|
وحدت، تاکتيک نيست بلکه راهبرد قطعي جمهوري اسلامي است. امام خميني آن را رمز پيروزي دانستند و رهبرِ شهيد انقلاب آن را فريضهاي قرآني خواندهاند. در اين هندسه ميتوان به اين ادراک درست رسيد که در مهندسي وحدت« اول ايران» را بايد به عنوان يک استراتژي مورد توجه قرار داد چه بدون انسجام ملي، وحدت اسلامي شعاري بيش نخواهد بود. ايران بايد شکافها را مديريت کند و الگويي عيني از همزيستي و همافزايي بسازد. با الگو ميتوان ديگران را دعوت کرد و الا فرياد داعيان بيعمل و مدعيان بيکارنامه را کسي جدي نميگيرد. به واقع اين« الگوي موفق» است که به بيرون صادر ميشود نه شعارهايي که خود شعاردهنده را هم مجاب نميکند. دنيا هم نگاه واقعي و زميني دارد. آنچه به چشم ميبيند را بسيار بيشتر باور ميکند تا آنچه را ميشنود.پس وقتي ايران وحدت را عملي کند، جهان اسلام آن را باور خواهد کرد نه هنگامي که ما به وحدت خواهي سخنراني کنيم. اين تجربه، از تهران تا غزه و از قم تا بيروت، ميتواند سفير همگرايي باشد و سفرها را در اين ساختار تعريف کند. وقتي خودمان يقه هامان جر خورده دست خودمان است. وقتي دندان در جسم هم ميزنيم و جهان را بر جان همديگر تنگ ميکنيم، جهان در برابر کارت دعوت مان، يک دل سير ميخندد. حق هم دارد. قصه همان ضرب المثل معروف است که ذات نايافته از هستي بخش/ کي تواند که شود هستي بخش؟ واقعيتي چنين بايد ما را به خود آورد تا با وحدت عملي به زباني سخن کنيم که هيچ کس نتواند علامت سؤال پيش روي ما بگذارد. براي اين هم لازم است گسل سازان را به حاشيه گسيل داريم و گسلها را بپوشانيم. چنين که شد، فضاي مجازي هم از دستها و نگاهها و کلمات آلوده به زهر پاک خواهد شد. و الا تا به کشت و کار تفرقه مشغولند بعضيها و براي اين گناه بزرگ ديني و ملي و انقلابي، در مطالبه اجر و ثواب براي خود فهرستنويسي ميکنند، نميتوان به برداشت وحدت رسيد. همه چيز عيان است و جا براي بيان نيست چه رسد به تکرار. کانونهاي توليد اختلاف هم ناپيدا نيستند و عاملان تفرقه هم دور و غريبه نيستند. اگر ميخواهيم جهان اسلام ما را در دعوت به وحدت جدي بگيرد، به جد بايد با کارخانههاي زيرپلهاي اختلاف برخورد کنيم. همه ميدانيم که هدف نهايي شهيدان و صالحان و رزمندگان، سرفرازي ايران ورسيدن به تمدن نوين اسلامي است. تحققِ اين هم از وحدت ملي آغاز ميشود، به وحدت اسلامي ميرسد و در نهايت جهان را به سوي عدالت و سعادت راه مينمايد. آن وقت سهم هرکداممان مشخص و نقش ما صاحب اعتبار ميشود.... جمهوری اسلامی / شماره 13435 / چهارشنبه 4 شهریور 1405 / صفحه 3 / خبر https://jepress.ir/13435/3/13660 https://jepress.ir/Archive/pdf/1405/06/04/3.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵ساعت 12:10  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
وحدت عامل پیدایش و ماندگاری جمهوری اسلامی است. وحدتی که در عین کثرت سلایق بر بستر فهم مشترک شکل می گیرد به تولید قدرتی می انجامد که در برابر هر قدرتی می تواند قد علم کند و پرچم پیروزی برافرازد. وحدت را البته باید قرن ها قبل هم خواند در عظمت اسلام و مکتب پیامبر اعظم(ص) که از توده های پراکنده حجاز، امتی ساخت سخت تر از احجار. همان میراث هروقت از سوی مسلمانان، درس روز و سرمشق رفتار به حساب آمد کتاب موفقیت هایشان هم صفحاتی فراوان خورد. یک فصل این کتاب ارجمند را ما خود ساخته و زیسته ایم. با وحدت، بنیاد طاغوت را برانداختیم. با وحدت بنای عظمت ایران انقلابی را پایه گذاشتیم. با وحدت از گردنه های سخت و دالان های تنگ به سلامت عبور کردیم. تحریم ها را، جنگ های چندگانه و هزارگونه شده را، محاصره های سخت را پشت سر گذاشتیم. در همه این قدم ها، قوه پیش برنده وحدت حداکثری مردم بود. مردمی که با هر مذهب و دین و نژاد و زبان، «همدل» شدند و همراه تا راه همه بن بست ها را بشکنند. نه فقط شیعه و سنی که زرتشتی و مسیحی و یهودی هم به نام وطن یکپارچه شدند. شهدای والامقام با مذهب های گوناگون گواه صادق این باور رشدیافته در قامت ملت رشید ایران بودند. امروزه باید بکوشیم که فعل« بود» را که ناظر به گذشته است به « است» تبدیل کنیم و خوانشی نو از این ظرفیت قدرت ساز داشته باشیم. آنچه امروز می تواند نگهدارنده تاریخ و تمدن ایران و سرفرازی انقلاب باشد بازهم همین وحدت است که هزارباره باید بر آن تأکید کرد. به ویژه که در «برهه بسیار حساس کنونی» که دشمن خونین دندان، چشم به منفذها دارد. ببیند می تازد و از منفذ، معبر می سازد و از معبر، اتوبان. اتوبان را هم تا پاره پاره کردن وطن ادامه می دهد. تجربه زیسته بشری می گوید که تجزیه کشورها نتیجه تجزیه اذهان است. هر ملتی که خود و پندار خود را بزرگ تر از میهن خویش بداند و ساحتی کلان تر نداشته باشد برای هم افزایی، باید خود را برای تجزیه جغرافیای خویش آماده کند تا تاریخ هم به ننگ نامشان را بنویسد. من این را دور از منطق الهیاتی نمی دانم که «تجزیه» عذاب الهی است برای مردمانی که نعمت وحدت را کفران می کنند. خداوندی که با گذر مؤمنان از تفرقه به اتحاد به آن ها قدرت بخشید. بخوانیم و پند بگیریم از این آیه قرآن که می فرماید: «و همگی به رشته (دین) خدا چنگ زده و به راههای متفرق نروید و به یاد آرید این نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بودید، خدا در دل های شما الفت و مهربانی انداخت و به لطف و نعمت خدا همه برادر دینی یکدیگر شدید و در پرتگاه آتش بودید، خدا شما را نجات داد. بدین گونه خدا آیاتش را برای (راهنمایی) شما بیان می کند، باشد که هدایت شوید.» حالا درس بگیریم که اگر به حق هدایت نشویم و میدان را به اختلاف افکنان وابگذاریم، الفت و مهربانی جای خود را به قهر و کین خواهد داد که به پرتگاه آتش منتهی می شود. هفته وحدت را اگر به بازخوانی همین آیه اختصاص دهیم، راه به همدلی خواهیم برد، هم در جغرافیای ایران و هم در گستره تمدن اسلامی. ایران است که با ماندگاری خود استمرار اسلام را امضا می گذارد. قوم سلمان اند که با مسلمانی خود به اسلام ضریب نفوذی مانا می بخشند. هوشیار باشیم وحدت حداکثری را با حمایت از همه ارکان نظام، عینیت بخشیم. دولت را که دست نظام است در تدبیر معیشت، با نیت یاری دست بگیریم. تخریب دولت، هیچ خانه ای را آباد نمی کند، مگر اتاق جنگ صهیونیسم جنایتکار را. مباد که رفتار ما هیزمی شود برای تنوری که دشمن از آن نان به سفره می برد. شهرآرا / شماره 4841 / چهارشنبه 4 شهریور 1405 / صفحه آخر / کوچه https://shahraranews.ir/fa/publication/content/17819/459345 https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1405/6/3/17819_162904.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵ساعت 12:9  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
محمدرضا شهیدی| این یک فهم ابتدایی از قدرت است اگر آن را فقط محصول سلاح و توان نظامی بپنداریم. لایه دوم فهم کمال یافته میشود باور اینکه اسلحه بهتنهایی، نماد قدرت نیست بلکه تنها «ابزار حفظ قدرت» است. قدرت واقعی و ماندگار، در کالبد یک «اقتصاد سامانیافته و استوار» جریان مییابد. به عبارت نمادین، تفنگ زمانی میتواند قدرتآفرین باشد که خشاب آن را با توان تولید ملی، پر کرده باشند. خشابی که در قفسه مغازهها جانمایی میشود اما فشنگ اسلحه دشمنشکن میگردد. چنان که در جنگهای تحمیلی دوم و سوم، تولید و تدبیر بازار، به رغم تحریمها از قفسه مغازهها هم سلاح ساخت برای ناکامکردن دشمن که ساعت شنی خود را برای فروپاشی ما تنظیم کرده بود اما به ضرر خودش دارد به آخر می رسد. این واقعیت عمیق را میتوان در کلام مردی یافت که بیش از دوسوم عمر خویش را در «میدان» گذرانده است. مردی که اگر بخواهیم برایش شناسنامهای تدوین کنیم، «جبهه» تنها محل صدور و حصول هویت او خواهد بود. محمدباقر قالیباف، در جایگاه ریاست مجلس شورای اسلامی و با تکیه بر یک عمر تجربه در مدیریت بحرانهای امنیتی و سیاسی، با نگاهی همهشمولتر از همیشه گفت: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم، ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم.» این گزاره را نباید صرفا خبری خواند بلکه خوانش آن در قامت یک «بیانیه استراتژیک» میتواند ما را به فهم درست و برنامهریزی دقیقتر برساند. در اینجا، ما با یک «نسبت وجودی» روبهرو هستیم؛ جایی که امنیت و اقتصاد، نه دو موضوع مجزا، بلکه «دو بال پرواز یک موجود واحد» هستند. قالیباف با دقت، روی دیگر سکه را نیز خوانده است: «اقتصاد برای پرواز به پایه امنیت نیاز دارد و اگر امنیت برقرار نشود، سرمایه هم نخواهد آمد؛ لذا سرمایهگذاری حتما نیازمند امنیت است.» این یعنی امنیت، «زیرساخت اعتماد» برای ورود سرمایه و حرکت چرخ تولید است. بایستگیای که اگر با شایستگی تولید و نگهداری نشود، سرمایه هم بر زمین نخواهد نشست. دقیق و درست گفتهاند که سرمایه، هوشیار است و با حسگرهایی دقیق زمینهها را رصد میکند و تصمیم میگیرد. آن هم نه فقط برای امروز که فرداها را هم دقیقسنجی میکند. اینجاست که دیگر گزاره دکتر قالیباف معنا پیدا میکند: «اگر امنیت را برقرار کنیم و تداوم آن را با اقتصاد پیش نبردیم، آن هم پایدار نخواهد بود.» این یعنی امنیت صرف، اگر با رشد اقتصادی و رفاه عمومی پشتیبانی نشود، بهتدریج دچار فرسایش شده و در برابر فشارهای نبرد ترکیبی، فرو میریزد. ما باید از مدل «امنیت صرف» بهسمت مدل «امنیت مبتنی بر توانمندی» حرکت کنیم. قدرت ملی، ترکیبی است از «بازدارندگی نظامی» که مرزها را پاس میدارد و «استواری اقتصادی» که سفره ملت و ثبات ساختار را تضمین میکند. اگر این دو بال، همگام و همجهت حرکت نکنند، پرواز ملت در آسمان استقلال، با سقوطی تلخ روبهرو خواهد شد. وظیفه امروز ما، تبدیل «امنیت نظامی» به «امنیت تولیدی» است؛ تا بدانیم که قدرت واقعی، در قدرت تولید و در شکوه رشد اقتصادی ملت نهفته است. این قدرت است که به« اعتماد عمومی» هم فرصت تعمیق و توسعه میدهد. این هم همان صدی است که همه به دنبال آنیم چون نودهای زیادی را در خویش فعال میکند. شهرآرا / شماره 4841 / چهارشنبه 4 شهریور 1405 / صفحه 9 / اقتصاد https://shahraranews.ir/fa/publication/content/17819/459322 https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1405/6/3/17819_162897.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵ساعت 12:8  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
