ایران عزیز، جغرافیای ایمان است. اسلام عزیز روح جاری در جان ایرانیان و نگهبان ایران است. این دو با هم یگانی عزت را روزی روزگاران می کند. به دیگر عبارت میان این دو "این همانی" برقرار است چنان که نام هر کدام را بیاوریم دیگری هم در ذهن می نشیند. اصلا به یگانگی رسیده اند. هر خوانشی که جز بریگانگی لب بزند، هم ضد ملی است و هم ضد دین. مگر می شود بین کربلا و عاشورا تفاوت قائل شد؟ آن زمان و این زمین انند که نهضت حسینی را در خویش چنان قاب کرده اند که رسم الخط همه روز ها بشود. این را گفتم تا سنگ هایم را وابکنم با کسانی که میان ایران و اسلام دوگانگی قائلند. من بر اساس یگانگی است که رمضان را گرامی و نوروز را عزیز می دارم. جوری این دو را می خوانم که دیگری را هم معنا دهد. رمضان را نفس می کشم و نوروز را لحظه می شمارم. در نگاه من هم رمضان، کریم است و هم نوروز به کرامت الهی زمین و زمان را به شکوفه، شکوفا می کند. همین درس را اگر در اول کتاب بخوانیم، زیست ما چنان کریمانه خواهد شد که عطرش جان و جهان را بردارد. رسم رمضان بخشندگی است. صله رحم است. توسعه مهربانی است. نوروز هم با رفتاری چنین با نوسازی جان ما را به عید میهمان می کند. نوروز هم ما را پر سخاوت و جان یافته به سعادت می خواهد. رمضان با برکت و رحمت و مغفرت آدمیان را در آغوش می گیرد. نوروز هم با نوسازی طبیعت، پیغام نوسازی به انسان می دهد. همان طور که آدمی با آمدن بهار، جامه سبک می کند، باید جان خود را هم سبک کند. همان طور که در وزش نسیم بهاری، طراوت را نفس می کشد، باید در بهار آفرینی برای دیگران هم قدمی بلند بردارد. من میان نوروز و رمضان رازهای مشترک فراوانی می بینم. درک آن آدمی را از فضیلت به کرامت ارتقا می دهد. باری ما رمضان را نفس می کشیم و گوش مان به صدای پای نوروز است. نوشدن را از نو معنا کنیم. در بند لباس نو نمانیم بلکه با نگاه نو به زندگی، زیبا زیستن را تجربه کنیم. ما با رمضان و نوروز به شب های قدر و شهادت مولا علی، علیه السلام، می رسیم. به فصل غمی که همه ما را به عنوان یتیمان پدر سیاه می پوشاند. یتیم عزادار هم سفره می اندازد، پذیرایی هم می کند اما دلش با پدر است. حرمت داری را چنان رفتار می کند که غریبه هم حریم نگه می دارد چه رسد به آشنا. این نوروز برای ما چنین است. چنان هم رفتار خواهیم کرد "ولو کره الکافرون" هرچند به مذاق بدخواهان ناخوش آید. به وسوسه خناسان و ویروس های مجازی توجه نمی کنیم. ما ما با دین داری از ایران حراست کرده ایم. با ایرانی بودن دین داری را اعتلا بخشیده ایم. دین، پیشران ایران بوده است و ایران پشتیبان دین. چنین هم خواهد ماند.

ب / شماره 5540 / سه شنبه / 28 اسفند 1403 / صفحه 3

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۳ساعت 11:58  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

رمضان را، علیه السلام، باید فهم کرد. راه رسیدن به سلامت تمام ساحتی معرفتی مفاهمه با حقیقتی است به نام رمضان که آغوشش گشوده است. دامن، دامن رحمت و مغفرت و مغفرت می بخشد. رمضان را به بهترین اعمال در آن باید گرامی داشت. اما این که بهترین چیست را در پرسش و پاسخ امام علی(ع) و حضرت رسول(ص) باید خواند. آنجا که در پایان خطبه رمضانی پیامبر، امام برمی خیزد؛" فَقُمتُ فَقُلتُ : یا رَسولَ اللّه ِ، ما أفضَلُ الأَعمالِ فی هذا الشَّهرِ؟ فَقالَ : یا أبَا الحَسَنِ، أفضَلُ الأَعمالِ فی هذَا الشَّهرِ الوَرَعُ عَن مَحارِمِ اللّه ِ عز و جل ؛ برخاستم و گفتم : اى پیامبر خدا! برترینِ کارها در این ماه چیست؟ فرمود : اى ابو الحسن! برترینِ کارها در این ماه، پرهیز از حرام هاى الهى است." دقت بفرمایید لطفا! پرسشگر، امام است، علیه السلام و پاسخگو پیامبر صلوات الله علیه و آله. حقیقتی که در کلام می نشیند یک واقعیت است که امروز و فردای همه ما را سامان می دهد؛ پرهیز از حرام هاى الهى. این یعنی که نظان سازی تربیتی دین بر حرام و حلال استوار است. بهترین اعمال رمضان را باید سرمشق کرد برای مشقی که در همه عمر باید نوشت. باید زندگی کرد. زیستن در قاب پرهیزکاری است که به انسان حریمی واجب الاحترام می دهد. حرام آتشی است که چون برخیزد، دیگر اعمال انسان را هم نابود می کند. مگر نه این که یک قطره زهر جسم و جان را یک جا هلاک می کند. نه تنها ساده نباید گرفت که بسیار بسیار و باز هم بسیار جدی باید گرفت این کلام نبوی را. زندگی را از حرام باید پاکیزه کرد. طهارت این است نه فقط دست را به آب شستن. همه جان را باید از حرام طهارت داد که جان های طاهرند که ایمان را در خویش شکوفا می کنند. لامپ های روشن در فضا های تاریک و دوداندود، نوری ندارد. جایی می توان زیبایی و عظمت نور را فهم کرد که ظرفیت آن را داشته باشد. مثل اطاق های رنگ روشن. از حرام باید پرهیز کرد. رسم مسلمانی این است.مسلمانی کنیم!

ب / شماره 5540 / سه شنبه / 28 اسفند 1403 / صفحه 4

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۳ساعت 11:57  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

زخمِ تير و ترکش صدام التيام يافت اما برخي حرف‌ها را تيغ و خاري در ميان است که هرگز التيام نمي‌يابد. يک نمونه‌اش را اخيرا از زبان کسي شنيديم که رطب و يابس را به هم مي‌بافت تا بگويد خاکِ ايران و پرچمِ ايران قداست ندارد. آنقدر سست بود بنيانِ کلامش که ناگفته بماند بهتر است. باطلي است که بايد آن را با ترکِ بازتکرارش ميراند. اما اين بيماري تقدس زدايي از ايرانِ شهيدان از کساني که براي لباس خود قداست قائلند آن قدر دردناک است که همرزمان دفاع مقدس را برسر غيرت مي‌آورد.

اين چند خط را هم به احترامِ برادر جانبازم که ديده و سلامتي خود را در راه دفاع از ايران عزيز و اسلام سربلند گذاشته است مي‌نويسم. او که با همه درد‌ها و رنج‌ها رضاست به قضاي الهي. او برايم نوشته است که با اين همه روايات و احاديث در باره احترام و طن و دفاع از حريم خانه و کشور، اين افراد چه مي‌گويند؟ مي‌گويم حرف‌هايش سست‌تر از خانه عنکبوت است. استدلالش هم خنده دارتر از آن که نياز به پاسخ داشته باشد. کسي که خاکِ وطن را به سنگ و کلوخ تعبير مي‌کند که به فروش مي‌رسد را چه جواب مي‌توان داد جز خاموشي؟ اما يک نکته را بايد به او و هم انديشانش گفت که اگر اين سوي سيم خاردار و آن سوي آن براي شما فرقي نمي‌کند، براي ما فرق مي‌کند. براي ما هم اين نگاه با دشمناني که سيم خاردار را مي‌بندندتا به اين خاک زخم زنند فرق نمي‌کند. با شماها نمي‌شود از وطن دفاع کرد! معناي وطن را امام روح‌الله خميني(ره) مي‌داند که وقتي تيمساز ظهير نژاد – وضعيت ميداني جنگ را روي نقشه بيان مي‌کند – دستشان را روي نقشه گذاشتند و گفتند "آقاي ظهيرنژاد! ببينيد، اگر دشمن بخواهد به اندازه اين پنجه و کف دست من چند سانتيمتر از خاک ايران را اشغال و از نقشه جدا کند من ترجيح مي‌دهم اين پنجه دست من قطع شود ولي اين چند سانتيمتر از خاک ايران جدا نشود."

ما با منطقي چنين تا پاي جان از وجب به وجب خاک گرانقدر وطن دفاع کرديم. جان داديم و قدم به قدم خاکمان را پس گرفتيم و پرچم مقدس مان را به اهتزاز در آوريم. براي شماها فهم اين مسائل دشوار است. با پندار منطق سوز شما نمي‌شود از ميهن دفاع کرد. به ويژه امروز که دشمن بيش از هميشه دندان تيز کرده است. اين گفتار نا به جا عملا تيز کردن تيغ دشمن است. اگر نفوذ سازماني هم نباشد، اين گفته‌ها بيان صريح نفوذ در ناخودآگاه افرادي از اين قبيل است. شما بمانيد با پندار تان اما ماهم خاک ايران را، هم پرچم ايران را مقدس مي‌دانيم و به جان از آن دفاع مي‌کنيم.

جمهوری اسلامی / شماره 13054 / دوشنبه 27 اسفند 1403 / صفحه 3 / خبر

http://jepress.ir/archive/pdf/1403/12/27/3.pdf

انتخاب / https://www.entekhab.ir/fa/news/856446

ویستا / https://vista.ir/n/entekhab-30ysy

روزنو / https://roozno.com/fa/news/682345

عصرتبریز / https://asrtabriz.ir/news/177430/

عصرایران / https://www.asriran.com/fa/news/1045243

اقتصاد24 / https://eghtesaad24.ir/fa/news/291483/

دیارمیرزا / https://diyarmirza.ir/1403/12

رویداد24 / https://www.rouydad24.ir/fa/news/405129/

شبکه شرق / https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-985727

صاحب خبر / https://sahebkhabar.ir/news/71920451

ایونا / https://sahebkhabar.ir/news/71920451

شهرخبر / https://www.shahrekhabar.com/news/17421948603448

فرارو / https://fararu.com/fa/news/845013

نامه نیوز / https://www.namehnews.com/fa/tiny/news-750047

بهارنیوز / https://www.baharnews.ir/news/520936/

اطلاعات / https://www.ettelaat.com/news/86393/

نیوزین / https://newsin.ir/content/26510994

نواندیش / https://noandish.com/fa/news/194873

خبرآنلاین / https://www.khabaronline.ir/news/2038678

مثلث / https://www.mosalasonline.com/fa/tiny/news-167675

پروژه ایرانی / https://www.theiranproject.com/fa/note/436658/

تیتر برتر / https://www.titrebartar.com/fa/news/321017/

بیتوته / https://www.beytoote.com/news/politics-social/mbnews117644.html

فراز / https://www.faraz.ir/fa/news/91730/

سرپوش / https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy1403121796.html

پیام مازند / https://www.payamemazand.ir/Fa/News/876168/

مدارا / https://www.modara.ir/fa/news/337499/

خسروشاه نیوز / https://khosroshahnews.ir/news/24296/

ساعد نیوز / https://saednews.com/c/10228/441978

فینال خبر / حقوق نیوز / خبرپو / تجارت نیوز / اصلاحات نیوز / خبرفارسی / روزنیوز / قطره / پلیکان / برترین ها / و...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۳ساعت 11:50  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

یک نوروز در پیش داریم؛ نوروزی که از کرانه رمضان برخاسته است؛ ماهی که برکت و رحمت و مغفرت نام بردار است. قطعا نوروز امسال هم در این سه گانه انسان ساز و جامعه پرداز باید بیش از همه سال های دیگر، غنی باشد. بکوشیم وجود و حضورمان برای همدیگر، ترجمه برکت باشد. مبارکی افزا باشیم برای هم. رحمت را، رحمت را، گسترش دهیم تا می توانیم. هم خود ما به این فضیلت اخلاقی محتاجیم و هم نیاز اولویت دار جامعه است. ایران عزیز ما به رفتاری نظم یافته به این قاعده درمیان فرزندانش، عزت خویش را به جهان می نماید. ما با رفتار در این تراز می توانیم جهان گشایی کنیم و پرچم فرهنگی مان را تا اقصای عالم برافرازیم. فقط با مهر و رحمت می توان قلب ها را فتح کرد. دوربردترین سلاح ها هم بالاخره برد نهایی دارند و از آن سانتی متری جلوتر نمی روند. فقط این سلاح مهر و رحمت و صلاح است که بردش بی نهایت و جهانگیر است. جهاد کنیم به مهربانی؛ هم درمیان خود و هم دربرابر میهمانانی که از دیگر کشور ها به این سو می آیند. این رفتار را مضاعف کنیم وقتی به عنوان یک ایرانی به دیگر کشور ها سفر می کنیم. باید سفیر فرهنگی ایران باشیم هرجا که می رویم. از همدیگر درگذریم که رسم رمضان، مغفرت نیز هست. همدیگر را ببخشیم. به هرحال ما در گذر یک سال، شاید ناخواسته به کسی تنه زده باشیم. شاید عصبانیت، اخم در نگاه ما انداخته باشد، شاید شیطان دستمان را برای دیگری مشت کرده باشد، شاید حقی بر گردن هم داشته باشیم. از هم بگذریم تا خدا هم از همه مان درگذرد و به مغفرت، همه مان را با دفتری سفید در آغاز سالی تازه و راهی نو قرار دهد. یک نوروز در پیش داریم که امسال با شب های قدر و شهادت حضرت پدر، امام علی(ع)، قرین است. حرمت نگه داریم که زمین، حرم خداست. شب های قدر را قدر بدانیم تا ارزش پیدا کنیم، تا نوروزمان نوتر از همیشه فضیلت افزای زندگی مان شود. ما رمضان را نفس می کشیم. باید جانمان هم آب وجارو شده باشد برای استقبال از نوروز. این بهارِ به بهار ضریب یافته باید خوبی هامان را ضرب در هزار کند تا بدی ها فرصت جولان نیابد. رمضان را و نوروز را گرامی بداریم. با حرمت داری ایام عزا و شب های قدر، در رقم خوردن تقدیری مؤمنانه، برای خویش قدم برداریم. قطعا خداوند کریم هم نیکو قلم برخواهد داشت در تحریر تقدیر ما. یاعلی!

شهرآرا / شماره 4455 / دوشنبه 27 اسفند 1403 / صفحه 13 / گزارش

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/16100/423076

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/12/27/16100_149413.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۳ساعت 11:45  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

کجای کاریم ما؟ ادعا مان که جای زمین و آسمان را عوض می کند. نگاهِ مان هم می گوید برای خود فهرست مطالبه از خدا را هم طولانی کرده ایم. نیشخند هامان گواهی می دهد که در عجبی غریب تن شسته ایم که خود را طاهر و همه را بی طهارت می پنداریم. همین عبادت های شکسته و بسته ما را به جایی رسانده که از دیگران حریم می شکنیم و راه موفقیت شان را می بندیم. می پنداریم بهترینِ خلق خدائیم اما... کاش تامل می کردیم در عبادات مان تا راه به عبودیت می بردیم. من این حکایت را به آن امید نقل می کنم که حکمت هایش را دریابیم. این می تواند در ما تکانشی ایجاد کند که غبار منیت از تن مان تکانده شود. بخوانید لطفا؛" در ماه رمضان چند جوان،پیرمردی را دیدند کـه دور از چشم مردم غذا می‌خورد. بـه او گفتند: اي پیرمرد مگر روزه نیستی؟ پیرمرد گفت: چرا روزه ام، فقط آب و غذا می‌خورم. جوانان خندیدند و گفتند: واقعا؟ پیرمرد گفت: بلی، دروغ نمی گویم، بـه کسی بد نگاه نمی کنم، کسی را مسخره نمی کنم. با کسی با دشنام سخن نمی‌گویم، کسی را آزرده نمی کنم چشم بـه مال کسی ندارم وولی چون بیماری خاصی دارم متاسفانه نمی‌توانم معده را هم روزه دارش کنم. بعد پیرمرد بـه جوانان گفت: آیا شـما هم روزه هستید؟ یکی از جوانان در حالی‌که سرش را از خجالت پایین انداخته بود بـه آرامی گفت: خیر ما فقط غذا نمی‌خوریم!" واقعا شرحِ حال بسیاری از ما چنین است. نه مثل پیرمرد بلکه مثل جوانان. ما فقط غذا نمی خوریم. روزه، فقط معده مان را به اختیار گرفته است اما زبان مان، اما نگاه مان، اما گمان مان و.... نسبتی با روزه داری ندارد. حتی کسانی که باید نماد روزه تام باشند، فقط" قابِ نخوردن" اند و الا آتش در کلام و نگاه و پندارشان شعله می کشد. اگر به اطراف مان چشم بگردانیم فراوان خواهیم دید افرادی که زبان در پوستینِ خلق گشاده اند. چشم از دیوار مردم هم عبور می دهند. سوء ظن به همه دارند و این همه را هم به کلمه تبدیل می کنند. واقعا با کارنامه ای چنین روزه ایم ما؟ میان این روزه و آن روزیی که نصیب آن پیرمرد شد چقدر فاصله است؟ شوق انگیز است آن روزی و خدا کند با معرفت روزه ما را هم شور و حالی چنان روزی گردد.

ب / شماره 5539 / دوشنبه / 27 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031227.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۳ساعت 11:41  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

در های بهشت باز است. این از امتیاز های رمضان است. خداوند علیم و حکیم به لطف خویش انسان را با روزه داری متمایز و ممتاز می کند. این سرمایه را باید از "حبط" محافظت کرد. کم نیستند کسانی که سرمایه می اندوزند، باغ را درخت به درخت، شکل می دهند اما به یک سیخ کبریت، همه را دود هوا می کنند." کلمه «حبط» به معنی باطل شدن عمل و تأثیر نداشتن آن است. مفهوم حبط در آیه‌های قرآن کریم و همچنین در روایات این است که اعمال انسان هم در دنیا و هم در آخرت باطل شود و دیگر تأثیر و نتیجه‌ای برای او نداشته باشد." این هم بزرگترین خسارت است. باید مراقب باشیم که سرمایه عبودیت مان مدام در افزایش باشد. خداوند علی اعلا از زبان رسول اعظمش، صلوات الله علیه و آله، راه را نشان داده است؛" ومَن تَلا فیهِ آیَةً مِنَ القُرآنِ کانَ لَهُ مِثلُ أجرِ مَن خَتَمَ القُرآنَ فی غَیرِهِ مِنَ الشُّهورِ؛ و هر کس در آن، آیه اى از قرآن تلاوت کند، پاداش کسى را دارد که در ماه هاى دیگر، ختم قرآن کرده است." انس با قران انسانیت ما را به درجه ای از آگاهی می تواند برساند که بر سرمایه معرفتی خویش بیفزاییم. دارندگی چنین است که برازندگی ایمانی می آورد. این را هم البته باید مراقبت کرد و نگهداشت. همچنین باید کوشید تربیت رمضانی را به همه سال توسعه داد تا خداوند هم فضل خویش را همیشگی فرماید. واقعیت رمضان و حقیقت لطف خدا همین است که پیامبر(ص) می فرمایند:"أیُّهَا النّاسُ، إنَّ أبوابَ الجِنانِ فی هذَا الشَّهرِ مُفَتَّحَةٌ، فَاسأَلوا رَبَّکُم ألاّ یُغلِقَها عَلَیکُم، وأبوابَ النّیرانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسأَلوا رَبَّکُم ألاّ یَفتَحَها عَلَیکُم، وَ الشَّیاطینَ مَغلولَةٌ فَاسأَلوا رَبَّکُم ألاّ یُسَلِّطَها عَلَیکُم؛ اى مردم! در این ماه، درهاى بهشت، بازند. پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد؛ و درهاى دوزخ، بسته اند. پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نگشاید؛ و شیطان ها در بندند. پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما مسلّط نسازد." این خواست را باید به عمل هم برخاست. با عمل به آموزه های دین، با رفتار به تربیت نبوی، با تنظیم کردار به قاعده قرآن می شود رمضان را اگر نه در تقویم که در قوت ایمان ادامه داد. گریز از حبط اعمال، اقبال به منطق و تعلیم های رمضانی است.....

ب / شماره 5539 / دوشنبه / 27 اسفند 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031227.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۳ساعت 11:39  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

اين وعده هم عملي نشد! وعده پرداختِ معوقات متناسب سازي حقوق بازنشستگان تأمين اجتماعي روي زمين ماند. زمان هم به سرعت دارد به پايان مي‌رسد. قراري بود بعد از اجرايي شدن اصل متناسب سازي به رقم 40 درصد عقب افتادگي، در آبان ماه، معوقات از اول سال هم پرداخت شود اما نشد. از اين ماه به آن ماه شد اما واقعيت نيافت. قرار آخر سال هم رسيد و حقوق اسفند واريز شد اما باز هم از معوقات خبري نشد. البته چندي پيش خبر آمد که براساس برنامه‌ريزي سازمان تأمين اجتماعي، معوقات متناسب‌سازي حقوق بازنشستگان که مربوط به ماه‌هاي گذشته تا پايان مهرماه 1403 است، در فروردين 1404 واريز خواهد شد. اما بعد از اين خبرخوانديم که رايزني‌ها انجام شده و پرداخت خواهد شد اما "نشد". بازنشستگان هم حکايت شان مثل بنده خدايي است که در چاه افتاده بود. فردي مطلع شد و سر چاه آمد و گفت: صبر مي‌کني بروم و از خانه ريسمان بياورم؟ بنده خدا از ته چاه صدايش را بيرون داد که: آيا جز اين چاره‌اي دارم؟ ما هم چاره‌اي نداريم جز بردباري. به قول امروزي‌ها بايد ميزانِ تاب آوري مان را افزايش دهيم.

