حق معنا کرده اند؟ این تصاویری که برخی ها از دین و الگوهای دینی نشان می دهند پوشیدن حقیقت است. ناخوانده و ناشنیده انگاشتن آیات قرآن است. حرمت مقدسات را به عنوان میراث الهی نگه داریم. این به خودما هم حرمت می بخشد. شکستن این حریم، حفاظ شیشه ای خودِ "سنگ دهانان" را هم در هم خواهد شکست.

ب / شماره 5353 / شنبه 23 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030423.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:5  توسط غلامرضا بنی اسدی  |