در تحلیلهایِ جامعهشناختی، هر رفتاری که باعثِ ایجادِ شکاف، کینه و از هم گسیختگی شود، یک «خطِ بدی» تلقی میشود. مدیریتِ این خطوط، از دو سطح قابل انجام است: سطحِ اول، «قطع کردنِ مسیرِ بدی» است. یعنی ایجادِ مانع، واکنشِ تند، و توقفِ جریانِ آسیب. اما اگر بخواهیم از منظرِ «تعاملِ اجتماعیِ پیشرفته» و «الهیاتِ عملی» به این مسئله بنگریم، باید بدانیم که قطع کردنِ بدی، خوب و سلامت بانی است اما چندان به «ارتقایِ وضعِ آینده» نمی انجامد. بایستگیِ ایمانی و اجتماعیِ ما، تنها در «خاموش کردنِ آتشِ بدی» خلاصه نمیشود؛ بلکه در «روشن کردنِ چراغِ نیکی» است. اگر ما تنها به دنبالِ قطع کردنِ خطوطِ انحرافی باشیم، در واقع تنها از فروپاشیِ سریع جلوگیری کردهایم، اما هنوز به «سلامتِ مطلوب» نرسیدهیم. برای آنکه یک جامعه از مرحله کنترلِ آسیب به مرحله تولیدِ ثبات برسد، نیاز به یک «چرخشِ پارادایمیک» در رفتار دارد. بدی باید نه تنها در بدوِ تولدِ خود بمیرد، بلکه باید در همان لحظه، به «تولدِ نیکی» بدل شود. این دقیقترین و والاترین سطحِ تعاملِ اجتماعی است که پیامبرِ اعظم الهی(ص) در کلامِ خود، ما را به آن فرا میخواند. وقتی میفرماید: «أحْسِنْ إلی مَن أساءَ إلَیک؛ به کسی که در حقّ تو بدی کرده است، خوبی کن»، در واقع در حالِ تدوینِ یک الگویِ فرا پیشگیرانه از بحران است. این دستور، تنها یک توصیه برای «صبوری» تحملِ حتی منطقی نیست بلکه یک «استراتژیِ تغییرِ جهتِ جریان» است. از منظرِ تعاملاتِ اجتماعی، وقتی شما در برابرِ بدی، «نیکی» میآفرینید، در واقع «دینامیکِ رابطه» را تغییر میدهید. شما با این کار، زنجیرهیِ واکنشهایِ متقابل را میشکنید. در این زنجیره، بدی با بدی، کینه با کینه و خشونت با خشونت پاسخ داده میشود و این یعنی «تداومِ بدی». اما وقتی نیکی، پاسخِ بدی میشود، شما آن «خطِ بدی» را نه تنها قطع کردهاید، بلکه آن را به یک «مسیرِ نیکی» تبدیل کردهاید. این یعنی بدی، در همان لحظه برخورد، منقرض شده و به جای آن، یک «کنشِ سازنده» متولد شده است. ما در جامعهای زندگی میکنیم که نیاز مبرمی به این «الگویِ تعاملی» دارد. اگر هر کجا بدی دیدیم، تنها به واکنشهایِ دفاعی و تدافعیِ خود محدود شویم، جامعه در یک «چرخه بیپایانِ تنش» گرفتار میماند. اما اگر بخواهیم به آن «کلاسِ بالاتر» که پیامبر(ص) طراحی فرموده است، وارد شویم، باید یاد بگیریم که «نیکی»، ابزارِ اصلیِ مهندسیِ اجتماعی است. وظیفهامروزِ ما، فراتر از آن است که بگوییم «بدی نکنید»؛ وظیفه ما این است که بگوییم «در برابرِ بدی، نیکی بسازید». این تنها راهی است که میتوان از یک «اجتماعِ متخاصم» به یک «جامعهیِ همافزا» تبدیل شد. قطع کردنِ خطِ بدی، کارِ انسان های خود ساخته است؛ اما تبدیلِ آن خط به مسیری برای نیکی، کارِ انسانهایِ مأمور به «ساختن» است. ما کدام نقش را می توانیم به عهده بگیریم؟ ب / شماره 5882 / چهارشنبه 4شهریور 1405 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050604.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵ساعت 12:7  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
اخلاق یک فضیلت ماندگار است با این همه اما «وحدت اسلامی»، یک توصیه اخلاقی نیست. یعنی این هست اما تنها این نیست. در سطحی راهبردی، وحدت ضرورت حیاتی برای امروز امت اسلام است. در دنیایی که پروژههای استکباری آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی بر شکافافکنی و تجزیه امت اسلامی استوار شده، هیچ سلاحی کارآمدتر از همدلی و یکپارچگی مسلمانان نیست. این میراث مکتبی و کلمه شده حضرتِ امام خمینی(ره) است که بارها تأکید کردند «اگر مسلمانان دست در دست هم دهند و وحدت کلمه داشته باشند، آمریکا و شوروی و قدرتهای دیگر هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.» این سخن تاریخی، امروز بیش از هر زمان دیگر معنا یافته است. رهبر شهیدِ انقلاب، آیتالله خامنهای نیز در سالهای اخیر بارها بر ضرورت «همافزایی امت اسلامی» برای تولید قدرت تأکید کردهاند. ایشان وحدت را نه یک انتخاب، بلکه «فریضهای قرآنی» و راه نجات ملتهای اسلامی دانستهاند. و میتوان گفت این تنها راه نجات است و الا در پاره، پاره ماندن امت، شکست شان حتمی است و سرنوشت اسلام هم به همان مهم بسته است. غزه امروز و روزگار لبنان و وضعیت یمن می گوید ما داریم حاصل کاشت تفرقه را در زمین خود می بینیم. کاشتی که گاه خود مسلمانان دست دشمن شده اند در بذر افشانی. می بینیم که رژیمِ جعلیِ صهیونیستی در جنایتی آشکار و با حمایت آشکار آمریکا، به لبنان حمله می کند. ائتلاف های آمریکایی در یمن، مرگ می کارند و در غزه که حکایت به مرگ سرخ ترجمه می شود. غزه امروز آینه تمامنمای بیرحمی دشمنان اسلام و مظلومیت امت اسلامی است. مظلومیتی که امضای سران کشورها را پای خود دارد. وحدت اسلامی، اگر بهدرستی محقق شود، به تولید قدرتی خواهد انجامید که نهتنها فلسطین، بلکه همه ملتهای مسلمان را از سلطه و تحقیر نجات میدهد. این وحدت میتواند سرمایههای انسانی، اقتصادی و نظامی امت را به نیرویی بازدارنده و تعیینکننده در نظام بینالملل بدل کند. از همینروست که رهبرِ شهید انقلاب بارها بر این نکته تأکید داشتهاند که «اتحاد امت اسلامی، شرط اصلی تشکیل تمدن نوین اسلامی است.» ایران تحت رهبری ولایت خود یک نمونه موفق است در گذر از شر و رسیدن به خیر. ما با وحدت در برابر دو جنگ جهانی در یک سال سرفراز بیرون آمدیم. بعد هم با تکیه به توان ملی این مسیر را خواهیم رفت. جهان اسلام هم در همراهی با ایران می تواند بر هژمونی باطل بشورد و حق خود را بگیرد. زندگی امن و سلامت حداقل طلب غزه و لبنان و... از دنیاست. این هم جز با وحدت به دست نمی آید. بله اگر چه دشمن تاریکی می افزاید و غبار میافشاند اما راه همچنان روشن است؛ وحدت اسلامی، یگانه راه قدرتآفرینی برای جهان اسلام و نجات مظلومان است. این راه، دومی ندارد. ب / شماره 5882 / چهارشنبه 4شهریور 1405 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050604.