ديگر گفتني هم اين که مبلغ متناسب سازي قرار بود به اصل حقوق اضافه شود تا مشمول ضريب افزايشي سال آينده هم باشد اما به استناد فيش‌هاي صادره براي اسفندماه جاري، همچنان در سرفصل مستقل قيد شده است. اين هم باعث نگراني موي سفيد کرده عرصه توليد است. نکند غفلت مسئولان محترم باعث شود اين سرفصل مستقل از ضريب عقب بماند؟ ما کم گرفتار نشده‌ايم به اين غفلت‌ها و تغافل ها. يادمان هست در سال 1401، يک ويرگولِ بازي گوش، چند ماه روح و روان مردم را به بازي گرفت. هرچند ويرگول در بلخِ "سازمان تامين اجتماعي نيروهاي مسلح" قرار گرفته بود اما دولت محترم سيزدهم در شوشترِ "سازمان تامين اجتماعي" و در حقوق بازنشستگان کارگري تيغ مي‌چرخاندند. انگار همه چيز دست به دست هم داده بود تا ضرب‌المثلِ "گنه کرد در بلخ آهنگري/ به شوشتر زدن گردن مسگري" را عملا بياموزيم. آن ماجرا با تحمل مشکلات حل شد البته اما از آن روز از هر ويرگول و نقطه و خط تيره و اشتباه تايپي مي‌ترسيم چنان که مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد مي‌ترسد.

بگذريم، يک نکته ديگر هم مي‌ماند و آن اين که مبلغ 30 درصد از جبران عقب ماندگي که براي 1404 است آيا به روز رساني و اضافه خواهد شد يا براساس تقسيم سال پيش اجرايي مي‌شود؟ اين اگر باشد که باز متناسب سازي هم نيازمند متناسب سازي جديد خواهد شد. اميد واريم متوليان امر با دقيق سازي تصميمات، ضريب خطاهاي مديريتي را پايين بياورند. ان‌شاالله.

جمهوری اسلامی / شماره 13053 / یکشنبه 26 اسفند 1403 / صفحه 3 / خبر

اعتمادآنلاین / https://www.etemadonline.com/tiny/news-704477

اطلاعات / https://www.ettelaat.com/news/86239

شبکه شرق / https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-985268

اقتصاد آنلاین / https://www.eghtesadonline.com/fa/news/2045179

تیک / https://tik.ir/fa/news/435809/

رویداد 24 / https://www.rouydad24.ir/fa/news/404996/

خبربرنا / https://www.khabarnab.com/economic/174209774156/

فرارو / https://fararu.com/fa/news/844588/

خبرآنلاین / https://www.khabaronline.ir/news/2038271

صدای بورس / https://www.sedayebourse.ir/news/520162

تجارت ایدآل / https://tejarateideal.ir/?p=89429

شهرخبر / https://www.shahrekhabar.com/news/174210582053776

پارسینه / https://www.parsine.com/fa/tiny/news-915417

اندیشه معاصر / https://andishemoaser.ir/?p=2126499

غیرمنتظره / https://gheyremontazereh.ir/?p=127024

خبرفهام / https://fehamnews.ir/link/41963127

تیتر برتر / https://www.titrebartar.com/fa/news/320864/

جالب تر / https://www.jalebtar.ir/news/235977/

هوشمند نیوز / https://shmi.ir/?p=570714

ویستا / https://vista.ir/n/asrkhabar-y9j5r

پنجره / https://panjereh.news/fa/tiny/news-9374

نیوزین / https://newsin.ir/content/26509248

بهار نیوز / https://www.baharnews.ir/news/520765/

صاحب خبر / https://sahebkhabar.ir/news/71905751

عصرخبر / https://asrkhabar.com/fa/news/704576/

نواندیش / https://noandish.com/fa/news/194832/

فردای بورس / https://fardabourse.ir/news/93814e17-1e02-f011-99d7-dcc97457aaa4/

تازه نیوز / https://www.tazenews.com/news/483947

خبرپو / کلید نقره ای / اقتصاد ما / میلی گلد / خبرفارسی / تریبون اقتصاد / قطره / برترین ها / سنیلوآنلاین / گسترش نیوز / شرق / عصر خبر / رکنا / و...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:24  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

جوانمردی یک فضیلت به کرامت رسیده است؛ هم زنان را در برمی گیرد و هم مردان را. ازقضا زنان به این صفت متمایزترند؛ چون از احساسی زلال و ممتاز برخوردارند. کم ندیده و خبر نخوانده ایم از بانوانی که در انسان یاری، گوی سبقت از مردان ربوده اند. کم نشنیده ایم که برای یاری نیازمندان حتی از حلقه طلای ازدواج خود -که عزیزترین است نزد آنان- گذشته اند تا گره از مشکلات یک نفر باز شود. اصلا همه ایرانی ها به دادودهشی چنین نام بردارند؛ کریم اند، بخشنده اند. هم از حق خود می بخشند و هم دیگران را به این راه روشن می آورند. کم نداریم کسانی که دستشان خالی است اما آبرویی دارند که می تواند معجزه کند. همین را به میدان می آورند تا روزهای خوب و حال خوش برای مردم فراهم شود. مردم ما عظمت ذاتی دارند؛ از شیخ اجل، سعدی علیه الرحمه، در یاد دارند که:

ره نیک مردان آزاده گیر

چو استاده ای، دست افتاده گیر!

دست می گیرند و آن افتاده را تا رفعت یاعلی گفتن و بازایستادن همراهی می کنند؛ به ویژه اگر او را، خطایی، اشتباهی، حادثه ای، تصادفی، راه به پشت میله ها رسانده باشد. این گرفتاری های پیش بینی نشده، پیش پای همه ما نیز هست. میان ما و حادثه شاید یک پلک زدنی فاصله باشد، پس می توانیم با گرفتاران پشت میله -که آب سرد را باحسرت می نوشند- فاصله ای نداشته باشیم. خداکند-البته- برای هیچ فردی اتفاق نیفتد اما متفق شدن همه ما برای یاری زندانیان بی گناه، می تواند بسیاری را از بن بست نجات دهد. حیات بخشیدن صرفا از بیماری به سلامت رساندن نیست؛ می تواند یک خوانش از آن، همین آزادی بخشی باشد. آزادی، زندگی است، در تعریف متعالی حیات می گنجد. فرصتی چنین برای یک فرد فراهم کردن، نیز می تواند آزادی بخشی به همه انسان ها معنا شود. بدانیم که دارندگی و دارایی، زمانی برازندگی به همراه می آورد که در مسیر زنده سازی اجتماعی به خدمت گرفته شود. شرافت دو دنیا در این است. در اینکه امام على(ع) می فرمایند: «مَنْ کانَ لَهُ مالٌ فَلْیَصِلْ بِهِ الْقَرابَه وَلْیُحْسِنِ الضِّیافَه وَلْیَفُکَّ بِهِ الْعانى وَالْأسیرَ، فَإنَّ الْفَوْزَ بِهذِهِ الخِصالِ مَکارِمُ الدُّنْیا وَشَرَفُ الآخِرَه: کسى که مال و ثروتى دارد، با آن به خویشاوندانش نیکى کند و خوب مهمانى کند و به وسیله آن، گرفتار و اسیرى را آزاد سازد، همانا رسیدن به این ویژگی ها، بزرگواری هاى دنیا و شرافت آخرت است». ما هم اگر خواهان شأنی چنان و شوکتی چنین هستیم، باید کلام علوی را به رفتار علوی تبدیل کنیم؛ رفتاری که با بخشندگی و دست گیری، راه سلامت را به همه نشان خواهد داد. بدانیم که مایه گذاشتن در راه آزادی زندانیان جرائم غیرعمد، هزینه برای دیگران نیست، بلکه سرمایه گذاری برای جامعه است، برای خود و دیگری. بکوشیم به اندازه توان در این راه مؤثر باشیم. آثار پربرکتش را در زندگی خواهیم دید. ان شا ءا...!

شهرآرا / شماره 4454 / یکشنبه 26 اسفند 1403 / صفحه 13 / گزارش

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/16095/422990

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/12/25/16095_149377.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:18  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

امام، راهنما برای رسیدن به زندگانی متعالی است. چراغ روشنی است که در پرتوِ اندار هدایتگر او باید" يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ" را نیکو تجربه کرد. شکوهی چنین فقط در ولایت الهیه ممکن است که امام هم حجتِ اوست بر مسلمانی ما." اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا" خداوند علی اعلا خود ولایت و هدایت ما را به عهده گرفته است. نبی را و امام را او دلیل راه قرار داده است تا شیطان نتواند رهزن دین و دنیای ما شود. حضرت امام مجتبی، علیه السلام، که امروز عید نشین میلاد او هستیم، آفتاب هدایتی است که هم دنیای ما را نیکو تدبیر می کند و هم آخرت مان را ، ابدیت مان را زیبا سازی می کند. آخرتی که امتداد دنیای ماست. دنیا مان را که در ولایت الهیه طی کنیم. ابدیت مان هم به این شیوه ادامه خواهد یافت. حضرت مجتبی(ع) با چهارگانه ای ، چهاردیواری زندگی مان را امنیت و تعالی می بخشند:" یَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَکُنْ عابِداً؛ ای فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهی عفیف و پاکدامن باش تا عابد و بنده خدا باشی." که تردامنان و ناپاکیزه جانان را در این جایگاه رفیع، جای نیست." وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَکَ تَکُنْ غَنِیّاً؛ راضی باش بر آنچه که خداوند سبحان برایت تقسیم و مقدّر نموده است، تا همیشه غنی و بی نیاز باشی." که غنا و استغنا نه در فراوانی مال و مکنت که در رضایت است. کسی به این مقام نرسد تا راضی به رضا و قضای دوست نباشد." وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَکَ تَکُنْ مُسْلِماً؛ نسبت به همسایگان، دوستان و همنشینان خود نیکی و احسان نما تا مسلمان محسوب شوی." که بی بهره از مسلمانی است کسی که اهل احسان و نیکی نباشد. اسلام آئین خوبی کردن است، پس با نیکویی پاسدار مسلمانی خود باشیم." وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ یُصاحِبُوکَ بِهِ تَکُنْ عَدْلاً؛ با افراد (مختلف) آنچنان برخورد کن که انتظار داری دیگران همانگونه با تو بر خورد کنند." این طرفه تربیتی است که چون به آداب آن مودب شویم، زندگی پر آسایش و آرامش خواهد شد. این هم نمایی از ما در چشم دیگران خواهد ساخت که نماد دین ما نیز باشد. ترجمه ای عملی از لبیک به" کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً؛ یعنی زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما." که امام صادق، علیه السلام می فرماید. حسنی شدن هم یعنی تنظیم زندگی به قرار تربیتی حضرت مجتبی علیه السلام. چنین باشیم.

ب / شماره 5538 / یکشنبه / 26 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031226.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:10  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

رمضان، خودِ عبادت است. روح بندگی در هر لحظه اش جاری است. به هر ناز می توان هزار نیاز اجابت شده داشت. سعید لحظاتی است که باید قدر دانست. پیامبر بزررگوار و تعلیم دهنده ما که سلام و صلوات خدا بر او و اهل بیت اش باد، در خطبه رمضانی خود، راز ها شکوفا می کند. درک هر کدامشان، جان را به شکوفه می نشاند. بخوانید:" و مَن تَطَوَّعَ فیهِ بِصَلاةٍ کُتِبَ لَهُ بَراءَةٌ مِنَ النّارِ؛ و هر کس در آن، نماز مستحبّى بخواند، براى او دورى از آتش، نوشته مى شود." خداوند در این فصل، ویژه عطا می فرماید. اصلا به کمِ ما کار ندارد، به کرمِ خویش پاداش می دهد. این را البته همه مان می دانیم که این بذل و بخشش حسابش با حق الناس جداست. آن را حکایتی است که حرف به حرف و ذره به ذره باید با صاحب حق تسویه کرد. این جا اما حکایت دل های صافی شده و دست های پاک است. قصه جان های به جلا رسیده است در مغازله با خداوند مهر. حضرت حق هم حق اینان را ویژه عطا می فرماید. فقط هم حرف مستحبات نیست که در پاداش واجبات هم یک به هفتاد حساب می فرماید. تازه این هفتاد را هم می گویند هفتاد عددی نیست که بعد از شصت و نه قرار دارد بلکه عدد کثرت است یعنی فراوان و بسیار فراوان؛" ومَن أدّى فیهِ فَرضا کانَ لَهُ ثَوابُ مَن أدّى سَبعینَ فَریضَةً فیما سِواهُ مِنَ الشُّهورِ؛ و هر کس واجبى را در آن ادا کند، پاداش کسى را دارد که هفتاد واجب را در ماه هاى دیگر، ادا کرده است." علاوه بر نماز که جایگاه خود را دارد در نظام عبودیت و عبادت، صلوات را که همکلامی انسان با خداست در تهیت بر رسول(ص) هم در این ماه ارزش افزوده ویژه تولید می کند:" ومَن أکثَرَ فیهِ مِنَ الصَّلاةِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللّه ُ میزانَهُ یَومَ تَخَفَّفُ المَوازینُ؛ و هر کس در آن بر من زیاد صلوات بفرستد، خداوند در روزى که وزنه اعمال، سبک مى شود، وزنه اعمال او را بیفزاید." با فراوانی صلوات، کفه اعمال مان را سنگین کنیم. این صلوات هم رمز آرامش دل است و معطر شدن ذهن. با این فرصت، سعادت افزایی کنیم. ان شاالله

ب / شماره 5538 / یکشنبه / 26 اسفند 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031226.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:9  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

تعیین دستمزد کارگری. این از آن جمله فرایندهای پرفراز و نشیبی است که هر سال تجربه می‌کنیم. قصه‌ای است که پایان هر سال، پرغصه‌تر تکرار می‌شود. سال پیش بود- به گمانم- که وزارت بهداشت «سبد غذایی» را طراحی کرد برای محاسبه در سبد معیشت در موضوع تعیین دستمزدها که با سال‌های پیش متفاوت بود. مثلا سبدی طراحی کنند که قیمت آن پایین بیاید تا در محاسبه سبد معیشت، جور دیگری حساب کنند. نمی‌دانم آیا نیاز بدن به درصدهای کالری هم سال به سال تغییر می‌کند یا تغییر می‌دهند! همیشه این سؤال باقی می‌ماند که کارگری که غذای لازم به بدنش نرسد، چطور می‌خواهد کار کند؟ توان و کار اوست که چرخ کارخانه را می‌چرخاند و به تولید رونق می‌دهد. او را باید توانی در بازو باشد تا بشود بازوی تولید.

حالا اینکه او باید معیشت یک خانواده را تمشیت کند، مسئله دیگری است، آن هم در این زمانی که منحنی‌های گرانی به سرعت برق حرکت می‌کنند. آن هم نه برقی که دچار ناترازی باشد! معلوم است که روزگار کارگر، سال به سال سخت‌تر می‌شود. تورم که سر ایستادن ندارد. گرانی هم که نگرانی‌افزاست همیشه. مسئولان محترم هم در تعیین دستمزد کارگر، همراه کارفرمایند نه ضلع سوم شورای‌عالی کار. با قدرت دوگانه ضلع دولت و کارفرمایی، معلوم است حرف ضلع لاغر کارگری شنیده نشود. مگر سال‌های پیش که نماینده کارگران مصوبه دستمزدها را امضا نکرد اتفاقی افتاد؟ نیفتاد. همان مصوبه تا آخر اجرا شد. امسال اما امیدواریم چنین نشود. حق کار را ادا کنید تا حق کارگر هم ادا شود. به این هم توجه داشته باشید که افزایش معقول حقوق کارگر، از دست دادن سرمایه نیست بلکه از این جیب به آن جیب کردن است که چرخ تولید را هم شتاب می‌بخشد. به هر حال کارگر باید حال جیبش خوب باشد تا بتواند حال بازار را خوب کند. پول داشته باشد، می‌خرد و پول باز در چرخه‌ای سالم به صاحب محصول که کارفرماست برمی‌گردد. هرچه هم شتاب بگیرد این چرخه، حال همه بهتر می‌شود. از کارگر تا کارفرما و تا کشور. کشوری به نام ایران که برایش افتخار می‌خواهیم. روزهای پرافتخار هم با دارندگی آحاد مردم به برازندگی می‌رسد. بکوشیم تا با منطقی‌کردن دستمزدها به کار و کارگر عیدی بدهیم. ان‌شاء‌ا...

شهرآرا / شماره 4453 / شنبه 25 اسفند 1403 / صفحه 9 / اقتصاد

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/16091/422895

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/12/24/16091_149314.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۳ساعت 13:39  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

زخمِ تیغ را مرهم، درمان می‌کند، اما زخم زبان را هیچ‌چیز نمی‌تواند درمان کند. این را به تکرار از زبان دیگران شنیده و از قلم‌های مختلف خوانده‌ایم. بدگویی‌ها چنان نابودگر است که جنگ و دعوا نیست. ببخشید چنین شروع کردم در ماه رمضان مهربان و نوروز فرخنده‌فال که صدای پایش گوش را می‌نوازد. ببخشید بر من و این قلم. البته نمی‌خواهم درباره زبان و زخم بنویسم. این را وام گرفتم تا درباره یک رفتارِ پرزیان، بسیار پرزیان بنویسم. مردم از‌ کمبود‌ها دل‌خورند، اما به اندازه همان زخمی که گفتیم. دل‌خوری فراوان و جبران‌ناشدنی از ‌بود‌هایی است که با درازدستی این و آن،‌ نابود‌ می‌شود. البته از حساب مردم و الا انباشت می‌شود در حساب دست‌های ناپاک. مردم از اختلاس‌ها، ناراحت می‌شوند و از درد این رفتار، چون مارگزیده به خود می‌پیچند. اینکه فلان افراد و بهمان دسته، چنین رها دست در بیت‌المال می‌زنند و آن را به مال‌البیت تبدیل می‌کنند. این مصیبت‌ها اگر مهار شود، عدالت را اگر ببینیم از گفتار به رفتار رسیده است، سختی تحریم‌های حرامِ حرامی‌ها را بر جان هموار می‌کنیم و در برابر زورگویی و قلدرگری‌ها مثل کوه می‌ایستیم. ما ایرانی هستیم، مسلمانیم. این دوگانه ما را بر یگانه استقامت، پایدار می‌دارد. پای و پشت ملت زمانی می‌لرزد که می‌بینند اتفاقاتی که نباید بیفتد می‌افتد. خبرهایی که نباید شکل بگیرد، مشکل‌آفرینی می‌کند. آنچه مردم را به حاشیه می‌رساند، وجود این قبیل آدم‌ها و ‌ناآدمی کرداری‌ در متن جامعه است. این را چاره کنیم، خیلی از احساس بیچارگی‌ها از میان خواهد رفت. ما انقلابمان را به منهجِ علوی تعریف کردیم. به منطق امامی که اهل داد و نماد تمام نمای عدالت بود. در اجرای حق، همه را به یک چشم می‌دید. این گزارش‌ على‌‌بن‌ابى‌رافع ‌از متصدیان امور بیت‌المال است که گفت: دختر آن حضرت یک گردن‌بند مروارید در روزهاى عید قربان به امانت تضمین شده از من گرفت که پس از سه روز آن را بازگرداند. على‌(ع‌) آن را برگردن وى دید، برداشت و به من گفت: ‌در مال مسلمانان خیانت مى‌‌کنى؟ داستان را براى او نقل کردم و گفتم که من آن را از مال خود تضمین کرده‌ام. گفت: همین امروز آن را بازگردان و اگر بار دیگر چنین کنى به کیفر من گرفتار خواهى شد. سپس گفت: اگر دخترم این گردن‌بند را جز به صورت امانت تضمین شده گرفته بود، نخستین زن، از بنی‌هاشم مى‌‌بود که دستش به جرم سرقت بریده مى‌‌شد. ‌آری، ما با این منطق مردم را به انقلاب خواندیم. روح انقلاب هم باورمند به این حقیقت است. نباید عارضه‌ها و بیماری‌هایی چون فزون‌خواهی فرصت پیدا کند و سلامت انقلاب را چنین به خطر بیندازد. ما کمبودها را می‌توانیم تحمل کنیم. شرایط سخت را با شکیبایی از سر می‌گذرانیم، اما در برابر فساد، این تحمل‌ناشدنی است. مردم هرگاه خبری از این نوع می‌شنوند و شرایط سخت خود را می‌بینند به فغان می‌آیند. حق هم دارند. این حق را خداوند هم به رسمیت شناخته است؛‌ لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم وکان الله سمیعا علیما؛ خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدی‌ها‌(ی دیگران) را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست. ‌اختلاس و فساد هم بالاترین ظلم اجتماعی است که یک ملت مظلومِ آن است. زخمِ زبانی است به فرهنگ ملی که جز با تیغ عدالت درمان نمی‌شود.

