|
روزگار مردم خوش نیست که بد هم هست. در شبیخون این ویروس لعنتی کووید-19 و ماجراهای پیامدِ آن، بدتر هم شده است تا جایی که در میان برخی اقشار، رنگ هایی بالاتر از سیاهی هم در چشم می نشیند که چشم بینا را به اشک مینشاند اما قلم به شرح نمی زنم چون نمی خواهم چشم نازنین هموطنانم بیش از آنچه خود می بینند و می بارند، به غمی دیگر دچار شود. در این میان، اجازه بفرمایید این را بگویم که همین یکی دو روز پیش بود که از خیابانهای مشهد که گُذرِ کارگران ساختمانی و روزمزد است، می گذشتم. هدفم هم رصد ماجرا بود می خواستم ببینم که آن عزیزان که از نابرخوردارترین اقشار اجتماعی هستند، این روز ها چه احوالی دارند و "حال" بر آنان چگونه می گذرد. سیمای نجیبِشان با آن شیارهایی که در چهره شان نشسته بود به مزرعه ای می مانست که در آن درد و رنج کاشته باشند و بوتههای ناامیدی به بار نشسته باشد. با فاصله از هم نشسته بودند، کنار خیابان یعنی دیگر هم صحبتی هم نداشتند تا لحظاتِ چشم به راهی، راحت تر بگذرد به گفتگویی که می توانست میان شان اتفاق افتد. منتظر بودند تا کسی پیِ کارگر بیاید تا "همه" به سوی او هجوم برند تا شاید شب با دست خالی به خانه برنگردند تا سفرهشان، همان سفره کوچکتر شده و بی رنگ، فرصت پهن شدن بیابد. در این میان، برخی خیراندیشان را هم میدیدم که لحظهای توقف میکردند تا بستهای از همین بسته های معیشتی یا کمکی دیگر، به چند نفرشان بدهند اما دستِ بیشترشان خالی میماند و دلشان از حسرت پُر میشد... خب، مگر یک شهروند چقدر میتواند از خود بزند و بسته تهیه کند که به تعداد بیشتری برسد. این کرونای لعنتی، ایستادگان را هم بر زمینِ رکود نشانده و قشر متوسط را هم در سقوطی آزاد دارد به جمعیت فراوان فقرا نزدیک می کند. با خود به این نکته فکر می کردم که آیا نمی شود در کنار همت و برنامهای که از مسئولان می خواهیم و بنیادهای کلان اقتصادی حکومتی که به میدان میطلبیم و البته در کنار جوانمردی مردم مان که به رزمایش همت مومنانه و کمک های انسانی می خوانیم شان، از محضرِ مبارکِ مراجع معظم تقلید، بخواهیم اگر شرع مقدس دست با کفایتِشان را باز گذاشته است، اجازه فرمایند مومنینِ مقلد، بخشی از وجوه شرعیه و سهمینِ مبارک که بر ذمه دارند را به مصرف بهبود اوضاع نابسامان آسیب دیده از کرونا برسانند و به ویژه دست بگیرند از کارگران ساختمانی و آنان را بر سفره پر برکت امام زمان (عج) بنشانند. پیشترها در حوادث ناگواری چون سیل و زلزله شاهد این امر بودیم که حضرات اجازه میفرمودند از ثلث سهمین، یا هر میزانی که صلاح می دانند، بدین امور تعلق گیرد و باورمندان حقوق شرعی نیز با اطمینان از این اجازه، برای یاری همنوعان خود همتی افزون و سعیی بلیغ انجام می دادند. امروز هم از جمله همان روز های سخت و "مبادا"یی است که اگر چه سیل و زلزله نیامده اما کرونا چنان به خیام زندگی همه مردم زده است که خسارت هایش هزار چندان زلزله و سیل هایی است که تجربه کرده ایم. در آن ماجراها، یک بخش از کشور آسیب می دید و دست ساکنان دیگر مناطق برای یاری گشاده بود و حضرات مراجع، حفظهم الله نیز پیش قدم می شدند اما امروز، بلا، بر همه جهان نازل شده و همه ما را به ابتلا گرفته است و باید که همه ظرفیت های یاری، فعال شود و در این راه چشم تکلیف مداران مومن به سخن و نوشته حضرات مراجع عظام تقلید است تا به نیابت از مولا صاحب الزمان (عج) گرفتارانِ این زمان را دریابند. ان شاالله با هدایت خویش راه بنمایند مومنان را و دست گیرند نیازمندان مومن را... انتخاب / کد خبر: ۵۴۳۱۵۰ / شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۹ / ساعت ۰۰ : ۲۰ -
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۹ساعت 11:45  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
ب / شماره 4167 / یکشنبه 31 فروردین 1399 / صفحه 3
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۹ساعت 11:42  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
اخبار مشهد / اقتصادی/ جمعه 29 فروردین 1399 #یادداشت_۱۰۰کلمهای
+ نوشته شده در شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۹ساعت 16:15  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
جمهوری اسلامی / شماره 11683 / شنبه 30 فروردین 1399 / صفحه 2 / http://jepress.ir/archive/pdf/1399/01/30/13990130.pdf
+ نوشته شده در شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۹ساعت 13:7  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
مردم، مائیم. همین آحادِ کوچه و خیابان. همین ماهای کارگر و کارمند و کاسب. همین شهروندانی که هم را در کوچه و خیابان می بینیم و در روستا نیز هم نشین هستیم. همین صاحبان دست های ترک خورده و زانوان خسته. مردم مائیم. معجزه هم از جمع ما برمی خیزد وقتی ید الله را هم با خویش داشته باشد. ما خیلی توانمندیم و انرژی مان غنی می شود وقتی به همافزایی توان ها می رسیم لذاست که راه گشا و بن بست شکن می شویم هرجا قدم می گذاریم. تجربه هم موفقیت را نتیجه "ما" شدن من ها را گواهی می دهد. باور داریم این توان را و درس می کنیم آن تجربه های مکرر را لذا با اعتماد کامل به این ظرفیت بی نظیر است که قلم به "امر به معروف" می زنیم برای همراهی در جبهه مقابله با کرونا و هرکدام یک قطره می شویم در کنار هم تا معجزه دریا اتفاق بیفتد در این روز های کرونایی که خشک سالی به بازار اقتصاد شبیخون زدهاست. باور داریم و این باور را به صدای بلند هم اعلام می کنیم؛ باز هم این مردم اند که می توانند لقمه نان خود را با هم قسمت کنند. مردم اند که می توانند سر سفره های کوچک خود، جمع تر بنشینند و لقمه ای کمتر بخورند تا جا برای میهمانی باز شود و لقمه ای بماند که قوت جان او شود. با این نگاه است که به رزمایش همدلی و کمک مومنانه باور دعوت می کنیم و مصداق اتم "معروف" می دانیم این رفتار را در روزگاری که پرهیز از یاری همنوعان می تواند نوعی "منکر" باشد. در جایگاه رسانه و ماموریت رسانه نگاری هم برای توسعه این معروف، باید فرهنگ سازی کنیم. باید مردم را بدین معروف دلالت کنیم. اما به واقعیت هم باید توجه داشته باشیم که نمی توانیم روی کمک های مردمی-چندان- برنامه ریزی کنیم. نمی توانیم روی کالایی که جمع نشده سهمیه بندی کنیم. نمی توانیم با سفره کرامت دیگران میهمان دعوت کنیم. بله، مردم هستند، کم هم نمی گذارند و این روزها باید قلم به مدح مردمی بر کاغذ بریم که قلم و کاغذ را هم آبرویی دیگر بخشیدند وبا همدلی و ایثار خویش نشان داد ند طلای فرهنگ ایرانی هنوز در دنیا جزو بالاترین عیار هاست اما کسی نمی تواند در دراز مدت روی این کمک ها حساب کند. قطعا و قطعا و قطعا باید حکومت، با بودجه مشخص و اصلاح ردیف های بودجه ای، برای این امر برنامه داشته باشد. یعنی محور حرکت، حاکمیت باشد و ظرفیت های خیران و سمن ها و گروه های جهادی و فعالان اجتماعی، مقوم و پیشبرنده برنامه های دولتی باشد. این گونه می توانیم مشکلات را از سر راه برداریم وگرنه قدم اول را صاف کنیم، گام دوم را هم برداریم، در گام سوم در خواهیم ماند چون کمک کننده مثل کمک پذیر، موجر هم مثل مستاجر گرفتار فضای کسب و کار راکد کرونایی است.دیگران هم با شبکه ای از مصائب مواجه اند و روی ریال به ریال درآمد خود حساب می کنند پس باید نهاد های اقتصادی و بزرگ وابسته به حاکمیت نیز در کنار دولت قرار بگیرند و توان خود را به میدان بیاورند تا مشکلات کاهش پیدا کند. الحمدلله ابربنگاه های بزرگ کم نداریم که می توانند در این وانفسا به کمک ملت و دولت بیایند و با حضور خود هم مشکلات را برطرف کنند و هم اعتماد مردم به حاکمیت را افزایش دهند. حضور موثر اینان می تواند باعث نگهداشتن مردم هم در میدان باشد. آنان را که در کنار بینیم، قلمه هامان را کوچکتر می کنیم و تنگ تر سر سفره می نشینیم تا بتوانیم میزبان هموطنان مان باشیم. آنان که بیایند، امید به فردای بهتر در نگاه مردم و به ویژه آسیب دیدگان از کرونا خواهد نشست و به تلاش مضاعف و برخاستن دعوت شان خواهد کرد و این چون اتفاق افتد، راه خود باز خواد شد و خواهد گفت، چون باید رفت.... ب / شماره 4166 / شنبه 30 فروردین 1399 / صفحه 3
+ نوشته شده در شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۹ساعت 13:0  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
فکر میکنم باید میان کتاب و کتابخوان یک سنخیت فکری-معرفتی وجود داشته باشد والا از صفحه اول به صفحه دوم نخواهد رسید چه همانگونه که در حوزه رسانه به دروازهبانی انتقال یافته به مخاطب معتقدیم در حوزه کتاب هم این وضعیت صادق است و این اوست که تصمیم میگیرد چه کتابی بخواند. بر همین اساس است که در معرفی کتاب هم باید به مخاطبِ خاصِ آن حوزه توجه کرد. بر اساس همین رویکرد احترامآمیز، کتابِ ارجمندِ «نامههای بلوغ» را به کسانی پیشنهاد میکنم که رویکردِ معرفتشناسانه به تربیت دارند و این را نیز از منظر معرفت دینی مینگرند و به ظرافتهای قرآنی و اخلاقی توجه دارند. این کتاب، مجموعه پنج نامه از جاودانیاد حضرت آیتا... علی صفائی حائری(ره) است خطاب به فرزندانش که هنگام بلوغ هر کدام، نگاشته شده است. با این حال خطاب نامهها عام است و برای همگان درسهای تازه توأم با نسخههای درمانگر برای دردهای اخلاقی دارد. نویسنده در این نامهها با تأکید بر این نکته که هنگام بلوغ، تحولات روحی بزرگی در انسان رخ میدهد، سعی در مطرح کردن بحرانهای پیش روی جوان در آغاز راه کرده و به مثابه دوستی همراه و البته راهنمایی باتجربه، با او سخن میگوید. از طرفی به او یادآور میشود که با گذر از مرزِ بلوغ، به سنی رسیده که لیاقت آن را یافته که مورد خطابِ تکلیفآور پروردگار قرار گیرد و از سوی دیگر مواجه با بحرانهایی است که نیازمند بینشها و معیارهایی است تا انتخابش بر اساس ارزش و توانش باشد. باید مقصد و راه را بشناسد و مراحل طی این مسیر را بداند و موانع پیشرو و وظایفش را به خوبی بشناسد. این نامهها همگی به دنبال پاسخ دادن به این نیازمندیهای روحی جوان میباشند. از دیگر ویژگیهای این کتاب میتوان به ادبیات قدرتمند، استفاده از اصطلاحات قرآنی و باریکبینی و تسلط نویسنده در مسائل تربیتی اشاره کرد. مثلا در نامه چهارم که با عنوان "عمل و بحرانهای عمل" به دخترِخویش، مهدیه که او را "دخترِ خوب و زلالِ من" خواندهاند چنین میخوانیم؛ دختر خوبم! مادام که دل تو از دنیا کوچکتر باشد و همّت تو حقیر باشد و بیش از همین زندگى هفتاد ساله را حساب نکند و بهحساب نیاورد؛ مطمئن باش هر کارى که بکنى، حقیر و محدود و دنیایى است، حتّى اگر نماز و روزه و حجّ و جهاد و درس توحید باشد؛ که بهخاطر دنیا و حرفها و جلوهها و زینتهاست. ولى اگر دل تو از دنیا بزرگتر بشود و همّت تو از این محدوده فراتر برود و بیش از دنیا، از خودت توقّع داشته باشى؛ مطمئن باش براى این دلهاى بزرگ، هر کارى مفید و سودمند خواهد بود؛ حتّى اگر پاک کردن بینى کودک و پرداختن به کارهاى عادى و روزمره باشد، که از اینها هر کارى را خریدارند. این کتاب در 257 صفحه در سال 1388 از سوی انتشارات لیلهالقدر منتشر شده است و میتوان با 202500 ریال از پاتوق کتاب فردا به صورت پیامکی و اینترنتی خریداری کرد. شهرآرا / شماره 3082 / پنجشنبه 28 فروردین 1399 / صفحه 14 https://shahraranews.ir/fa/publication/content/1260/13645
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:6  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
امنیتِ خانه به دیوار های محکمی است که می تواند اهلش را از گزند باد و باران و نگاه های بد و نیت های سوء حفظ کند. امنیت شهربه برج و باروهای بلندی است که دشمن را از نزدیکی به چشم رس باز می دارد. امنیت کشور به اقتداری است که نه فقط در مرز ها که در لایه های زیرین جامعه نیز موج می زند و قدرتی می آفریند که در دل دشمن می شود تعریف همان "ترهبون به عدوالله و عدوکم" که در قرآن می خوانیم. آرامش مردم به امنیتی چنین است که با حضور لشکریان، روز افزا می شود تا قرار بگیرد دل ها به تجسم "ولجنود باذن الله حصون الرئیه" و به یقین برسد در شکوه "وان جندنا لهم الغالبون" که چنین هم هست که غلبه و پیروزی با لشکریان خداست. لشکریانی که در فهمی عارفانه به "احدی الحسنیین" به جایگاهی رسیده اند که سراسر پیروزی است بی آنکه خطی از شکست بتواند در آن بنشیند. بی آنکه زخم بردارد این باور که جان یافتگان این مکتب، با شهادت نه به مرگ و پایان که بی مرگی و آغاز می رسند و به راستی کدام شهید را می توان یافت که تمام شده باشد؟ کدام شهید را می توان سراغ گرفت که از زندگی خالی باشد؟ نه، اینان به بیمرگی می رسند و ما را نیز آدرس جاودانگی می دهند. اگر چشم باز کنیم جهان را از چشم آنان جور دیگری خواهیم دید. فکر می کنم روز ارتش جمهوری اسلامی هنگامه مناسبی است برای بار یافتن به این مکتب و درک درست زندگی که با شهود و شهادت معنایی بهاری و رویشی می یابد. راز شکوفایی و رمز تفاوت ارتش ما با دیگر ارتش ها هم دقیقا در همین است. در این که با پوشیدن جامه خاکی، به خدا پیوند می خورند و با مانایی در این رابطه، به امیری مطلق می رسند در تجسم حدیث قدسی ب / شماره 4165 / پنجشنبه 28 فروردین 1399 / صفحه 3
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 11:57  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
