|
در تقویمِ معنویِ ما، میلادِ پیامبرِ اعظم(ص) یک جشن است که دل و دیده را روشنی می بخشد اما در تقویم سیاست، آغازِ یک «جهانسازیِ تازه» و ترسیمِ یک «پارادایمِ جدید» در روابطِ انسانی است. با آغازِ «هفته وحدت»، ما با مفهومی رفیع مواجهیم که که ما را با یک «راهبردِ حیاتی» روبرو میکند. وحدت، نه یک توصیه اخلاقی برای صلحِ میانِ افراد، بلکه یک «راهبردِ دینی، ملی و انقلابی» برای تداومِ حاکمیت و حفظِ هویتِ جمعی است. بحرانِ اصلی در جوامعِ معاصر، «تفاوت» نیست بلکه «تکهتکه شدن بر پایه تفاوت» است. ما باید وحدت را به مثابه یک «مکانیسمِ کنار هم بودن» بازخوانی کنیم. اما این «کنار هم بودن»، به معنایِ «کنارِ من» نیست. یعنی نخواهد بود که هر کس در جزیره شخصیِ خود، با نگاهِ خود، در حصارِ خود قرار بگیرد. بلکه «کنارِ هم بودن»، یعنی قرار گرفتن در «کنارِ دیگری». یعنی پذیرشِ این حقیقت که ما، علیرغمِ تفاوتِ قرائتها، اختلافِ آرا، و گونهگونیِ نگاهها، بر بستری بزرگتر و حولِ یک «ضرورتِ حیاتیِ مشترک در مؤلفه هایی چون حاکمیت، امنیت و بقایِ میهن ایستادهایم. از منظرِ «الهیاتِ سیاست»، وحدت یعنی تبدیلِ تعددِ نیروها به «قدرتِ یکپارچه». تفاوتِ آرا را نباید مانند یک «نقصِ ساختاری» دید که با حذفِ آن، کمال پدید میآید بلکه باید آن را مانند «تفاوتِ رنگها در نقشهیِ یک قالیِ اصیل» دانست. در یک قالیِ فاخر، تفاوتِ رنگها، نه تنها نقص نیست، بلکه «قوتِ عالیه» و منبعِ زیباییِ آن است. تار و پودِ یک فرش، زمانی که با گونهگونیِ رنگها به هم گره میخورند، نه تنها یک سطحِ ساده، بلکه یک «شاهکارِ بصری» پدید میآورند که چشم را نوازش و روح را تسکین میدهد. این «هنرِ گرهزدن، همان جوهره وحدتِ واقعی است. در جامعه امروز، ما نیازمندِ یک «فرهنگسازیِ نو» هستیم. فرهنگی که در آن «تنوع» به جای «تضاد»، و «اختلاف» به جای «انشقاق» معنا شود. اگر بتوانیم تفاوتهایِ مذهبی، قومی، سیاسی و فکریِ خود را مانند رنگهایِ یک قالیِ ملی به هم پیوند بزنیم، آنگاه یک «بافتِ اجتماعیِ استوار» خواهیم داشت که در برابرِ تلاطمهایِ جهان، از هم پاشیده نمیشود. وحدت، در واقع، یعنی گذار از «منِ پراکنده» به «ماِی منسجم». این گذار، تنها با یک «تعهدِ راهبردی» ممکن است. پذیرشِ اینکه ما برای رسیدن به یک هدفِ بزرگتر، نیازمندِ حضورِ رنگهایِ متفاوت هستیم. اگر رنگِ قرمزِ جسارت، رنگِ آبیِ آرامش، و رنگِ سبزِ امید، در هم تنیده نشوند، آنچه پدید میآید نه یک قالی، که تنها تکهپارههایی بیارزش از بافته های رنگی خواهد بود. بیایید در این هفتهیِ مبارک، یاد بگیریم که چگونه با احترام به «تفاوتها»، یک «اجماعِ ملی» و یک «بافتِ اجتماعیِ مقتدر» برای آینده این سرزمین رقم بزنیم. ب / شماره 5881 / سه شنبه 3شهریور 1405 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050603.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور ۱۴۰۵ساعت 11:29  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|