شهرآرا / شماره 4453 / شنبه 25 اسفند 1403 / صفحه آخر / کوچه

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/16091/422913

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/12/24/16091_149321.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:44  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

رمضان را نفس می‌کشیم و یک نوروز در پیش داریم. تلاقی چرخش ماه و خورشید، تقویم را به همزمانی رسانده است. ما هم به روشنایی ماه و خرشید باید به همزبانی میان این دو برسیم. جوری که زیبایی هر دو را فهم کنیم. برکاتِ هر دو را در سفره زندگی داشته باشیم. فرصتِ بهره‌مندی از جلوه‌های جلالی و جمالی آن را برای خود فراهم کنیم. این می‌تواند به فربهی جان و زیباسازی جهانمان بیانجامد. اولین برداشت ما از این دو خرمت، کرامت است. هم رمضان، کریم است و هم نوروز به کرامت الهی زمین و زمان را به شکوفه ، شکوفا می‌کند. همین درس را اگر در اول کتاب بخوانیم، زیست ما چنان کریمانه خواهد شد که عطرش جان و جهان را بردارد. رسم رمضان بخشندگی است. صله‌رحم است. توسعه مهربانی است. نوروز هم با رفتاری چنین با نوسازی جان ما را به عید میهمان می‌کند. نوروز هم ما را پرسخاوت و جان‌یافته به سعادت می‌خواهد. رمضان بابرکت و رحمت و مغفرت آدمیان را در آغوش می‌گیرد. نوروز هم با نوسازی طبیعت، پیغام نوسازی به انسان می‌دهد. همان‌طور که آدمی با آمدن بهار ، جامه سبک می‌کند ، باید جان خود را هم سبک کند. همان‌طور که در وزش نسیم بهاری ، طراوت را نفس می‌کشد ، باید در بهار آفرینی برای دیگران هم‌قدمی بلند بردارد. من میان نوروز و رمضان رازهای مشترک فراوانی می‌بینم. درک آن آدمی را از فضیلت به کرامت ارتقا می‌دهد. باری ما رمضان را نفس می‌کشیم و گوشمان به صدای پای نوروز است. نوشدن را از نو معنا کنیم. دربند لباس نو نملنیم بلکه با نگاه نو به زندگی، زیبا زیستن را تجربه کنیم. حواسمان هست که ایام نوروز با شب‌های قدر و شهادت مهربان‌ترین پدر، مولا علی، علیه‌السلام، تلاقی یافته است. هنجارها را چنان پاس بداریم که پدر ازدست‌داده بدان حرمت‌داری می‌کند. ویروس‌های مجازی را جدی نگیریم . وسوسه خناس است که کلمه می‌شود. خناسُ وسواس است که می‌خواهد دین و ملیت را در برابر هم قرار دهد. تاریخمان را بخوانیم. ما با دین‌داری از ایران حراست کرده‌ایم. با ایرانی بودن دین‌داری را اعتلا بخشیده‌ایم. دین پیشران ایران بوده است و ایران پشتیبان دین. باهم به تولید توفیق می‌رسند. نگذاریم فتنه دین‌ستیزان ایرانی گریز، این همنای فرهنگی‌مان را بر هم زند.

نخست نیوز / کد نوشته 121602 / یکشنبه 26 اسفند 1403

https://nakhostnews.com/?p=121602

نخست / شماره 1047 / پنجشنبه 23 اسفند 1403 / صفحه 3 / جامعه

https://nakhostnews.com/wp-content/uploads/2025/03/10471-8S.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:40  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

روزگار غریبی است. هم غریب و هم عجیب. این قصه "فرزندناآوری" و این تلخ واقعیتِ" حیوان- فرزندی" را چگونه می توان خواند که هم عجیب و هم غریب نباشد؟ وقتی فکر کنیم به فردا واقعا بر امروز خویش خواهیم ترسید. به ویژه کسانی که چیز دیگری را، حالا هرچیز را جایگزین فرزند کرده اند، در خواهند یافت هزینه اشتباهی چنین چنان کمرشان را می شکند که هیچ طبیبی نتواند درمان کند. بنده خدایی می گفت اینان گرفتار ترس و تردید اند که به تصمیم نمی رسند. ترسو تردید واقعا هم آدم را زمین گیرمی کند. اینان را باید توجه داد به نظام تربیتی اسلام که براساس" خوف و رجا" تنظیم شده است. بین ترس و امید. این اتوبان است که انسان را به حرکت وامی دارد اما میانه ترس و تردید، اگر بر آن غالب نشود، در مرداب قاب خواهد شد! تعارف بردار هم نیست که واقعیت خیلی زودتر از آنچه فکر می کنیم سختی های خود را به همه تحمیل می کند. کتاب با همه فاخر بودن و تعلیم دهندگی اش هم نمی تواند جای فرزند را در زندگی پُر کند چه رسد به زندگی بعضی ها که سگ و گربه و... را جایگزینِ آن می کنند. شاید آدم ها بتوانند هزار کار برای حیوان خانگی خود بکنند اما آیا آنان هم می توانند خالیِ زندگی شان را در قاعده داد و ستد عاطفی- عملی پُر کنند؟ زندگی فردی، امروز و فرداهای سخت دارد آیا جز انسان می تواند بر این سختی ها غلبه کند؟ حیوان حتی اگر در اوج عاطفه هم باشد- فرض محال که محال نیست- اما آیا می تواند باری از زندگی را بر دوش کشد یا صد درصد خود باری است که بردوش صاحب خود سنگینی می کند؟! فراتر از امروز را ببینیم هم برای خود و هم برای میهنِ خویش. روزهای دشواری و غم و شادی، نیازمند کنشگرانی است که غم را بتارانند و شادی را فراوانی بخشند. آیا جز فرزندان آدم را توانی چنین هست؟ نیست. اگر بود که جنگل ها هم براساس برنامه توسعه خود، شاهد پیشرفت حیوانات می شدند. از خود تمدنی ارائه می کردند. آنان حیوان اند، جایگزین خود شان می شوند. به جای فرزند قراردادنشان خلاف قاعده و قانون طبیعت است. ما از کتاب که ارجمندتر نداریم اما همین محصولِ ارجمند هم نمی تواند جایگزینِ انسان در تعامل با انسان شود. لذا بزرگان علم و کتاب هم اگر فرزند نداشته باشند با هزار کتاب هم از تدبیر زندگی خود درمی مانند چه رسد به میهن. ایران برای دفاع، برای پیشرفت، برای توسعه، برای سازندگی، برای حالِ خوب، به انسان نیاز دارد. به طبیعت احترام بگذاریم. قانون آن را به هم نزنیم. انسان، با انسان ادامه می یابد. سگ و گربه و.... ادامه انسان نیست، همین!

ب / شماره 5537 / شنبه / 25 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031225.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:39  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

مسلمان باید مهربان، خویشاوند دوست و دارای حسِ مسئولیت باشد. واقعیت زیستی انسان می گوید ما به هم ربط داریم. این ربط داشتن از خانه شروع می شود و به جامعه و جهان می رسد. از خویشان و اقوام و دوستان آغاز می شود و همه انسان ها را در بر می گیرد. این که سعدی، علیه الرحمه، می گوید:" بنی آدم اعضای یک پیکرند" ناظر به همین بایستگی است. ناظر به هویت مشترک مب که از نفخه رحمانی حیات یافته ایم." که در آفرینش زیک گوهرند" بیان همین حقیقت است. ما به هم ربط داریم لذا،" چو عضوی به درد آورد روزگار" باید در پهنه جامعه به چشم ببینیم " دگر عضو ها را نماند قرار". ما به هم ربط داریم. این را از این فراز خطبه رمضانی رسول اعظم الهی، صلوات الله و سلامه علیه و آله، می شود فهمید که مردمان را چنین تشویق می کنند که؛" ومَن وَصَلَ فیهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللّه ُ بِرَحمَتِهِ یَومَ یَلقاهُ؛ و هر که در آن به خویشاوند خود نیکى کند، در روز دیدار، خداوند با رحمتش به او نیکى خواهد کرد." حساب چنان نیکوست که اگر آدمی فقط به قاعده داد و ستد باور داشته باشد باز ترقیب خواهد شد به صله رحم. به مهربانی کردن با خویشاوندان خویش. ما با این رفتار نه تنها در دنیا نتایج خوبش را می بینیم که در آخرت هم خداوند به بزرگی خویش بدان جواب می دهد. کاه ماست و سلسله جبال کرم خداوندی. این اقتضا می کند که با نگاه معامله هم خدا را طرف خویش داشته باشیم. این داد و ستد روی دیگری هم دارد که پیامبر بدین کلام ما را از آن پرهیز می دهد:" ومَن قَطَعَ رَحِمَهُ قَطَعَ اللّه ُ عَنهُ رَحمَتَهُ یَومَ یَلقاهُ؛ و هر کس در آن از خویشان خود ببُرد، خداوند در روز دیدار، رحمتش را از او قطع خواهد نمود." این یعنی خود ما هستیم که امروز و آینده خود را می سازیم. کسی که در گرفتاری های دیگران بی خیال باشد، نه امروز مردم را در کنار خواهد داشت و نه فردا در لطف الهی توان خواهد یافت. اصلا فردی چنین را پیغام همان است که شیخ اجل به روزگاران گفت و تکرار می شود: تو کز محنتِ دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی. آدمی اهل درک و درد است. اهل احسان و غمپرسی و مواسات است. حواسش هست به احوال دیگران. قطعا حواس دیگران هم به حال او خواهد بود. خداوند کریم هم حق مطلب را برای او تمام خواهد فرمود.

ب / شماره 5537 / شنبه / 25 اسفند 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031225.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:38  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

بخش خصوصی را باید تقویت کرد. این یک بایسته ویژه است در سپهر سیاست‌گذاری اقتصادی کشور. دولت‌ها، با هر گرایشی نمی‌توانند صنعتگر و تاجر خوبی باشند. خصولتی‌ها هم به‌رغم دراختیارداشتن قدرت پنهان و حمایت‌های آشکار، چیزی بیشتر از دولت‌ها، علی‌الارض فرادید نمی‌گذارند. اگر به این واقعیتِ مجرب باور داشته باشیم که «اگر دولت مسئول تقسیم ریگ بیابان هم بشود با کمبود ریگ مواجه می‌شویم»، درباره خصولتی‌ها هم همین نگاه می‌تواند واقعیت داشته باشد. « إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُکُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهلِها؛ همانا خدا به شما امر می‌کند که امانت‌ها را به صاحبانش باز دهید.» که در آیه شریفه58 سوره نسا می‌خوانیم می‌تواند بازخوانی چنین هم داشته باشد. کار را باید به کاردان سپرد. کسانی که دست به زانوی خود گرفته و یاعلی گفته و کار را پیش برده‌اند، اهلیتِ خود را ثابت کرده‌اند. می‌شود و حتی باید کار را به اینان سپرد. اینان امانت‌دارترند. به یاد نداریم که کسی از بخش خصوصی اختلاس کرده باشد حال آنکه فراوان از این تلخ خبرها در حوزه دولتی می‌خوانیم. با تجربه چندین و چند باره این نوع مدیریت‌ها این بخش از آیه شریفه5 سوره نسا به ذهن متبادر می‌شود که می‌فرماید: « وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیَامًا؛و اموالی که خدا قوام زندگی شما را به آن مقرّر داشته به تصرّف سفیهان ندهید.» اینجا فقط اموال به یغما نمی رود که مهم‌تر از آن سرمایه اجتماعی است که قربانی می‌شود. فضای بعد از افشای هر اختلاس را اگر بخواهیم به کلمه تبدیل کنیم این مصراع از یک شعر که می‌گوید؛ «مرکز افتاد برون بس که شد این دایره تنگ» واقعا هم عرصه چنان تنگ می‌آید که راه نفس را هم با مشکل روبه‌رو می‌کند. بخش خصوصی سالم و حرفه‌ای و باورمند به انقلاب و ایران می‌تواند این دایره را چنان وسعت دهد که نه‌تنها مرکز بیرون نیفتد که حاشیه‌ها هم جا برای خود باز ببینند. نکته‌ای که از مرحوم آیت‌ا... مهدوی‌کنی به یادگار مانده بسیار درس‌آموز است: به هر کسی می‌خواهد عضو جامعه‌ روحانیت مبارز شود باید بگوییم که «ما از نوک پا تا فرق سر معتقد به بازار خصوصی هستیم.» این را حجت‌الاسلام‌والمسلمین نواب نقل می‌کرد. طرفه حکایتی است که امروز بیش از همیشه قابل فهم است. میدان‌دادن به بخش خصوصی و کاهش تصدیگری دولت، به نفع همه است. هم دولت چابک می‌شود و می‌تواند نقش پیشران و پشتیبانی خود را ایفا کند و هم افراد ماهر و کننده کار، امور را سامان می‌دهند. بهره این را نیز ملت و ملک هر دو می‌برند.

شهرآرا / شماره 4452 / پنجشنبه 23 اسفند 1403 / صفحه 9 / اقتصاد

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/16086/422801

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/12/23/16086_149282.pdf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:51  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

انگار هر کس بخواهد هر کاري را انجام بدهد مي‌تواند. اگر هم کسي سراغ ابروي بالاي چشمش را بگيرد، با چنان ابرو در هم کشيدني مواجه مي‌شود که از تولد خود پشيمان شود. واقعا عجيب است ماجراي سيب زميني.

يک حکايت از اين عجايب را از زبانِ رئيسِ سازمان جهاد کشاورزي خراسان‌رضوي، خوانديم که "متقاضيان واردات سيب‌زميني اعلام کردند که تقاضا دارند در قبال ميوه‌اي که به کشور پاکستان صادر کرده و روپيه دريافت کرده‌اند، سيب‌زميني وارد کنند. ما نيز سعي کرديم اقدامات لازم را براي اخذ مجوز واردات سيب‌زميني از پاکستان دريافت کنيم. مجيد جعفري افزود: براساس اعلام متقاضيان، واردات قيمت هر کيلوگرم سيب‌زميني شسته ‌نشده 26.5 سنت و شسته‌ شده 27.5 سنت در مرز تمام مي‌شود. با احتساب هزينه‌هاي مختلف محاسبه‌شده، قيمت نهايي اين سيب‌زميني حداکثر براي توزيع در استان بايد 35 هزار تومان باشد." اما..... اما چنين اتفاقي نيفتاد. اين را از وضع سيب زميني در مشهد مي‌توان دريافت. حالا ادامه قصه خود خواندني‌تر است.

گويا واردکننده، سيب‌زميني‌ها را در مرز نگه داشته و يک تقاضاي جديد مطرح کرده‌اند. تقاضاي ارزِ مبادله‌اي براي وارداتِ سيب زميني! براساس همين خواست هم نه تنها سيب زميني وارد استان نشده که خبر مي‌رسد بخشي از سيب‌زميني‌ها به‌جاي ايران، سر از افغانستان در آورده اند! انگار شرايط سخت بازار برخي را به هوس کاسبي تازه انداخته است. امتياز تازه و سود تازه.

واقعا چه کساني هستند اين‌ها؟ از چه قدرتي برخوردارند که هر کاري دلشان بخواهد انجام مي‌دهند؟ پشت شان به چه گرم است که در اين زمستان کمبود‌ها تندباد مي‌شوند در سفره مردم؟ بدانيم که مسلمان اگرنه، ايراني هستيم. در شرايط سخت همه بايد براي گشودن گره‌ها کنار هم باشيم نه اين که برخي‌ها خود گره شوند بر اين کلافِ مشکلات. روحيه ملي و حميت ايراني انگار هر روز در ما کم و کمتر مي‌شود. اين مصيبتي است که راه موفقيت را مي‌بندد. تا نگاه اخلاقي در ميان مردم و به ويژه مسئولان، رشد نيابد، تا زماني که در تصميم‌گيري‌ها رشيد نشويم، توقع بهتر شدن روزگار، يک آرزوي محال خواهد بود. با محال هم نمي‌شود حالِ مردم را خوب کرد....

جمهوری اسلامی / شماره 13051 / پنجشنبه 23 اسفند 1403 / صفحه اول و 3 / خبر

http://jepress.ir/archive/pdf/1403/12/23/3.pdf

اقتصادنیوز / https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-709511

اقتصادآنلاین / https://www.eghtesadonline.com/fa/news/2044608/

منجیل خبر / https://manjilnews.ir/?p=498364

شهرخبر / https://www.shahrekhabar.com/news/174187086046394

ویستا / https://vista.ir/n/eghtesadnews-1aw3b

صاحب خبر / https://sahebkhabar.ir/news/71863886/

خبرفارسی / گسترش نیوز / قزوین نیوز / قطره / قاب امروز / و....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:40  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

آدم های عجیبی هستیم. از عجیب هم عجیب تر! یقه خودمان را می گیریم در زمانی که باید غبار از پیراهن هم بتکانیم به مهربانی. علیهِ ایرانی ها به خاطر تابعیت قهری نه اختیاری فرزند، جنگ راه می اندازیم. آنان را از هستی ساقط می کنیم. مهمتر از همه، برای کشور کلی ماجرا می سازیم. بعد برای اتباع بیگانه که جد اندر جد بیگانه اند فرش قرمز پهن می کنیم. این دوگانه را چطور با خودتان حل می کنید؟ آیا پاسخی جز نگاه جناحی می توان یافت؟ این که فهرست کنید هموطنان تان را برای این که یکی بعد از دیگری را زمین بزنید چه زمینه های ذهنی دارد جز خود خواهی و قدرت طلبی آن هم به هر قیمتی؟ جالب است که دست به اقدام و زبان به تهدید حضرات هم خوب است!

واقعا تهدید ها علیه کسانی که چون شما در موضوع اتباع فکر نمی کنند چه معنایی دارد؟ جنگ علیه کسانی که دغدغه امروز و فردای وطن دارند و حضور غیرقانونی اتباع را خطر و آسیب می دانند به نفع کیست؟ من نگاه ضد اتباع ندارم. معتقدم مرز و مهاجر پذیری مثل همه دنیا کار پذیرش اتباع باید حساب و کتاب داشته باشد. ظرفیت های کشور به چشم آید و نیاز به توان آنان هم حساب شود. این گشاده دستی در باز گذاشتن مرز- که در چند سال گذشته – اتفاق افتاد، این خاصه خرجی برای آنان از سفره ملت را نمی دانم با کدام تحلیل انجام شده است؟

خیلی از مردم هم نمی دانند. حالا اگر کسی جلوی این موضوع علامت سئوال بگذارد باید راه محکمه را به او نشان داد و به برخورد تهدیدش کرد؟ نمی خواهم یادداشت، هر جمله اش با علامتِ سئوال تمام شود. اما می خواهم به روشنی جواب بگیریم که آسیب های ایجاد شده توسط اتباع غیرمجاز که در قدم اول حریم ایران را شکسته اند، به حساب چه کسانی باید بنویسیم؟

یک نکته دیگر را هم باید تصریح کرد و آن این که تغییر نگاه از خودی به بیگانه چیز خوبی نیست که خیلی هم بد است. امت گرایی نباید جوری تعریف شود که ملی ستیز جلوه کند. امت گرایی هم تکالیف و حقوق یک طرفه ندارد که ما فقط تکلیف داشته باشیم اما طرف مقابل هیچ وظیفه ای نداشته باشد. بماند که افراد وقتی در حراست از خانه و زندگی و و طن خود رگ گردن را گرو نگذارند برای کشور دیگر هم رزمندگی نخواهند کرد چه نگاه امتی داشته باشید و چه هر نگاه دیگر. این کلامِ همواره روشنگر و راهبردی حضرت علی، علیه السلام، است که می فرمایند: "عُمِّرَت البُلدانُ بِحُبِّ اَلاَوْطان؛ کشورها با وطن دوستی آباد می شوند." به هموطنان خود مهربان تر نگاه کنیم. ایران بر دوش فرزندان خود سرفرازی می کند!