ویروس، شیوع ویروس، بیماری و درمان و… یک فرایند طبیعیِ زمینی است که راه حل و درمان زمینی هم دارد پس نباید پای مقدسات را به عرصه کرونا کشید و به دوگانه سازی درمان و شفا پرداخت. این از اساس غلط است که بخواهیم هر چیز را جز به ترازوی خویش و در تراز خود بسنجیم. این را عرض کردم تا توجه داده باشم به مباحث خامی که این روز ها بر برخی زبان ها می رود و خام اندیشی به بار می آورد. درمان و شفا نه تنها هم عرض نیستند که در یک راستا و همداستان هستند. کسانی که به دنبال این دوگانه سازی اند، فقط راه خود را گم می کنند چون اکثریت مردم به خوبی رابطه این دو را می دانند و می فهمند برای برون رفت از چاه و چاله کرونا از هر دو ظرفیت باید استفاده کرد و دخیل بستن بر یکی و راه بستن بر دیگری، نه تنها چاره کار نیست که بیچارگی هم می آورد. و چه بیچارگی ایی برتر از خودمحرومی از ظرفیت ها؟ این را همه می دانند که دین قرار نیست جای طب را بگیرد چنان که طب هم جای دین را نمی گیرد. از هرکدام مطابق فلسفه وجودیش باید توقع و انتظار کارکرد داشت. من این نگاه استاد قرائتی را خیلی پسندیدم که در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شده بود بدین رویکرد و سخن که؛ “چه دین داشته باشیم و چه نداشته باشیم، ویروس کار خودش را میکند۰اگر پا روی شیشه و چاقو بگذاری، میبرد۰ خواه آیت ا… باشد یا آدم معمولی!” قرار نیست تیغ فقط در پهلوی دیگران بنشیند اما در برابر مومنان به احترام خبردار بایستد. نقش و شان و جایگاه دین نه پرداختن به تن که تربیت روح است و به قول جناب قرائتی، ” دین، امام خمینی میسازد، قاسم سلیمانیها میسازد۰ ما فکر میکنیم که چون جمهوری اسلامی است، نباید مشکل داشته باشیم، نباید بیماری داشته باشیم۰این تفکر اشتباه است… ” با توجه به آیه شریفه لیس للانسان الا ماسعی” می توان گفت هر قوم و ملتی متناسب با تلاش خود. متناسب با کاشت و داشت خود به برداشت می رسد و همان گونه که هیچ خرمنی جز با کار، پُر نمی شود. هیچ بیماریی هم جز به روش طبیبان به درمان نمی رسد. بپذیریم این سخن استاد را که ” معنای دین این نیست که هیچ کس هیچ غصهای نداشته باشد۰ اینها توقعات بیجاست۰ دین درمان ویروسهای باطنی، مثل حرص و بخل و نفاق است۰کارکرد دین چیز دیگری است۰انبیاء و اوصیا که مؤمنترین افراد بودند، گاهی بیشترین سختیها را داشتند، مانند حضرت ایوب ؛ گاهی در اوج قدرت و رفاه بودند مانند حضرت سلیمان۰ ولی در قرآن در سوره صاد تابلویی از این دو پیامبر در کنار هم قرار گرفته، و درباره هر دو میفرماید: نعم العبد۰” بله در دین باید جان خویش را از ویروس های اخلاقی پیراست و به فربهی اندیشه رسید و در ساحت طب باید به دنبال سلامت جسم بود. جز این انتظار داشتن و جز به این راه رفتن، به خطا گام نهادن است و نتیجه آن هم از پیش معلوم است که ما را یا برجان خواهد زد یا بر ایمان پس توجه کنیم….. ب / شماره 4164 / چهارشنبه 27 فروردین 1399 / صفحه 3 http://birjandemrooz.com/?p=18218
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۹ساعت 10:59  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
آنچه در ردیف کفر تعریف شده است نا امیدی از رحمت خداوند است والا به برنامه و عمل برخیها امید بستن شاید اگر نه به کفر بلکه به یاس منجر شود که خود می تواند بستر ساز خیلی از مسائل باشد. مثل همین امید بستن به این که دولت دست کارگران باز نشسته تامین اجتماعی را بگیرد. اینکه در افزایش حداقل نه فقط حقوق که «سبد حقوقی» به سبد حقوقی شاغلان نگاه کند. این که بدهی اش را بپردازد به تامین اجتماعی و زمینهساز همسانسازی حقوق شود و خیلی اینکه های دیگر. به تلخی باید گفت قصه کارگرانِ باز نشسته و تامین اجتماعی و دولت شده ماجرای کسی که پول می دهد تا برای خود ارباب بخرد. اربابی که برایش تصمیم بگیرد! اربابی که به تغییر نگاهش به رعیت هم نمی توان چندان امید داشت. میزگرد آقایان علی دهقان کیا رئیس و علی اکبر عیوضی عضو هیئت مدیره کانون بازنشستگان تامین اجتماعی، که خبرش در رسانه ها همین امروز دوشنبه 25 فروردین منتشر شد این را می گوید. فقط به همین بخش از خبر توجه کنیم در می یابیم که در بر همان پاشنه ای قرار است بچرخد که در سالهای پیش میچرخید؛ "بن بازنشستگان از ۴۸ هزار تومان به ۶۰ هزار تومان، حق اولاد از ۱۲ به ۱۵ هزارتومان، حق مسکن از ۲۲ هزار تومان به ۳۰ هزار تومان، حق همسر از ۵۹ هزار تومان به ۶۰ هزار تومان" افزایش خواهد یافت! یعنی با این ارقام میشود چیپس و پفک و خروس قندی خرید که اگر افزایش نمیدادند سنگینتر بود. اوقاتتان تلخ نشود لطفا اما بدانید و بدانند همه که کارگر، در طول 30 سال خدمت، به ازای حقوقی که میگیرند، 30 درصد را به حساب تامین اجتماعی واریز میشود که اگر در جای دیگری سرمایهگزاری میکردند روزگارشان این نبود که هست. حداقل آقای خویش میماندند بعد از این که به سالهای خدمت با پسانداز کارگر و کارگزار دیگران بودند. آنان اما این پول را می ریزند و اختیارش هم از دستشان خارج میشود و به دست دولتها میافتد. بسان قلک پر پولی که به دست کسی بیفتد که هیچ برایش زحمت نکشیده لذا برنامه ریزی شان هم میشود همان ماجرای باد آورده که باد خواهد برد. بعد از انتشار یادداشت "آقای روحانی! به داد بازنشستگان تامین اجتماعی برسید" که بازتاب فراوانی هم داشت، تنی چند از بازنشستگان- علاوه بر آنانی که کامنت زیر پست گذاشته بودند- در تماس با نگارنده به نکات متعددی اشاره داشتند از جمله این که «ما یک عمر کارگری کردیم و تابع قانون کار بودیم وشورای عالی کار برای میزان دستمزدمان تصمییم می گرفت که یک ضلعش نمایندگان کارگران بودند. عیدی به این روش می گرفتیم و سبد معیشت و مسکن و اولاد و... به آن اندازه برمی داشتیم اما بازنشست که می شویم برای همه چیز مان دولت تصمییم می گیرد حتی اندازه معده بچه هامان!» نکته دیگر که بر آن تاکید داشتند این بود که در تعیین دستمزد کارگران، نمایندگان کارگری حضور دارند و نقشآفریناند در اینجا هم به همان سیاق رفتار شود؟ توجه داریم که در شورای دستمزد قرار است از کارفرما- البته به ازای کار- بگیرند و به کارگر بدهند. اما در ماجرای بازنشسته ها، قرار است از پس انداز خودشان، از جیب خودشان بردارند و به خودشان بدهند و در این میان برای دستی که از این جیب به آن جیب می کند هم حقوقی بگذارند اما....اما می رسیم به این جا که نه حقوق کارگر بازنشسته با کارمند و کارگر شاغل تراز میشود و نه حتی خدمات بیمه تکمیلی تامین اجتماعیها با بازنشستگان دیگر صندوق ها نسبتی دارد. بگذریم، از رحمت خدا نا امید نیستیم و این بار میخواهیم در باره دل بستن به تصمیم درست دولت هم به خودمان امید بدهیم به ویژه که علیرضا محجوب نماینده مجلس از گشوده شدن دوباره بحث در باره افزایش دستمزد کارگران گفته است. شاید در این میان هم گوشه چشمی به کارگران بازنشسته که صاحبان اصلی تامین اجتماعی هم بیفتد. البته شاید... انتخاب / کد خبر: ۵۴۲۳۰۳ / سه شنبه - ۲۶ فروردين ۱۳۹۹ / ساعت : ۴۶ : ۱۴ https://www.entekhab.ir/fa/news/542303/ entekhab.ir/002H4p
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۹ساعت 14:54  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
معتقدم به این که هرجا مردم وارد بشوند، مشکلات- تا حدود زیادی- رفع می شود. تجربه هم پای این گزاره امضا می گذارد چه به روزگاران دیده ایم که هر جا آمدند راه را باز کردند. اصلا قصه همافزایی توان مردمان، ماجرای شکل گیری باران است. تاز قطره نمی توان توقع معجزه داشت اما هم افزایی قطرات است که "معجزه دریا" را پدید می آورد. در این روز های کرونایی که خشک سالی به بازار اقتصاد شبیخون زده، باز هم این مردم اند که می توانند لقمه نان خود را با هم قسمت کنند. مردم اند که می توانند سر سفره های کوچک خود، جمع تر بنشینند و لقمه ای کمتر بخورند تا جا برای میهمانی باز شود و لقمه ای بماند که قوت جان او شود. با این نگاه است که به رزمایش همدلی و کمک مومنانه باور دارم و می دانم اگر همه ما به میدان بیاییم قطعا این روز های سخت- لااقل- کمی راحت تر خواهد گذشت لذا باید همدیگر را دعوت کنیم به این "امر معروف" در روزگاری که پرهیز از یاری همنوعان می تواند نوعی "منکر" باشد. من این را باور دارم اما همچنان که در جلسه قرارگاه رسانه ای مشهد هم به همراهان و مدیران رسانه ای استان عرض کردم، می توانیم و حتی باید، برای جلب کمک های مردمی فرهنگ سازی کنیم. باید مردم را بدین معروف توجه دهیم. اما به واقعیت هم باید توجه داشته باشیم که نمی توانیم روی کمک های مردمی، برنامه ریزی کنیم. نمی توانیم روی کالایی که جمع نشده سهمیه بندی کنیم. نمی توانیم با سفره کرامت دیگران میهمان دعوت کنیم. بله، مردم هستند، کم هم نمی گذارند و نمونه اش همین ماجرای بسته های معیشتی و تولید اقلام بهداشتی و بخشیدن اجاره ها و.... که نشان داد طلای فرهنگ ایرانی هنوز در دنیا جزو بالاترین عیار هاست اما کسی نمی تواند در دراز مدت روی این کمک ها حساب کند. قطعا و قطعا و قطعا باید حکومت، با بودجه مشخص و اصلاح ردیف های بودجه ای، برای این امر برنامه داشته باشد. یعنی محور حرکت، حاکمیت باشد و ظرفیت های خیران و سمن ها و گروه های جهادی و فعالان اجتماعی، مقوم و پیشبرنده برنامه های دولتی باشد. این گونه می توانیم مشکلات را از سر راه برداریم وگرنه قدم اول را صاف کنیم، گام دوم را هم برداریم، در گام سوم در خواهیم ماند چون موجر هم مثل مستاجر گرفتار فضای کسب و کار راکد کرونایی است.دیگران هم با شبکه ای از مصائب مواجه اند و روی ریال به ریال درآمد خود حساب می کنند. فکر می کنم نظام باید تمام قد به رفع مشکلات معیشتی ورود و بودجه را هم با این نگاه بازخوانی کند. مردم هم چون عزم و رفتار اصلاحی نظام را ببینند و بنگاه های اقتصادی بزرگ وابسته به حکومت را کنار خویش داشته باشند، پای کار خواهند ماند و همان لقمه های کم تعداد را هم با یکدیگر تقسیم خواهند کرد. مردم تا این جا هم توقعات را برآورده کرده اند.دولت هم تا توانسته پیش آمده است. نهاد های بزرگ اقتصادی که بیایند، راه را با اعتماد بیشتری طی خواهیم کرد.... جمهوری اسلامی / شماره 11680 / سه شنبه 26 فروردین 1399/ صفحه اول http://jepress.ir/archive/pdf/1399/01/26/13990126.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۹ساعت 11:57  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
ب / شماره 4163 / سه شنبه 26 فروردین 1399 / صفحه 3
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۹ساعت 11:49  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
شعار نیست معرفتِ ایرانی. ادعا نیست این که ایرانیان را رفتار به زیبایی است. دست های گرم و نگاه های مهربان ایرانی نقش نیست که در بوم و رنگ خلاصه شود. حقیقت است که در عالم واقعیت هم نمودی جانانه دارد. به همین روز ها نگاه کنیم. همین روز هایی که زلزله کرونا، واقعیت های درونی انسان ها- تا حدودی- را در دنیا بیرون ریخته است. انگار همه ما را به هر زبان و نژاد و دین و ملیت، بر سر یک امتحان نشانده اند، با پرسش هایی که برای همه مشترک است و بارم بندی نمره ها نیز نه به آنچه قلمی می کنیم در صفحات کاغذ بلکه به رفتاری است که انجام می دهیم. این نمره دهی در حقیقت بیان واقعی عیار انسانی نسل حاضر است. دریغا که بسیاری مردود می شوند و ادعا هاشان خط قرمز می خورد. نگاه کنیم به جانی که داعیه تمدن دارد و هرکس غیر از خویش را از دایره مدنیت دور می بیند و می داند اما به گواه گزارش ها، نمره ای که باید نمی گیرد. مگر به کسانی که برای ماسک، نقاب از چهره برمی دارند و مشت حواله هم می کنند، کسانی که از هم یقه می درند، کسانی که کالای هم را می دزند را چه نمره ای می توان داد؟ خبر ها را خوانده اید-لابد- من اما قصد بازخوانی آن را ندارم فقط می خواهم بگویم که در امتحان کوئید ۱۹, خیلی ها رفوزه شدند و مردمی که نمره قبولی گرفتند، شناسنامه هاشان صادره از ایران بود. مردمی که با رویکرد جهادی، به نیابت از شهدا به میدان آمدند و خود را به خطر انداختند تا از همنوعان خود رفع خطر کنند. کادر درمانی خوش درخشیدند و سازمان های مردم نهاد این درخشندگی را کامل کردند و در شب های سیاه کرونایی نگذاشتند مرگ، بی خبر، سایه خود را بر سر محله های کم برخوردار پهن کند. نگذاشتند تنهایی، همنفس فقرا شود آن سان که در برخی از کشور های نظام سرمایه داری شد. اگر قلمی به انصاف بر کاغذ رود قطعا ایرانیان را در اول فهرست ملل موفق در این مبارزه تمام عیار خواهد نوشت. مردمی که پا به پای نظام و سیستم سلامت خویش پیش آمدند و در اوج تحریم های ظالمانه، جوانمردی را در حق هم به اوج رساندند. این درست که در روز های اولیه صاحبان دهان گشاد و بلعندگان انسان نما، شبیخون زدند به حریم و حرمت ایرانی و به احتکار کشیدند بحث سلامت را اما این لکه های سیاه به دست طهارت آفرین قانون و همت مردم نجیب ایران از حافظه ها پاک شدند تا ایران باز قامت، رشید کند در حماسه ای انسانی. تا ببینند نگاه های منصف به چشم شهادت خوان خویش در جهانی که -گاه- سالمندان و فقرا را تنها رها می کنند، در ایران، مردم از هم دست می گیرند و حتی مردگان هم به همتِ اهلِ معرفت این مرز و بوم، به حرمت و تکریم تجهیز و تدفین و راهی سفر آخرت می شوند. با این گزاره ها و گزارش هاست که می گوئیم ایرانی را باید ستود و به فرهنگش باید افتخار کرد…. ب / شماره 4162 / دوشنبه 25 فروردین 1399 / صفحه 3 http://birjandemrooz.com/?p=17997
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:27  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