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵ساعت 12:7  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
در تقویمِ معنویِ ما، میلادِ پیامبرِ اعظم(ص) یک جشن است که دل و دیده را روشنی می بخشد اما در تقویم سیاست، آغازِ یک «جهانسازیِ تازه» و ترسیمِ یک «پارادایمِ جدید» در روابطِ انسانی است. با آغازِ «هفته وحدت»، ما با مفهومی رفیع مواجهیم که که ما را با یک «راهبردِ حیاتی» روبرو میکند. وحدت، نه یک توصیه اخلاقی برای صلحِ میانِ افراد، بلکه یک «راهبردِ دینی، ملی و انقلابی» برای تداومِ حاکمیت و حفظِ هویتِ جمعی است. بحرانِ اصلی در جوامعِ معاصر، «تفاوت» نیست بلکه «تکهتکه شدن بر پایه تفاوت» است. ما باید وحدت را به مثابه یک «مکانیسمِ کنار هم بودن» بازخوانی کنیم. اما این «کنار هم بودن»، به معنایِ «کنارِ من» نیست. یعنی نخواهد بود که هر کس در جزیره شخصیِ خود، با نگاهِ خود، در حصارِ خود قرار بگیرد. بلکه «کنارِ هم بودن»، یعنی قرار گرفتن در «کنارِ دیگری». یعنی پذیرشِ این حقیقت که ما، علیرغمِ تفاوتِ قرائتها، اختلافِ آرا، و گونهگونیِ نگاهها، بر بستری بزرگتر و حولِ یک «ضرورتِ حیاتیِ مشترک در مؤلفه هایی چون حاکمیت، امنیت و بقایِ میهن ایستادهایم. از منظرِ «الهیاتِ سیاست»، وحدت یعنی تبدیلِ تعددِ نیروها به «قدرتِ یکپارچه». تفاوتِ آرا را نباید مانند یک «نقصِ ساختاری» دید که با حذفِ آن، کمال پدید میآید بلکه باید آن را مانند «تفاوتِ رنگها در نقشهیِ یک قالیِ اصیل» دانست. در یک قالیِ فاخر، تفاوتِ رنگها، نه تنها نقص نیست، بلکه «قوتِ عالیه» و منبعِ زیباییِ آن است. تار و پودِ یک فرش، زمانی که با گونهگونیِ رنگها به هم گره میخورند، نه تنها یک سطحِ ساده، بلکه یک «شاهکارِ بصری» پدید میآورند که چشم را نوازش و روح را تسکین میدهد. این «هنرِ گرهزدن، همان جوهره وحدتِ واقعی است. در جامعه امروز، ما نیازمندِ یک «فرهنگسازیِ نو» هستیم. فرهنگی که در آن «تنوع» به جای «تضاد»، و «اختلاف» به جای «انشقاق» معنا شود. اگر بتوانیم تفاوتهایِ مذهبی، قومی، سیاسی و فکریِ خود را مانند رنگهایِ یک قالیِ ملی به هم پیوند بزنیم، آنگاه یک «بافتِ اجتماعیِ استوار» خواهیم داشت که در برابرِ تلاطمهایِ جهان، از هم پاشیده نمیشود. وحدت، در واقع، یعنی گذار از «منِ پراکنده» به «ماِی منسجم». این گذار، تنها با یک «تعهدِ راهبردی» ممکن است. پذیرشِ اینکه ما برای رسیدن به یک هدفِ بزرگتر، نیازمندِ حضورِ رنگهایِ متفاوت هستیم. اگر رنگِ قرمزِ جسارت، رنگِ آبیِ آرامش، و رنگِ سبزِ امید، در هم تنیده نشوند، آنچه پدید میآید نه یک قالی، که تنها تکهپارههایی بیارزش از بافته های رنگی خواهد بود. بیایید در این هفتهیِ مبارک، یاد بگیریم که چگونه با احترام به «تفاوتها»، یک «اجماعِ ملی» و یک «بافتِ اجتماعیِ مقتدر» برای آینده این سرزمین رقم بزنیم. ب / شماره 5881 / سه شنبه 3شهریور 1405 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050603.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور ۱۴۰۵ساعت 11:29  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
داریم اشتباه می زنیم. داریم خودمان را فریب می دهیم. همین ما هایی که گرفتار پندارهای ناصواب شده ایم. همین ماهایی که «خيال مىكنيم كه خداوند، بهخاطر اينكه حرفش را نشنيدهايم و در كارهامان شريكش نكردهايم ترازويى مىگذارد و كارهامان را مىكشد و اگر كم داشتيم، با سر در آتش رهايمان مىكند و از ما انتقام مىكشد.» این تصویر نادرستی است که درست می پنداریم اما اگر جای مان را عوض کنیم و درست ببینیم به همین نگاه خواهیم رسید که حضرت آیت ا... صفائی حائری در کتاب نامه های بلوغ رسیده و به ما هم تعلیم می کند؛ «... اما اگر سوختن انسان را، از كبريت كشيدنهايش بدانيم با اينكه كبريت و اكسيژن و دامان و دست و شعور و قدرت، همه از اوست، ولى بىحساب كار كردن و درست استفاده نكردن از آزادى، انتخاب ماست» ما خود انتخاب می کنیم چگونه زندگی کنیم. هزینه انتخاب هم به حساب خود ما گذاشته می شود. خداوند کسی را مجازات نمی کند. آنچه اتفاق خواهد افتاد عین همین ماجراهایی است که در زندگی روی می دهد. هرکس محصول کاشته خود را برداشت می کند. خداوند همه آدم ها را سر یک خط قرار می دهد. این که هر کدام در چه زمانی به خط موفقیت می رسند و رکورد می شکنند به سعی و تلاش خودشان بستگی دارد. بله، خدا آتش به دامن کسی نمی افکند اگر از زاویه ای که استاد نگاه می کند، چشم بگردانیم، «مىبينيم كه او بارها دامان ما را خاموش كرده و رسولانش را براى برخورد صحيح ما فرستاده بوده و با رحمت و محبّت و استقامت و پايمردى، ما را به درستىِ برخورد و رويشِ ريشهها و بارورىِ دلها دعوت كرده و فرصت داده و راههاى بازگشت و درهاى توبه را گشوده و در بنبستها و درماندگىها، در انتظار ما مانده و با تازيانههاى بلاء و نشان دادن نتيجهها، ما را به راه كشانده و بر حسرت و پشيمانى و ندامت، ابرهاى محبّتش باريده و به اندازه دلشكستگى ما، به ما پاداش بخشيده و بدىها را، به خوبى تبديل كرده است.» هرچه از طرف اوست مهر است و مهر. ما اما قربانی قهر خود می شویم. با خود خلوت کنیم«آيا بر اين مهربان منتظر، عصيان مىكنيم؟ به خدا قسم، براى سوختن و عذاب ما، همين بس كه محبّتهاى او و تجاوزهاى خودمان را يكجا ببينيم. به خدا قسم، كه توبيخ مهربانِ او، از عذاب آتش سوزندهتر است.» درست بیندیشیم تا درست رفتار کنیم آن وقت خواهیم دید که از هر بذر مهر، چند هزار خوشه مهربانی می شود برداشت کرد. ب / شماره 5881 / سه شنبه 3شهریور 1405 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050603.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور ۱۴۰۵ساعت 11:28  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
جفت اسکيت را ميپوشد و ميزند به تن پيست دور ميدان. پلکهايت به تکرار نرسيده که از پيچ ميدان ميگذرد و امکان ديدنش نيست. هنوز خودت را جا به جا نکردهاي که از سوي ديگر ميدان ميرسد. اين صحنه که بسيار پرتکرار است مرا به تامل وامي دارد. تامل در خبرهايي که ميخوانيم و برنامههايي که از دشمن ميدانيم. سادهاش ميشود اين که او ميخواهد اسکيت به پا کند. يک پايش در اسکيت بنزين و ديگري روي اسکيت طرحهاي اجتماعي و پوشش. ميخواهد اين بار با سرعتي چنان برود و کار خود را پيش ببرد که سايهاش را هم نتوانيم ببينيم. از خانه هم اسکيت نميآورد ميخواهد در خانه ما قد راست کند و از مسائل اجتماعي ما اسکيت بسازد و خود را به مقصد برساند. بعضي هامان هم انگار -دانسته يا ندانسته- بدمان نميآيد اسکيت سواريش را ببينيم. بعضيها هم- دانسته يا ندانسته خوش خوشانشان ميشود که او را به پيش هول هم بدهند. بخوانيد خبرها را. ببينيد در فضاي مجازي شايعات بنزيني از آتش برخاسته از بنزين هم داغ تراست. بخوانيد که برخيها دوباره ياد ماجراي پوشش افتادهاند و برخيها هم در ذهن خود، داغ و درفش را براي ديگران آماده ميکنند. نميخواهيم بفهميم که هرچيز اگر در زمان خود انجام نشود، نتيجهاش خلاف مقصود طراحان رقم خواهد خورد. بارها تجربه کردهايم و عبرت ديگران شدهايم اما خودمان عبرت نگرفته ايم. باز انگشت در همان سوراخي ميکنيم که بارها از آن گزيده شده ايم. اسمش را چه بايد گذاشت نميدانم اما اين را خوب ميدانم که اسمش عقلانيت نيست. ربطي هم به ايمان و انقلاب ندارد. عقل همه امور را قبل از انجام دقيقا ميسنجد و بعد از سنجه کردن همه چيز، تصميم ميگيرد. ايمان هم با کياست هم معنا ميشود در وجود افراد. اين کلام رسول خداست، صلواتالله عليه در اين باره که:« المؤمنُ كَيِّسٌ فَطِنٌ حَذِرٌ مؤمن، زيرك و با هوش و هشيار است.» پس انسان هوشيار و با هوش، اسکيتها را پيش پاي دشمن چِفت نميکند. اما.... من هميشه در «اما»ها ميمانم که چه بايد گفت. واقعا چه بايد گفت که در شرايطي که گرفتارِ «هم جنگ و هم صلح» هستيم و سهم جنگ بيشتر است چرا برخيها يک دفعه ياد طرحهايي ميافتند که در زمان صلح صد در صدي هم ميتواند آتش جنگ را روشن کند حالا که آتش جنگ برپاست فقط قامتش کوتاه و بلند ميشود. الان با طرحهايي که به پمپ بنزينها ختم شود يا در خيابانها آغاز شود دوباره شعلهها بلندتر ميشود. شايد کبريتش را برخيها به گمان خير بکشند اما آتش شري به پا ميشود که همه چيز را ميسوزاند. اسکيت سوار چند دور زده است و من همچنان ذهنم گرفتار اسکيتهايي است که به پاي دشمن ميکنيم.... جمهوری اسلامی / شماره 13433 / دوشنبه 2 شهریور 1405 / صفحه 3 / خبر https://jepress.ir/13433/3/13572 https://jepress.ir/Archive/pdf/1405/06/02/3.pdf تابناک / https://www.tabnak.ir/fa/news/1391223 خبرآنلاین / https://www.khabaronline.ir/news/2264491 عصرایران / https://www.asriran.com/fa/amp/news/1186594 شبکه شرق / https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1123262 ایلنا / https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1829696 انقلاب / https://enghelabe-eslami.de/86212/ شهرخبر / https://www.shahrekhabar.com/news/178754334044380 گیل خبر / https://gilkhabar.ir/news/i/516680 ایران جیب / https://www.iranjib.ir/shownews/147047/ ساعت24 / https://www.saat24.news/news/680093/ فرارو / https://fararu.com/fa/news/996727/ آفتاب / https://aftabnews.ir/fa/news/1062278 صاحب خبر / https://sahebkhabar.ir/news/79458919 نواندیش / https://noandish.com/fa/news/219410/ رویداد24 / https://www.rouydad24.ir/fa/news/467584/ اقتصادآنلاین / https://www.eghtesadonline.com/fa/news/2158912 مردم سالاری / https://www.mardomsalari.ir/news/269268 اطلاعات / https://www.ettelaat.com/news/163605 دنیای اقتصاد / خبرفوری / خبرپو / ویستا / خبرفارسی / تجارت نیوز / تجارت کلان / قطره / و....