ب / شماره 5536 / پنجشنبه / 23 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031223.pdf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:10  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

از هر دستی بدهی، از همان هم پس می گیری. این قانون حلقت است. احسان به احسان جواب می گیرد و خشم به غیض. منطق طبیعت هم همین است. هرچه بکاری، دقیقا همان را برداشت خواهی کرد نه چیز دیگر. حساب و کتاب قیامت هم دقیقا در همین قاعده تعریف می شود. با همین نگاه است که دنیا را مزرعه آخرت خوانده اند. یعنی حواس مان باشد که برای امروز و فردا و ابدیت خود چه می کاریم. قرار است چه بر سفره ما گذاشته شود. دین جامعه پرداز و انسان ساز اسلام هم مدام به این واقعیت توجه می دهد. از جمله رسول اعظم الهی، صلوات الله علیه و آله، در خطبه رمضانی خود به تکراری جان نواز بر این مهم تاکید می فرماید:" ومَن أکرَمَ فیهِ یَتیما أکرَمَهُ اللّه ُ یَومَ یَلقاهُ ؛ و هر که در این ماه، یتیمى را گرامى بدارد، در روز دیدار، خداوند، گرامى اش خواهد داشت." در خوانش پیشین، پیامبر بزرگوار به ازای تکریم یتیم، فردای این جهانی و یتیم شدن فرزندان مان را به یاد آوردند. هرکه می خواهد فردا فرزندان اش را به دیده مهر بنگرند امروز دست گرمی بر سر یتیمان داشته باشد. این بار اما برای این کار ما به ازای دیگری تعریف کرده اند؛" هر که در این ماه، یتیمى را گرامى بدارد، در روز دیدار، خداوند، گرامى اش خواهد داشت." یعنی هدف خود آدمی است. نه حتی فرزندانش. خود آدمی است برای زیست ابدی خویش. یتیمی را بنوازی، در فردایی که به گوشه چشمی هم محتاجی، تو را اساسی می نوارد خدای اکرم الاکرمین. عملا پیامبر بزرگوار درس یتیم نوازی را تکرار می کنند. این اجتماعی ترین و در عین حال دینی ترین کنشی است که می تواند سازندگی فراوان در پی داشته باشد. نهال امروز، درخت فرداست. کسانی که فردای آباد را انتظار می کشند امروز باید نهال بکارند و مراقبت کنند. ماجرای انسان هم همین است. کسانی که آخرت آباد می خواهند باید با یتیم نوازی درختی بکارند که میوه هایش را در بهشت برداشت می کنند. در جامعه ای که یتیمان را گرامی بدارند، کرامت به ملکه رفتاری تبدیل خواهد شد که مُلک را هم عطر ملکوت خواهد زد....

ب / شماره 5536 / پنجشنبه / 23 اسفند 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031223.pdf

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:9  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

هر طور حساب کنیم. به قاعده هر کتاب هم که در نظر داشته باشیم، ماجرای شهدا فرق می‌کند. حسابِ شهدا نه فقط برای خدا که برای خلق هم متفاوت است. متفاوت با همه کس و همه چیز. خداوند علی اعلا شهید را، فقط شهید را زنده می‌خواند. حتی غیرت می‌ورزد که کسی -ناغافل- او را مرده نپندارد. حتی تصریح می‌کند که پیش حضرتش بر سفره روزی نشسته‌اند؛ «وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ؛ (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.» شرحِ این غیرت‌خوانی خداوندی است درباره شهید.

خلقِ خداباور هم حساب شهید را از همه متفاوت می‌بینند. کم ندیده‌ایم که افراد زبان به انتقاد از زمین و زمان می‌گشایند، اما به مزار شهید که می‌رسند، زبان در کام می‌کشند و حرمت‌داری می‌کنند. حتی به حرمت شهید، خیلی درونیاتشان را هم ناگفته می‌گذارند. این را چند باری دیدم‌ام که تا فردی زبان به انتقاد از وضع موجود می‌گشاید و مسئولان را هم از دم می‌نوازد، خیلی از مردم با او همراهی و همزبانی می‌کنند. درد مشترک، همدلی هم به همراه دارد، اما اگر حرف‌هایش گوشه‌ای به شهید داشته باشد، آنکه از همه بیشتر مشکل دارد، اولین کسی است که صدایش به اعتراض و رگ گردنش به غیرت بلند می‌شود که شهید را حساب، جداگانه است. باور مردم این است که انقلاب و نظام ماندگاری خود را رهین حرمت الهی خون شهیداند. واقعیت همان است که به طنز حکایت می‌شود؛ برخی مسئولان هرچه می‌کنند که نظام را و انقلاب را زمین‌گیر کنند، خون شهدا نمی‌گذارد!

طنز است این، تلخ است این، اما با شرمندگی باید گفت واقعیت دارد. ندانسته است البته، نخواسته است البته، اما نوع مملکت‌داری‌شان چنین نتایجی دارد. اما شهدا هستند. اما زنده‌اند. راز زنده بودن انقلاب، به‌رغم همه دشمنی‌ها و ندانم‌کاری‌ها همین است. دشمنان راه را اشتباه می‌روند. می‌پندارند با تحریم و تهدید می‌شود این پرچم را انداخت. نه پرچمی که شهید به شانه کشد، از اهتزاز نمی‌افتد. این را ما هم باید بدانیم. باید پای عهد با شهدا بمانیم. این هم قاعده و قانون دارد که باز خدای علی اعلا بدان تصریح می‌کند؛ "مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضى نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ وَما بَدَّلوا تَبدیلًا؛ در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند."

سخن، روشن است. تا وقتی بر صراط شهدا استوار باشیم دشمن خواهد شکست. شکستِ ما زمانی در زمین عبرت دیگران خواهد شد که از راه شهدا برگردیم. مباد که چنین شود. مباد که به تبدل ایام ما هم تبدیل عهد کنیم. شهدا ما را «مَن یَنتَظِرُ» می‌خواهند که «وَما بَدَّلوا تَبدیلًا»» را زندگی کنیم. چنین باد، ان شاالله.

خبرگزاری دفاع مقدس / کد مطلب 732454 / چهارشنبه 22 اسفند 1403 / ساعت: 09:24

https://dnws.ir/0034Xm

https://defapress.ir/fa/news/732454/

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:16  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

نامِ شهید که به میان آید همه چیز فرق می کند. شاید راز کلامِ راهبردی رهبر فرزانه انقلاب را هم باید در همین حقیقت جست. آنجا که می فرمایند:" امروز فضیلت زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست." یادِ شهدا که زنده باشد، زندگی هم با شهادت عجین می شود. این واقعه عظیم که معجزه شود، شاهد اعجاز های گوناگون خواهیم بود به تعداد شهدا. هر شهید یک معجزه ماناست.

به باورِ ما، حکایتِ شهدا حکمتِ همواره شکوفای الهی است." نامیرا" مردمی که از معبرِ سرخِ شهادت به جاودانگی راه می گشایند تا جوابِ نگاهِ مُلک و مَلَک را خداوند علیم و حکیم چنین بدهد؛" وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ؛ (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند."

این حیات و زندگی فقط در ملکوت نیست که در مُلک هم زنده اند، در نگاه مردم هم زنده اند. زنده و صاحب حرمت. مردم اگر به خاطرِ مشکلات با خود و با همه قهر کنند با شهدا آشتیِ آشتی اند. اگر از همه و حتی خود هم دلخور باشند، نسبت به شهدا "دلداده" اند. اگر خودشان سنگ شوند بر پنجره این و آن در برابر شن ریزه احتمالی به سوی شهدا، با غیرت سینه سپر می کنند.

به قول معروف، دیده ام که می گویم. دیده ام که وقتی کسی زبان به بیان مشکلات باز می کند دیگران هم چندین و چند مورد تا به طومار او اضافه می کنند. از مسئولان انتقاد کند باز با همراهی منتقدانه مردم همراه می شود.

سفره درد دلش را باز کند، کلی آدم دیگر هم کنارش سفره پهن می کنند. متولیان امر را به تند ترین کلمات بنوازد باز همزبانانی در افزایش خواهد داشت. اما اگر- خدای نکرده- بخواهد کلام را به سمتِ بی احترام به ساحت شهیدان بکشاند همان همراهان او را دیوار کوب می کنند. بارها شاهد بوده ام ماجراهایی از این دست را که فردی خواسته به حریم شهیدان حتی به طنز نگاه کند، به جدیت در برابرش ایستاده اند.این یعنی شهید برای ما احترامی دارد که نه تنها عادی و فروکاسته نمی شود که در افزایش است که اگر کسی درپی کاهش آن باشد باید از قول حافظ به او هشدار داد که، "سر می شکند دیوارش". او عشق خداست و معشوق مردم. باید هم چنین باشد. مردم ما حق نمک را خوب نگه می دارند. شهید را خونی است که نمکش همه را می گیرد. این است که او را به ذخیره راهبردی انقلاب تبدیل می کند. به ذخیره خدا برای هدایت خلق. شانی چنین است که واجب می کند حریم شهدا را همواره به حرمت پاس بداریم.

نگذاریم به هیچ قیمتی این برج و باروی بلند حراست از دین خدا، تراش بردارد. نگذاریم این خاکریز بلند دفاع از وطن، خراش بردارد.آنان به جان از ما حراست کردند ما هم به ایمان و با همه توان از آنان حمایت کنیم. زیستن به قاعده " مَن يَنتَظِرُ" در ادامه " مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا "الزامی دارد به قانون " وَما بَدَّلوا تَبديلًا" گذر زمان و وسوسه خناسان و نقشه دشمنان ما را به بیراهه نبرد. راه، صراط مستقیم شهداست.

شهرآرانیوز / کدمطلب 321491 / سه شنبه 21 اسفند 1403 / ساعت: 16:52 / چ2ب

https://shrr.ir/001LdL

https://shahraranews.ir/fa/news/321491/

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:12  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

حسابِ شهدا نه فقط برای خدا که برای خلق هم متفاوت است. متفاوت با همه کس و همه چیز. خداوند علی اعلا شهید را، فقط شهید را زنده می خواند. حتی غیرت می ورزد که کسی -ناغافل- او را مرده نپندارد. حتی تصریح می کند که پیش حضرتش بر سفره روزی نشسته اند؛" وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ؛ (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند." شرحِ این غیرت خوانی خداوندی است در باره شهید. خلقِ خدا باور هم حساب شهید را از همه متفاوت می بینند. کم ندیده ایم که افراد زبان به انتقاد از زمین و زمان می گشایند اما به مزار شهید که می رسند، زبان در کام می کشند و حرمت داری می کنند. حتی به حرمت شهید، خیلی درونیات شان را هم ناگفته می گذارند. این را چند باری دیدم ام که تا فردی زبان به انتقاد از وضع موجود می گشاید و مسئولان را هم از دم می نوازد، خیلی از مردم با او همراهی و همزبانی می کنند. درد مشترک، همدلی هم به همراه دارد اما اگر حرف هایش گوشه ای به شهید داشته باشد، آنکه از همه بیشتر مشکل دارد، اولین کسی است که صدایش به اعتراض و رگ گردنش به غیرت بلند می شود که شهید را حساب، جدا گانه است. باور مردم این است که انقلاب و نظام ماندگاری خود را رهین حرمت الهی خون شهید اند. واقعیت همان است که به طنز حکایت می شود؛ برخی مسئولان هرچه می کنند که نظام را و انقلاب را زمین گیر کنند، خون شهدا نمی گذارد! طنز است این، تلخ است این، اما با شرمندگی باید گفت واقعیت دارد. ندانسته است البته، نخواسته است البته اما نوع مملکت داری شان چنین نتایجی دارد. اما شهدا هستند. اما زنده اند. راز زنده بودن انقلاب، به رغم همه دشمنی ها و ندانم کاری ها همین است. دشمنان راه را اشتباه می روند. می پندارند با تحریم و تهدید می شود این پرچم را انداخت. نه پرچمی که شهید به شانه کشد، از اهتزاز نمی افتد. این را ما هم باید بدانیم. باید پای عهد با شهدا بمانیم. این گونه می شود ایران را مرز بانی کرد. می شود سرفرازی کرد.....

ب / شماره 5535 / چهارشنبه / 22 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031222.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:8  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

رمضان، فصل تراز کردن زندگی به تربیت الهی است. زمان زیبا شدن زندگی به شکافت هسته های معرفت انسانی است. تعلیمِ مهر است و کاشت مهربانی. حتما و حتما و هزار حتما روزه دار باید رمضانش با قبل از رمضان فرق کند. به نیکوترین وجه هم باید تفاوت داشته باشد. نه این که برخی ها روزه را بهانه بدخلقی کنند. نه، بدخلقی ها را باید به برکت روزه درای در سرچشمه وصل بشویند و به رحمت تغییر رفتار دهند. این کلامِ روشن و روشنی آفرینِ حضرت ختمی مرتبت است، صلی الله علیه و آل وسلم، که در خطبه رمضانی خویش می فرمایند:" و مَن خَفَّفَ فی هذَا الشَّهرِ عَمّا مَلَکَت یَمینُهُ خَفَّفَ اللّه ُ عَنهُ حِسابَهُ، ومَن کَفَّ فیهِ شَرَّهُ کَفَّ اللّه ُ فیهِ غَضَبَهُ یَومَ یَلقاهُ ؛ و هر کس در این ماه بر بردگان/ کارگرانِ خود آسان بگیرد، خداوند حساب او را سبک خواهد گرفت؛ و هر کس در این ماه، شرّ خود را [از دیگران] باز دارد، خداوند در روز دیدارش، غضب خویش را از او باز خواهد داشت." باید آسان گرفت. سخت گیران، خود به سختی گرفتار می شوند که گفته اند به ضرب المثل که: سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت گیر. این هم فقط برای این دنیا نیست که اصل حساب کشیدن از رفتار ها، یوم الحساب است که تسویه ای ابدی هم دارد. این سکه اما روی دیگری هم دارد؛ سهل می گیرد جهان بر مردمان سهل گیر. یک لایه اش این دنیاست و لایه اصلی باز در یوم الحساب. همین را پیامیر(ص) تصریح می فرماید هرکس بر کارگران خود آسان بگیرد، خدا هم به همین تراز با او رفتار خواهد کرد. کسی که خود را مدیریت کند تا از او شری در نگیرد و آسیبی به کسی نخورد، خداوند هم خشم خود را از او باز خواهد داشت. این برای قیامت است اما در قامتِ زندگی این جهانی هم نتیجه رفتار خود را چون سلامی که به علیک پاسخ می گیرد، خواهد دید. عالم را حساب و کتابی است دقیق که ذرات را هم از نظر دور نمی دارد چه رسد به دیگر اندازه ها. بکوشیم نیک رفتاری به ملکه رفتاری مان تبدیل شود تا مالکِ زیبایی ها باشیم.

ب / شماره 5535 / چهارشنبه / 22 اسفند 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031222.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:7  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

بايد قلم گرفت بر فکر و جرياني که در فساد هم خودي و غير خودي دارد. بايد روي برتافت از آدم‌هايي که چون "کاهِ" فساد در زمين رقيب ببينند، طوفان مي‌شوند و زمين و زمان را به هم مي‌دوزند اما "کوهِ" فساد را در سفره هم انديش خود نمي‌بينند. واقعا چه مي‌کند اين حب و بغض‌هاي جناحي. آخرين نمونه‌اش را در ماجراي محکوميتِ دو تن از وزراي دولت سيزدهم ديديم. دستمال برداشته بودند آقايان براي سفيد نمايي شيشه‌هاي پر غبار. با ساده سازي ما جرا در اندازه يک سهو و غفلت و فراموشي، همه چيز را طبيعي جلوه مي‌دادند. برخي‌ها هم براي توجيه، 14 قرن تاريخ را برعکس ورق زدند و ذره بين گردادند تا بگويد در حکومت امام علي(ع) هم کسي بوده که چنين و چنان! واقعا به دنبال چه هستند اين جماعت؟

الحمدلله قاضي‌القضات به جواب برخاست که "ادعا مي‌شود که برخي محکومان پرونده چاي دبش صرفاً به سبب سهل‌انگاري و عدم نظارت، حکم محکوميت دريافت کرده‌اند! به هيچ وجه اينگونه نيست." اگر بود که چنين حکم نمي‌گرفتند. سخنانِ حجت‌الاسلام والمسلمين اژه‌اي روشن‌تر از آن است که نياز به تفسير داشته باشد البته اگر اصحاب تاويل قصد ديگري نداشته باشند!

او گفت: "بايد توجه داشت که در رسيدگي به اين پرونده و صدور حکم در قبال آن، رعايت جنبه‌هاي احتياطي شده است؛ به‌گونه‌اي که دو فردي که به عنوان معاونت در جرم اخلال در نظام اقتصادي با حبس‌هاي دو سال و يک سال مواجه شده‌اند، به سبب خدماتي که در مسئوليت خود داشتند، با تخفيف مواجه شده‌اند؛ بايد توجه داشت که حکم اصلي جرم معاونت در اخلال، 5 سال حبس است." يعني نهايت تخفيف هم گرفته‌اند نه اين که سخت گرفته شده باشد بر آن ها. واقعيت را رويس قوه قضائيه تصريح مي‌کند که: "مسائل مطروحه در پرونده به لحاظ حقوقي، متضمّن عنوان مجرمانه هستند و ترک فعل ساده محسوب نمي‌شوند." آيا با اين توضيح، شاهد اصلاح گفتار و نوشتار مدعيان خواهيم بود؟ توجه داشته باشند به اين گفته قاضي القضات که: "موارد مختلفي وجود دارد که مصلحت اقتضاء کرده که اطلاع‌رساني نشود؛ عده‌اي از آن بي‌خبرند فلذا به تفسير ناصواب مي‌پردازند."

آيا نقطه پايان خواهند گذاشت اين تفسير‌هاي ناصواب را يا چون عينک شان خودي و غير خودي مي‌بيند همچنان گناه نکرده را به حساب ديگران خواهند نوشت تا گناه ارتکابي ياران را سبک جلوه دهند؟ بگذريم. جامعه، قضاوت خود را مي‌کند و تاريخ نيز هم. کسي از روي دست اين افراد نمي‌خواند که در برخورد با جرم هم خودي و غير خودي دارند. خدا که اين مشق غلط را خط مي‌زند. همين!

جمهوری اسلامی / شماره 13049 / سه شنبه 21 اسفند 1403 / صفحه 9

http://jepress.ir/archive/pdf/1403/12/21/9.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۳ساعت 13:0  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

سبد ها هر روز خالی تر می شود. این واقعیتی است که با همه تلخی هایش از چشم به کام می کشد. کامِ تلخ هم اوقات آدمی را تلخ می کند. این تلخ اندر تلخ هم به رفتار آدم می کشد. این فراوانی نزاع و جدل، بیش از هر چیز ریشه در این دارد. این که نمی تواند با این درآمد، زندگی را چنان که باید مدیریت کند. که فکر می کرد قیمتِ همه چیز ساعت بزند. قدیم فقط قیمت طلا و سپس ارز بود که تابلو می شد آن هم به قیمت روزانه. دیگر لوازم و به ویژه خوراکی ها که قیمت خود را داشت. از چنان ثباتی برخوردار بود که نیازمند تابلو و به روز رسانی مدام قیمت ها نباشد. اما امروز کاهو هم خود را در تراز طلا تعریف می کند. قیمت کلم را هم باید به روز بگیریم. سیب زمینی که رگ هایش باد کرده است با این قیمت ها. کار از سبدِ غذایی- که کاهش می یابد یا برخی اقلام حذف می شود- به سبد دارو و درمان هم رسیده است. چندی پیش در خبرها خواندیم که از هر 10 نفری که وارد داروخانه می شوند، 3 نفر باشنیدن قیمت ها، دارو نگرفته بیرون می روند تا با درد خود بسوزند. ساختنی که در کار نیست. حالا حذف برخی اقلام خوراکی و تاثیری که بر کاهشِ سلامتِ مردم دارد، می تواند عدد سه را فربه تر کند. به هر حال تعارف بردار نیست و گران است و نمی شود و نمی توانیم هم حالیش نیست. بدن برای برپا ماندن نیازمند کالری های مشخصی است که اگر تامین نشود، خیلی زود برای سلامت آدم تعیین تکلیف می کند. فراوانی بیماری ها را باید در نسبت با گرانی ها و فقر مواد غذایی هم سنجید. حتما مسئولان محترم چنین می کنند! حیرت هم دارد وضعِ امروز که گرانی دارد همه رکورد ها را می شکند. تاکید هم باید کرد برای یاد آوری مسئولان. شاید" دستور"ی بدهند که کار سامان یابد اما یاد این جمله مرجع قرآن پژوه، حضرت آیت الله جوادی آملی افتادم که به صراحت گفتند:" اقتصاد مثل راهپیمایی نیست که سفارش شود و با سفارش حل شود، دستوری نیست، این یک علم است که مدیریت، جامعیت، زمین شناسی و زمان شناسی می‌خواهد." امیدواریم با نگاه و برنامه و اقدام عالمانه مسئولان محترم در تدبیر بازار، حال همه مردم بهتر شود. با حال خوب است که می توان احوال خوب برای کشور رقم زد. رمضان الکریم دارد به سوی نوروز حرکت می کند. کاری کنند مسئولان که عید در جان مردم بنشیند.....