آنچه برای تو مایه اعتراض است برای من آرزوست! این را می توان جانمایه سخنِ بازنشستگانِ تامین اجتماعی دانست خطاب به کارگران شاغل. نه این که وضع شاغلان خوب باشد، نه. وضع بازنشستگان آنقدر نابسامان است که به وضع نه چندان خوب شاغلان هم رشک می برند! تعجب هم دارد اگر دیده به این حال باز کنید، اما وقتی بدانید که حق مسکن بازنشسته به قرار سال قبل، 22 هزار تومان و سنوات، 28 و اولاد- کلا-24 و معیشت 48 هزارتومان است و برای امسال هم به عادت گذشته باید تا خرداد صبر کنیم و ببینیم چه می شود اما برای شاغلان، حق مسکن 200، سنوات 175، اولاد (هرنفر) 183 هزار تومان اعلام شده است. حالا تفاوت را خودتان محاسبه کنید که چقدر است! شرایط شاغلان خوب نیست اما خدا خیر بدهد نمایندگان کارگران را که برای ارتقای حقوق کارگران و رونق کار تلاش می کنند اما ما مستمری بگیران تامین اجتماعی به که باید دلخوش باشیم؟ انگار ریش و قیچی، دقیق تر عرض کنم؛ سفره و قیچی دست خود دولت است. به اندازه زندگی واقعی و قامت تورم کار ندارد و کار خود را می کند و آنچه بریده و دوخته با واقعیت زندگی فرسنگها فاصله دارد. خوش به حال کارمندان که حقوقشان به کُرِ بیت المال وصل است و روزگارشان گرفتار پیچ و خم مسائل کارگری نیست. از خزانه حقوق می دهند. از خزانه همسان سازی حقوق را عملیاتی می کنند. اما به کارگران و به ویژه بازنشستگان تامین اجتماعی که می رسد، نانی سر سفره شان نمی نهند بماند که تکه ای هم برمی دارند! نه اعتبار می دهند برای یک سان سازی و نه بدهی خود را به این سازمان می دهند تا بشود گرهی گشود. خدا نگذرد از کسانی که سازمان تامین اجتماعی را حیات خلوت خود فرض دست در جیب کارگران ، این صاحبان اصلی سازمان کردند و آن قدر برداشتند که دولت حاضر هم توان بازپرداخت نداشته باشد! آقای دولت! روزگار خوب نیست... آقای دولت! یک بار هم شده، برای بازنشستگان کاری بکنید. باور کنید با باز نشسته شدن نان آور خانه، معده فرزندانش کوچکتر نمیشود که حق اولاد برای شاغلان آن است و برای بازنشسته این. سفره بازنشسته در زمین معجزه پهن نمی شود که حق بن شاغل آن است و از موی سفید کردگان این. اجاره خانه هم فرق نمی کند که از شاغل آن است و از بازنشسته این. مهمتر اینکه؛ چرا ضریبها جوری تعریف می شود که به چند سال، فاصله بازنشسته و شاغل نجومی می شود؟ آقای دولت! زندگی سخت است و برای بازنشسته سختتر. لطفا یک بار هم شده، فردای خودتان را در امروز سپید مویان ببینید قبل از آنکه به روزگار سیاهشان گرفتار شوید. کاری بکنید که فردا داد خودتان بلند نباشد از سفرههایی که سال به سال کوچک تر و امیدی که هر روز کوتاه تر می شود، زیاده عرضی نیست، همین! انتخاب / کد خبر: ۵۴۱۷۳۵ / یکشنبه - ۲۴ فروردين ۱۳۹۹ / ساعت : ۳۰ : ۱۲
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۹ساعت 15:2  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
عنوانبندیها و نامگذاریها در نگاه اهل معرفت، نه باریبههر جهت و نه از باب سجع و قافیه که متکی به یک جهانبینی خاص است. تعریف یک جمع و اندیشه و رفتار به یک عنوان، تبیین و تدقیق و مهندسی آن در جغرافیای همان مفهوم است. از این منظر باید دید خوانش امنیتآفرینان این دیار را به عنوان کرامند و شخصیتبخش و جهتدهنده «سربازان گمنام امام زمان (عج)» از سوی حضرت امام روحا... که مورد تأیید و تأکید رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیتا... خامنهای، نیز قرار گرفته است. این وجه تسمیه هم آنان را در دلها، به عزت و حرمتی بیهمانند میرساند که هیچ صاحب نام و آوازهای را جایگاهی چنین نشاید و هم تکلیف آنان را سنگینیای فراوان میبخشد که جز بازوان توانا و ایمانهای خالص و اندیشههای خلاق توان برداشتن آن را ندارند. یعنی باید خویش را چنان بپرورند و کنشها و واکنشهاشان را چنان سامان دهند که رفتار و گفتارشان یادآور امام زمان (عج) باشد و افراد، حتی مجرمان خطرناک هم خود را با رفتاری مواجه ببینند که در هندسه دولت امام زمان (عج) بدان تصریح شده است. شهرآرا / شماره 3077 / کد خبر: ۲۳۵۷۱ / يکشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۹۹ / صفحه اول https://shahraranews.ir/00068B
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۹ساعت 14:57  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
ماجرای افزایش دستمزد کارگران، به هر شکل، به سرانجام رسید اما نسل پیشِ شاغلان که همان بازنشستگان تأمین اجتماعی هستند هنوز تعیین تکلیف نشدهاند و معمولاً تا خرداد ماه باید صبر کنند تا ببینند که بدون گرفتنِ اندازهشان، چه لباسی برایشان دوختهاند. اما قبل از آنکه روزهای تصمیم برسد باید متولیان را توجه داد به این نکته ظریف که در تأمین اجتماعی، از حق بیمهای که کارگران در طول خدمت میپردازند، حقوق بازنشستگی یا همان مستمری پرداخت میشود. یعنی پول خودشان را به خودشان میدهیم و عملاً این سازمان نقش وکیل و امینِ کاربلد را به عهده دارد که از انباشت پرداختیهای آنان باید به تولید سرمایه بپردازد. لذا در این «پس دادن» نیز باید به همان ترازی که گرفتهایم، پس بدهیم و اینکه در حداقل فلان درصد و در دیگر سطوح فلان درصد افزایش دهید، به نظر عادلانه نمیآید. کمک به معیشت حداقل بگیران را راهی دیگر باید یافت و از کمک دولت بهره باید جست و در پرداختها درصد همسان را باید در نظر گرفت. اما اکنون چنین نیست یعنی در سایر سطوح یک مهندس ماهر مثلاً با حقوق پنج برابر یک کارگر عادی بازنشسته میشود اما در طول چند سال این میزان به چهار و سه برابر تبدیل میشود. یعنی با اینکه در زمان خدمت، پنج برابر حق بیمه پرداخته است در سالهای بعد این نسبت فرو کاسته میشود. چیزی که از جنبه حقالناسی هم باید مورد توجه قرار گیرد. موضوع بعد، حق اولاد، مسکن و بن بازنشسته است که نسبت به افراد شاغل بسیار پایینتر است. انگار بچه بازنشسته کمتر میخورد و خانه را به بازنشسته، کمتر اجاره میدهند و سال بر او راحتتر میگذرد که حتی سنوات او هم کمتر است! توجه داشته باشیم که دولت در افزایش حقوق، هر رقمی که در نظر میگیرد، برای کارمندان شاغل، از محل بودجه رسمی و ملی و بیت المال پرداخت میکند نه از دریافتی خود افراد که به دارایی و سرمایه تبدیل شده است. اما در سازمان تأمین اجتماعی پرداخت مستمری به قاعده باید متناسب با پرداخت آنان و بهگونهای باشد که نسبت دریافت به پرداخت در دوران خدمت، حفظ شود. مسئله دیگر که قطعاً باید مد نظر متولیان امر باشد این است که افزایش دستمزد شاغلان، در سر فصلهای دیگر توزیع شده به گونهای که سرجمع دیگر سرفصلها، رقم قابل توجهی میشود مثل همین کمک معیشت که ۴۰۰ و مسکن که ۲۰۰ و سنوات که ۱۷۵ و اولاد که ۱۸۳ هزار تومان (به ازای هر فرزند) در نظر گرفته شده است. حال آنکه این رقم برای بازنشستگان چیزی حدود ۱۲- ۱۳ درصد شاغلان است. حالا که افزایش مستمری را تابعی از دستمزد – درصدی کمتر یا بیشتر- در نظر میگیرند، خوب است که در دیگر سرفصلها هم همین نگاه باشد تا کمی به همسان سازی حقوقها نزدیک شویم. امیدواریم ان شاالله با تدبیر مسئولان، در سال ۹۹ کمتر شرمنده سابقه و خانواده و خودمان شویم. خبرگزاری مهر/ کد خبر 4898251 / یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۹ / ساعت ۱۰:۳۹
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۹ساعت 14:53  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
بی نام باید زندگی کنی. به دور از همه فخر ها و تفاخر هایی که در زندگی جاری است. بی آنکه ستاره ای بر شانه ات، چشمک بزند. بی آنکه کارتی از جیب بیرون بیاوری و خودت را به جایگاهی که داری معرفی کنی. بی آنکه پدر و مادرت بتوانند پُزت را بدهند. بی آنکه فرزندت در مدرسه بتواند شغلت را در برگه ها بنویسد. نه، شرمنده، کلمه شغل، در خور شان تو نیست. کار تو را باید در واژه ای به مفهوم بلند تکلیف تعریف کرد. یک تکلیف دینی، انقلابی و ملی. تکلیف هم که شغل نیست تا بتوانی برای همه از آن بگوئی. چیزی است بین تو و باور هایت که به جبر روابط اداری در برگه ای باید نوشته شود. تو هستی و ماموریتی که از چشم ها و حتی ذهن ها باید دور بماند و بی خیلی امتیاز های آبرو آور و شخصیت ساز برای خانواده در تراز های اجتماعی. جایی که شان و شوکت به رُخ می کشند نیستی اما جایی که خطر هست، تیر هست، گلوله هست، تو هم هستی و سینه ای که سپر می شود تا زخم برندارد امنیت این کشور. خراشی ننشیند بر آرامش مردم. حسرت، قطره اشکی نشود برای غلطیدن بر گونه یک کودک. چنین است که تو را فقط با یک عنوان می توان شناخت. می توان معرفی کرد. می توان به تو افتخار کرد. همان که خمینیِ روح الله در حقِ تو گفت؛ “سربازِ گمنامِ امامِ زمان” جز این، هر تعریفی، مثل جامه ای است که بر تنِ رشیدِ تو کوتاه می آید. تو، سربازِ امام زمانی که چون امامت باید دور از دیده ها، بر دل، بنشینی و کدام اندیشهاست که ماموریت های تورا، خطر پذیری های تو را، شکوه جان فشانی های تو را، بفهمد و دروازه دل را به رویت نگشاید؟ تو را بر دل ها حکومت باید، دیده ها که گرفتار باز و بسته شدنِ پلک هایند. حتی ساعت ها در بسترِ آن می خوابند بی این که دیدن را بتوانند اما دل، همیشه باز است. جایگاه حضرت خداوندگار است که تعطیلی نمی تواند داشت. تو را با دل عزیز می داریم سربازِ گمنامِ امامِ زمان که چون شهیدانِ گمنام، شکوهی مظاعف دارید حتی نسبت به سربازانِ نشان دارد که غربت را خود اجری مضاعف است که جز در شان عاشقان ادا نمی شود. الله اکبر که عشق را باید خواند در گمنامی ات. در هیئت عظیمِ سربازی و جانبازی ات. در شهادتت. در نام یافتنت به نسبتی که با امامِ زمان داری. نامت به این نسبت و یادت در شکوه یاد صاحب الزمان(عج) جاودانه باد. ب / شماره 4161 / یکشنبه 24 فروردین 1399 / صفحه 3
http://birjandemrooz.com/?p=17816
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۹ساعت 14:45  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
برای آموختن که فقط نباید در کلاس نشست. اخلاق را که نباید فقط در اماکن خاص آموخت. اصلا امروز می خواهم قلم را کنار بگذارم و به درس آموزی در یک فضای متفاوت بپردازیم. جایی که می تواند اثرگذاری زیبایی ها را ماندگار کند آن هم در قالب یک خاطره. من خواندم و تاثیرش را زیاد دیدم. شما هم بخوانید قطعا با من هم نظر خواهید شد که این کلاس درس را باید با همه وجود درک کرد و این درک را هم به زندگی درآورد که در این ساحت، درک، هزار بار از به دست آوردم مدرک مهم تر است چه رسد به رخ کشیدن مدرک های کاغذی. از بحث دور نشوم. امروز من هم برای چندمین بار با شما این ماجرا را می خوانم و به حرمتِ همخوانی با شما درس خواهم آموخت؛ ب / شماره 4160 / شنبه 23 فروردین 1399 / صفحه 3 file:///C:/Users/asadi-g/Downloads/Telegram%20Desktop/990123.pdf
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۹ساعت 11:22  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
ماجرای زندان "زاویرا" را یادتان هست؟ زندانی که یوسف به خشمِ زلیخا در آن گرفتار بود؟ چنان که در سریال یوسف پیامبر دیدیم، کثیف و آلوده و جهنمی بود برای خودش. روزگار زندانیان از آن هم بدتر بود. ناامید، افسرده، عصبانی و عاصی که فقط به هم آسیب می زدند. یوسف(ع) که آمد، اول خود زندانیان را تکان داد و به دست انان زندان را سامان داد. امام زمان(عج) که بیاید، جهان زاویرا شده را به دست همین مردم اصلاح خواهد کرد. قرار نیست ملائک از آسمان به زمین آیند، خود زمینیان "رشکِ مَلک"خواهند ساخت از این"مُلک". حضرت مصلح، با اصلاح مردمان، جهان را به قاعده بهشت خواهد ساخت. از خدا بخواهیم حظی از این بهشت، روزی ما نیز بفرماید، آمین! اخبار مشهد / چهارشنبه 20 فروردین 1399 / ساعت 23:26 #یادداشت_۱۰۰کلمهای / #دیدگاه_نخبگانی / @AkhbarMashhad
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:25  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
قصه زندان زاویرا حکایت بسیار پرتأملی است که دقت در آن نگاه انسان را تحولی شگرف میبخشد. همان زندانی که حضرت یوسف در آن به حبس رفته بود. جلوههایی از آن را در سریال یوسف پیامبر دیدیم. مصیبتخانهای بود در زیر زمین که زباله و کثافت از در و دیوار و از سر و روی زندانیان میبارید. خودشان هم نهتنها پذیرفته بودند وضع موجود را که کمککار شدائد هم بودند برای خویش با دعواهایی که میکردند. با ستمی که قلدرها بر ضعیفان روا میداشتند و دیگران به سکوت نادیده میگرفتند این عصیانها را و این بیداد افزون میشد. تا اینکه یوسف نبی (ع) آمد و آنان را تکان داد. اول، غبار از ذهنشان گرفت و بعد به دست خودشان غبار از در و دیوار زندان. او با رهبری خود، کار را به جایی رساند تا همانهایی که از هم یقه و مچ میگرفتند، دست بگیرند و یاریگر هم باشند. از همان زندانیان هم یارانی برای خود و مردانی کارآمد و صالح برای حکومت ساخت و... این ماجرا را میتوان خوانشی چنین داشت که؛ آن زندان، دنیای ما، و زندانیان، خود ما هستیم و یوسف، مهدی آل محمد است. حضرت ما را تکان خواهد داد تا جامعه را و جهان را تکان بدهیم. زندانیان زاویرا تا یوسف بیدار و هوشیارشان نکرد، به ضرورت حیاتیِ غبارتکانی از خویش و طهارت دادن محیط، اصلا توجه نداشتند، تا چه رسد که بخواهند کاری بکنند، اما نبی خدا آنان را توجه داد و راه نمود و خود نیز در تطهیر مکان و نظاممند کردن رفتارها پیشقدم شد و راه را به سوی آیندهای شکوهمند باز کرد. البته مکتب انتظار، ایستا نمیماند تا زمان ظهور بخواهد تکانی بخورد، بلکه پیش هنگام ما را به غبارروبی از خویش میخواند، به ضرورت تطهیر جامعه توجه میدهد و تأکید دارد که پیش از ظهور حضرت مصلح باید به تراز اصلاح تن درداد. اینکه به هزار زبان میشنویم و به هزار قلم میخوانیم «منتظران مصلح خود نیز باید صالح باشند» همین است که زاویراهای درون را باید غبار روفت و بسامان کرد تا وقتی یوسف به میدان میآید، خط جمال او را گرفت و به حضرت ذوالجمال و ذوالجلال معرفتی افزونتر یافت. آن زندان و آن ماجرا شمایی کوتاه بود از شمایلی که باید نقشه راه ما باشد برای رسیدن به فصل ظهور و چشمانمان را به این حقیقت بینا کرد که همانگونه که یوسف از ظرفیت خود زندانیان برای ساختن محیط و تغییر شرایط استفاده کرد در دولت مهدوی هم همین مردماند که باید بسازند و بسازند و بسازند که مأموریت ساختن زمین بر عهده زمینیان است و قرار نیست ملائک به کار سازندگیِ مُلک، آستین بالا بزنند، چنانکه در عهد رسولا... الاعظم (ص) هم چنین نکردند. قاعده آفرینش هم قرار نیست تغییر کند. تغییر را ما باید درون خویش ایجاد کنیم مطابق نقشه راهی که معصومین (ع) برای فصل انتظار و دولت ظهور تبیین کردهاند. شهرآرا / شماره 3076 / کد خبر: ۲۳۲۴۶ / چهارشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۹۹ / ساعت - ۰۸:۳۴ https://shahraranews.ir/00062w http://mag.shahraranews.ir/np/1399/01/20/ https://shahraranews.ir/fa/news/23246/ انصاف نیوز / شنبه 23 فروردین 1399 http://www.ensafnews.com/226878/