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ساعت 17:8  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
یک عمر کار رسانه به من آموخته است که هر چه را می شنوم به عیار اعتبار منبع بسنجم. خوانده ها را هم با جستجوی منبع اصلی، برای خودم مستند کنم. جنس خبر و روایت فرق نمی کند. تا برای خودم ثابت نشود آن را ثبت کاغذ نمی کنم. این خبر را هم با همین روش صحت سنجی کردم تا با خاطر جمع بنویسم و هشداردهم که «هدف اصلی دشمن فرماندهی افکار جامعه است» چون کسانی که باید بخوانند و بشنوند و بیندیشند، دوستانی هستند که«من قال» برای شان مهمتر از «ماقال» است. پس مینویسم که براساس خبر مهرنیوز، با کد 6918812 نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته است که«دشمن برای ایجاد شکاف و از بین بردن انسجام جامعه با استفاده از ادبیات دینی و حتی با عنوان دفاع از ولایت، افراد و جریانهایی را وارد میدان میکند تا انسجام جامعه را هدف قرار دهند.» واقعیتی که به چشم بسیاری از دغدغه مندان دیگر هم آمده و از زبان و قلم شان نیز جاری شده است. با همین نگاه است که به نتایج عملکرد ها نمره می دهند و انقلابی را با همین نتیجه خوانی از مدعیان انقلابیگری تمیز می دهند. امروز اما با استناد به گفته های حجت الاسلام حاجی صادقی می توان این هشدار را با صدای بلندتر بیان کرد که بدانیم و بدانند که هرکس با ادبیات تند تر سخن گفت انقلابی نیست شاید دهانش بلندگوی دشمن باشد. بدانیم و بدانند همه که هرکس «اتحادِ مقدس» را هدف قرار دهد، خود پیشتر هدف برنامه ریزی دشمنان قرار گرفته و به ابزار آنان در جنگ ترکیبی تبدیل شده است. ادبیات دینی هم نتیجه غیردینی اختلاف را نمی پوشاند. ادعای دفاع از ولایت هم نمی تواند گناه وحدت شکنی و زمین گذاشتن کلام و راهبرد رهبری را بپوشاند. هررفتار در جای خود، معنای خاص خود را دارد. نمی شود معناسازی کرد. این مقام مسئول میگوید:« دشمن با استفاده از انواع رسانهها و ابزارهای هنری وارد میدان شده و میلیاردها دلار برای این عرصه سرمایهگذاری کرده تا بر ذهن و ادراک جامعه اثر بگذارد.» ما اگر سرخطِ تلاشگران اتحاد ستیزی را بگیریم، ته خط خواهیم دید چه کسانی ایستاده اند و سرمایه گذاری دشمنان را در فرآیندِ کاشت و داشت به مرحله برداشت برای او نزدیک میکنند. مثل همان قصه معروف روضه وحدت ستیز که شخصی هر روزجلوی سفارت عثمانی می خواند و چون پی اش را گرفتند با چند واسطه به سفارت بریتانیا رسیدند. امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی در ایران سفارتخانه ندارند اما خانه و سفیر هم کم ندارند. هوشیار باشیم، دشمن روی غفلت ما حساب ویژه باز کرده است. ب / شماره 5880/ دوشنبه 2شهریور 1405 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050602.pdf
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ساعت 12:26  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
هفته اول شهریوررا به یاد شهیدان رجائی و باهنر، به نام دولت تقویم خوانی می کنیم. رسمی شکل گرفته است که در این ایام از دولت بگوئیم و کارکردهایش. کارنامه ش را ورق بزنیم و متناسب با شرایط، خدا قوتی بگوئیم. این رسم اما برای دولت چهاردهم که در اوج جنگ با ادبیات آشتی در داخل و ایستادن در برابر دشمن بیرونی سخن می گوید باید توأم با کرامت به انجام رسد اما....این اما را با هزار دریغ می گوئیم چون می بینیم که دولت در یک محاصره کامل قرار گرفته است. یک لبه این محاصره 360 درجه ای را دشمن ساخته است با تحریم، با جنگ و اخیراً با محاصره دریایی. این هم لبه روشن ماجراست. از دشمنی که چهل و هفت سال است با انواع شیوه ها، تمامِ توانِ خود را برای زمینزدنِ مثلثِ «دولت، ملت و حاکمیت» به کار گرفته است جز این هم نمی شود انتظار داشت. دولت هم با درک درست در این میدان،با تمامِ توان، در پیِ شکستنِ این حصر است. از دورزدنِ تحریمها برای کاهشِ فشارِ اقتصادی گرفته تا ایستادگی در میدانهای جنگِ سخت. اما حقیقتِ دردناک این است که لبه اصلیِ این محاصره، دیگر تنها در اطرافِ مرزها نیست ، اکنون در «قلبِ کشور» شکل گرفته است. آن هم از سوی کسانی که برای شکستن محاصره دشمن باید همه توان خود را درکنار دولت مستقر به کار می گرفتند تا اوضاع کشور به قرار آید و بی قراری سهم دشمن شود اما چنین نمیشود که با هزار تأسف می بینیم که عدهای چنان در غلتکِ تنشآفرینی افتادهاند که انگار «ایمانِ» خود را در ایجادِ بحران و «نانِ» خود را در تضعیفِ دولت میبینند. اینها دقیقاً همان کاری را انجام میدهند که دشمنِ اصلی، در سر میپروراند. آنها نمیفهمند که تضعیفِ دولتِ مستقر، در واقع متزلزل کردنِ ارکانِ «حاکمیت» است. هیچ خردمندی در زمانه جنگ و هجومِ گستردهی دشمن، چنین تدارکی علیه دولتِ خود نمیبیند. اینان خود را «قوه نگهدارنده» مینامند، اما حقیقتِ راهبردی این است که آنچه قدرتِ بازدارنده میآفریند، نه شعارهایِ خالی، بلکه «اتحادِ ملی» و «انسجامِ اجتماعی» است. قدرتِ واقعی در نقشآفرینیِ همه ایرانیان نهفته است. همه با هم که باشیم می توانیم کارهای بزرگ انجام دهیم و از چالش های بزرگ به سلامت بیرون آییم. هم آنان که به فریادند طلیعه دار جهاد ایران بانی شوند و هم امتِ صبر، با خویشتن داری و چشم پوشیدن بر خویش، حق ایران زیستی را ادا کنند. همدیگر را باید دریابیم تا دشمن تنها بماند. ما اگر ایمان مان را در عظمت ایران بدانیم، نان هم از توسعه ایران به سفره خواهیم برد. چنین که باشد کار به سامان خواهد شد و دولت نیز در شرایط بهتری خدمات خود را فهرست خواهد کرد. ب / شماره 5880/ دوشنبه 2شهریور 1405 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050602.pdf
