بسیاری از ما ها فکر می کنیم مسیر موفقیت ما از سد سازی در برابر دیگران می گذرد. بر اساس همین پندار اشتباه، عوض این که گام ها مان را به سوی مقصد نظام دهیم ، نظم دیگران را بر هم می ریزیم تا نتوانند قدم از قدم بردارند. این که برخی ها آن را رندی می دانند، نهایت بی خردی است. خردمندی حکم به کار بیشتر و تلاش افزون تر می دهد آن هم درست در مسیر موفقیت نه در دیوار کردن راه مردم. نه در تلاش برای حنثی کردن زخمت دیگران. طرفه حایتی است درس آموز که چندی پیش می خواندم؛ حکیمی در صحرایی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود. مردی به او نزدیک شد و گفت مرا به شاگردی بپذیر!حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن. مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد. حکیم گفت برو بعد بیا.نوبتِ بعد، باز حکیم خطی کشید و گفت کوتاهش کن. مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند. حکیم نپذیرفت و گفت بازهم برو، بعد بیا! نوبتِ سوم، باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم و خواهش می کنم پاسخ را خود بگویید. حکیم خطی بلندتر کنار آن خط کشید و گفت حالا کوتاه شد. این حکایت فرهنگ ای است که می گوید به جای مقابله با دیگران، در کار خویش کوشنده تر باشید تا حاصل کار، بلند تر و نمایان تر باشد. ما حق نداریم برای موفقیت خود، راه تلاش دیگران را ببندیم. برای رسیدن به قله، باید راه رفتن را در پیش گرفت. بستن راه دیگران هرچند آنان را با مانع مواجه می کند اما ما را هم به قله نمی رساند. خستگی پیامد مانع سازی، قبل از همه خود فرد مانع ساز را از پا می اندازد. آدم های عاقل می گویند برای موفقیت، به دیگران کار نداشته باش کار خودت را بکن. اهل معرفت اما می دانند که موفقیت گسترده تر زمانی روی می دهد که دیگران هم به مقصد برسند لذا دست دیگران را می گیرند. این هم افزایی ظرفیت ها و توان ها را به دنبال دارد که همه را چند گام به پیش می برد.به جای کوتاه کردن دست این و آن، دست همدیگر را بگیریم برای موفقیت همه گیر. "تعاونوا علی البر و التقوی"ی قرآن راهی چنین را نشان می دهد.

ب / شماره 5350 / سه شنبه 19 تیر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030419.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:48  توسط غلامرضا بنی اسدی  |