کربلا یک جغرافیای نامتناهی است. هیچ قدرتی نمی تواند آن را محدود کند. همه تلاش ها بر محصور کردن آن تا کنون و تا همیشه محکوم به ناکامی است. کربلا، صراط مستقیم هدایت است به سوی حق. در این ساحت هم فراتر از آب و نان و حتی رفاه، باید به تعالی نظر داشت. خدا درجات استاد صفائی حائری را مضاعف فرماید که زیبا به این مهم توجه می داد که؛" ..... اگر ما بنا شد که بمانیم حرف آخر نمی‌شود که این باشد نانی به مردم بدهیم و تمام، هدایت لازم است و اصل است. ما چه نیاز‌هایی داریم؟ هدایت یکی از نیاز‌های ماست چراکه نیاز به معرفت و آگاهی دارد و معرفت بدون هدایت نمی‌شود. قرآن کتاب هدایت است چراکه کتاب بیان و فرقان است. هدایت همواره هدایت به احکام نیست بلکه گاهی هدایت به مواقف است، هدایت به جایی که در تاریخ ایستاده اید و به جایی که باید بروید." والا در کربلا، آنانی که در برابر حجت خدا ایستادند و تیغ کشیدند برای شهادت او هم به احکام عامل بودند. در برابر نماز سید الشهدا، نماز جماعت می خواندند. غسل می کردند برای جنگ با ولی خدا. همدیگررا به بهشت بشارت می دادند اما جز به ضلالت و تباهی راه نبردند. چون نسبت به موقف های بندگی غریبه بودند و در صحنه به بردگی زر و زور و تزویر یزیدی گرفتار شدند. آنان طرف درست تاریخ نایستادند بلکه در جایی قرار گرفتند که تاریخ به اندازه همه روز هایی که از عاشورا گذشته است آنان را به لعن و نفرین می خواند. زیارت عاشورا، این لعن را الی یوم القیامه امتداد می بخشد و در "یوم القیامه" که "یوم الحساب " هم هست به حساب تک تک شان رسیدگی خواهد شد. از نماز و قرآن خوانی بهره ای جز حسارت نخواهند برد که امام ثقل دیگر در کنار قرآن است. نمی شود قرآن را برداشت و امامت را فرو گذاشت و به حکم امیرِ طاغوت بر ولی خدا شورید و تیغ کشید و توقع داشت قرآن خوانی چاره کار کند. قرآن با امامت است که انسان را به رستگاری می رساند. تمسک به این دو فرمان نبی اعظم الهی است. بدون معرفت، هدایت، به روی کسی پنجره باز نمی کند......

ب / شماره 5351 / چهارشنبه 20 تیر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030420.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر ۱۴۰۳ساعت 13:7  توسط غلامرضا بنی اسدی  |