ب / شماره 5534 / سه شنبه / 21 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031221.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:55  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

دین را با اخلاق می توان تعریف کرد. با اخلاق خوب می شود معرفی کرد. بالاتر از این؛ دین، اخلاق است. این را رسول ااعظم الهی، صلوات الله علیه و آله، چهار بار در یک مجلس در جواب یک فرد که پرسید:" يا رسولَ اللّه ِ ، ما الدِّينُ؟" فرمود:" حُسنُ الخُلقِ". آری اخلاقِ نیکو خود دین است و بداخلاقی نسبتی با دین ندارد حتی اگر بداخلاق اهل عبادت هم باشد. پیامبر تعلیم دهنده ما همواره به این بایستگی انسانی تاکید داشتند تا جایی که در خطبه رمضانی نیز باز به این مهم توجه می دهند؛" أیُّهَا النّاسُ، مَن حَسَّنَ مِنکُم فی هذَا الشَّهرِ خُلُقَهُ کانَ لَهُ جَوازا عَلَى الصِّراطِ یَومَ تَزِلُّ فیهِ الأَقدامُ؛ اى مردم! هر کس اخلاقش را در این ماه، نیکو سازد، براى او وسیله عبور از صراط خواهد بود، در آن روز که گام ها بر صراط مى لغزد." اخلاق خوب فقط کارکرد آخرتی ندارد که در همین دنیا هم فراوان رهآورد و سوغات زندگی ساز دارد. خوش اخلاقی سرمایه ای است زایا که به مانایی هم می انجامد. این که سعدی می گوید:" نام نیکو گر بماند زآدمی / به کاز او ماند سرای زرنگار" واقعیتی است که جز به اخلاق نیکو حقیقت نمی یابد. اخلاق نیکو، در خلاء اتفاق نمی افتد بلکه رفتار نیکو را هم اقتضا می کند. اخلاق نیکو یعنی :" ای که دستت می رسد کاری بکن / پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار" اخلاق نیکو گرفتن دست ناتوانان به زمین افتاده است. مرهم گذاشتن زخم های ناسور مردمان است. مواسات را زیستن است. حتی برای دست بسته هم اخلاق خوب، ابروی گشاده را لازم و با برکت می شمارد. این را صائب تبریزی زیبا شعر کرده است که؛

چون وا نمی کنی گرهی، خود گره مشو / ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست

ابرو گشاده بودن، تحریر اخلاق است در چهره. روی گشاده شاید سفره رنگین نداشته باشد اما دستی برای ستردن غبار از چهره غمگین را دارد. همین هم نیکو دارندگی است که برای صاحب اش برازندگی و برای مخاطبش روزهای بهتر در زندگی خلق می کند. رمضان را فرصتی قیمتی بدانیم برای بهسازی اخلاق تا زندگی بهتر شود. ان شاالله

ب / شماره 5534 / سه شنبه / 21 اسفند 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031221.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:51  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

حدیث را هر روز بخوانی، تازه است. کلام رسول خدا(ص) روح‌یافته با کلام خداست. چنین است که چراغ هدایت می‌شود و راه نجات؛ مثل همین فراز بلند خطبه نبوی درباره رمضان که گویی ناظر به الان است؛ همین الان که در آن قرار داریم: «وَاحفَظوا ألسِنَتَکُم، و غُضّوا عَمّا لا یَحِلُّ النَّظَرُ إلَیهِ أبصارَکُم و عَمّا لا یَحِلُّ الاِستِماعُ إلَیهِ أسماعَکُم؛ زبانتان را نگه دارید؛ چشم هایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست، بپوشانید؛ گوش‌هایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست، فرو بندید.» آیا حس نمی‌کنید برای امروز است؟ راهبردی است برای برون‌شدن جامعه امروز از مصائبی که به آن گرفتار آمده است؟ واقعا «وَاحفَظوا ألسِنَتَکُم» ما را یاد برخی افراد پرادعا نمی‌اندازد که به کلمه و کلام، شمشیر می‌چرخانند؟ یاد خودمان نمی‌افتیم که گاه مهار قلم و زبان از دست می‌دهیم و به تخریب و تحریف، کلمه شمار می‌کنیم؟ نباید پرسید که ما کجایِ نظام تربیتی پیامبریم؟ شیر را بچه همی مانده بدو/ تو به پیغمبر به چه می‌مانی بگو؟ واقعا چه می‌توان گفت که در حفظ زبان رفوزه‌ایم. یاد فردی افتادم که جلو بنر «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید، شکیبا باشید و دیگران را به شکیبایى فراخوانید و در جنگ‌ها پایدارى کنید و از خدا بترسید، باشد که رستگار شوید.» تریبون‌دردست قدم می‌زد و حرف‌هایی می‌گفت که با صراحت آموزه‌های آیه200 سوره آل‌عمران در تضادی آشکار بود. کلمات آیه در قالب امر است. اطاعت واجب دارد، اما دریغا که ناشنیده می‌ماند امر الهی، چه رسد که توقع رفتار آن را داشته باشیم. زبان را و قلم را باید پاسداری کرد. از آن جز زیبایی و کوشش برای بهترشدن حال مردم نباید برخیزد، اما برخی‌ها انگار راه دیگر را در پیش می‌گیرند. «وَ احفَظوا ألسِنَتَکُم» اقتضا می‌کند حریم اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه را محترم بشماریم. به وقت نقد هم حواسمان باشد. مثل رطب‌خورده‌ای نباشیم که شیره رطب از لبانش می‌ریزد، اما مدام منع رطب می‌کند. معلوم است که جواب نمی‌گیرد. معلوم است که جواب معکوس می‌گیرد. وقتی خود جامه‌مان را پاک نکرده‌ایم، لکه لباس دیگران را نشان‌دادن، باعث تمسخر خودمان می‌شود. درس تقوا را زبانی باید حرف‌به‌حرف بر جان‌ها بنشاند که جهانی پاکیزه داشته باشد. زبان و قلم در کار نقد داریم، اما باید برای ما به صدای بلند بخوانند که «آیا تو چنان که می‌نمایی هستی؟» بسیارمان در برابر این سؤال، بی‌جواب می‌مانیم. چون نیستیم چنان‌که می‌نماییم. اگر بودیم که وضع کشور این نبود که هست. «و غُضّوا عَمّا لا یَحِلُّ النَّظَرُ إلَیهِ أبصارَکُم» هم فقط به چرای چشم در خرمن کوچه و خیابان نظر ندارد، بلکه از ذره‌بین‌انداختن در حریم خصوصی و زندگی مردم هم برحذر می‌دارد. واقعا این چشم‌پوشانی را تمام‌ساحتی باید به رفتار درآورد. هم بیمارچشمی اجتماعی را چاره کرد و هم ولع دیدن پشت دیوارها را فرونشاند. «و عَمّا لا یَحِلُّ الاِستِماعُ إلَیهِ أسماعَکُم» هم ما را به پرهیز از شنیدن ناشنیدنی‌ها فرمان می‌دهد. کم نیستیم ما که می‌شنویم، تحت‌تاثیر قرار می‌گیریم و دست اقدام کسانی می‌شویم که به گفتار، رفتار ما را در راستای منافع خود سازمان می‌دهند. باری این فراز از خطبه نبوی، هشداری است برای امروز ما. هوشیار شویم و در نظام تربیتی رسول اعظم الهی، راه خود را به سوی صلاح و تقوا اصلاح کنیم. بدانیم که امروز زبان را، دیده را و گوش را باید مدیریت کرد، خیلی بیشتر از پیش. یا علی!

شهرآرا / شماره 4449 / دوشنبه 20 اسفند 1403 / صفحه آخر / کوچه

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/16076/422581

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/12/19/16076_149207.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:1  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

ما به شستنِ دیده و نگاه از نوع دیگر محتاجیم. به فهم آیات و مفاهمه با کائنات نیاز داریم. گاه لازم است دفترهای باز حساب و کتاب دنیایی را ببندیم و کتابی را باز کنیم که هر خط آن ، ما را خطا زدایی می کند. بشارت سهم کسانی می شود که اشارت ها را دریابند. رمضان هم هر لحظه اش اشارت است. نفس کشیدن در آن هم می تواند بشارت بیافریند اگر عارفانه نگاه کنیم. اگر غزالِ چشمان مان از سرچشمه عبودیت رفع عطش کند. باری، رمضان، ماه تغزل با حضرت عشق است. گاهِ بشکوه شهدنوشی و رسیدن به تجربه شهود. مبارک هنگامه ای است که انسان را به برکت می رساند. بعد از آن که حرکت در مسیر خدا را آغاز کند. حرکتی که برکت می آورد همین است. همین که به اخلاص، جان خالص کنیم و به اقدام، عمل را تولد بخشیم و به قصد قربت، دوری ها را نزدیک تر از نزدیک کنیم. بدانیم که این زمان را ، لحظه به لحظه آن را به تمثیل باید چون ذرات اتم دانست که با شکاف هسته اش، هستی ها می توان ایجاد کرد. کسی به کوچکی ذره نمی نگرد که مسحور عظمتِ تولیدشده از آن می شود. لحظات رمضان را هم قدری چنین است، لذا در کلامِ رسول اعظم الهی نسبت به مستحب و واجب توجه داده می شود به این صراحت که«وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِیهِ بِصَلَاةٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّی فِیهِ فَرْضاً کَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّی سَبْعِینَ فَرِیضَةً فِیمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ؛ هرکس در این ماه نماز مستحبی بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و کسی که نماز واجبی بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب در ماه‌های دیگر را به او عطا کند.» پس قدر بدانیم ماهی را که بیش از همیشه کمِ ما را با کرمِ خویش، ارزشی چند برابر می بخشد خدای کریم. رمضان فصل کشت و کار زیبایی هاست. فصل شکوفه دادن اخلاص است. گاه خودشکنی است و آینگی. زمانِ آغوش گشودن بهشت و دربستنِ دوزخ است. همان که باز در کلامِ رسول اعظم الهی می خوانیم: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِی هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُغَلِّقَهَا عَنْکُمْ وَ أَبْوَابَ النِّیرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُفَتِّحَهَا عَلَیْکُمْ وَالشَّیَاطِینَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُسَلِّطَهَا عَلَیْکُمْ؛ ای مردم! درهای بهشت در این ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهید که آن‌ها را بر روی شما نبندد و درهای جهنم در این ماه بسته است، از خدا بخواهید که آن‌ها را بر روی شما نگشاید. شیاطین در این ماه در غل و زنجیرند. از خدا بخواهید که آن‌ها را بر شما مسلط نگرداند.» رسول اعظم الهی، صلوات ا... علیه و آله، راه را نشان داده است. اهل راه اند که باید یا علی بگویند و به سوی حضرت اعلا حرکت کنند. ما را هم در این شمار جایی باید. جایابی ای باید و حرکتی که ما را از منطقه مرداب و منطقِ مرگ زیستی برهاند. خداوند درجات حضرت آیت ا... صفائی حائری را مضاعف فرماید که نیکو و پرتامل می فرمود:« کفر متحرک ، به اسلام می رسد ولی اسلام راکد ، پدربزرگ کفر است. سلمان ها در حالی که کافر بودند، حرکتشان آن ها را به رسول (ص) منتهی کرد و زبیرها در حالی که با رسول (ص) بودند، رُکودشان آن ها را به کفر پیوند زد.» حرکت کنیم. رمضان آمده است تا دست ما را بگیرد در صراط مستقیمِ عبودیت....

خراسان / شماره 21727 / دوشنبه 20 اسفند 1403 / صفحه 2 / چ2ب

https://sarasari.khorasanonlin.ir/Newspaper/item/112492

https://sarasari.khorasanonlin.ir/Newspaper/PagePDF/36944

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۳ساعت 11:58  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

"وفاق" را ادبی است و آدابی. همه باید بدان مودب باشند تا از آن اتفاقی شکل گیرد میمون و مبارک. همان که که حافظ، علیه الرحمه، چنین نشانه گذاری می کند:" حُسْنَت بِه اتِّفاقِ مَلاحَت جهان گرفت" تا راه را چنان بنامید که؛" آری، بِه اِتِّفاق، جهان می‌توان گرفت." بله می توان به ارائه مدلی موفق از ایران، جهان گشایی کرد اما -متاسفانه- چیزی که می بینیم راهبندان ایجاد کردن برای خود ماست. این سنگ هایی که پیش پای دولت می گذارند و پای ملت را زخمی می کند با ادب وفاق در تعارض است. هجوم، تندگویی، بی پروا هوار کشیدن، دست و بال را بستن و... رسم ستیزه و چند پارگی است نه اتفاق. توقع است هوشیاری ملی و درگام بعد ایستادگی ملی. تجربه آموخته از گردش روزگار می گوید، تا وقتی پزشکیان، پا، پس بکشد، رقیب، پا پیش خواهد گذاشت. تا دولت کوتاه باید، مخالفان صدای شان بلند تر خواهد شد. آنان آنچه را در انتخابات بدان دست نیافته اند، را یک جا می خواهند. بحثِ این وزیر و آن معاون نیست. حتی مسئله فلان طرح و ابلاغ نیست. مسئله این است که برخی ها راه خود را می روند. این است که کلام معیار رهبری انقلاب را باور ندارند که "باید از بن دندان باور کرد که پیروزی و موفقیت رئیس‌جمهور [پزشکیان] در اداره کشور پیروزی همه ماست." اگر باور داشتند نه راه چنین بود و نه رسم این که می بینیم. تا دیروز، به اسم این و آن اما دولت پزشکیان را می زدند و امروز اما مسعود پزشکیان اسم مستعار ندارد. ضربه گیر هم ندارد. خود اوست که سیبل تیر مخالفان قرار خواهد گرفت. خودش زخم برخواهد داشت. خودش هم باید مرهم بگذارد به زخم هایش. پیشتر دعوت به "وفاق" اش را نفاق خواندند و به تحریف و تخریب پرداختند، امروز اما پا را جلوتر گذاشته و می خواهند یارانش را یکی، یکی زمین بزنند. معلوم است چون دیوار ها را تخریب کنند، سقف هم فرو می ریزد. متاسفانه آرزویی چنین دارند کسانی که راهبرد رهبری را قبول ندارند. باورمندان به منطق حضرت آیت الله خامنه ای را باید گفت که میدان را پس بگیرید از کسانی که به خاطر یک دستمال، قیصریه می سوزانند. آنان، در فضای مجازی جشن گرفته اند. خود را در ابتدای جاده ای می پندارند که تا گرفتن آخرین رمق دولت ادامه خواهد داشت. آیا چنین خواهد ماند؟ امروز و فردای ایران چنین نمی خواهد. اقتضای زمان این است که زمین را از کسانی که خود را مهمتر از ایران می دانند باز پس بگیریم. دست آنان را هم بگیریم و هوشیارشان کنیم که به اتفاق می توانیم عظمت ایران را حفظ کنیم. جز این هم راهی نیست.....

ب / شماره 5533 / دوشنبه / 20 اسفند 1403 / صفحه 2

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031220.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۳ساعت 11:54  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

رمضان، ماهِ توسعه مهربانی است. فصلِ خوب به مهر و وصل شکوفا شدن است. گاهِ زیبای سفره گستری و همنشینی برای افطار است. سفره های افطار، اجابت امر رسول الله است، صلوات الله علیه و آله اجمعین. این کلام اوست در خطبه رمضانی اش که؛ "أیُّهَا النّاسُ، مَن فَطَّرَ مِنکُم صائِما مُؤمِنا فی هذَا الشَّهرِ کانَ لَهُ بِذلِکَ عِندَ اللّه ِ عِتقُ نَسَمَةٍ ومَغفِرَةٌ لِما مَضى مِن ذُنوبِهِ؛ اى مردم ! هر که از شما در این ماه، روزه دارى را افطار دهد، پاداش او براى آن، نزد خدا، آزاد کردن یک برده و آمرزش گناهان گذشته اوست." سفره های برکت را باید گسترد. ساده و صمیمی و به دور از تشریفاتی که با اسراف، شرافت انسانی را زخم می زند. به دور از مسابقه چشم و هم چشمی که دیده دل را کور می نماید. جوری میهمان داری کنیم که به توسعه مهمانی بیانجامد نه این که افراد از این سنت حسنه ست بشویند حتی اگر دل شان هم همراه باشد. به هر حال شرایط اقتصادی که سختی را روز افزون کرده است اجازه نمی دهد به اندازه ای که می خواهیم میهمانان را تکریم کنیم و بنوازیم. میهمان نوازی ما چنان که در دل می خواهیم خیلی بیش از این است که از دست و جیب مان برمی آید. خدا دل مان را حساب می کند حتی اگر ما به حساب دستِ بسته خود سفره پهن کنیم. پیامبر اکرم(ص) راه را نشان داده اند. آنجا که برخی عرضِ حال می کنند؛" فَقیلَ : یا رَسولَ اللّه ِ، ولَیسَ کُلُّنا یَقدِرُ عَلى ذلِکَ! فَقالَ صلى الله علیه و آله : «اِتَّقُوا النّارَ ولَو بِشِقِّ تَمرَةٍ، اِتَّقُوا النّارَ ولَو بِشَربَةٍ مِن ماءٍ؛ پس گفتند : اى پیامبر خدا ! همه ما توانایىِ این کار را نداریم!پیامبر، صلى الله علیه و آله، فرمود : خود را از آتش نگه دارید، هر چند با یک دانه خرما؛ خود را از آتش نگه دارید، هر چند با یک جرعه آب." بله با یک جرعه آب، بله با یک دانه خرما می شود سنت افطاری را به جا آورد سفره های ساده که جای خود دارد. مهم این سنت نیکوست که کارکرد معرفتی و اجتماعی هم دارد. مهم این است که وقتی با هم بر سر یک سفره بنشینیم دوری های دوستی سوز و انشقاق های شیطان خواسته از میان برمی خیزد. مهم این است که مهربانی توسعه پیدا می کند. این هم رسم نبی و هم درسِ رسول است صلوات الله علیه و آله اجمعین!

ب / شماره 5533 / دوشنبه / 20 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031220.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۳ساعت 11:53  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

بدهکار کردن کشور به اتباع از آن هنر هایی است که فقط از برخی افراد خاص ساخته است! آدم تعجب می کند از این نگاه که توسط برخی افراد کلمه می شود. نه فقط از زبان که از قلم شان هم بر کاغذ می نشیند و" طرح "می شود تا به قانون تبدیل شود.توجیه بزرگواران هم خاص است؛ با به خدمت گرفتن ادبیات امت گرایی راه را به سمتی می برند که می خواهند. مثلا می گویند، از اهداف انقلاب اسلامی پشتیبانی از همه مستضعفان جهان و همه کسانی است که به مبارزه با استکبار می پردازند. می گویند، هر جا محرومی بخواهد در زمینه عدالت کاری بکند جمهوری اسلامی پشتیبانی خواهد کرد. اما ربط آن با جمله بعدی به شدت مبهم است. می گویند؛ در همین رابطه ما میزبان عزیزانی از کشور افغانستان بودیم. اتباعی که مرزهای ما را می شکنند و به این سو می آیند مگر در حال مبارزه با استکبار هستند؟ مگر در زمینه عدالت کاری می کنند؟ آنچه ما می بینیم سیلِ ورود مهاجران غیرقانونی است که تعداد رد مرز شدن و باز آمدنشان از تعداد سفرهای یک ایرانی در همه عمر هم بیشتر است. این همه دیگر دوستی را فهم نمی کنم آن هم در زمانی که با فرزندان وطن گاه مثل بیگانه رفتار می شود. من نمی گویم باید به غیض و غضب با مهاجران برخورد کرد. این با فرهنگ دینی و ملی ما ناسازگار است. می گویم در نهایت احترام، برخورد کنید. با نهایت ادب و مهربانی حتی مرزشکنان را به موطن شان دلالت کنید. شرایط کشور را در نظر بگیرید. به حوزه انتخابیه خود سری بزنید و تبعات اجتماعی- فرهنگی- انتظامی و امنیتی فراوانی اتباع غیرمجاز را بازپرسید. شاید تجدید نظر کنید در این گشاددستی و فرش قرمز گسترانی. رسانه ها هم می تواند مرجع قابل استندای باشد برای دریافت واقعیت خدمات و عوارض وجود این افراد. باری، نمی گویم آنان را از یک دم برانید اما می توان گفت مثل همه دنیا کار پذیرش اتباع باید حساب و کتاب داشته باشد. ظرفیت های کشور به چشم آید و نیاز به توان آنان هم حساب شود. این گشاده دستی در باز گذاشتن مرز- که در چند سال گذشته – اتفاق افتاد، این خاصه خرجی برای آنان از سفره ملت را باید روشن کرد که با کدام تحلیل انجام شده است. حالا اگر کسی جلوی این موضوع علامت سئوال بگذارد باید راه محکمه را به او نشان داد؟ آیا سزاست دغدغه مندانِ این مسئله را به دادگاه بکشانید؟ واقعیتی که همه می دانیم این است که مملکت ما کلی مشکل دارد. کمبود ها بیشتر از بود هاست. در این میان خشکسالی ما را به فقر شدید آب دچار کرده است. سد های مشهد تا قبل از باران اخیر فقط 13 درصد ذخیره دارد. فقط اگر آب مصرفی میلیون ها مهاجر غیرقانونی را در نظر بگیریم، در خواهیم یافت که اگر همین الان به خانه خود بازگردند بهتر است که لحظه بعد. کسانی که چنین اهتمام دارند برای میزبانی از اتباع کاش کسری از آن را هم در کار گرفتنِ حق آبه قانونی ما از همسایه بدعهد می کردند. خبرها از باز کردن آب توسط طالبان به سمت شوره زارها دارد اما قطره ای هم به این سو نمی آید. به جایش میلیون ها مهاجر غیر قانونی به این سو می فرستند. کاش به اندازه مردم خود که به این سو می فرستند-لااقل- آب را هم روان می کردند اما... هزار حرف نگفته است در این میان. باری حرف تهدید و پرونده سازی است. خدا کند درست نباشد اینکه می گویند برخی نمایندگان مجلس پشت این شکایت هایند چون آن وقت ناهنجاری هایی که به این علت پدید می آید را مردم به حساب آقایان فهرست خواهند کرد. این را هم بدانید کسی که برای دفاع از خانه و آبادانی وطن خود همت نداشته باشد، برای آبادانی ملک دیگر، هم کاری نخواهد کرد. امت گرایی شما اگر آسیب برای ملت ایجادنکند- که می کند- برای امت بهره ای به همراه نخواهد داشت.