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:20  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
حضرت ولیِ عصر(عج)، امامِ زمان است و قطعا عنصر "زمان" و اقتضائاتِ آن، هم در تدابیر حضرت ایشان نقشی حیاتی دارد. زمین هم به قاعده زمان در تکاپو و پیشرفت است و در زمان دولت کریمه نیز بر این مدار خواهد بود تا هم زمین همه استعداد و ظرفیت و داشته هایش را رو کند و هم زمان به بهار حقیقی برسد و مردمان در آن بهترین فصل حیات خویش را تجربه کنند. یعنی فرصتِ بهزیستن برای همگان فراهم خواهد بود و مستضعفان معرفتی هم فرصت خواهند یافت با غنی سازی فکری، به جایگاه بایسته خواهند رسید. حکم شدن آهن در این دولت، قطعا گام اول نیست چنان که در عصر حاکمیت نبوی و علوی نبود. چنان که آیه 25 سوره مبارک حدید نیز خط سیر هدایت را چنین می خوانیم؛ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ... به گواه مترجمان و مفسران نیز آهن فقط نماد قهر و غلبه نیست که این یکی از شئون آن است و شان های گسترده ای دارد آهن در ساخت زندگی بشری و هرچه زمان جلوتر رفته است، کارکرد و کاربرد آهن هم بیشتر شده است. یعنی خط امامت حضرت مهدی را هم در همین مسیر باید خواند چنان که رسالت به همین قاعده است و به صراحتِ کلام نبوی، ایشان هم همین مشی را خواهند داشت؛«مهدی روش مرا دنبال می کند و هرگز از روش من بیرون نمی رود.» و مگر روش محمدی جز هدایت و تلاش برای راه یافتن مردمان بود؟ "لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ" گواه حضرت خداوند است بر همت عالی و تا پای جان حضرت در مسیر هدایت مردمان. خب، امام زمان هم به همین مدار است و چنان که امام صادق نیز می فرماید: " قائم ما اهل بیت، آن گاه که قیام کند، لباس علی(ع) را خواهد پوشید و به سیره او عمل خواهد کرد." و مگر نه این که امام علی(ع) با مردم در نهایت مهر بود و در برابر خوارج هم تا وقتی افساد را به محاربه و قیام به سیف نرساندند و جان مردمان نستاندند، دست به شمشیر نبرد. باری، امام زمان، امام عقلانیت و منطق و "ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ" است و راستی وقتی وقتی امام جماعت باید حال اضعف مامومین را رعایت کند، قطعا امام زمان هم حال اضعف مردم را مراعات خواهد فرمود. اضعف در نماز ناتوان جسمی است اما در جامعه ناتوان معرفتی است که در نظام امامت باید به توانگری برسد. افق مکتب انتظار هم در همین مسیر ریل گذاری شده است تا مردم، خویش را به قاعده دولت کریمه بپرورند. نکته ای که باید بدان توجه داشته باشیم و توجه دهیم دیگران و به ویژه نسل نو را این است که قرار نیست در سیمای امام زمان جز رسول مصطفی و علی مرتضی ببینند. خشونت و مرگ آفرینی و کسب خون و... شیوه داعش و داعش پروران است که به اقتصاد مرگ، حساب بانکی خود را فربه می کنند. آنانی که حیات شان بسته به کشت و کشتار است و مدنیت و انسانیت در نظام سرمایه داری مرگ افزار فروشان، هیچ جایگاهی ندارد. در دولت مهدوی، قرآن حکم و امام معصوم حاکم است و جهان برای زندگی بهتر مهیا می شود. این را باید فراوان گفت تاهمه بدانند انتظار یعنی اماده شدن برای به زیستن در بهترین دولت عالم.... تابناک رضوی / کد خبر:۸۳۷۳۳۴ / چهارشنبه:۲۰ فروردين ۱۳۹۹ / ساعت- ۱۲:۱۰
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:11  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
نقد داشتم به رها شدگی خیابان ها و بازگشت به نقطه صفر در خیابان های شهر. مطلبی به قلم آوردم اما "عصیان علیه خویشتن در قلب شهر " را برخی از مخاطبان، در تماس با صاحب این قلم، عصیان علیه مردم خواندند و برخی ها که نگاه سیاسی دارند و همیشه با این عینک همه چیز را می بینند باز به در کوفتند که وقتی رئیس جمهور، برخی استان ها را سفید اعلام و سعی می کند فضا را عادی کند، از مردم چه توقع دارید؟ جالب ترین نکته ماجرا این بود؛ افرادی به سخنان روحانی استناد می کردند برای توجیه ترافیک و قرنطینه شکنی که اگر رئیس جمهور الان بگوید روز است، آنان لحاف و تشک پهن می کنند برای خواب شب و اگر روحانی از شب بگوید در تاریکی نیمه شبان به دنبال خورشید می گردند و در تصور خویش تصویرش را می بینند! این معنایی جز سیاسی کردن کرونا ندارد که دودش به چشم مردم، همه مردم، به هر گرایش و جناح و بالاتر از این؛ به هر دین و آیین خواهد رفت. البته برخی ها هم به حق، دغدغه مردم را داشتند و این را نه عصیان علیه خویشتن بلکه تلاش برای نجات خویش از ورطه ای دیگر می دانستند و می گفتند وقتی نظام، هنوز طرحی مشخص برای یاری مردم، عملیاتی نکرده است. وقتی هنوز پولی به حساب بیشتر مردم نیامده است تا هزینه نانِ سفره کنند. وقتی قصه وعده ها می شود همان ماجرای "آفتابه لگن، هفت دست و شام و نهار هیچی"، مردم حق دارند خود، راه خویش را باز کنند حتی اگر رفتارشان به باز شدن دوباره راه برای اوج گیری کرونا منجر شود. عزیزی هم دردمندانه نوشته بود که جدای از آن گروه از مردم که عقده دور دورشان در قرنطینه عقب مانده بود و حالا عقده گشایی می کنند عاملی دیگر برای گروهی دیگر وجود دارد و آن درد نان است.کدام حرکتی از طرف زمامداران کشور برای این مردم بینوا عملیاتی شده تا دغدغه نانشان را از بین ببرد؟ کدام عنایتی، کدام برنامه؟ کافی است نگاهی به کسانی که در خیابان هستند بیندازید، این ها باید همین امروز جواب صاحبخانه و خرج سفره و فردا جواب مالیات و عوارض و... را بدهند. حکومت اگر می خواهد مردم قرنطینه را رعایت کنند و به قولی علیه خویشتن و تمامیت سلامت خویش عصیان نکنند باید با برنامه اجرایی و دست گیری از مردم، به میدان آید نه فقط با وعده و وعید. مردم اگر دل شان گرم باشد و اعتمادشان افزون شود، بیشتر همراهی خواهند کرد. باری، دوستان حرف داشتند و مردم هم حتما حرف دارند و حق دارند و دولت و همه نظام، متناسب با ظرفیت های کشور، باید در کنار مردم باشند. جز این هم مردم نمی خواهند... خراسان جنوبی / شماره : 3243 / چهارشنبه ۲۰ فروردين -۱۳۹۹ / صفحه اول و 2 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=20349&pid=2&type=0 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/newspaper/page/20349/2/224951/0 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/newspaper/PagePDF/44880
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:7  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
بیرون کشیدن طلا و فیروزه از دل همین زمین است که هنرمندی است. از دل همین زمین آب را بیرون کشیدن و به فلاحت پرداختن نشان فلاحی و سرافرازی است وگرنه وقتی از آسمان، سیل آسا، می بارد که ما را در این فرایند اگر چون گرم کردن زمین نقش منفی نباشد، کارکرد مثبت هم نخواهد داشت. قاعده کار انبیا و اولیا هم همین است؛ تربیت انسان در تراز بندگی و فعال سازی ظرفیت هایشان در مسیر عبودیت. هیچ پیامبری، ملائکه را به زمین نخوانده است تا بیایند و بسازند بلکه با هزار زحمت، مردمان را ساخته است تا آنان جامعه را بسازند و در ساختن فرداها نیز نقش ایفا کنند. با همین نگاه است که به یاد می آورم مولا، امام زمان(عج) هم با همین مردم می خواهد جامعه را بسازد نه با فرشتگان آسمان. قرار نیست مُلک را ملائک بسازند. بازسازی بنای جامعه با خشت و آهن همین بناست. مهندسی فرق خواهد کرد و مصالح، به دم و تدبیر مهندسِ مصلح، غنی سازی خواهد شد. من به خوانده ها و شنیده هایم درباره دولت ظهور که تامل می کردم به این تصویر رسیدم که استاد بنا برای جا گذاری آجرها گاهی، بخشی از آن را به تیشه استادی می زند تا به اندازه ای شود که مورد نیاز است. یعنی از هر فرد در جای خود استفاده خواهد کرد تا نتیجه، شکل گیری جامعه صالحان بشود همان گونه که رسول اکرم (ص) در مدینه چنین نقشه راهی را در پیش گرفت و با فعال سازی ظرفیت های موجود راه بسط و گسترش دین را هموار فرمود. آنانی که دندان در گلوی هم می گذاشتند و دختران خویش را زنده در گور می کردند و از مکارم اخلاق فاصله ای هزار فرسنگی داشتند چنان به قاعده انسانیت، پرورش داد که آنان خود معلم تغییر و سلامت شدند. قطعا، پور رشید محمد مصطفی (ص) که نامی چون او دارد و رسمی نیز آن گونه، به همان قاعده جامعه را سامان خواهد داد. تکلیف باورمندان به امام مصلح اما، به راه اصلاح رفتن و پرداختن خویش است در ترازی که او می طلبد. به راهی رفتن است که نهاد امامت، نشان گذاری فرموده است و به زیستی، زندگی را جهت دادن که مطلوب حضرتش باشد. یعنی همان شعار راهبردی که از دیر باز می گفتند و فراوان شنیده ایم که؛ "منتظران مصلح، خود باید صالح باشند" و به صلاحیت ها خود را بیارایند که جز با این راهبرد نمی توان به رهبری امام زمان(عج)، خویش را در مدار کمال قرار داد. خراسان جنوبی / شماره : 3243 / چهارشنبه ۲۰ فروردين -۱۳۹۹ / صفحه 4/ http://khorasanjonobi.khorasannews.com/newspaper/page/20349/4/224933/0 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=20349&pid=4&type=0 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/newspaper/PagePDF/44882
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:4  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
از قطره هم می شود طعم باران را فهمید و چیستی دریا را درک کرد. این گزاره معرفتی را به این خاطر می گویم تا از خاطره ای که نقل می کنم، به دریافتی روز آمد و البته جهانشمول برسیم. در منطقه ما سیدی بود کار بلد و کار راه انداز. تا بود اوضاع سامان داشت و کار ها به نظم و قاعده ای که باید، پیش می رفت. حمام ساخته می شد. مسجد شکل می گرفت. دیوار کلاس مدرسه بالا می رفت. امکانات زندگی بهتر، یکی بعد از دیگری به میان می آمد و آنچه در آن روز کسی بدان توجه نداشت اما نیاز فردای منطقه بود هم در فهرست اولویت گذاری های آن سید بزرگوار برای منطقه وجود داشت. او با فعال سازی ظرفیت مردم، کار ها را پیش می برد اما وقتی که مرگ او را با خود برد، رونق هم از منطقه رفت. انگار روح زندگی از وجود مردم هم پر کشید. همان مردم بودند، همان ظرفیت ها بود اما کاری انجام نمی شد. غبار بود که بر همه جا می نشست و غفلت بود که اولویت ها را به فراموشی می سپرد و منطقه بود که عقب می ماند….این خاطره را حالا باید بازخوانیی جهانی داشته باشیم به این قرائت که امام زمان(عج) در گستره جهانی نقشی چنین دارد. حضرت با همین مردم، با توان فرد به فرد غافل از خویش، به میدان می آید و همه چیز را درست می کند و بسان لکوموتیوی پر قدرت، واگن های در راه مانده را با شتابی بی همانند به مقصد می رساند. دولت ظهور هم نه بر پر و بال و توان ملائک که بر بازوان توانا شده و تدبیر غنایافته مردمان تکیه دارد و امام زمان(عج) همان تک گلی است که با شکوفایی خود، زمین را در آستانه بهاری تام و تمام قرار می دهد. این که در زیارتنامه، حضرت را چنین سلام می خوانیم:«السَّلَامُ عَلَى رَبِیعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَهِ الْأَیَّام» ناظر به حقیقتی چنین می تواند باشد که به حقیقت بهارِ جان های جهانی است مهدی و خرمی روزگاران از اوست. او که می آید خوبی ها فرصت بروز می یابد و زشتی ها می میرند و همین آحاد جامعه با هدایت امام به جایگاهی می رسند که وارث و امام زمین می شوند. آیه 5 سوره شریفه قصص هم ناظر به همین شانی است که مستضعفان می یابند؛ “وَنُریدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ استُضعِفوا فِی الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّهً وَنَجعَلَهُمُ الوارِثینَ”.این جایگاه هم با نقش آفرینی خودشان در دایره امامت مهدی(عج) رقم می خورد. در این دولت نه کسی نشسته است و نه کاری برزمین می ماند و نه زمین مستعدی، به حال خود رها می شود بلکه هرکس مطابق توان و هر زمین متناسب با استعداد هایش به کار گرفته می شود و امید دوباره مثل خون در رگ های حیات جریان می یابد و آن قطره ای که در خاطره پیش گفته بدان پرداختیم در اندازه اقیانوس ها محقق می شود. ان شاالله ب / شماره 4159 / چهار شنبه 20 فروردین 1399 / صفحه 3 http://birjandemrooz.com/?p=17574
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۹ساعت 11:59  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