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ساعت 12:25  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
گاهی صدایشان چنان بلند است که صدا به صدا نمی رسد. کلماتشان هم محترم و در نگاهی نیز معتبر است ولی یک « اما» دارد، اما در بازی های پیچیده قدرت و در میانه میدان های نبرد نوین، دشمن بیشتر از «شکاف» عبور می کند و به «ادراک» می رسد و آن را هدف قرار می دهد. این بسیار، بسیار خطرناک تر است از بمب و موشک که به گمان ویرانی فیزیکال، آبادانی غیرت و معرفت به دنبال دارد. اینجاست که هشدار اخیر نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را باید با تأمل خواند و به عنوان یک «الزام راهبردی» برای بازشناسی جریان هایی که با نقاب دین و به بهانه «دفاع از ولایت»، در واقع به دنبال تخریب «انسجام ملی» هستند بدان نگریست. آنجا که می گوید: دشمن برای ایجاد شکاف و از بین بردن انسجام جامعه از ابزارهای مختلف استفاده می کند، گاهی نیز با استفاده از ادبیات دینی و حتی با عنوان دفاع از ولایت، افراد و جریان هایی را وارد میدان می کند تا انسجام جامعه را هدف قرار دهد. بله، واقعیت کف میدان را که می بینیم نباید کف روی آب تصور کنیم. لایه های مختلفی دارد که باید چون کتاب برای شب امتحان به دقت ورق زد. ما در روزگار جنگ ترکیبی زندگی می کنیم. دورانی که دشمن میلیاردها دلار برای مهندسی افکار سرمایه گذاری کرده تا از لایه های ظریف اجتماعی، نفوذ کند. در این میان، باید میان انقلابی اصیل و مدعی انقلابیگری مرزی دقیق و برنده ترسیم کرد. معیار تمیز دادن این دو، نه در ادعا، که در نتیجه خوانی است. انقلابی کسی نیست که با بلندترین صدا، بیشترین شکاف را ایجاد کند. انقلابی کسی است که در برابر دشمن و در هندسه اتحاد مقدس، همچون سدی استوار ایستاده باشد. باید صراحتا گفت: هرکس با استفاده از ادبیات تند و تهاجمی، با تخریب چهره های موجه جامعه و ارکان تصمیم گیر نظام صدایش را بلند می کند، احتمالا در حال ایفای نقش بلندگوی دشمن است. ادعای دفاع از ولایت، هرگز نمی تواند گناه وحدت شکنی را بپوشاند و استفاده از ادبیات دینی، هرگز نمی تواند نتیجه غیردینی اختلاف را پنهان کند. حقیقت این است که ادعا نمی تواند جایگزین واقعیت شود. هر رفتاری در جایگاه خودش، معنای خاص خودش را دارد و ما نباید در دام معناسازی های کاذب بیفتیم که از جمله شگردهای دشمن است. وقتی مقام مسئول هشدار می دهد که دشمن از رسانه ها و ابزارهای هنری برای اثرگذاری بر ذهن و ادراک استفاده می کند، یعنی ما با یک جنگ کاشت و داشت روبه روییم. اگر سرخط فعالیت های اتحاد ستیزان را دنبال کنیم، به یک حقیقت تکان دهنده خواهیم رسید، این ها در واقع، مرحله برداشت دشمن هستند. آن ها همان هایی هستند که سرمایه گذاری میلیارددلاری واشنگتن و تل آویو را به مرحله ثمردهی می رسانند. حالا اینکه چیزی هم نصیب می برند یا مجانی به کار گرفته می شوند اصلا اهمیت ندارد. مهم کارکردشان است که خرمن دشمن را پر و متراکم می کند. کم آسیب ندیده ایم از متظاهران بدباطن یا حتی افرادی که با نهایت اخلاص آتش به بنیاد جامعه می افکنند. حرف های حجت الاسلام حاجی صادقی روشن است. کلامش گویاست. باید مراقب باشیم. بی واسطه یا با واسطه یا حتی با چند واسطه برخی ها به سرپل های بیگانه وصل می شوند. همان سرپل هایی که می خواهند میان مردم دیوار بسازند تا پل پیروزی خود را بر آن بنا کنند. هوشیار باشیم و این را هشدار نهایی بگیریم که دشمن بر روی غفلت ما حساب ویژه ای باز کرده است. او منتظر است تا ما در میانه بحث های بی پایان کلامی و درگیر شدن در تضادهای ساختگی، از خط قرمز انسجام ملی فاصله بگیریم. هوشیاری، تنها در شناخت دشمن بیرونی نیست، در شناخت ابزار دشمن در لایه های درونی نیز هست. هرکس اتحاد را هدف قرار دهد، پیش تر، خود به ابزار دشمن بدل شده است. دانستن یا ندانستن او فرقی نمی کند. شهرآرا / شماره 4838 / یکشنبه 1 شهریور 1405 / صفحه آخر / کوچه https://shahraranews.ir/fa/publication/content/17807/459067 https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1405/6/1/17807_162820.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور ۱۴۰۵ساعت 12:47  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
جوانکی – چند روز پیش- در فضای ایکس، به مسئولان میدان و دیپلماسی تاخته و سه چهره مؤثر جبهه انقلاب را که دو تن در جایگاه رؤسای قوای مجریه و مقننه هستند را « سرباز آمریکایی» خوانده بود. یعنی همان لباسی که خود و دوستانش را سزاست به قامت کسانی می پسندید که هر کدام یک سد هستند در برابر سیل آرزوهای دشمن آمریکایی- صهیونی. باید دانست که این نه یک نقد، بلکه نشانهی «فقرِ معرفت» و «سستیِ ادب» است. انگار این جماعتِ موسوم به «سوپر انقلابی»، در زمان تقسیمِ ادب، در صفِ وقاحت جا زدهاند. اما اگر بخواهیم از سطحِ این «کوچهگردِ پلتفرم ایکس» فراتر برویم و به عمقِ ماجرا بنگریم، این رفتارها دقیقاً با هشدارِ حجت الاسلام حاجی صادقی، نماینده محترمِ ولی فقیه در سپاه پاسدارانِ انقلاب اسلامی، همخوانی دارد. او صراحتاً گفته بود: «دشمن برای ایجاد شکاف و از بین بردن انسجام جامعه، با استفاده از ادبیات دینی و حتی با عنوان دفاع از ولایت، جریانهایی را وارد میدان