جمهوری اسلامی /

انتخاب / https://www.entekhab.ir/fa/news/854918

فرارو / https://fararu.com/fa/news/841772/

ویستا / https://vista.ir/n/entekhab-a5036

اخبار جدید / https://akhbarejadid.com/702214/

تابناک / https://www.tabnak.ir/fa/news/1293078/

دیدبان ایران / https://www.didbaniran.ir/fa/tiny/news-218933

خبرآنلاین / https://www.khabaronline.ir/news/2035283

فراز / https://www.faraz.ir/fa/news/91233/

مردم سالاری / https://www.mardomsalari.ir/news/233393/

بهار نیوز / https://www.baharnews.ir/news/519569

تیک / https://tik.ir/fa/news/435650/

عصر خبر / https://asrkhabar.com/fa/news/702864/

شعاع مشرق / https://shoaemashregh.ir/?p=153044

صاحب خبر / https://sahebkhabar.ir/news/71777638/

ایران پژواک / https://www.iranpejvak.com/news/42998/

رویداد 24 / https://www.rouydad24.ir/fa/news/404084/

ساعد نیوز / https://saednews.com/c/10228/440527

اطلاعات / https://www.ettelaat.com/news/85109/

خرداد / https://www.khordad.news/fa/news/413182/

آفتاب نو / https://www.aftabno.ir/sportnews/501168

پرسون / https://purson.ir/fa/content/908571/

ایونا / https://purson.ir/fa/content/908571/

پلیکان / https://pelikan.media/ni/2xcVE8sqFyg2LPee6

دکه / https://dakke.co/news_details/007BN_519569

شفقنا / https://fa.shafaqna.com/news/2001477/

یزد فردا / https://yazdfarda.ir/iranfarda/news/af/212014

روزنامه نیوز / https://rooznamehnews.ir/460662

55آنلاین / https://maahmag.com/news/37342

نیوزین / https://newsin.ir/content/26496949

اکورسانه / https://ecorasaneh.ir/?p=46325

پروژه ایران / https://www.theiranproject.com/fa/note/436363/

خلیج فارس / https://www.pgnews.ir/?p=237573

عصرتبریز / https://asrtabriz.ir/news/177186

الف / https://www.alef.ir/news/4031219137.html?show=text

شهرخبر / https://www.shahrekhabar.com/news/174149898050655

سلام نو / https://www.salameno.com/news/55579561

شاورد نیوز / https://www.shayvardnews.com/?p=29851

24آنلاین / https://www.24onlinenews.ir/fa/tiny/news-33231

کیوسک فارسی / https://www.kiosktimes.com/news/437735

فردابورس / https://fardabourse.ir/news/ee81ff9b-b1fc-ef11-99d7-dcc97457aaa4

حقوق نیوز / تازه نیوز / راه نو / کلیدنقره ای / خبرپو / ایونا / قطره / خبرفارسی / شایا نیوز / حکایت گیلان / بالاترین / تجربه من / شهرخبر / تجارت نیوز / برترین ها / همای خبر / و....

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:28  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

نوروز در راه است. صدای پایش با آوای خوش ربنای رمضان درهم آمیخته است. فصل مهربانی است؛ هنگامه ای که باید با دادودهش، فرهنگ غنی خویش را به رفتار درآوریم. داشتم به نوروز رمضانی پیش رو، فکر می کردم که یاد یک طرح خوب افتادم که پیش از این در کوچه و خیابان شهر، گلهای مهربانی شکوفا می کرد. «دیوار مهربانی» را می گویم. به باور من، دیوار مهربانی ایده جوانمردانه ای بود اما دریغ که جوان مرگ شد! دانشنامه آزادِ ویکی پدیا در این باره می نویسد: «انگیزه اصلی تشکیل دیوارهای مهربانی و امثال آن، ایجاد روحیه همیاری و مشارکت در بین مردم برای درک نیازمندان و ابراز همدردی با آن هاست که از حس نوع دوستی و عشق سرچشمه می گیرد». قرار بود مردم لباسها و کالاهایی که کمتر نیاز داشتند را به دیوار بیاویزند تا افرادی که بسیار بدان نیاز دارند، بردارند، بی آنکه کسی منتی بگذارد یا دیگری مزدی بخواهد. طرح خوبی بود. شعار خوبی هم داشت: «نیاز داری بردار، نیاز نداری بگذار». مورد توجه هم واقع شد. افراد بی آنکه همدیگر را بشناسند، کمک می کردند. آوازه آن از ایران هم فراتر رفت. به نوشته ویکی پدیا، «دیوار مهربانی که اولین بار توسط مردم ایلام ابداع شد، در تهران و سایر شهرهای ایران، الهام بخش مردم پاکستان بوده است، به طوری که ابتکار مردم ایران برای «کمک به نیازمندان» به کشور پاکستان نیز رسیده و دانشجویان پاکستانی در شهر پیشاور با کمک یکدیگر «دیوار مهربانی» به راه انداختند و همچنین در کشورهای دیگری همچون عراق و چین و کشورهای دیگر آسیایی، مورد استقبال مردم قرار گرفته است». افسوس که باید از فعل گذشته برای آن استفاده کنیم! کاش می شد بماند و کاش بشود آن را در قالبی نو، بازتعریف کرد. خیلی از افراد، فراتر از لباس، کالاهای متعددی دارند که به کارشان نمی آید. برخی هم عادت دارند هرچندوقت، وسایلشان را نو کنند. اگر آن سنت حسنه برقرار باشد، می توان با آنچه دیگران را خسته کرده است، خانههای دیگر را طراوت بخشید. خیلی از کالاها هنوز می توانند کار کنند و خدمت بدهند. وقت بازیافت آن را می شود چند سال به تعویق انداخت. اصلا وقتی می تواند کار کند، از دایره بیرون گذاشتن آن خود یک نوع اسراف است. جامعه امروز بیشتر از دیروز به دیوار مهربانی نیاز دارد. لباسهایی که برخی کهنه می پندارند، می تواند خیلی از هموطنان را نوپوش کند. می تواند پدری را از شرم نگاه فرزندان نجات دهد. می تواند گرمای مهر را چنان کند که زمهریر حسرت و خجالت، چشم خانواده نداری را کمتر آزار دهد. کاش دوباره دیوارهای شهر را مهربان ببینیم!

شهرآرا / شماره 4448 / یکشنبه 19 اسفند 1403 / صفحه 13 / گزارش

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/16072/422477

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/12/19/16072_149176.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:27  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

من اسم این را می گذارم فروپاشی. شما هر عنوانی هم که بگذارید در غصه شرایط پیش آمده با من همدرد خواهید بود. وقتی که می شنویم برخی زوج های جوان بر "نازادآوری" به تفاهم رسیده اند، به چه فهمی از شرایط اسفناک جامعه می رسیم؟ وقتی می بینیم اینان به اراده خود، بر خویشتنِ خویش که می تواند در نسل شان استمرار داشته باشد، نقطه پایان می گذارند ما به کدام آغاز می توانیم امید داشته باشیم؟ وقتی می فهمیم اینان حیوانات خانگی را در جای خالی فرزند می گذارند چه می توانیم گفت؟ پوشیده بگذاریم یا با پلک بسته از این فاجعه عبور کنیم فرقی نمی کند. مهم این است که که پدیده "حیوان فرزندی" دارد چنان شیوعی می گیرد که فرزندآوری را تهدید می کند. اسم این را چه می توان گذاشت جز فروپاشی اجتماعی؟! کم نمی بینیم امروز زنان و مردان جوانی را که به جای گرفتنِ دست کودک خود در خیابان، قلاده سگ را به دست دارند و به گردش می روند! آگهیِ گُم شدن حیوان خانگی و مژدگانی پُر و پیمان برای یابندگان را هم می بینیم بر در و دیوار و هم فضای مجازی. چند روز پیش، در یک جمع از دوستانِ رسانه ایِ اقتصادی، بحث مشاغلِ پُر درآمد رو به آینده بود، که گفته شد از جمله پُردرآمد ترینِ آن، صنعتِ پت و خدمات فروش کالای حیوانات خانگی است. تعجب کردم اول اما با یک جستجوی ساده در اینترنت، با آن دوستان همنظر شدم که این کار هم امروز سود سرشاری دارد و هم با این شیب، فردا هم پردرآمد تر خواهد بود. همین الان، کفشِ سگ را قیمت گذاشته اند یک میلیون و 720 هزار تومان! شانه و موزر حیوانات هم قریب به یازده میلیون تومان قیمت می خورد! ظرفِ مدل آرامخور سگ و گربه هم می شود 750 هزار تومان! این فقط یک صفحه از قیمت کالاست. کلی اطلاعات و معرفی خدمات وجود دارد که نگوئیم بهتر است. البته با نگفتن ما چیزی تغییر نمی کند، واقعیتی است هرچند به حق ناخوش داریم. این یعنی زیر پوست شهر خبرهایی است. سبک زندگی رسمی در هجوم رفتارهایی از این دست دارد آسیب می بیند. مایی که فرهنگ دینی و ملی ما چیز دیگری است با هویت سازی جعلی دیگران مواجه می شویم. این دارد مرز های فکری و اعتقادی و فرهنگی ما را تهدید می کند. آیا متولیان فرهنگ و نهاد های مسئول نمی خواهند در این باره فکری بکنند؟ باز هم در این باره خواهیم نوشت.....

ب / شماره 5532 / یکشنبه / 19 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031219.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:23  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

برخی ها راه را اشتباهی می روند. این که می شنویم از زبان های مختلف که من دینم انسانیت است و با این گزاره بر دین داری می شورند. این یک کج راهه است. کژتابی مفهومی هم دارد. اگر منظورشان انسانیت به معنای واقعی باشد، آن را تمام و کمال در بندگی خدا می توان سراغ گرفت. عبادت هم در مسیر عبودیت یک واجب فراگیر است. روی گرداندن از ظرفیتی چنین عین بی خردی است. این خدا نیست که به نماز و روزه ما بزرگ می شود او بزرگی ما را در این گونه بندگی کردن قرار داده است. عبادت را شانی است که هیچ چیز جای آن را نمی گیرد. این درست که برخی از عبادت به جادی غرور می پیچند و چپ می کنند. قبول که برخی رکعات نماز را سنگ ترازو می کنند اما اینان نماد و تراز ایمان نیستند که به آنان گاه کنیم. نماد علی مرتضی است علیه السلام که عبادت اش به آن خاطر است که خدا را شایسته پرستش می داند نه به طمع بهشت یا ترس از جهنم. به او نگاه داشته باشیم و از پیامبر رحمت بشنویم که؛ " یا أیُّهَا النّاسُ، إنَّ أنفُسَکُم مَرهونَةٌ بِأَعمالِکُم فَفُکّوها بِاستِغفارِکُم، وظُهورَکُم ثَقیلَةٌ مِن أوزارِکُم فَخَفِّفوا عَنها بِطولِ سُجودِکُم، وَاعلَموا أنَّ اللّه َ ـ تَعالى ذِکرُهُ ـ أقسَمَ بِعِزَّتِهِ ألاّ یُعَذِّبَ المُصَلّینَ وَالسّاجِدینَ، ولا یُرَوِّعَهُم بِالنّارِ یَومَ یَقومُ النّاسُ لِرَبِّ العالَمینَ؛ اى مردم! جان هاى شما در گرو کارهاى شماست، پس با آمرزش خواهى خود، آنها را آزاد سازید؛ و پشت هاى شما از بار گناهانتان سنگین است، پس با طول دادن سجده هاى خود، آنها را سبک کنید، و بدانید که خداوند ـ که یادش والاست ـ به عزّت خود، سوگند خورده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نمى کند و در روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان [براى حساب] مى‌ایستند، آنان را با آتش، هراسان نمى سازد." بفهمیم این حقیقت را که هرکس رهین اعمال خود است. آیا ما را اعمال چنان است که امروز مان را کفایت کند؟ ما را ابدیتی در پیش است که توشه اش را در همین جهان باید فراهم کنیم. عبادت در فهم والا از عبودیت، بستر و فرصتی است که سفره ابدیت مان را تامین می کند. از پیامبر رحمت بشنویم و به دریای رحمت زنیم.

ب / شماره 5532 / یکشنبه / 19 اسفند 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031219.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:22  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

آدم‌های عجیبی هستیم. علیهِ ایرانی‌ها به خاطر تابعیت قهری نه اختیاری فرزند، جنگ راه می‌اندازیم. آنان را از هستی ساقط می‌کنیم. مهمتر از همه، برای کشور کلی ماجرا درست و بعد برای اتباع بیگانه که جد‌اند جد بیگانه‌اند فرش قرمز پهن می‌کنیم. این دوگانه را چطور با خودتان حل می‌کنید؟ آیا پاسخی جز نگاه جناحی می‌توان یافت؟ واقعا تهدید‌ها علیه کسانی که، چون شما در موضوع اتباع فکر نمی‌کنند چه معنایی دارد؟ من نمی‌گویم آنان را از یک دم برانید، اما می‌توان گفت مثل همه دنیا کار پذیرش اتباع باید حساب و کتاب داشته باشد. ظرفیت‌های کشور به چشم آید و نیاز به توان آنان هم حساب شود. این گشاده دستی در باز گذاشتن مرز- که در چند سال گذشته – اتفاق افتاد، این خاصه خرجی برای آنان از سفره ملت با کدام تحلیل انجام شده است؟ حالا اگر کسی جلوی این موضوع علامت سئوال بگذارد باید راه محکمه را به او نشان داد؟ نمی‌خواهم یادداشت، هر جمله اش با علامتِ سئوال تمام شود. این را- اما- می‌گویم که افراد منتقد این نگاه را به دادگاه بکشانید هم از جمله ناسزاترین رفتار هاست. غاز دیدن مرغ همسایه یعنی همین. در واقعیت چیزی تغییر نمی‌کند، اما تغییر نگاه از خودی به بیگانه چیز خوبی نیست که خیلی هم بد است. امت گرایی نباید جوری تعریف شود که ملی ستیز جلوه کند. مملکت ما کلی مشکل دارد. کمبود‌ها بیشتر از بود هاست. در این میان خشکسالی ما را به فقر شدید آب دچار کرده است. فقط اگر آب مصرفی میلیون‌ها مهاجر غیرقانونی را در نظر بگیریم، در خواهیم یافت که اگر همین الان به خانه خود بازگردند بهتر است که لحظه بعد. کسانی که چنین اهتمام دارند برای میزبانی از اتباع کاش کسری از آن را هم در کار گرفتنِ حق آبه قانونی ما از همسایه می‌کردند. خبر‌ها از باز کردن آب به سمت شوره زار‌ها دارد، اما قطره‌ای هم به این سو نمی‌آید. کاش به اندازه مردم خود که به این سو می‌فرستند-لااقل- آب را هم روان می‌کردند اما... هزار حرف نگفته است در این میان. باری حرف تهدید و پرونده سازی است. خدا کند درست نباشد اینکه می‌گویند برخی نمایندگان مجلس پشت این شکایت هایند، چون آن وقت اولین سئوالی که از اینان باید پرسید این می‌شود که شما نماینده مردمِ ایران هستید یا وکیل اتباع؟ نماینده اتباع هستید یا وکیل دست‌هایی که آنان را به ایران می‌فرستد؟ به فردای بعد از امروز هم فکر می‌کنید که فراوان شدن اتباع می‌تواند چه تبعاتی داشته باشد؟ یک مقدار با دیده تردید در این سیل بنگرید به نگاه امت گرایانه شما برنمی خورد. این را هم بدانید کسی که برای دفاع از خانه و آبادانی وطن خود همت نداشته باشد، برای آبادانی ملک دیگر، هم کاری نخواهد کرد. امت گرایی شما اگر آسیب برای ملت ایجادنکند- که می‌کند- برای امت بهره‌ای به همراه نخواهد داشت.

انتخاب / کد نوشته 854833 / شنبه 18 اسفند 1403 / ساعت: 15:24

https://www.entekhab.ir/003aNd

https://www.entekhab.ir/fa/news/854833/

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 16:6  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

دنیا برای برقراری ارتباط فقط متکی به زبان نیست. زبان را به ازای زبان های زنده جهان ترجمه ای باید تا به فهم مشترک برسند. دنیا را زبان های گوناگون است که بی نیاز مترجم می توانند حرف بزنند. از این جمله است تولیدات و ساخته های صنعتی. باید دانست این نکته ظریف را که کالاهای تولیدی هر کشور، فقط یک ساختارِ فیزیکال نیستند با کارکردِ مکانیکی بلکه زبانِ تولید و ارسالِ پیام هم دارند. کشورهای موفق، با کالای تولیدی خود، خویش را معرفی و پرچم خود را به اهتزاز در می آورند. بی راه نیست اگر بگوئیم فتحِ جهانی امروز، از طریق صادرات کالاهای فاخر و محصولاتی رقم می خورد که مصرف کنندگان را در شمار طرفداران خویش تعریف می کند. کشوری که می خواهد پیام فرست باشد و فرهنگ خود را به جهان صادر کند باید همه حواس خود را به صنعت بدهد. با درک نیازهای فرامرزی و تولید موفق، این مهم را به انجام رساند. جهان این آزمون را بی خطا و به تکرار دارد انجام می دهد. بنز، فقط یک خوردو نیست، قاصد تولید برتر خودرویی آلمان و نماد فناوری پیشرفته این کشور هم هست. تویوتا فقط سرنشینان خود را به مقصد از پیش تعیین شده نمی برد که در هندسه طراحی شده ژاپن هم می رساند. هر کشور از طریق کالایی می کوشد راه به خانه مردمان در سرزمین های دور، راه پیدا کند. هر کالا هم پرچم و نماد نهادِ کوشندگی و سازندگی آن دیار است. ما اما با چه پیام فرست هایی می خواهیم با دنیا سخن بگوئیم؟ پلتفرمِ مفاهمه ساز ما چیست؟ این علامت های سئوال را باید همواره در ذهن داشته باشیم تا برای یافتن جواب به تکاپو بپردازیم. پیشتر ها، فرش و زعفران و خشکبار و... پیغامبر فرهنگ ایرانی بودند اما امروزه این زبان الکن است. زعفرانی که ریشه در سرزمین ما و خراسان جنوبی دارد و گل هایش با ظلوع خورشید در این دیار می شکفد، امروز "اسپانیولی" صحبت می کند و پرچم اسپانیا را به اهتزاز در می آورد. صدایِ تار و پود فرش هم در لابه لای ترکی و چینی و... حرف زدن رقبایش، گم می شود. خشکبار هم خود گرفتار خشکسالی است. صنعت است که باید بار را به دوش و روزنامه پیام ایرانی باشد. آیا می توانیم چنان خوب و با کیفیت تولید کنیم که هرجا رفت، نام ایران را عزیز کند؟ می توانیم پرچم وطن را دور از وطن و در خانه دیگران به اهتزاز در آوریم؟ خدا کند که چنین باشد.....

ب / شماره 5531 / شنبه / 18 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031218.pdf

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:16  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

دیده را باید شست. جور دیگر باید دید. این نگاه لطیف به کلمه شعر شده سهراب سپهری انگار برای رمضان است. برای فرخنده فصلی که به تعلیم رسول اعظم الهی(ص) هم باید زبان را به تقوا محافظت کرد و هم دیده را باید چنان شست که نه حرام ببیند و نه زشتی. گوش را هم به هوشیاریی باید رساند که ناشنیدنی ها را نشنود چه رسد که بخواهد آن را خط رفتار بگیرد. باید خود را از غبارها بیرون کشید و به زلالیی رساند که در کلام حضرت محمد، صلوات الله علیه و آله ، موج می زند. به تنظیمات این کلام که برگردیم، جهان هم نظم بایسته ای خواهد یافت برای زندگی. ایشان می فرمایند:" وتَحَنَّنوا عَلى أیتامِ النّاسِ یُتَحَنَّن عَلى أیتامِکُم؛ به یتیمان مردم، محبّت کنید تا بر یتیمان شما محبّت ورزند." بله، این جهان بر پایه داد و ستد نظم یافته است. ستد هم دقیقا از جنس داد است. همان که مولوی هم می گوید:

این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا

یعنی همه چیز به خود ما بازمی گردد از همان جنسی که به دیگران حواله کرده ایم. کلام پیامبر اعظم(ص) ناظر به همین نظم است که می خواهد برای ما نظام سازی کند؛ به یتیمان مردم محبت کنید تا بر یتمان شما محبت ورزند. در حقیقت این محبت نه تنها هزینه نیست که از حساب دربرود بلکه سرمایه گذاری است تا در حساب آورند. امروز دستی به مهر بر سر یتیمی کشیم، فردا سر یتیمان ما هم گرمای دست نوازشگری را احساس خواهد کرد. پیامبر بزرگوار در ادامه ما را به توبه فرامی خوانند. به کنشی که می تواند ذات آدمی را از عارضه های گناه بپیراید:" وتوبوا إلَى اللّه ِ مِن ذُنوبِکُم، وَارفَعوا إلَیهِ أیدِیَکُم بِالدُّعاءِ فی أوقاتِ صَلَواتِکُم؛ فَإِنَّها أفضَلُ السّاعاتِ، یَنظُرُ اللّه ُ عز و جل فیها بِالرَّحمَةِ إلى عِبادِهِ، یُجیبُهُم إذا ناجَوهُ، ویُلَبّیهِم إذا نادَوهُ ویَستَجیبُ لَهُم إذا دَعَوهُ؛ از گناهانتان به پیشگاه خداوند توبه کنید؛ در هنگام نمازها، دستانتان را بر آستان او به دعا بلند کنید، که آن هنگام (وقت نماز)، برترینِ ساعت هاست و خداوند با نظر رحمت به بندگانش مى نگرد و هر گاه با او مناجات کنند، پاسخشان مى دهد و چون او را صدا بزنند، جوابشان مى گوید و چون او را بخوانند،اجابتشان مى کند." توبه کنیم. رمضان ماه توبه است. دعا بخوانیم که در این ماه به اجابت قرین است. برای همه هم دعاکنیم. برای توسعه حال خوب به تعداد آدم ها، اصلا به گستره آفرینش دعا کنیم. در فراوانیی چنین خودما هم اجابت خواهیم شد.....