امسال گفته اند کسی چیزی سر قبرستان نیاورد. هرکس می خواهد خیرات کند، هزینه اش را بدهد برای تکمیل نیاز های مسجد. این یک خط، خبر را مادر می گوید و تصمییم بزرگان روستا و شورا را بیان می کند که در براتِ پیش رو، رفتار ها متفاوت خواهد بود. درستش هم همین است. همین که درک درستی از شرایط داشته باشیم و امسال که کرونا، ویروسش را به همه چیز سرایت می دهد با رفتار مان یک پدافند غیرعامل انجام دهیم نشان از بلوغ جمعی ما دارد. این البته به روستای ما، بسنده نمی کند بلکه نسخه ای است که در دیگر روستاها و حتی شهرها هم چنین پیچیده شده که حضور سر مزار ها را ممنوع اعلام کرده اند. ضرورت شرایط این را اقتضا می کند. حرمت داری از یک سنت خوب چون چراغ برات هم همین را به عنوان بایسته برات 99 برای مان قلمی می کند. اگر در سال های پیش بر ضرورتِ پرهیز از اسراف می گفتیم و این که سنت برات نباید به مسابقه تفاخر صاحبان قبور تبدیل شود امسال باید به ساحت سلامت هم توجه ویژه داشته باشیم. مسئله ای که اگر جدی نگیریم، فاصله بالای قبر و داخل قبر را برای مان از میان برخواهد داشت تا در چراغ برات سال آینده، روی قبر ما سفره پهن باشد به عنوان درگذشتگان جدید. باید توجه داشته باشیم به واجب بودن خود مراقبتی و اوجب واجبات بودن حفظ سلامت دیگران توجه کنیم و این بار به جای دستِ پُر، با روی گشاده و زبان دعا خوان البته از دور، به زیارت اموات برویم که هم آنان بدین نگاه و دعا محتاج ترند و هم برای به سازی روابط و ارتقای سلامت بهتر است. آنچه در روستای ما اعلام شد، در دیگر آبادی ها و شهر ها هم گسترده تر و برنامه ریزی شده تر،مورد توجه قرار گرفت و مطمئنم مردم فرهنگی و فرهیخته خراسان جنوبی- با همراهی و توجه به بایستگی های شرایط خاص- جلوه ای دیگر از فرزانگی خود را نشان خواهند داد و این برات، با اصلاح شیوه ها، چراغی خواهد شد که مسیر برنامه ها و آیین های بعد را هم مهندسی خواهد کرد. یعنی بعد از کرونا و جمع شدن بساط ویروس منحوس کوئید19 هم مردم با رفتار بهنجار شده در تراز آموزه های دینی، نمره 20 پای کارنامه زیست جمعی خود خواهند گذاشت. این را مطمئنم و باور دارم که مردمان سرزمینم، به کنش های اصلاح شده صلاحیت فرهنگی خود را بیش از همیشه نشان خواهند داد و بدین شیوه، آموزگار زندگی جمعی برای دیگران نیز خواهند شد. ان شاالله ب / شماره 4158 / سه شنبه 19 فروردین 1399 / صفحه 3 file:///C:/Users/asadi-g/Downloads/Telegram%20Desktop/990119.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:25  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
"عصیان علیه خویشتن در قلب شهر " را برخی از مخاطبان، در تماس با صاحب این قلم، عصیان علیه مردم خواندند و برخی ها -که نگاه سیاسی دارند و همیشه با این عینک همه چیز را می بینند- باز به درب خانه روحانی کوفتند که وقتی رئیس جمهور، برخی استان ها را سفید اعلام و سعی می کند فضا را عادی کند، از مردم چه توقع دارید؟ جالب ترین نکته ماجرا این بود؛ افرادی به سخنان روحانی استناد می کردند برای توجیه این ترافیک سنگین و قرنطینه شکنی که اگررئیس جمهور الان بگوید روز است، آنان لحاف و دوشک پهن می کنند برای خواب شب و اگر روحانی از شب بگوید در تاریکی نیمه شبان به دنبال خورشید می گردند و در تصور خویش تصویرش را می بینند! این معنایی جز سیاسی کردن کرونا ندارد که دودش به چشم مردم، همه مردم، به هر گرایش و جناح و بالاتر از این؛ به هر دین و آیین خواهد رفت. البته برخی ها هم به حق دغدغه مردم را داشتند و این را نه عصیان علیه خویشتن بلکه تلاش برای نجات خویش از ورطه ای دیگر می دانستند و می گفتند وقتی نظام، هنوز طرحی مشخص برای یاری مردم، عملیاتی نکرده است. وقتی هنوز پولی به حساب بیشتر مردم نیامده تا هزینه نانِ سفره کنند. وقتی قصه وعده ها می شود همان ماجرای "آفتابه لگن، هفت دست و شام و نهار هیچی"، مردم حق دارند خود راه خویش را باز کنند حتی اگر رفتارشان به باز شدن دوباره راه برای اوج گیری کرونا منجر شود. عزیزی هم دردمندانه نوشته بود که جدای از آن گروه از مردم که عقده دور دورشان در قرنطینه عقب مانده بود و حالا عقده گشایی می کنند عاملی دیگر برای گروهی دیگر وجود دارد و آن درد نان است.کدام حرکتی از طرف زمامداران کشور برای این مردم بینوا عملیاتی شده تا دغدغه نانشان را از بین ببرد ؟ کدام عنایتی ، کدام برنامه ؟کافی است نگاهی به کسانی که در خیابان هستند بیندازید ، این ها باید همین امروز جواب صاحب خانه و خرج سفره و فردا جواب مالیات و عوارض و...را بدهند. حکومت اگر می خواهد مردم قرنطینه را رعایت کنند و به قول شما علیه خویشتن و تمامت سلامت خویش عصیان نکنند باید با برنامه اجرایی و دست گیری از مردم، به میدان آید نه فقط با وعده و وعید.باری، خیلی حرف داشتند و حرف دارند مردم. حق هم دارند. طاغوت برانداخته وحکومت درانداخته و نظام ساخته اند تا در شرایط سخت یاورشان باشد و شرایط را برای بهتر زیستن شان فراهم کند اما.... اما باید حاکمیت، فراتر از دولت و قوه مجریه به میدان بیاید و برنامه ها عملیاتی شود تا بتوان مردم را همدل و همراه کرد.... جمهوری اسلامی / دوشنبه 18 فروردین 1399 / ساعت:17:30 @JENewspaper آفتاب توس / https://t.me/aftabtos سبزوار پیام / @sabzevar_payam صبح مشهد / @sobhemashhad
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 18:10  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
ما قومی قدرشناسیم. مرگ هم نمی تواند ما را از فکرِ و اندیشیدن به هم دور کند حتی اگر میان مان فاصله ای به اندازه دو دنیا انداخته باشد. حتی بعد از این فاصله بزرگ، درگذشتگان در باور ما، حرمتی مضاعف می یابند خیلی بیشتر از آن چه در زندگی داشتند. خاکِ پدر و مزارِ مادر برای ما حرمت بسیار می یابد. این درس را هم در آموزه های دینی می خوانیم و همین راه نمودن آموزه هاست که ما را به زیارت اهل قبور می کشاند. می رویم به ادب و فاتحه می خوانیم و دعا می کنیم و آیاتی از قرآن تلاوت می کنیم و همین رفتن و جمع شدن دور مزار اموات، برای آنان هدیه ای است مغفرت آور و برای زندگان هم فرصتی است برای دیدن یکدیگر و افزایش همبستگی خویشاوندی و حتی افزایش محبت و همدلی چه خانواده هایی که میت مشترک دارند، یعنی پیشینه زیستن مشترک هم دارند و حیف خواهد بود اگر امروزشان خالی از آن اشتراکات خویشاوندی باشد. حیف است سعادت هم نفسی و کرامت هم خونی را از یاد ببریم لذا می توان از این منظر مراسم چراغ برات را فرصتی برای اهالی دو دنیا دانست. درگذشتگان، به آیات و دعا و خیرات، تکریم می شوند و اهالی این دنیا به صله رحم، به مهربانی تراوش یافته از دیده ها به آرامش می رسند و این هر دو بسیار خوب است. این سنت نیک را هم باید ارج نهاد اما مراقبت هم باید کرد تا سفره های پهن شده در مزار اموات به سفره چشم و هم چشمی تبدیل نشود. خدا نیاورد که کسی به خاطر دست خالی و بالطبع، سفره خالی تر، خجالت بکشد. خدا نیاورد کسی به غرور در سفره خالی تر بنگرد و خدا نیاورد که مردم در فاتحه خوانی میان فقیر و غنی تفاوت قائل شوند. حرمتی اگر ریخته شود. دلی اگر بشکند، حساب کار با خدایی است که بر دل های شکسته به شدت غیور است. باری، توجه داشته باشیم و نگذاریم این سنت نیک این صدقه صداقت آفرین به ناهنجاری های رفتاری، غبارآلود شود. امسال را اما یک مسئله دیگر هم داریم و باید حواس مان به کرونا و ضرورت فاصله گذاری اجتماعی هم باشد. حتی به وسایل پذیرایی که سال های پیش در روی هر قبر بود. امسال را پرهیز کنیم از این ماجرا و آنچه می خواهیم برای شادی امواتمان توزیع کنیم، هزینه اش را به امور خیر و ماندگار اختصاص دهیم تا نه سلامت کسی به خطر افتد و نه کسی دست رد ببیند به تعارف و بفرما زدن خویش. از سوی دیگر هزینه کردن نذریات در جایگاه های مورد نیاز اجتماعی ماندگار تر و آثارش هم طولانی مدت تر است و تا ادامه دارد آن آثار، ثوابش هم نثار روح اموات می شود و این خیلی بهتر است. خراسان جنوبی / شماره 3241 / دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۹ / صفحه اول و 4 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/newspaper/BlockPrint/224862 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/newspaper/PagePDF/44871 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/newspaper/page/20347/4/224862/0
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:21  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
تماس می گیرم با رفیق دبستانی خود که تعمیرکار خوردو است. احوال می پرسم و احوال می پرسد و سخن به کرونا و تعطیلی مشاغل می رسد که می گوید: تعطیل کرده، تعطیلش کرده اند. گل حرف هایش و به قول خبرنگاران "نقل قول طلایی" و به قولی هم فینال سخن اش این است؛ ما، دستیم و دهان. اگر دست از حرکت بیفتد، لاجرم دهان هم باید بی حرکت شود.... راست می گفت او. حال و روز بسیاری از مردم همین است. این جاست که آدم گیر می کند و متولیان در تزاحم دو شر، گیر می کنند؛ تعطیل نکنند، سلامتی به خطر می افتد. تعطیل کنند، آبرو و سلامتی توامان گرفتار مخاطره می شود. البته آنان می سنجند و از میان دو شر، آنکه دوز پایین تری دارد را سیاست گذاری می کنند. حق هم همین است اما این جاست که باید به صریح ترین کلمات نوشت و گفت که مردم را در یابید. این را باید برای مسئولان به تَکرار گفت تا خدای نکرده از یاد ها نرود که باید به یاد مردم بود. مردمی که تا توانستند در این "فاصله گزاری اجتماعی" پای کار آمدند. از کار خود زدند تا این طرح به موفقیتی قابل احترام برسد لذا شایسته خواهد بود دولت به فوریت این همراهی مردم را با کار ویژه و حمایت خاص جواب دهد. این می تواند اعتماد آسیب دیده را ترمییم کند و از دل شرایط سخت، ما را به دستاورد های مثبت اجتماعی برساند. این اعتماد می تواند به عنوان سرمایه در افزایش اجتماعی، به ثروتی راهبردی تبدیل شود اگر حاکمیت، همه حاکمیت، مردم را توام با احترام و برنامه مند همراهی کند. طرح هایی که در خبر ها از آن سخن رفته قابل احترام اما بیش از این باید و سریع تر از این که بسیاری از مردم را حساب پس انداز نیست و توان مقاومت ندارند. باید شرایط شان را درک کرد و کارگران روزمزد و مشاغل ضعیف را ویژه باید دید و دانست آنان ناگزیر از کار – به هر قیمتی- هستند. حرف برخی شان هم این است که؛ حرف شان هم این است که نداریم حتی به اندازه خرید نان! نمی خواهم داوری کنم حرف شان را و نمی خواهم به فضای مجازی هم توجه دهم. دولتمردان را فقط می خواهم به عنوان رسانه نگاری که عمرش را در این راه گذاشته است خواهش کنم زودتر به فکر اقشار ضعیف جامعه باشند متولیان. مردم هم تا می توانند پای کار بیایند که برای عبور از این سیلاب مصائب، باید همه دست به دست هم بدهیم تا این شرایط سخت بگذرد. شاید بتوان این را هم پیشنهاد کرد که دولت با مانور بودجه ای، سرفصل های کم اهمیت تر را با توجه به شرایط خاص، به سود سرفصل های حیاتی، اصلاح کند. آلبوم بودجه – که در سال های اخیر منتشر شده است- نشان می دهد که چه سر فصل هایی را می شود تقلیل داد و با کاهش چه بودجه هایی می توان بر ضرفیت بهداشتی- درمانی- معیشتی مردم افزود. به هر حال شرایط خاص، تصمیمات خاص هم اقتضا می کند. باید آماده باشیم. ب / شماره 4157 / دوشنبه 18 فروردین 1399 / صفحه 3 file:///C:/Users/asadi-g/Downloads/Telegram%20Desktop/IMG_20200405_215020_029.pdf
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:17  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
اوضاع شهر همان شد که بود! بازهم خودروها خیابانها را اشغال کردند چنان که در فصل ماقبل کرونا چنین می کردند. من این ماجرا را "عصیان علیه خویشتن" عنوان می دهم و باور دارم ما عملا داریم با در هم شکستن طرح فاصله گذاری اجتماعی علیه تمامیت جسمی و جانی خود اقدام می کنیم. با تعرض به سلامت خود و تهدید نظام فاصله گذاری اجتماعی و بر هم زدن نظامات مهندسی شده در شرایط خطر، داریم همان کاری را می کنیم که فقط و فقط از دشمن می توان انتظار داشت و تازه رفتار او را هم در حالتی چنین، خلقی محکوم می کند اما ما خود داریم همان کار را انجام می دهیم. نگاه کنید به خیابانها! ترافیک را در شهر رصد کنید! آیا این غیر از عصیان علیه خویشتن می تواند نام و عنوان دیگری داشته باشد؟ آیا نهی خدایی قرآن را نباید با صدای بلند برای مان بخوانند که؛ "وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ"؟! آی مردم اگر سر رحم بر همنوعان ندارید – که قطعا باید داشته باشید - به خودتان رحم کنید! که با این شیوه زندگی، خطر همنفسمان خواهد شد و راهش را از میان زندگی ما خواهد گشود. باید – تا میشود - در خانه بمانیم و تا می توانیم فاصلهگذاری اجتماعی را رعایت کنیم که خیر این است و جای ادامه آن آیه شریفه که؛ "وَأَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ" و کدام نیکی برتر از رعایت بایستگیهای سلامت آفرین در شرایط امروز؟ چیزی که به جرات می توان گفت یک تکلیف ملی و انسانی و اخلاقی است و حتی می توان آن را تکلیف دینی هم دانست پس توجه کنیم به شرایط و دست از عصیان علیه خویش برداریم. جمهوری اسلامی / یکشنبه 17 فروردین 1399 / ساعت :16:48 @JENewspaper
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 17:32  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