میکند.» آنچه امروز در فضای مجازی میبینیم، مصداقِ بارزِ همین «جنگ ترکیبی» است. اینها در واقع دچارِ «باطلِ رفتاری» هستند؛ کسانی که غلط را درست میپندارند و برای گناهِ وحدتشکنی، برای خود فاکتورِ ثواب مینویسند. اگر خوارج به ثواب رسیدند، این جماعتِ راه گمکرده و به کج راه افتاده نیز از راهِ ناصواب، به اجر و پاداش خواهند رسید. در این اما نباید شک کرد که سزایِ اعمالِ ناشایستِ خود را حتماً خواهند چشید. آنان صدای شان را بلند می کنند تا دیگران را مرعوب کنند اما باید با صدای رسا اعلام کرد: هرکس با ادبیاتِ تندتر و تهاجمیتر سخن گفت، لزوماً انقلابی نیست حتی شاید دهانش «بلندگوی دشمن» است. هرکس «اتحادِ مقدس» را هدف قرار دهد، پیشتر به ابزارِ برنامهریزیِ دشمن تبدیل شده است. وقتی کسی به سرانِ قوا ــ که هم مورد اعتماد رهبر انقلاب هستند و هم مورد حمایتِ موکدِ ایشان ــ اینگونه وقیحانه بتازد، خود «سرباز صهیونیسم و آمریکاست». مسئله این نیست که او جیره میگیرد یا مجانی بیگاری میکند؛ مسئله این است که او در حالِ کاشت برای برداشتِ دشمن است. دشمنی که میلیاردها دلار برای «مهندسیِ ادراک» هزینه کرده تا ذهنِ جامعه را هدف قرار دهد. اگر سرخطِ این «اتحادستیزان» را دنبال کنیم، به همان داستانِ معروف میرسیم: شخصی که برای «روضه وحدتستیزی» جلوی سفارت عثمانی میخواند و در نهایت با چند واسطه، به سفارت بریتانیا میرسید. بله، امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی در ایران سفارتخانه ندارند، اما «خانه و سفیر» کم ندارند. این تندگویان و هرزهگویانِ مجازی، احتمالاً به همان خانهها راهی دارند. ادبیاتِ بهظاهر دینی، هرگز نمیتواند گناهِ «وحدتشکنی» و زمین گذاشتنِ راهبردِ رهبری را بپوشاند. هوشیار باشیم و نگذاریم دشمن از ما در نقشه خود برای نابودی ایران و اسلام، بازی بگیرد. ب / شماره 5879/ یکشنبه 1شهریور 1405 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050601.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور ۱۴۰۵ساعت 12:47  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
در تاریخِ بشری، پیوندهای عاطفی همواره از منظرِ زیستشناختی و اجتماعی بررسی شدهاند، اما در منظومه الهیاتی، «ازدواج» فراتر از یک قراردادِ حقوقی یا یک نیازِ غریزی، «آیه و نشانهای از رحمتِ الهی» و نخستین گام در مسیرِ تکاملِ روحِ انسانی است. امروز، در سالروزِ ازدواجِ والای حضرت محمد و حضرت خدیجه(ص)، تنها با یک مناسبتِ تاریخی روبرو نیستیم بلکه با یک «الگویِ جامعِ زیست» مواجهیم که میتواند بحرانهایِ معاصرِ خانواده را از ریشه درمان کند. الگویِ ازدواجِ پیامبر و خدیجه (ص)، الگویِ حمایتِ دو سویه و «همسوییِ استراتژیک» است. در این پیوند، ما با یک «جنگِ قدرت» میان زن و مرد روبرو نیستیم، بلکه با یک «همافزاییِ وجودی» مواجهیم. حضرت خدیجه (س)، با تمامِ جایگاهِ اجتماعی و اقتدارِ اقتصادی خود، در کنارِ پیامبر، نه تنها یک همراه، بلکه یک «تکیهگاهِ استراتژیک» در سختترین لحظاتِ وحی و رسالت بود. این «زیستِ مؤمنانه» بر این اصل استوار است که زن و مرد، «دو بالِ یک پرواز» هستند که ثباتِ کلِ پیکره جامعه، در گروِ هماهنگیِ این دو بال است. چه هیچ پروازی با یک بال یا در جدال دوبال شکل نمی گیرد که اگر می گرفت امروزه آسمان در قرق زن و شوهر هایی بود که هر کدام راه خود را می روند. متاسفانه وقتی به کالبدِ جامعه خود مینگریم، شاهدِ یک «بحرانِ ساختاری» در نهادِ خانواده هستیم. خانواده، که مؤثرترین و حیاتیترین نهادِ اجتماعی برای تربیتِ نسل و انتقالِ ارزشها است، در برابرِ طوفانهایِ مدرنیته و تغییرِ الگوهایِ فرهنگی، آسیبپذیر شده است. یکی از ریشههایِ این آسیب، دوری از سادگیِ فطری و غرق شدن در تجملاتِ کاذب است که منجر به دشوارسازیِ مسیرِ ازدواج و ادامه زندگی شده است. از منظرِ الهیاتِ اجتماعی، ازدواج نباید به یک «پروژه اقتصادیِ سنگین» یا یک «نمایشِ طبقاتی» بدل شود. فرهنگِ آسانگیری و سادگیِ مبتنی بر عزت، نه یک تعارف، که «استراتژیِ بقا» است. وقتی ما با پیچیدگیهایِ بیجا و تشریفاتِ بیریشه، مسیرِ تشکیلِ خانواده را بر جوانان میبندیم، در واقع در حالِ «تضعیفِ امنیتِ اجتماعی» هستیم. جامعهای که در آن توانِ تشکیلِ خانواده کاهش مییابد، جامعهای است که در برابرِ حملاتِ «جنگِ ترکیبی» و «جنگِ نسلها»، دچارِ فرسایشِ ساختاری میشود. فرهنگسازی برای «ازدواجِ آسان»، نیازمندِ یک بازگشت به «ادبیاتِ فرهنگیِ اصیل» است. ما باید از شیوه مصرفگرایی و نمایش به سوی فرهنگِ «قناعتِ مقتدرانه» حرکت کنیم. خانواده نباید بر پایه داراییهایِ مادی بنا شود، بلکه باید بر پایه «اشتراکِ ارزشها» و «حمایتِ متقابل» استوار گردد. ازدواج، یعنی تبدیلِ «دو فردِ مستقل» به یک «واحدِ حیاتِ مشترک» که توانِ ایستادگی در برابرِ تلاطمهایِ جهان را داشته باشد. در این راستا،ارتقای خانواده، یک «ضرورتِ راهبردی» برای حفظِ انسجامِ جامعه و صیانت از آیندهیِ ملت است. اگر بخواهیم جامعهای استوار بسازیم، باید از «خانه» شروع کنیم. خانهای که در آن، زن و مرد، با الگوگیری از پیامبر(ص) و خدیجه(س)، در مسیرِ عشق، ایمان و مسئولیتپذیری، در کنارِ یکدیگر در شکوه یک خانواده، قد می کشد. ب / شماره 5879/ یکشنبه 1شهریور 1405 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050601.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور ۱۴۰۵ساعت 12:46  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|