ب / شماره 5531 / شنبه / 18 اسفند 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031218.pdf

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:15  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

حرف می‌زنیم. استدلال می‌کنیم. حجت می‌آوریم. به گمان خودمان برهان قاطع داریم. حتی آیه و روایت هم می‌خوانیم اما نتیجه‌ای که انتظار داریم نمی‌گیریم. به زارعی می‌مانیم که هرچه بذر می‌کاریم، چیزی که انتظار داریم نمی روید. تلخ‌کام می‌شویم و مردم را به سنگلاخ و شوره‌زار مانند می‌کنیم که بذر در آن به بار نمی‌نشیند حال‌آنکه قصه، گرهی دیگر دارد؛ حرف ما نمی‌گیرد چون توجه نداریم به این واقعیت مجرب که نفسِ طاهر است که طهارت اقتصادی و اجتماعی ایجاد می‌کند. دست و دستمال آلوده، شیشه را اگر نشکند هم، آلوده‌تر می‌کند. ذات نایافته از هستی‌بخش فقط نیستی را تقسیم می‌کند. توقع هستی بخشی از آن خلاف آمد و قاعده و قانون طبیعت است. به گفته اهالی فلسفه، “فاقد شییء نمی‌تواندمعطی شیئ باشد.” حالا چطور توقع داریم آنچه خود عمل‌نکرده‌ایم را دیگران از روی زبان ما بردارند و مشق کنند؟ آن‌هم نه‌فقط در دفتر که در رفتار. فراموش کرده‌ایم کسی که اهل عمل باشد نفسش نفوذ می‌کند و کلامش نافذ می‌شود. ما اهل رسانه و حضرات اهل تریبون و خطابه اول باید دفتر خود را پاک‌کنیم و از نو بنویسیم. به نوشته‌ها و گفته‌ها عمل کنیم و بشویم مصداقِ حدیث امام صادق(ع) که فرمود: “کُونُوا دُعَاهَ النَّاسِ بِغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ اَلْوَرَعَ وَ اَلاِجْتِهَادَ وَ اَلصَّلاَهَ وَ اَلْخَیْرَ فَاِنَّ ذَلِکَ دَاعِیَهٌ؛ با غیر زبان خویش مردم را دعوت کنید ، مردم باید ورع و کوشش و نماز و خیر شما را ببینند ، این ها خود دعوت‌کننده باشند.” ما را متاسفانه “غیرِ زبان” عملی است که اگر فراری ندهد دعوت هم نخواهد کرد. زبانی هم که خود ما را به راه نبرد، راهی به روی دیگران هم نخواهد گشود. وقتی خودمان به آدرسی که می‌دهیم نمی‌رویم چطور توقع داریم که دیگران به‌محض شنیدن، با شتاب بروند؟ اگر می خواهیم بیان و بنانِ ما، جهان را تکان دهد اول باید خودمان به تکانه‌های حقیقت ، پا به راه بگذاریم . دیوارهای بتنی و بن بست‌ها حاصل این معادله بی‌مجهول است. همین‌که خود پای در گل‌داریم اما راهِ پرواز را نشان می‌دهیم. طرفه سخن این‌که بذری که در دلِ خودما شکوفا نشود ، در دل مردم هم نخواهد گرفت ، همین!

نخست نیوز / کد نوشته 120932 / جمعه 17 اسفند 1403 /

https://nakhostnews.com/?p=120932

نخست / شماره 1046 / پنجشنبه 16 اسفند 1403 / صفحه 3 / جامعه

https://nakhostnews.com/wp-content/uploads/2025/03/10461-8S.pdf

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:13  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

دوست دارم، یادداشت پنجشنبه ها، در آستانه جمعه انتظار، در باره امام زمان(عج) باشد. به ویژه که رمضان است و فصل نوجویی در انتظار. دوست دارم کلمات مثل اذان باشند برای ذهن. ضمیری باشند که خواننده را به مرجع خویش برسانند. مرجعی به نام امام مهدی که ملجاء و پناه ما نیز هست. در این فکر بودم که این پست را خواندم. حس کردم شهدا هرکدام یک نشانه اند در راه توجه به صاجب نشانه منتظر. به ویژه شهدایی چون محمد آقای بروجردی که یک سردار بود برای سپاه آخر الزمانی عشق. او را با همه عهدی بود در رعایت حال شان. با برخی ها انگار به پیمانی دیگر رسیده بود که خاطره ای چنین ثبت شد؛" بچه‌هـا را برای نماز صبح بلند می‌کرد و این بیت را می‌ خواند : ای لاله خوابیده چو نرگس نگران خیز / از خوابِ گران، خوابِ گران، خواب گران خیز...

می گفت : اگر آیه آخر سوره ڪهف را بخوانید ، هر ساعتی که بخواهید بیدار می شوید . یک روز آمد بالای سرم و گفت : مگر آیه را نخواندی؟! گفتم : چـــرا ؛ گفت : پس چرا دیر بلند شدی؟ درست موقعِ اذان بود ، گفتم : نیت کرده بودم سر اذان بیدار شوم که شدم. خندید و گفت : مردِ مؤمن ؛ این را گفتم برای نماز شب بلند شوید. گفتم : حاجی‌جان ما خوابمان سنگین است، اگر بخواهیم برای نماز شب بیدار شویم ، باید ڪل سوره ڪهف را بخوانیم نه آیه‌ی آخـرش را .... سری تکان داد و خندید و رفت....." بله، در میان رزمندگان از تربیت شدگانی چنین، کم نداشتیم. حتی کم شان هم پرکرامت بود. یک نفرشان می شد پرچمی در اهتزاز که راه را نشان می داد. اگر توانستیم در دفاع مقدس، به رغم همداستانی شرق و غرب، سرفراز بیرون بیاییم به خاطر مردانی بود که سر برسجده داشتند. امروز هم راه همین است. اگر می خواهیم سربلند باشیم باید در برابر خدا سر فرود آوریم. این که باشد، ناشدنی ها هم شدنی می شود. جنگ تجربه مجرب این واقعیت است که با خدا همه ناممکن ها ممکن می شود. او رفیق کسانی است که در این دنیا غریب می مانند.

ب / شماره 5530 / پنجشنبه / 16 اسفند 1403 / صفحه 2

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031216.pdf

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:6  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

خوبی حدیث و کلامِ معصومین، علیهم صلوات الله، در این است که هر روز بخوانیم چنان تازه است که گویی برای همان روز و همان موضوع نازل شده است. حالا هم که می خوانیم، گویی ناظر به الان است. همین الان که در آن قرار داریم. این فراز بلند خطبه نبوی در باره رمضان را بخوانیم؛"وَاحفَظوا ألسِنَتَکُم، وغُضّوا عَمّا لا یَحِلُّ النَّظَرُ إلَیهِ أبصارَکُم، وعَمّا لا یَحِلُّ الاِستِماعُ إلَیهِ أسماعَکُم؛ زبانتان را نگه دارید؛ چشم هایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست، بپوشانید؛ گوش هایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست، فرو بندید." آیا حس نمی کنید برای امروز است؟ راهبردی است برای برون شدن جامعه امروز از مصائبی که به آن گرفتار آمده است؟ واقعا، وَاحفَظوا ألسِنَتَکُم، ما را یاد برخی تریبون داران نمی اندازد که به کلمه و کلام، شمشیر می چرخانند؟ مثل آن خود انقلابی خوانده ای که جلوی بنرِ "یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصابِرُوا وَرابِطُوا وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ." تریبون دردست قدم می زد و فحش می داد. مثلِ آن هایی که به تحقیر و تخفیف مخالفان سخن می گویند. مثل آنانی که از قلم شان ناسزا به کلمه تبدیل می شود. مثل آنان که برای منافع جناحی خود، بی آنکه پاسخی بدهند مدام به طلبکاری حرف می زنند. مثل خطبه خوان هایی که وحدتی نمی آفرینند تا دشمن شکن باشد بلکه کلام شان وحدت شکن می شود تا دشمن بی هزینه به مقصود برسد. مثل رطب خورده ای که مدام منع رطب می کند. مثل کسی که خود در موضع متهم است اما دیگران را به اتهام می خواند و درس تقوا می دهد. مثل خیلی از ما ها که باید برای ما به صدای بلند بخوانند که" آیا تو چنان که می نمایی هستی؟" بسیارمان در برابر این سئوال، بی جواب می مانیم چون نیسیتیم چنان که می نماییم. اگر بودیم که وضع کشور این نبود که هست. وغُضّوا عَمّا لا یَحِلُّ النَّظَرُ إلَیهِ أبصارَکُم هم فقط به چرای چشم در خرمنِ کوچه و خیابان نظر ندارد بلکه از ذربین انداختن در حریم خصوصی و زندگی مردم هم برحذر می دارد. واقعا این چشم پوشانی را تمام ساحتی باید به رفتار درآورد. هم بیمارچشمی اجتماعی را چاره کرد و هم ولع دیدن پشت دیوار ها را فرونشاند. وعَمّا لا یَحِلُّ الاِستِماعُ إلَیهِ أسماعَکُم هم ما را به پرهیز از شنیدنِ ناشنیدنی ها فرمان می دهد. کم نیستیم ما که می شنویم، تحت تاثیر قرار می گیرم و دست اقدام کسانی می شویم که به گفتار، رفتار ما را در جهت منافع خود سازمان می دهند. باری این فراز از خطبه نبوی، هشداری است برای امروز ما. هوشیار شویم و در نظام تربیتی رسول اعظم الهی، راه خود را به سوی صلاح و تقوا، اصلاح کنیم.

ب / شماره 5530 / پنجشنبه / 16 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031216.pdf

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:4  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

نگاهی متفاوت به یک تئاتر پرتأمل؛

میان آنچه در ذهن می گذرد تا آنچه باید در زمین بروید، فاصله ای دارد به اندازه زمین تا آسمان! این اولین گزاره ای است که به ذهنم می رسد در تماشای تئاتر «مردی مقابل فرزندانش»، اثر «ویژه»ای از سید جواد اشکذری. «ویژه» را به عنوان تعارف به کار نمی برم، بلکه به خاطر «بسیار تأمل برانگیز» بودن برای خودم می نویسم. چیزی که باعث شد تا منِ ناآشنا با صحنه و میزانسن و دکوپاژ و... قلم به دست بگیرم. این نوشته نقد هنری نیست، بلکه تقدیر از نگاهِ پرتأملی است که می تواند نگاه آدمی را به واقعیت باز کند. به همین خاطر است که با عرض تعظیم در برابر هنرمندانِ این کار، در تعریفِ دریافتِ خود کلمات را شمار کنم. من آمد و شدِ ترس و تردید را در صحنه به وضوح می دیدم. مرد با فرزندان نداشته اش حرف می زد. حرف هایی که بین این دوگزینه گرفتار بود. نظام تربیتی اسلام اما براساس «خوف و رجا» تنظیم شده است. بین ترس و امید. این اتوبان است که انسان را به حرکت وا می دارد اما میانه ترس و تردید، اگر بر آن غالب نشود، در مرداب قاب خواهد شد! تعارف بردار هم نیست که واقعیت خیلی زودتر از آنچه فکر می کنیم سختی های خود را به همه تحمیل می کند. کتاب با همه فاخر بودن و تعلیم دهندگی اش هم نمی تواند جای فرزند را در زندگی پُر کند، چه رسد به بعضی ها که در زندگی شان سگ و گربه و... جایگزین بچه هایشان می کنند. زندگی فردی، امروز و فرداهای سخت دارد؛ آیا جز انسان می تواند بر این سختی ها غلبه کند؟

حیوان، حتی اگر در اوج عاطفه هم باشد - فرض محال که محال نیست - اما آیا می تواند باری از زندگی را بر دوش کشد یا صد درصد خود باری است که بر دوش صاحب خود سنگینی می کند؟! فراتر از امروز را ببینیم؛ هم برای خود و هم برای میهنِ خویش. روزهای دشواری و غم و شادی نیازمند کنشگرانی است که غم را بتارانند و شادی را فراوانی بخشند. آیا جز فرزندان آدم را توانی چنین هست؟ نیست. اگر بود که جنگل ها هم براساس برنامه توسعه خود، شاهد پیشرفت حیوانات می شدند و از خود تمدنی ارائه می کردند. آنان حیوان اند، جایگزین خودشان می شوند. به جای فرزند قراردادنشان خلاف قاعده و قانون طبیعت است. ما از کتاب که ارجمندتر نداریم، اما همین محصولِ ارجمند هم نمی تواند جایگزینی انسان در تعامل با انسان شود. لذا بزرگان علم و کتاب هم اگر فرزند نداشته باشند، با هزار کتاب هم از تدبیر زندگی خود در می مانند؛ چه رسد به میهن. ایران برای دفاع، برای پیشرفت، برای توسعه، برای سازندگی، برای حالِ خوب، به انسان نیاز دارد. «مردی مقابل فرزندانش» می گوید به طبیعت احترام بگذاریم؛ قانون آن را به هم نزنیم. انسان، با انسان ادامه می یابد.

شهرآرا / شماره 4445 / چهارشنبه 15 اسفند 1403 / صفحه 11 / درنگ

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/16059/422186

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/12/14/16059_149060.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:31  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

دشمن می خواهد بی توپ و تانک ایران را شخم بزند. می خواهد برج و باروی بلند را فروریزد بدون این که بمبی بیافکند. می خواهد بی هزینه هم این کار را بکند، به دستِ خود ما! می خواهد به دستِ خود ما یقه مان را بگیرد و دیوار کوب مان کند. تفرقه که بیفتد همه این برنامه ها هم محقق می شود. لذا برای پیشگیری از آسیب دشمن، ما به وحدتِ حداکثری در میانِ آحاد ملت نیاز داریم. ایران و انقلاب، اقتدار خود را مرهونِ راهبردی چنین اند. هر اقدامی به هر نام و تحتِ هر عنوانی که میان ملت، شکاف ایجاد کند، هم ضد انقلابی است و هم ضد ملی. به نیت ها هم کاری ندارد که کم ضربه نخورده ایم از کسانی که با نیت خیر و حتی قصدِ قربت، شر به بارآورده اند. اینجاست که باید گفت، به جای این که برای خدا کارکنید، کاری که خدا گفته است انجام دهید." وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا؛ و همگی به ریسمان خدا، چنگ زنید و پراکنده نشوید!" که در آیه 103 سوره مبارکه آل عمران می خوانیم، کاری است که خدا فرموده است. پس مدعیانِ کار برای خدا را باید به این مهم توجه داد. ادامه آیه هم بدبختی های قبل از وحدت که می تواند بعد از وحدت شکنی هم اتفاق افتد را چنین بیان می کند:" .... و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید." این هشداری است که به صدای بلند باید خواند شاید هدایت شوند کسانی که می خواهند مردم را هدایت کنند! شاید هوشیار شوند سوپر انقلابی هایی که مدعی کار برای خدایند و می خواهند دیگران را با خود همداستان کنند. مطالعه امروز جامعه می گوید از جمله بزرگترین تهدیدها، همین انشقاق ایجاد کردن در جامعه است آن هم برای رضای خدا؟! یا به نامِ توسعه و نوگرایی و پیشرفت. خدای نکرده اگر موفق شوند، همه ضربه خواهیم خورد. شاید خودشان هم در شمار اولین قربانیان باشند. این را باید گفت تا چشم بازکنند. لااقل به اندازه کسری از زمانی که فقط دهان شان باز است! تجربیات انقلاب را باز بخوانیم و صد بار دیگر هم باز بخوانیم. ما بزرگترین ضربه ها را از کسانی خوردیم که در انقلابی ترین ظاهر، تندترین سخنان را بر زبان می آوردند. گذشته را درس آینده کنیم تا رسم نفوذ برافتد.....

ب / شماره 5529 / چهارشنبه / 15 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031215.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:25  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

رمضان ماه بازگشت به تنظیمات الهی است. گاهِ نظم یافتن در نظاماتی است که دنیا را چنان سامان می دهد که آخرت آدمی هم به بهشت برسد. رسول اکرم الهی، احمدِ پسنیده خصال، حضرت محمد، صلوات الله علیه و آله، شیوه بهترزیستن را تعلیم مان می فرماید. از جمله به مولفه های زندگی سازی چنین توجه می دهد که:" وَقِّروا کِبارَکُم، وَارحَموا صِغارَکُم، وصِلوا أرحامَکُم ؛ به بزرگان خود احترام، و بر کوچک هایتان ترحّم، و به بستگانتان نیکى کنید." باری باید به تربیت نبوی، باید که بزرگان وبیشسالان و پیشسالانِ مان را به دیده کرامت بنگریم. تکریم اینان و به ویژه پدران و مادران راه بزرگی را برای ما هموار می کند. وقتی توجه داشته باشیم که خداوند بزرگ در چند آیه، احسان به والدین را در کنار مقام توحید خویش آورده است، بهتر می فهمیم عظمت نیک رفتاری با آنان را. علاوه بر حفظ حرمت و تکریم بزرگان، مهرورزدیدن با کوچکترها و نوازش شان، نازِ زندگی را صد چندان می کند. طراحی هندسه تربیت و پرورش بر اساس آئین مهرورزی قطعا نتایجی شایسته به بار خواهد آورد. این می تواند ما را از شرایط نادرست امروز نجات دهد. شرایطی که بزرگان مان را به حاشیه می رانیم و کوچکتر ها را تا همیشه کوچک می انگاریم. حتی به زبان تحقیر سخن می گوئیم و به دذیده خُرد دیدن و حتی خُرد کردن می نگریم. این از دایره خِردِ مومنانه بیرون است. محور تعلیمی دین هم بر حرمت داری استوار است. باید به این سیره به ساخت و ساز سیرت براساس مدل رمضان همت کرد." وصِلوا أرحامَکُم" دیگر فرمان رسول خداست. رمضان را باید فرصتی سازنده در این زمینه هم دانست. سفره های افطاری، بستری است برای احیای این فضیلت اخلاقی و کرامت انسانی. ما به هم مربوطیم. همه ماهایی که رابطه خونی ما را خویشاوند کرده است. حتی ماهایی که رابطه خویی و خُلقی از خویشاوندی هم فراتر برده و به روابط مان تعمیق بخشیده است. ما به هم ربط داریم. صله رحم در همه معنایی که می شود برایش در نظر گرفت، رفتاری است سازنده که با فرهنگ رمضان هم راستاست. اهتمام به این مهم می تواند غبار از دل برگیرد. دیده های مهربان، دل ها را به مهربانی مضاعف بخواند. از این رهگذر به آرامشی می توان رسید که حال همه را بهتر کند. تمرین کنیم این بایستگی ها را.....

ب / شماره 5529 / چهارشنبه / 15 اسفند 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031215.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:24  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

نه، با این “وفاق” نه تنها به اتفاق نمی رسیم که آتش زبانان، آرامش حداقلی امروز را هم به لهیب خویش کادوپیچ می کنند. تا وقتی پزشکیان، پا، پس بکشد، رقیب، پا پیش خواهد گذاشت. تا دولت کوتاه بیاید، مخالفان صدای شان بلندتر خواهد شد. آنان آنچه را در انتخابات بدان دست نیافته اند، را یک جا می خواهند.

بحثِ همتی و ظریف نیست. مسئله این است که تا امروز، پزشکیان را به اسم ظریف و همتی تیر باران می کردند. امروز اما دیگر مسعود پزشکیان اسم مستعار ندارد. ضربه گیر هم ندارد. خود اوست که سیبل تیر مخالفان قرار خواهد گرفت. خودش زخم برخواهد داشت. خودش هم باید مرهم بگذارد به زخم هایش.

پیشتر “وفاق”اش را نفاق خواندند و به تحریف و تخریب پرداختند، امروز اما با چیدنِ پر و بالش، او را در جایی گیر می اندازند که بی راه پس و پیش فقط ضربه بخورد. اگر به وفاق باوری بود همه برای ایران اقدام می کردند. برای جمهوری اسلامی ایران. اما باندهای قدرت، فقط برای منافع خود پایداری می کنند حتی اگر به قیمت پای دار کشاندن منافع ملی باشد.