نگاه تقویمی نداشته ام هرگز. این را بارها هم گفته ام اما برگ های تقویم را پیام های یادآور می دانم تا ما را به بایستگی هایی توجه دهد که شاید از قلم حافظه بیفتد و یادها را فرصت پرداختن به آن یادگارهای زندگی ساز از بین برود والا درس آموزی از انسان های به مثابه مکتب، را تکلیف همیشگی می دانم برای انسان که می خواهد در مدار تعالی، گام های خود را به پیش تنظیم کند. با این نگاه باور دارم که جناب علی اکبر(ع) باید همیشه مورد مطالعه و عمل نسل نو قرار گیرد و مناسبت تقویمی 11 شعبان، هم به عنوان "یاد آور" باید مورد توجه قرار گیرد و مهم تر از آن این که، بسانِ "سالِ معرفتی" برای ما تعریف شود تا در هر سالگردان، ما را به سطحی بالاتر از آن که هستیم برساند. در مدرسه معرفتی جناب علی اکبر(ع) باید بهتر شدن مدام را آموخت. جایگاه خود را در نهاد خانواده شناخت. نسبت خود را با جامعه تعریف کرد و مهم تر از همه، شان و جای خویش را در نظام امامت فهمید. همان گونه که علی اکبر(ع) در خانواده ستاره ای درخشان بود. در جامعه، جایگاهی بلند مرتبه داشت که دشمنانی چون بنی امیه را هم به تعریف و تمجید وامی داشت. مردم هم در سیمای جوان اول بنی هاشم، تجلی چهره و اخلاق پیامبر(ص)را می دیدند و برایشان علی اکبر(ع)، "آیتِ رسول ا..." بود و یادآور مردی که مردم را از سنگلاخ های جاهلیت به سوی خدا هدایت فرمود. دیگر مولفه مهم شخصیت ایشان که او را برای همیشه قدر می نهد و بر صدر می نشاند، فراتر از شان بی مثال خانوادگی و سیادت برجسته هاشمی، نسبت ایشان با امامِ زمان خویش است. رابطه ای در اوج تسلیم و رضا. در قله باور به حقیقت. چنین است که به عنوان اولین جوان هاشمی به میدان می رود و در این بشکوه، اوج ایمان، نهایت یقین، زلالی عاطفه، تمیز دادن آشکار حق از باطل را دید. باری، علی اکبر(ع) نه یک شخص بلکه مکتبی است که هر روز باید در کلاس آن نشست. این برای نسل نوی ایران از اوجب واجبات است به ویژه که رهبر انقلاب، پرچمِ گام دوم را به شانه آنان نهاده و ماموریت حیاتی آینده را به نام آنان نوشته است. این مهم، اقتضا می کند تا بیش از گذشته جوانان ما به جناب علی اکبر(ع) نگاه معرفت آموزانه داشته باشند و با تکرار او در خویش، در ماموریت مهم ملی و دینی و انقلابی خویش، الگویی چنین تام و تمام را تکثیر کنند. چنین باد ان شاا... . خراسان جنوبی / شماره 3240 / يکشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۹ / صفحه اول و 4 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/newspaper/page/20346/4/224830/0 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/newspaper/BlockPrint/224830 http://khorasanjonobi.khorasannews.com/newspaper/PagePDF/44870
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 17:30  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
امروز که به برکت میلاد حضرت علی اکبر(ع) روز جوان نام گرفته است، گفتن از منابع انسانی، منابع جوان و فعال و اثرگزار، یک ضرورت راهبردی است چه مهم ترین منبع، کانونی ترین معدن، راهبردی ترین ظرفیت برای یک کشور، نیروی انسانی توانمند و پویا است. با این ظرفیت است که به قدرت می توان رسید و آن را هم به اقتدار، تبدیل کرد. به جرات می توان گفت قدرت، یک مفهوم انسانی است. هر جور بخوانیم هم بازگشت به انسان دارد. این درست که جلوه های آن در حوزه نظامی را همه درک می کنیم و به اقتدار جان یافته به همت شهیدان و تدبیر مجاهدان، می بالیم و در میان بلندقامتان نظامی جهان، گردن فراز می کنیم. این هم درست که اقتدار در حوزه علمی را هم بسیارمان توجه داریم و در شکوفایی علمی در عرصه های هسته ای و نانو و علوم نوپدید، عید می گیریم. این هم صحیح که سبکی و سنگینی قدرت اقتصادی را هم هر روز به گواهی ترازوها، در می یابیم و خیلی جلوه های دیگر اقتدار را نیز. اما تامل که می کنیم می بینیم همه شئون قدرت، بازگشت به انسان دارد و در حقیقت هنر سرانگشتان تدبیرگر و گره گشای انسان است لذا کشور های پیشرفته و رهبران قامت کشیده همواره به «منابع انسانی» خود عنایت ویژه دارند. این توجه زمانی که با برنامه همراه و تقویم می شود می توان به نتایج فرداهای آن، امید بست. با توجه به آنچه گفته آمد در فرایند « قوی شدن» که رهبر انقلاب برای امروز و فردای ایران راهبرد سازی کرده اند، باز باید همه توجه به انسان باشد. به فرایندی که قدرت را جوان نگهدارد و این نیز محتاج حفظ جمعیت جوان است برای ایران که راه نرفته فراوان دارد و عزم رفتن این راه را نیز در رگ و پی خویش احساس می کند. ایرانیان هم باید در درک شرایط و دریافت ضرورت ها با« ایران» هم جهت باشند چه غفلت از این مهم حتی اگر به دیگر مهمات توجه داشته باشیم باز ما را زمین گیر خواهد کرد. این نیروی انسانی جوان است که می تواند قدرت شکل یافته در دیگر عرصه ها را به میدان زندگی بیاورد و الا در جامعه پیر، دارندگی ها به زایندگی تبدیل نمی شود تا شاهد شکوفایی باشیم. به دیگر عبارت، قدرت های شکل یافته دیگر در دست جمعیت پیر، کارایی بایسته را ندارد. یعنی همان ضرب المثل معروف که می گوید ببینید تفنگ دست کیست نه این که تفنگ، چیست؟ واقعیت هم همین است؛ یک تفنگ معمولی در دست یک فرد توانمند می تواند به اندازه صد تفنگ خوب در دست افراد معمولی کارایی داشته باشد. این را در جنگ هم خودما آزمون کرده ایم و رزمندگانی داشتیم که به عنوان« گردان تک نفره» معروف بودند و به اندازه یک گردان کارایی داشتند. واقعیتی که همواره باید مد نظر باشد این است که در حوزه استفاده از قدرت برای ارتقای توان ملی نیازمند فعال سازی ظرفیت ها و جوان ماندن جامعه هستیم چه از جهان پیر حرکتی نو و فعال سازی ظرفیت ها توقع چندان به جایی نیست لذا تاکید باید کرد که متولیان امر و آحاد جامعه به این مهم باید نگاه راهبردی داشته باشند چه با جوانان می توان «وطن بانی» و جهان گشایی کرد با توسعه علوم، با فعال سازی ظرفیت های بالقوه. اگر خدای نکرده از این راهبرد غفلت شود، به روزگاری خواهیم رسید که حسرت امروز را بخوریم و مباد این که در منطق دینی باید هر روزمان بهتر و برتر از روز پیش باشد نه این که فردا در حسرت امروز بنشیند و پس فردا در حسرت فردا....
ب / شماره 4156 / شنبه 16 فروردین 1399 / صفحه 3 file:///C:/Users/asadi-g/Downloads/Telegram%20Desktop/IMG_20200404_224519_983.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:29  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
3 میلیون ماسک از اسفند تا 9 فروردین ماه جاری در مشهد توزیع شده است. این خبری بود که رسانه ها به نقل از رسولیان، معاون اقتصادی استاندار خراسان رضوی منتشر کردند.همین خبر بود که خبرنگاران را به تکاپو انداخت تا پی بگیرند که ماسک ها به کجا رفته است. از جمله یک مسئول در هلال احمر استان هم می گفت: ۳ میلیون ماسک، عدد قابل توجهی است و جالب اینکه به نهادهای درگیر در مبارزه با کرونا مانند هلال احمر ، حتی یک عدد ماسک داده نشده ! دوستان رسانه ای به نیابت از مردم، خواهان شفاف سازی در این زمینه بودند و پیگیر این که دقیقا مشخص شود این 3میلیون ماسک کجا رفته است. حق هم همین است که رصد کنند و تا آخر هم بروند. همین مسئول در هلال احمر پرسیده بود" آیا بیش از هزار نیروی جوان و داوطلب هلال احمر در استان که نوروز امسال تعطیلات نداشتند و در مبادی ورودی و خروجی شهرها در خط مقدم مبارزه با کرونا مستقر بودند و بیش از یک میلیون غربالگری و تبسنجی کردند از این 3 میلیون ماسک سهمی نداشتند؟" حالا رسانه نگارانی که این ایام فعال میدان بودند به کنار، گروه های جهادی خودجوش ،نیروهای انتظامی و نظامی درگیر در این ایام هم از این ۳ میلیون ماسک سهمی داشتند آیا؟ نمی خواهم به این بپردازم که تنی چند از همین عزیزان هم در حال انجام وظیفه گرفتار این بیماری شدند اما می پرسم و باور دارم که باید پرسید نظام توزیع این 3 میلیون ماسک چیست و در چه گستره ای توزیع شده است؟ باور کنیم اگر در مشهد، با این شبکه قدرتمند رسانه ای نتوان این سه میلیون ماسکی که یک مقام رسمی اعلام کرده را رد زنی کرد، هیچ جای دیگر هم امکان رصد ماجرا ها نخواهد بود. من کسی را متهم نمی کنم و عادت ندارم انگشت بچرخانم به سمت افراد اما باور دارم که برای افزایش اعتماد عمومی باید پیوست خبر هایی از این دست، لیستِ توزیع دقیق آن باشد. حرمت سفید پوشان سلامت آفرین و ایثارگرانی که با همه وجود به میدان آمده اند اقتضا می کند ماجراهایی از این دست حتما تا رسیدن به جواب، پیگیری شود. به قول همکار رسانه ای ما باید معلوم شود که ماسک من کجاست؟ و باید #ماسک_من_کو؟ را بیفتد در مشهد تا معلوم شود که ماسک ها کجاست و ان شاالله در این قضیه چهره ای پشت نقاب نباشد که امروز همه صادق و صریح و شفاف باید سخن بگوئیم و برادرانه در کنار هم و دست در دست هم باشیم تا از این سیلابِ مرد افکن، به سلامت بگذریم که جز این نمی توان بر فاجعه فائق آمد. تابناک رضوی / کد خبر:۸۳۶۱۷۶ / شنبه:۱۶ فروردين ۱۳۹۹ / - ۱۷:۴۸ http://www.tabnakrazavi.ir/fa/news/836176/
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 18:5  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
حکایت خبرنگاران و به شکل عامتر؛ رسانهنگاران، قصه اصحاب پشت دوربین است در فیلمهای سینمایی. میبینند به نمایندگی از چشم مخاطب، جلوهها میآفرینند برای بهتر دیده شدن و چهره میسازند از افراد جلو دوربین، اما خود هرگز دیده نمیشوند و حداکثر نامی از آنان به میان میآید در تیتراژ فیلم که معمولا هم کسی بدان توجه نمیکند! اما هستند. کارشان مهم است و آنقدر حیاتی که اگر نباشند، اصلا فیلمی شکل نمیگیرد که بر پرده سینما و قاب تلویزیون چشمها را خیره کند. خبرنگاران هم اگر قلم را زمین بگذارند، حساب زمان و زمین از دست همه به در میشود، اما، چون هستند و، چون شب از روز نمیشناسند و تعطیلی و غیرتعطیلی ندارند و مثل هوا در ریه فکر و اندیشه مردم جریان دارند، دیده نمیشوند که فقط اگر روزی -خدای نکرده- فرایند اطلاعرسانی مختل شود، ارزش کارشان را میفهمیم. آنان البته ادعایی ندارند، بلکه دعا میکنند کار به گونهای پیش برود و به خوشی دم و بازدم فرهنگی انجام شود که کسی متوجه آنان نشود. میخواهند کلمه در گلوی قلم نشکند و تصویر در لنز دوربین به هم نریزد و روایتها درست و حرفهای بیان شود و شیوه اطلاعرسانی هرروز فراگیرتر و تخصصیتر از پیش باشد. آنان از خود نمیگویند. هنرشان خوب گفتن از دیگران است. شاید در ۱۷مرداد که روز خبرنگار است، قلمی بگردد برای تقدیر از اینان و آن هم در شرح رسالت آنان است، نه خودشان. باری، این روزها که کرونا مردمان را در خانه نشانده است تا مقداری به خود و سلامتبانی از خویش بپردازند، برخی گروهها هستند که با جان به میدان آمدهاند تا نگهبان جان مردمان باشند. پزشکان و پرستاران و کادر درمانی در خط مقدم مبارزهاند و گروههای خدماتی دیگر، چون آتشنشانان و پاکبانان و... نیز خطر میکنند تا خطری شهر را تهدید نکند و در این میان خبرنگاران هم هستند که با همه وجود در میدان کارند. این درست که روزنامههای کاغذی منتشر نمیشوند و تا پایان این شرایط هم منتشر نخواهند شد، اما رسانهنگاران به فضای برخط و مجازی اسبابکشی کردهاند و با همه وجود کنار کارند تا با تولید خبر و گزارش و دیگر محتواهای لازم در این روزهای سخت، آرامشبخش جامعه باشند. سایتها را، پایگاههای خبری را، کانالهای فعال در اپلیکیشنهای گوناگون را ببینید تا امضای شما هم پای گواهی حضور فعال رسانهنگاران بهعنوان چشم جامعه بنشیند. آنان در میداناند، میبینند و روایت میکنند. مطالعه میکنند و مینویسند. راههای تازه آرامش و سلامت را میجویند و معرفی میکنند. بایستگیهای زیستن در شرایط سخت را از متخصصان میگیرند و به جامعه منتقل میکنند. به هر شکل تلاش میکنند تا در انسجام جامعه و متلاشی شدن این تهدید سخت، نقشی ماندگار زنند. آنان شایسته کار میکنند، شایسته خواهد بود اگر خداقوتی هم به آنان بگوییم. همین! شهرآرا / شماره 3072 / شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹/ صفحه 11 https://shahraranews.ir/fa/publication/content/1226/12758 https://shahraranews.ir/0005sf
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 13:26  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
ب / شماره 4155 / شنبه 16 فروردین 1399 / صفحه 3 file:///C:/Users/asadi-g/Downloads/Telegram%20Desktop/IMG_20200404_001025_797.pdf
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 13:22  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