در فضای مجازی جشن گرفته اند. خود را در ابتدای جاده‌ای می پندارند که تا گرفتن آخرین رمق دولت ادامه خواهد داشت. آیا چنین خواهد ماند؟ “در” اما همیشه بر یک پاشنه نمی چرخد. این فرموده امام علی، علیه السلام، است که: “الدهرُ يَومانِ: فيَومٌ لَكَ و يَومٌ علَيكَ” آنان که روزها را علیه دیگران می خواهند و برایش می کوشند بدانند، طوفان به کوچه آنان هم خواهد آمد. در روزی که شاید زیاد دور نباشد.

کسانی که وحدت ملی را، آرامش مردم را هدف قرار می دهند تا خواب‌هاشان تعبیر شود بدانند، به دستمال دست‌شان نخواهد رسید حتی اگر قیصریه را به آتش کشند.

باید به مردم فکر کرد. به ایران، به انقلاب. همه توان‌ها در این راستا باید فعال شود. زد و خوردهای سیاسی که با هدف کسب قدرت و قلدرگری است، راه به بهشت نی برد. شرایط به گونه ای است که اگر پزشکیان به جراحی شیوه خود در برابر رقبا نپردازد، باید خود را برای روزهای سخت تر آماده کند. تنها هم باید مقابله کند چون یکی، یکی حامیان و همراهانش را خواهند شکست….

انصاف نیوز / سه شنبه 14 اسفند 1403

https://ensafnews.com/580753

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 19:23  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

بازنشستگی را فصلِ آرامش می‌دانند برخی‌ها. اما چنین نیست. آنان هم مثل دیگران با خبرها زندگی می‌کنند. خبرها آوارشان می‌کند یا می‌سازد. آنان هم رسانه‌کاوی می‌کنند تا ببینند چه برنامه‌ای برایشان رقم زده‌اند دیگران. این دیگران هم مسئولان محترم هستند. همین چند روز پیش بود که تیترِ «خبر مهم تأمین اجتماعی درباره زمان پرداخت عیدی بازنشستگان» روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت. خط بعدی که لیدِ خبر باشد می‌گوید، عیدی بازنشستگان و مستمری‌بگیران در روزهای ۱۸ و ۱۹اسفند پرداخت خواهد شد -که البته 11 اسفند پرداخت شد-. خبر دیگری هم که بازنشستگان منتظر اعلام آن هستند، در سطور بعدی بیان شده است؛ حقوق مستمری‌بگیران در ۲۶ و ۲۷اسفند به حساب آن‌ها واریز می‌شود. یک موضوع مهم دیگر هم بود و هست که وعده تا پایان سال داشت. پرداخت معوقات متناسب‌سازی. خیلی هم در این زمینه پرسش می‌شد و البته می‌شود. جواب این را هم به فردا حواله دادند. نه فردای همین امروز. فردایی که به اولین ماهِ سال1404 تعبیر می‌شود؛ بر اساس برنامه‌ریزی سازمان تأمین اجتماعی، معوقات متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان که مربوط به ماه‌های گذشته تا پایان مهرماه۱۴۰۳ است، در فروردین۱۴۰۴ واریز خواهد شد. این هم یعنی خبرهای سابق که ماه‌های پایانی سال را اعلام می‌کرد، نسخ شد و باید به شمارش روزهای فروردین بپردازیم تا ببینیم که محقق می‌شود! دلیلِ این ماجرا را که می‌کاویم به این گفته‌های علی‌اصغر عیوضی (دبیر هیئت مدیره کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی تهران) می‌رسیم که می‌گوید: «آن مبلغی که مجلس بابت معوقات متناسب‌سازی، عیدی و سایر تعهدات درمانی و بیمه‌ای سازمان تأمین اجتماعی مشخص کرده، متأسفانه در سازمان برنامه و بودجه متوقف شده است." او از سازمان تأمین اجتماعی رفعِ اتهام می‌کند و انگشت اتهام را به‌سمت سازمان برنامه و بودجه می‌گیرد با این بیان که: «گروهی در سازمان برنامه و بودجه متخصص ایجاد نارضایتی نسبت به موارد مختلف در کشور هستند."

این مقام کارگری توضیح می‌دهد: «برای موضوعی ردیف بودجه مشخص شده و دولت و خود این سازمان درمورد وجود مبالغ آن در خزانه یا در میان اموال دولت نظر مساعد دادند، اما با دخالت سازمان برنامه و بودجه کشور، در مرحله اجرا همه‌چیز فریز و متوقف می‌شود.» او یک خبر دیگر هم می‌دهد که یک مقدار امیدآفرین است: «ما پس از انتشار جدول زمان‌بندی از سوی سازمان تأمین اجتماعی، البته دیداری با مدیران سازمان و مدیرعامل آن نیز انجام دادیم و قول مساعد دریافت کردیم که معوقات متناسب‌سازی هم‌زمان با عیدی، قبل از عید پرداخت شود.» ما هم امیدواریم اما به بازی از این ستون تا آن ستون عادت داریم. البته فرجی برای مردم در ‌کار نیست. دوستان به فکر خویش‌اند.

یک نکته هست که شاید بیان آن یک مقداری مسئولان محترم را به تأمل وادارد اینکه قیمتِ سکه و دلار به نسبتِ نیمه اول سال، تا همین امروز تقریبا رشد 100درصدی داشته است. شیب امروز آن هم می‌گوید که فروردین افزایشِ چشمگیر خواهد داشت. مسئولانی که وعده پرداخت معوقات را به امروز و فردا حواله می‌دهند به این مسائل هم توجه دارند؟ به حقی که از بازنشستگان ضایع می‌شود؟ به حق‌الناسی که با تصمیم آنان نصف می‌شود؟

شهرآرا / شماره 4444 / سه شنبه 14 اسفند 1403 / صفحه 9 / اقتصاد

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/16055/422115

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/12/14/16055_149030.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 13:10  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

قرآن حرمت دارد. وقتی در محضر قرآنیم باید مراقب رفتار خود باشیم. خیلی بیشتر از همیشه. به همین خاطر است که چون قرآن تلاوت می شود باید سکوت کرد. باید به رسمِ پسنیده امروزین، به احترام به قدم برداشتن ایست داد. ادبی چنین باید نه این که در محضر قرآن کاری کرد که از ی ادبان هم سر نمی زند! "یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصابِرُوا وَرابِطُوا وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، شكيبا باشيد و ديگران را به شكيبايى فراخوانيد و در جنگها پايدارى كنيد و از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد." این آیه 200 از سوره مبارکه آل عمران است. وقتی بنری چنین در پشت صحنه نصب شده باشد، توقع است کسی که تریبون به دست می گیرد برای سخن گفتن، ناظر به مفاهیم این آیه شریفه سخن بگوید. یک لااقل هم اگر در نظر بگیریم این خواهد بود که؛ الاقل گفتار و رفتارش، مخالف عینیِ تصریحات آیه شریفه نباشد. اما برای برخی ها انگار این مسایل مهم نیست. مهم بیرون ریختنِ درونیات شان است حتی اگر فحش باشد. مثل ماجرای سخنرانی فلان شخصِ مدعی انقلابیگری که پشت به این آیه، تعیین مسیر می کند و حرف هایی می زند که نه با" اصبروا "رابطه ای دارد و نه با" صابروا" از "واتقواالله" هم که فاصله اش را باید کیلومتر شمار کرد! کاش قبل از صحبت کردن این فرد، این بنر جمع می شد تا چنین از آن حرمت شکنی نشود. ما در روزنامه ها سعی می کنیم از آیات و کلمات واجب الاحترام کمتر اسفاده کنیم مبادا زیر پا افتد اما اینجا عملا پای بر تصریحات آیه کوبیدن را دیدیم. به کلماتی دهان فرد باز می شود که اعتراضِ بانوانِ حاضر را برمی انگیزد اما کسی که میکرفون به دست دارد، می گوید:" اونا که می خواهند فحش و ناسزا یاد نگیرند بروند بیرون بی زحمت، می خواهم فحش بدم دوباره!" و بعد همان خط گفتاری را پی می گیرد. واقعا اینا انقلابی اند؟ پس ضد انقلاب کیه؟ اگر اینا انقلابی اند ضد انقلاب وجود ندارد. که می تواند مثل این جماعت، عظمت نگاه و ادب انقلابی را بشکند؟ حیف از کلمه که خرج گفتن از اینان شود فقط از باب دفاع از ادبِ انقلاب و عظمت تربیتی که شهید پرور است. می گوئیم این گفتار و رفتار هیچ نسبتی با انقلاب اندارد. انقلابی ها در خلوت خود هم مودب به خُلقِ کریم و رفتار نجیب اند چه رسد در محضر قرآن و در جمع مردم. همین!

ب / شماره 5528 / سه شنبه / 14 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031214.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:59  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

رمضان الکریم، کلاسِ درس است. درسِ کرامت، رحمت و زیستن به هر چه زیبایی است. از هر رمز، رازی باید خواند. از هر اشارت به بشارتی تمام باید رسید. برای این هم نخوردن را به سفره انداختن برای دیگران باید تعبیر و تصدیق کرد. راه فلاح و رستگاری این است. زیبا تحریر و تبیین می فرماید آخرین فرستاده خدا، رسولِ مصطفی، صلوات الله و سلامه علیه و آله، تا حق مطلب را، و حقِ رمضان را و حقِ فصلِ خوب و شکوفای الهی را چنین ادا فرمایند:" وَاذکُروا بِجوعِکُم وعَطَشِکُم فیهِ جوعَ یَومِ القِیامَةِ وعَطَشَهُ، وتَصَدَّقوا عَلى فُقَرائِکُم ومَساکینِکُم؛ با گرسنگى و تشنگى خود در این ماه، گرسنگى و تشنگىِ روز قیامت را یاد کنید؛ به نیازمندان و بینوایانتان صدقه بدهید." لب فروبستن از طعام و از شراب، چنان که مولوی حکیم می گوید،برای شتاب کردن سوی خوانِ آسمانی است. اگر چنین مقصدی را در پی نداشته باشد، اگر التزام به رسیدن به چنین جایگاهی نباشد، فقط گرسنگی و تشنگی می ماند که نتیجه نخوردن و ننوشیدن است نه حاصلِ روزه که باید در جان و جهان مان بسیار محصول بدهد. با کمک به نیازمندان، هرکس به اندازه توان خویش، می توانیم اولین درس روزه را رازخوانیکنیم تا به تماشای نمایی از رضوان الهی باریابیم. می شود در همین دنیا هم بهشت خدا را تجربه کرد. می شود در همین دنیا به زیارتِ حضرت خدا رسید و به سلامِ او سلامت یافت. مگر نه این که خود، در حدیثِ قدسی، فرموده است:" أَنَا عنْدَقُلُوب الْمُنْكَسِرَةِ؛ من(خدا) نزد قلب های شکسته ام…" دست گرفتن از صاحب قلب شکسته و حرمت او را پاسداشتن باعث می شود او هم دعایی کند که طعم سلام داشته باشد. این روزها – متاسفانه- دل های شکسته کم نیست. فروان اند کسانی که به گرمای دستی و دیده ای می توانند زمستان سخت زندگی را پشت سر بگذارند. همه مان می شناسیم افرادی چنین را پس رمضان را فرصتی نیکو بدانیم برای سلام به خداوند علی اعلا با ترمیم دل های شکسته. به ویژه که نوروز در پیش است. پدرانی که "کیسه بیمار" شده اند کم نیستند. این شرایط پدرها را کمر می شکند. صدای شکستن دل شان هم تا خدا می رسد. یاری اینان همن صدقه ای است که تا بهشتِ آخرت، جاری می ماند......

ب / شماره 5528 / سه شنبه / 14 اسفند 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031214.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:58  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

از ماست که بر ماست. عقابی- البته- به هوا نخواسته و تیری در پهلویش ننشسته است. قصه، داستانِ پر غصه ما اهالی کلمه و کلام و تبلیغ است. می بینیم و گاه به زبان هم در می آوریم که حرف های ما در جامعه و میانِ مردم، نمی گیرد. در چرایی اش هم اما انگشتِ اتهام ما به سوی جامعه است. حواس مان نیست همزمان سه انگشت با پشتیبانیِ شصت، خودما را نشان می کند! این وضعیت، این یک دلیلِ مهم دارد؛ چون خود ما را نگرفته است، دیگران را هم نمی گیرد. ما اهل قلم و تریبون و سخن و به اصطلاح، اصحابِ بیان و بنان، انگار نمی دانیم یا عمدا نمی خواهیم بفهمیم که در وادی هدایتگری اول جاپای خودت راباید محکم کنی بعد ادعا کنی برای گرفتنِ دستِ دیگران.اما مطالعه میدانی امروز می گوید خیلی از گوینده ها جای پای شان صفت نیست. ما رطب خورده هایی هستیم که شیره خرما از لبان مان می چکد آن وقت، منع رطب هم می کنیم. کسی باید از ما بپرسد که خودت کجای راه خدایی که می خواهی دیگران را به آن هدایت کنی؟ وقتی دامن خود ما تا یقه خیس است چطور دیگران را از به آب زدن می خواهیم پرهیز دهیم؟ حرف ما نمی گیرد چون توجه نداریم به این واقعیت مجرب که نفسِ طاهر است که طهارت اقتصادی و اجتماعی ایجاد می کند. دست و دستمال آلوده، شیشه را اگر نشکند هم آلوده تر می کند. ذات نایافته از هستی بخش فقط نیستی را تقسیم می کند. توقع هستی بخشی از آن خلاف آمد و قاعده و قانون طبیعت است. به گفته اهل نظر،" معطی شیء نمی‌تواند فاقد شیء باشد." حالا چطور توقع داریم آنچه خود عمل نکرده ایم را دیگران از روی زبان ما بردارند و مشق کنند؟ آن هم نه فقط در دفتر که در رفتار. فراموش کرده ایم کسی که اهل عمل باشد نفسش نفوذ می‌کند و کلامش نافذ می شود. ما اهل رسانه و حضرات اهل تریبون و خطابه اول باید دفتر خود را پاک کنیم و از نو بنویسیم. به نوشته ها و گفته ها عمل کنیم. گفتاری که توسط خود گوینده به عمل تبدیل نشود، توامام گوینده و شنونده را به تمسخر می گیرد. تربیت دینی و نظامات تربیتی ملهم از آموزه های اهل بیت(ع) همان است که امام صادق(ع) فرمود؛" كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ ؛ با غير زبان خويش/ با عمل، مردم را دعوت كنيد." هروقت حرف هامان را جدی گرفتیم جامعه هم با جدیت برای رفتار بدان قاعده همت خواهد کرد والا.....

ب / شماره 5527 / دوشنبه / 13 اسفند 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031213.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:24  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

فرصت شناسی، شاهراهی است به سوی موفقیت. دریافتِ درست لحظه ها می تواند آدمی را نفس، نفس به سوی موفقیت شتاب بخشد.رمضان المبارک اما همان فرصت مسعودی است که درک آن، به مدرک موفقیت می انجامد. به همین خاطر است که رسول اعظم الهی، صلوات الله وسلامه علیه و آله، در روایتی که امام علی، علیه افضل السلام، گزارش می کند، می فرماید:"فَاسأَلُوا اللّه َ رَبَّکُم بِنِیّاتٍ صادِقَةٍ وقُلوبٍ طاهِرَةٍ أن یُوَفِّقَکُم لِصِیامِهِ وتِلاوَةِ کِتابِهِ؛ فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ غُفرانَ اللّه ِ فی هذَا الشَّهرِ العَظیمِ؛ پس با نیّت هاى راست و دل هاى پاک، از پروردگارتان بخواهید تا براى روزه دارىِ آن و تلاوت کتاب خویش، توفیقتان دهد؛ چرا که بدبخت، کسى است که در این ماه بزرگ، از آمرزش الهى محروم بماند." این یعنی، روزه داری علاوه بر این که تکلیفی است شرعی، انجام آن توفیقی خداساخته و خدا خواسته می خواهد. از حخدا باید خواست توفیقی چنین که ادب بندگی را رفتاری تمام و تراز است. پس جای آن است که از زبان مولوی حکیم بخوانیم؛

از خدا خواهیم توفیقِ ادب / بی ادب محروم گشت از لطفِ رب

خواهشی صادقانه است که به صداقتِ توفیق اجابت می شود. ادبی چنین است که راه را برای رسیدن به جامعه مودبان باز می کند. از این طریق است که می شود از شمار "بدبختان" پا بیرون نهاد. از شمار آنان که رمضان، روز به روز می گذرد اما نمی توانند جان از گناه سبک کنند. اینان فقط به خود آسیب نمی زنند بلکه نفس کشیدن شان هم حکم انتحار در جمع را دارد چنان که مولوی در ادامه می گوید؛

بی ادب تنها نه خود را داشت بد / بلکه آتش در همه آفاق زد

همه ما در گذر زندگی راه مان به افرادی چنین افتاده است. کسانی که با ندانسته کاری و بدپنداری کار کرده اند که خلقی گرفتار شده اند. آتش را یک نفر برمی افروزد اما بسیار در آن می سوزند. این نزدیک ترین تعریف در تبیینِ نقش بی ادبان است در بدروزگاری عمومی. آسیب آنان به همه می رسد حال آن که بهره ای اگر باشد را به تنهایی می برند. هشدار پیامبر رحمت(ص) را گوش گیریم و با ادب بندگی از خدا بخواهیم ما را به توفیق درک رمضان کرامت بخشد.....

ب / شماره 5527 / دوشنبه / 13 اسفند 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031213.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 12:23  توسط غلامرضا بنی اسدی  | 

برخوردار نیستیم. این ضربِ سیلی است که گونه ما را سرخ نگه داشته است، اما در فهرست برخورداران هستیم! یادم هست در سال‌های پیش که برای برگزاری کلاس‌های ارتقاء دانشِ خبرنگاری و به روزسازی ظرفیت‌های آموزشی با دوستمان در وزارت ارشاد صحبت می‌کردیم، می‌گفت شما که برخوردار هستید. ما نمی‌توانیم به شما کمکی بکنیم حال آن که ما برخوردار نیستیم که براساسِ «سرانه درآمد هر خراسانی 70درصد درآمد متوسط کشور است.» یعنیهمان‌طور که استاندار خراسان رضوی می‌گوید: «هر خراسانی، 30 درصد از میانگین هم‌وطنان خود فقیرتر است.» درحالی که استان ما هرساله میزبان میلیون‌ها زائر است و همین مهمانان می‌توانند چرخش مالی چشمگیر و پررونقی را ایجاد کنند که گره از کار همه باز کند. اما چنین نمی‌شود. چرایی آن را باید مسئولان محترم بکاوند و بگویند. تا زبان به گفتن باز نشود، دستی به گره گشایی هم از آستین همتِ کسانی که باید، بیرون نخواهد آمد. البته معاون اقتصادی استانداری خراسان رضوی، در اختتامیه جشنواره رسانه و تولید ملی، رقمِ عقب ماندگی خراسانی‌ها از میانگین کشوری را 40 درصد اعلام کرد. حتی اگر همان 30 درصد پایه را هم درنظر بگیریم، باز جای هزار اما و اگر خواهد داشت. چرا چنین می‌شود و یک چرای دیگر؛ چرا فرار سرمایه از خراسان رضوی بالاست؟ این را هم از زبان یکی از قدیمی‌ترین چهره‌های اقتصادی استان شنیدم که رغبت برای سرمایه‌گذاری شیب نزولی دارد. به هر حال سرمایه، هوشیار است. جایی پایش را می‌گذارد که محکم و دور از خطر باشد. ریسک مال تازه کار هاست. کاربلد‌ها و با تجربه‌ها سرمایه خود را جایی می‌برند که اگر کاسه رفت، قدح باز آید نه این که به اشاره‌ای، کنایه‌ای، کاسه هم بیفتد و بشکند. خراسان می‌تواند قطبِ تولید و محورِ سرمایه سازی باشد. ظرفیت‌هایش را دارد اما این نیازمند آن است که اول «چرا نمی‌شود»‌هایش فهرست و پاسخگویی شود. در بودجه هم البته همیشه در حق استان اجحاف می‌شود. استانی که 8 درصد جمعیت را دارد فقط 5 درصد از بودجه سهم می‌برد. عالی‌الحساب، 3 درصد می‌پرد. وقتی جمعیت ورودی به مشهد را براساس روزشمار حساب کنیم به حرفِ معاون استاندار خواهیم رسید که: «روزانه حدود 300 هزار زائر وارد شهر مشهد می‌شوند.» این جمعیت هم از سهم 5 درصدی آن جمعیت 8 درصدی بهره‌مند می‌شوند چون به گفته او «هیچ اعتبار مشخصی از بودجه ملی برای این هزینه‌ها در نظر گرفته نشده است.» این را هم باید در سیاهه مطالبات مشهد و استان از بودجه نویسان ثبت کرد. با این همه به گمانم اگر موانع سرمایه‌گذاری برطرف و فرایند جذب سرمایه تسهیل شود، خراسان می‌تواند قدم‌های بلند بردارد. آیا می‌شود؟

جمهوری اسلامی / شماره 13041 / یکشنبه 14 اسفند 1403 / صفحه 2 / خبر

https://jepress.ir/?newsid=348742

https://jepress.ir/archive/pdf/1403/12/12/2.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۳ساعت 13:21  توسط غلامرضا بنی اسدی  |