مردم را در یابید. این را باید برای مسئولان به تَکرار گفت تا خدای نکرده از یاد ها نرود که باید به یاد مردم بود. مردمی که تا توانستند در این "فاصله گزاری اجتماعی" پای کار آمدند. از کار خود زدند تا این طرح به موفقیتی قابل احترام برسد لذا شایسته خواهد بود دولت به فوریت این همراهی مردم را با کار ویژه و حمایت خاص جواب دهد. این می تواند اعتماد آسیب دیده را ترمییم کند و از دل شرایط سخت، ما را به دستاورد های مثبت اجتماعی برساند. این اعتماد می تواند به عنوان سرمایه در افزایش اجتماعی، به ثروتی راهبردی تبدیل شود اگر حاکمیت، همه حاکمیت، مردم را به شکل احترام انگیز و برنامه مند همراهی کند. طرح هایی که در خبر ها از آن سخن رفته قابل احترام اما بیش از این باید و سریع تر از این. همین دیروز بود که با کارگر تعمیر خودرو صحبت می کردم که می گفت ما وضع مان قصه دست و دهان است؛ اگر دست مان از کار بایستد، دهان مان هم – ناگزیر- باید از کار بایستد. درست هم می گفت مرد. کارگران روز مزد از این هم شرایط سخت تر دارند و همکاری رسانه ای از مشاهدات اعضای بنیاد فردوسی، در یکی از مناطق بافت پایین مشهد می گفت که حال مردمان فقیر ناخوش تر از پیش است و بسیارشان بیست و چند روز است که جز نان خالی نخورده اند و این فقر تغذیه از سیماشان چنان هویداست که در همین نگاه اول، به دل هم می زند و روان بیننده را بر هم می ریزد. در کنار اینان می توان از زباله کاوان گفت که به رغم منع بهداشتی و قانونی باز دست شان پی کاغذی، پلاستیکی، کالای ارزشمندی در زباله ها به جستجوست و ساعت 15 جمعه 15 فروردین در خیابان صاحب الزمان در مرکز مشهد جوانی را مشغول زباله کاوی دیدیم. حرف شان هم این است که نداریم حتی به اندازه خرید نان! نمی خواهم داوری کنم حرف شان را و نمی خواهم به فضای مجازی هم توجه دهم. دولتمردان را فقط می خواهم به عنوان رسانه نگاری که عمرش را در این راه گذاشته است خواهش کنم زودتر به فکر اقشار ضعیف جامعه باشند آنان متولیان و مردم هم، آنان که می توانند و وسع شان به بیشتر از خود اجازه می دهد به این مهم توجه کنند. البته گروه های بسیاری در همین ایام در مشهد شکل گرفته است برای کمک. حتی کسانی هستند که از دهان خود می زنند تا لقمه ای به دیگران برسانند اما کافی نیست. نگاه مردم همان گونه که در شنیدن اخبار و بایسته های رفتاری به دهان حاکمیت است در این وادی هم منتظر دست گیری و حمایت حکومت خویش هستند. این مهم را باید حتما بدان توجه کنیم و توجه دهیم که مردم را باید در تنگناها یاوری کرد، همین! جمهوری اسلامی / کانال تلگرامی / جمعه 15 فروردین 1399/ ساعت 17:23 @JENewspaper
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 13:18  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
«جمهوری اسلامی» فرزند بلافصل «انقلاب اسلامی» است. فلسفه ایجاد و به اصطلاح «دلیل موجده» آن را باید شناخت تا بتوان پای کارنامه آن نمره گذاشت چه «حرکت ها» را در راستای رسیدن به «اهداف» میتوان و باید عیار سنجی کرد. این دلیل موجده هم قیام تمام ساحتی مردم بود علیه رژیم پهلوی که « استبداد» را به اوج و «آزادی» را به حضیض رسانده بود. حرمت مردم را هم به هیچ می انگاشت و خود را در رسیدن به قدرت، مدیون مردم نمی دانست و چون دینی احساس نمی کرد، تکلیفی هم- چنان که باید و شاید- متوجه خودنمی دانست و مثل همه شاهان، مردم را نه شهروند که « رعیت» می شمرد. باز هم نه از این زاویه که باید حال شان را مراعات کرد بل از این سو که آنان وظیفه دارند اوامر را رعایت کنند و صدای شان هم در نیاید. در برابر این نگاه بود که انقلاب شد چه به گفته برخی از صاحب نظران، انقلاب نمی کنند که بگوئیم فلان گروه انقلاب کردند بلکه انقلاب می شود و این «شدن» طبیعی است مثل زادن طفل. انقلاب ما هم «طبیعی»بود. یک فرایند کاملا طبیعی که به نتیجه ای جز این هم نمی توانست رسید. کسانی که در آغازین سال های دهه پنجم انقلاب، از چرایی آن، طلبکارانه می پرسند، یک مطالعه و بررسی علمی به خود بدهکارند و باید بخوانند تا بدانند چرا چنین شد. باری، انقلاب، طبیعی بود و جمهوری اسلامی هم فرزند مانا و مشروع همان انقلاب است که اگر به انصاف نگاه شود خواهیم دید در سنجش با هدف ها تا حدودی موفق و صاحب کارنامه قبولی است. در انقلاب، فرش قدرت را از زیر پای شاه کشیدیم تا زیر پای « مردم» پهن شود و جمهوری اسلامی نیز قدرت را به قرائت مردم نهادینه کرد وچنین است که اگر قانون اساسی را ملاحظه کنیم می بینیم که از صدر تا ذیل حاکمیت با رای مردم است. از انتخاب رهبر تا رئیس جمهور تا مجلس و تا شورا. دیکر ارکان نیز در این نظام سازی با واسطه به رای مردم بسته اند. یعنی در ساختار انقلاب همه قدرت را به صاحبان حقیقی آن، که مردم باشند واگذار کرده است. این مردم اند که در فرایندی مردم سالارانه اعمال نظر می کنند. بله، مشکلات هم هست، مصائب هم هست، چالش های زلزله وار هم هست اما این ها نه نتیجه جمهوری اسلامی بلکه از قضا در فاصله با « جمهوری اسلامی» است. هرجا کم گذاشتیم مجبور شدیم سنگین و فراوان برداریم و الا در قیاس با دیگر ساختار های حکومتی موجود در جهان، جمهوری اسلامی به لحاظ ساختاری، کامل ترین است با در نظر داشت خواست اولیه مردم و در تعریف با اهداف اولیه و عالیه شهروندان. کاستی ها و نقص ها هم هست که با اصلاح آن می توان به موفقیت های روز افزون رسید. رفع آن هم وظیفه امروز ماست. ان شاالله بتوانیم موفقیت ها را روز افزون و مصائب را در کاهش ببینیم که حق مردم ایران جز این نیست که در اوج بهروزی باشند. شهرآرا / خبر: ۲۲۳۹۷ / سه شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۹ / - ۱۷:۰۸ https://shahraranews.ir/fa/news/22397 https://shahraranews.ir/0005pF
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 17:52  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
شاعر جوان در حضور رهبر انقلاب، شعری خواند که مدت هاست در ذهنم باز خوانی می شود به ویژه یک بیت که می توان آن را شاه بیت آن غزل هم نامید؛به جمهوری اسلامی ایران گفته ایم آریبه هرچه غیر جمهوری اسلامی ایران، نه!این بیت را می توان خوانشی هر روزه داشت و گفت: به جمهوری اسلامی ایران باز هم آری به هر چه غیر جمهوری اسلامی ایران است، هزاران بار ، نه، می گوییم و این یعنی ” جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد” که امام روح الله فرمود، همچنان باور داریم. نقد هایی که هست و دلخوری ها و گله گذاری ها دقیقا جاهایی است که با آن آرمان بلند فاصله داریم. مشکلات هم دقیقا در فاصله موجود تا جمهوری اسلامی است نه از جمهوری اسلامی. ما با با انقلاب، نظام ستم و استبداد را بر انداختیم و بر اساس نظام سازیی که کردیم و طرحی که در انداختیم می خواستیم و می خواهیم که استبداد حتی به اندازه پر کاهی هم در رفتار حاکمیت نباشد. نمی شود نظامی را به دلیل استبداد بر انداخت و بعد در برابر باز تولید همان خلق و خو، بی تفاوت بود. نه کلام خمینی بزرگ هنوز تراز است و با تدبیر خامنه ای نستوه ، جمهور، صاحب رای و نقش هستند و این چنان در ساختار نظام نهادینه شده است کهاگر برخی ها رای مردم را ” زینت” می شمارند و مشروعیتی برای ان قایل نیستند اما ناگذیرند برای ورود در ساختار حاکمیت خود را به معرض انتخاب و برای رای مردم حرمت بگذارند. و این یعنی انقلاب به یک موفقیت راهبردی رسیده است و همچنین، ما با جمهوری اسلامی علاوه بر استبداد شکنی، راه بر استعمار هم بستیم و به استقلالی رسیدیم که می توانیم در دنیا حرف خود را بزنیم و راه خود را برویم. می توانیم پا انداختن قدرت اول جهان کفر، آمریکا، را با سیلی مرد افکن بدهیم و تنها کشوری هستیم که دشمن مجبور است به توازن قوا با ما گردن نهد. ما با این جمهوری از سایه این قدرت و آن بلوک خارج شده ایم و به تاریک خانه بیداد شان چنان نور تابانده ایم که دنیایی را به بیداری کشانده است. این درست که تیغ و تیر و زخم زبان خورده ایم. قبول که مصائب استخوان سوز شده است گاهی. سختی ها و تلخی ها را با همه وجود لمس می کنیم اما در سنجش جمهوری اسلامی با اهداف و برنامه هایش قطعا نمره قبولی بدان خواهیم داد که در ساحت نقد، حرکت ها را با اهداف می سنجند و در این تراز جمهوری اسلامی ایران را باید در شمار نهضت هایی دانست که کارنامه ای احترام برانگیز دارند….. ب / سه شنبه 12 فروردین 1399 http://birjandemrooz.com/?p=16786
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 17:45  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
حیات را نیمی زه خاک است و نیمی بر افلاک. جسم است و حکایت خاکی بودنِ انسان و جان است و حکایت " ونفحه من روحی" و این هر دو گرامی را باید ارج گذاشت که انسان به تمامه در حضرت دوست ارجی دارد و قربی و لذاست که برای او و سلامت و سعادتش نسخه های گونه گون می نویسد. طبیبان را قدرت درمان گری می بخشد و راه سلامت سازی را به دست شان می گشاید و حکیمان را نفسی قدسی و سعادت بخش می دهد و از هم افزایی این دوست که دوگانگی وجود انسانی به سلام می رسد. در ماجرای کرونا هم قصه به همین قاعده است و برای نجات از آن نیز باید در مطب طبیب نشست و در کلاس حکیم برخاست که این دو، به مثل، دو بالند برای پرواز از دامگه کرونا.دارد، درد را تسکین می دهد و دعا، آرامش می آفریند تا زمینه درد را کنترل کند که استرس را "ام الامراض" می توان نامید که کرونا هم در سیاهه آن نوشته شده است. باری، برای پنجه در پنجه شدن با این بیماری زمینی و جهانگیر باید به آرامشی آسمانی هم رسید لذا حکیمان در کنار طبیبان راه را نشان می دهند و در همین هنگامه بود که رهبر حکیم انقلاب، دیده ها و دل های دچار طوفان شده را به دعای هفتم صحیفه سجادیه توجه دادند که به حق آرامش آفرین است. منتهی انسان باید جامه فراموشی از تن به در کند، غبار از دیده برگیرد و دل را آماده درک مفاهیم کند و بعد کشف رازها در این ساحت بپردازد. دعا چندان طولانی نیست اما اینجا به نیت تیمن و آغاز رجوع به صحیفه فرازی چند را می خوانیم تا بدانیم که می توان در شدائد هم به آرامش رسید و از دل بن بست ها هم راه گشود به وادی امن و گسترده. در این دعا که با " یا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَکارِهِ، وَ یا مَنْ یُفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدائِدِ، وَ یا مَنْ یُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إلَى رَوْحِ الْفَرَجِ." شروع می شود چنین می خوانیم: "ای آنکه گرهِ کارهای فرو بسته به سر انگشت تو گشوده میشود، و ای آن که سختی دشواریها با تو آسان میگردد، و ای آن که راه گریز به سوی رهایی و آسودگی را از تو باید خواست." و در ادامه نیز کلمات جان می یابند و جان می بخشند و توجه می دهند به حقیقت های عالم که؛ "آنچه تو بر من وارد آوردهای، هیچ کس باز نَبَرد، و آنچه تو به سوی من روان کردهای، هیچ کس برنگرداند. دری را که تو بسته باشی. کَس نگشاید، و دری را که تو گشوده باشی، کَس نتواند بست. آن کار را که تو دشوار کنی، هیچ کس آسان نکند، و آن کس را که تو خوار گردانی، کسی مدد نرساند." و این یعنی باید نگاه به بالا داشت و برای بلا رفتن قید و بند ها را گشود و به عبودیت رسید. باید ناتوانی خویش را با وصول به رحمت خداوندی به توانایی تبدیل کرد و با کرم او غنی سازی کرد خویش را و از او خواست همه خواستنی ها را چنان که امام سجاد(ع) چنین می خواهد و می خواند: " ای پروردگار من، به احسانِ خویش دَرِ آسایش به روی من بگشا، و به نیروی خود، سختی اندوهم را درهم شکن، و در آنچه زبان شکایت بدان گشودهام، به نیکی بنگر، و مرا در آنچه از تو خواستهام، شیرینی استجابت بچشان، و از پیشِ خود، رحمت و گشایشی دلخواه به من ده، و راه بیرون شدن از این گرفتاری را پیش پایم نِه." باری، راه ها به ساحت ربوبی حضرت حق ختم می شود و آغازش نیز از همان جاست پس باید رابطه خود را با خدا چنان تعرریف کرد که هیچ گاه تنها نمانیم و همزاد مصائب، گشایش ها را هم تجربه کنیم. که " ان مع العسر یسری" قول صادق خداوندی است. پس راه خاکی را، مسیر زمینی درمان را به مطب طبیبان بریم و صراط مستقیم استشفا را – برای همه جهانیان- به مکتب آل الله بریم که عنایت شان عام تر از خورشید همه جهان را در بر می گیرد. تابناک رضوی / کد خبر:۸۳۵۱۹۸ / سه شنبه:۱۲ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۱:۵۳31 /0March 202 http://tabnakrazavi.ir/fa/news/835198/
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 15:33  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
برخی حوادث به رغم دشواری ها و مصائبی که دارد، زاویه های تازه ای هم برای نگاه آدمی به ارمغان می آورد و گاه بالاتر از این، به غبار روبی و باز فهمی مفاهیم راه گشا، راه می نماید مثل همین کرونا که دارد ارزش حیاتی نفسِ راحت را برای مان به عیان ترین شکل بیان می کند تا از این پس زاویه جدیدی برای نگاه بیابیم. شرایط پیش آمده با گرای رهبر فرزانه انقلاب، ما را به خوانشی نو از دعای هفتم صحیفه سجادیه امام سجاد(ع) توجه می دهد. یعنی برداشتی تازه و مولد از ثروتی عظیم که مورد غفلت قرار گرفته بود در میان اکثر ما ها. صحیفه بود. ما هم بودیم اما چندان که باید از این خزانه معرفت، برداشت نمی کردیم. فقیر بودیم و محتاج و دست مان هم جلوی همه مکاتب و نحله ها دراز بود اما یادمان نمی آمد که گنجی بزرگ همین حوالی است که می تواند نه فقط ما را که همه عالم را به استغنا برساند. شرایط و اوضاعی که کرونا پدید آورد باعث شد تا بسیاری دگر باره صحیفه سجادیه را بگشایند و در کنار توجه به فرایند پیشگیری و درمان، آرامش و شفا را در کلماتی بخوانند که جان یافته از عالم ملکوت است. بخوانند و بدانند که می توان در شدائد هم به آرامش رسید و از دل بن بست ها هم راه گشود به وادی امن و گسترده. در این دعا که با ” یا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَکارِهِ، وَ یا مَنْ یُفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدائِدِ، وَ یا مَنْ یُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إلَى رَوْحِ الْفَرَجِ.” شروع می شود چنین می خوانیم: “ای آنکه گرهِ کارهای فرو بسته به سر انگشت تو گشوده میشود، و ای آن که سختی دشواریها با تو آسان میگردد، و ای آن که راه گریز به سوی رهایی و آسودگی را از تو باید خواست.” و در ادامه نیز کلمات جان می یابند و جان می بخشند و توجه می دهند به حقیقت های عالم که؛ “آنچه تو بر من وارد آوردهای، هیچ کس باز نَبَرد، و آنچه تو به سوی من روان کردهای، هیچ کس برنگرداند. دری را که تو بسته باشی. کَس نگشاید، و دری را که تو گشوده باشی، کَس نتواند بست. آن کار را که تو دشوار کنی، هیچ کس آسان نکند، و آن کس را که تو خوار گردانی، کسی مدد نرساند.” و این یعنی باید نگاه به بالا داشت و برای بلا رفتن قید و بند ها را گشود و به عبودیت رسید. باید ناتوانی خویش را با وصول به رحمت خداوندی به توانایی تبدیل کرد و با کرم او غنی سازی کرد خویش را و از او خواست همه خواستنی ها را چنان که امام سجاد(ع) چنین می خواهد و می خواند: ” ای پروردگار من، به احسانِ خویش دَرِ آسایش به روی من بگشا، و به نیروی خود، سختی اندوهم را درهم شکن، و در آنچه زبان شکایت بدان گشودهام، به نیکی بنگر، و مرا در آنچه از تو خواستهام، شیرینی استجابت بچشان، و از پیشِ خود، رحمت و گشایشی دلخواه به من ده، و راه بیرون شدن از این گرفتاری را پیش پایم نِه.” باری، راه ها به ساحت ربوبی حضرت حق ختم می شود و آغازش نیز از همان جاست پس باید رابطه خود را با خدا چنان تعرریف کرد که هیچ گاه تنها نمانیم و همزاد مصائب، گشایش ها را هم تجربه کنیم. اگر همزاد عسر کرونا همین یسر باشد و توجه دادن به مبدا برای این دنیا و معاد مان بس است…. ب / دوشنبه 11 فروردین 1399 http://birjandemrooz.com/?p=16606
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 15:14  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
نفسِ راحت کشیدن، پیشترها، ضرب المثل بود از راحتیِ خیال. حواس مان هم به اطراف نبود و یادمان رفت دلاورانی برای این که ما نفس به راحتی برکشیم، "نفسِ راحت" برایشان به خاطره ای جا مانده در دهه های گذشته تبدیل شده است. کرونا اما به یادمان آورد "نفسِ راحت" چه نعمتی است و تا خراش بردارد سینه ای به سرفه، جهان تیره و تار می شود پیش چشم آدمی. حق هم داریم. زندگی است و نفسی که باید به راحتی برود و بیاید اما حق آنانی که چند ده سال است، سرفه های خشک و گاه خونین همزاد نفس هاشان است را هم ادا کنیم. میلاد حضرت عباس(س) و روز جانباز است از راه دور برای سلامتی آنان و همه بیماران به ویژه گرفتاران دیوِ کرونا، دعا کنیم. زیاده عرضی نیست، همین! اخبار مشهد / یکشنبه 10 فروردین 1399
+ نوشته شده در یکشنبه دهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 23:57  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
نفسِ راحت کشیدن، پیشترها، ضرب المثل بود از راحتیِ خیال. از این که یک خطر بزرگ را از سر گذراندیم. از این که یک بار سنگین از روی دوش ما برداشته شده است. حالا این که این بار سنگین را چه کسانی به دوش کشیده و خطر را چه کسانی و به چه قیمتی از سر ما رفع کرده اند انگار چندان مهم نبود برای برخی هامان تا مقداری به آن ها هم فکر کنیم! حواس مان هم به اطراف نبود و یادمان رفت دلاورانی برای این که ما نفس به راحتی برکشیم، راحت را بر خود حرامدکردند و از حرم وطن به دفاع برخاستند و “نفسِ راحت” برایشان به خاطره ای جا مانده در دهه های گذشته تبدیل شد. آن ها هم به خاطره ای از یاد رفته در ذهن غبار گرفته ما. کرونا اما به یادمان آورد “نفسِ راحت” چه نعمتی است و تا خراش بردارد سینه ای به سرفه، جهان تیره و تار می شود پیش چشم آدمی. حق هم داریم. زندگی است و نفسی که باید به راحتی برود و بیاید. اما باز هم به خود گرفتار شدیم و پی ماسک و دستکش و مواد شوینده شهر را زیر پا گذاشتیم اما باز هم خیلی هامان یاد مان نیامد آنچه را باید همیشه در یاد داشته باشیم! یادمان نیامد که فرزندانی از همین بوم و بر، پنجه در پنجه دیو از زندگی ما دفاع کردند. زخم خوردند و آخ نگفتند. شیمیایی شدند و نفس هاشان به خراش سینه تبدیل شد و باز هم آخ نگفتند. ادعا نکردند و در برابر تیر و طعنه های ناجوانمردانه هم فقط دعا کردند. حالا کرونا پنجه بر حنجره ما می کشد و حق است در کنار قدردانی از پزشک و پرستار و کادر درمانی و خدمت، یادی هم از جانبازان بکنیم. از آنانی که گاه ماسک خود را هم به دیگری هدیه می کردند تا ایثار، شکوه خود را در تاریخ ایران بخواند. آنان، بزرگوارانه، خود را طلبکار نمی دانند اما ما که خوب می دانیم چقدر بدهکارشان هستیم پس در این روزهای کرونایی بیاییم وحق آنانی که چند ده سال است، سرفه های خشک و گاه خونین همزاد نفس هاشان است را هم ادا کنیم. میلاد حضرت عباس(س)و روز جانباز است. این درست که نمی توانیم به زیارت شان برویم پس از راه دور برای سلامتی آنان و همه بیماران به ویژه گرفتاران دیوِ کرونا، دعا کنیم. یادمان باشد که آنان به دلیل شرایط جسمی بیش ازهمگان در معرض خطر هستند. به حرمت خطر هایی که از سر وطن رفع کردند، برای رفع خطر از آنان و همه بیماران، دست التجا در دامن باب الحوائج، قمر بنی هاشم، عباس بن علی زنیم و به دعاهای حضرتش در حق مردمان آمین بگوئیم تا بگذرد این روزها و باز شود گره گرفتاری ها ان شاالله….. ب / یکشنبه 10 فروردین 1399 http://birjandemrooz.com/?p=16458
+ نوشته شده در یکشنبه دهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 13:23  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
هر کلمه را که به فریاد بر دل کاغذ می نگاشتیم برای این بود که دولتِ ما با همه وجود به میدان بیاید. فریاد استمداد بود برای طلب نوشدارویی که قبل از فوت وقت باید برسد. اگر تند می گفتیم برای به شتاب آمدن متولیان بود. برای نقش آفرینی تمام ساحتی که امروز- به گواه خبرها- دارد شکل می گیرد. فریاد می زدیم چون هوا، هم "پس" بود و هم ناجوانمردانه "آلوده". باید بانگ برمی داشتیم تا امروز میدان درست و دقیق و پر حجم، عملیاتی شود و برسد نوشدارو که سهراب را زخم در پهلو است و هنوز وقت هست برای نجات. برای التیام زخم سهراب های در بستر کرونا افتاده. جدی بگیریم فرایند پیشگیری را و همراهی کنیم با فرایند مقابله و قرنطینه. اینجا، سخن از این و آن و بلند آوازه شدن این گروه و آن جناح نیست، حرف جان خودماست. خودِ خودِ ما نه کسِ دیگر. یعنی اگر دل با دیگران- هم- میلی ندارد، باید مراقب کاسه جان و شیشه عمر خود باشد حتی از دستِ لیلیِ شوق و اشتیاقِ بیرون رفتن. همراه شویم با نظام سلامت که "زندگی بان" ماست و اگر می گویند رفتن به پارک، ممنوع ما سراغِ پارکینگ خانه هم نرویم. می گویند سفر و جاده ممنوع، به خیابان و حتی پیاده رو هم- تا می شود- قدم نگذاریم. بدانیم و به دیگران هم تفهیم کنیم که ادامه حیات ما به "فاصله گذاری اجتماعی " وقطع شدن زنجیره انتقال ویروس بسته است. ما – البته- خودخواه نیستیم و این "خودمراقبتی" و همراهی با فرایند درمان، " خودخواهی"مذموم در مباحث اخلاقی نیست بلکه حرفِ حفاظت از جان است. حرف امانت داری ودیعه الهی حیات در میان است که با نگاه به آیه شریفه "بای ذنب قتلت" می تواند در این ساحت معنایی نو بیابد. غافلان و افراد بی توجه را باید پرسید که چرا و به چه گناهی خویش را به کشتن دادید و چرا باعث مرگ دیگران شدید؟ این علامتِ سئوال را تا روز های پیش می شد جلوی مسئولان هم گذاشت اما امروز که با تمام ظرفیت به میدان آمده اند دیگر جای پرسش از دیروز نیست بلکه سخن در همراهی امروز است که ما شهروندان باید بدان اهتمام ورزیم و به این نکته ظریف هم توجه داشته باشیم که در کنار و همراه این مراقبتها و توجه به فرایند درمان، به دامن پر مهر امام حسین ، حضرت عباس و امام سجاد (علیهم السلام) که این روز ها عید میلاد شان است دست التجا بریم و سلامت و سعادتِ همه آدمیان را طلب کنیم تاهرکس به هر آیین و ملیتی که هست به سلامت برهد از این فاجعه. حیف است که وقتی درمانگری، پزشکان خودی و بیگانه و دوست و دشمن نمی شناسد ما در دعا برای شفا خواهی، خط کش به دست گیریم و مردمان را بدان بسنجیم و یکی را ببینیم و دیگری را از قلم بندازیم. امروز است که خواندن خدا از زبان رسول مصطفی(ص) به" اللَّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ" شکوهی عالمگیر می یابد و آمین به " اللَّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ" ما را از این فصل سخت می رهاند. باری، شکرانه نعمت به میدان آمدن همه صاحب همتان، همراهی است و توجه به نسخه ای که پزشکان می نویسند تا نه ما و جمع ما و شهر ما که همه جهان، جان سبک کند از این ویروس و بیماری سنگین. چنین باد، ان شاالله! انتخاب / کد خبر: ۵۳۸۹۱۸ / شنبه - ۰۹ فروردين ۱۳۹۹ / ۰۰ : ۱۸ https://www.entekhab.ir/fa/news/538918/ شهرآرا / کد خبر: ۲۲۱۸۲ / شنبه ۰۹ فروردين ۱۳۹۹ / - ۱۹:۰۷
+ نوشته شده در شنبه نهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 19:25  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
دروغ گناهی است کبیره. چنان بزرگ که آدمی را که می تواند شان خلیفه الهی بیابد، تحقیر کند و در هم می شکند. آن را به کلید جهنم تعبیر کرده اند که در زبان هرکه بنشیند، دروازه های دوزخ را به روی او خواهند گشود. با این همه می بینیم در یک سریال تلویزیونی که باید کلاس درس باشد، این کلید ها را در دست بازیگران می بینیم و شاهدیم که سریال پر مخاطبی چون «پایتخت» رکورد دروغ را جا به جا کرده و مرز های پنهان کاری خانوادگی را فرسنگ ها آن سوتر گذاشته است. همه به هم دروغ می گویند. نقی به هما. هما به نقی، ارسطو به هر دو و…..همه دارند به هم دروغ می گویند. در همین قسمتی که پنجشنبه پخش شد، نقی در خانه بود اما به مالکی، کاراکتر نماینده مجلس، می گفت در پمپ بنزین است و دوباره که زنگ زد، باز در خانه بود و از تعویض فیلتر ( ویا قطعه ای دیگر) سخن می گفت. سارا و نیکا هم بی اطلاع پدر و مادر، نصاب به خانواده آورده بودند و…. قصه بدآموزی ها، خط به خط ادامه پیدا می کند. ساختار خانواده که در فصل های پیشین این سریال از نقاط ممتاز آن به حساب می آمد در این فصل، به کل منهدم می شود. مگر بمبی قوی تر از دروغ هم داریم در زندگی؟ همان هم در این سریال دارد جا به جا منفجر می شود. عجیب این که قصه جوری پیش می رود که مخاطب نه تنها زشتی دروغ را درنمی یابد بلکه بدان می خندد و انگار اگر در موقعیت مشابهی قرار بگیرد از تاسی به این شیوه و تنظیم رفتار به این قاعده، پرهیز نخواهد کرد. روشن است که نتایج آن دروغ ها دیگر کمیک و خنده آور نخواهد بود بلکه تلخ تر از زهر، در رگ زندگی جاری خواهد شد در رگ جامعه نیز هم. بگذریم که علاوه بر دروغ، پنهانکاری، تملق، جعل عنوان، به بازی گرفتن مفاهیم مقدس و….نیز پایه های« پایتخت» را لرزان می کند. از دیگر شیرین کاری های سریال هم متهم کردن صدا و سیما به کارهای نابخردانه است. چیزی که اگر به کلمه تبدیل و در روزنامه ای بنشیند، مدیر آن باید برای پاسخگویی شکایت این سازمان راهی دادگاه شود اما در این « خود ساخته تلویزیون» بدان متهم می شود و امضای ناظر پخش هم پای آن می نشیند! کجای قانون، « به شوشتر زدن گردن مسگر» را گردن می نهد که در این سریال آن را فرض می پندارد و به خاطر «گناهی که یک آهنگر در بلخ انجام داده»بدین شرح که خواهر بهبود در مسابقه آشپزی یک شبکه آن ور آبی، از هما سعادت تشکر کرده، کارمندی که از فیلتر های سخت این سازمان عبور کرده و می تواند در برنامه زنده و آن هم خبر خوانی شرکت کند، را تا مرز اخراج یا حد اقل اخطار پیش می برد؟ باز هم بگذریم که قصه تمسخر کار های تلویزیون در خود تلویزیون به این سریال ختم نمی شود و مهران مدیری هم در برنامه « دور همی» ویژه بدان پرداخت. باری، تلویزیون شاید اختیار آبروی خود را داشته باشد اما قطعا اختیار بازی بااعتقادات و فرهنگ جامعه را ندارد و نباید با آسان سازی دروغ و ساده سازی پنهان کاری نظام جامعه و نهاد خانواده را به چالش بکشد…..و در های جهنم را به روی یک جامعه باز کند. آقای تلویزیون! اخلاق سازی پیشکش همین تتمه ای که برای مردم مانده است را به باد ندهید، لطفا ب / جمعه 8 فروردین 1399 http://birjandemrooz.com/?p=16290
+ نوشته شده در جمعه هشتم فروردین ۱۳۹۹ساعت 22:12  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
جمهوری اسلامی / جمعه 8 فروردین 1399 / 17:40 JENewspaper@ تابناک رضوی / کد خبر:۸۳۴۳۰۲ / جمعه تاریخ انتشار:۰۸ فروردين ۱۳۹۹ - ۲۰:۰۱27 March 2020
+ نوشته شده در جمعه هشتم فروردین ۱۳۹۹ساعت 19:8  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
اعتماد کنیم به هم. پای جان همه ما در میان است. این ویروسی که سفره پهن کرده است، بی دعوت، فقیر و غنی، باسواد و بی سواد، رئیس و کارگر را به جبر، پانشین خود میکند. سیاهه کسانی که با مرگ خویش، قومی را سیاه پوش کرده اند صدق این سخن را گواهی میکنند که کوئید ۱۹ در نسق کشی از زندگی همگان، نمره ۲۰ گرفته است. بالا و پایین هم ندارد برایش فقط دارد آمار مرگ را بالا میبرد و امید را پایین میآورد. بدتر از کرونا، اما، شرایط اعتماد به یکدیگر است. چیزی که در آن به شدت فقیر شده ایم. مثلا در همین بحران مسئولان دارند به هزار زبان، مردم را به درخانه ماندن دعوت میکنند و پزشکان و پرستاران و. دارند از زبان علم و منطق طبابت بر این نکته صحه میگذارند و میخواهند به احترام جان فشانی آنان هم که شده در خانه بمانیم، اما برخیها مان به جاده میزنیم و برخی دیگر هم مثل سال پار، خیابان را با خانه اشتباه میگیرند. البته مسئولان هم رفتارشان چنان به چندگانگی افتاده بود که ما مردم هم سردرگم شده بودیم. یکی با توجه به شرایط تعطیل میکرد و بالادستی وتو میکرد. یکی از ضرورت قرنطینه میگفت و دیگری بر آن قلم میکشید و از عادی شدن شرایط میگفت. هرکس سخنی داشت و رفتاری اما...، اما این روزها همه همسخن شده اند و یک مسیر را نشان میدهند. همه ضرورت مقابله با ویروس را درک کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که برای رسیدن به «نتیجه» باید سختیها را تحمل کرد. سختی هایی، چون در خانه ماندن و روی گرداندن از سفر و تفریح و دید و بازدید نوروزی و. هم در این برحه، بسان نوشیدن شربت است که با تلخی اش نتایج شیرینی دارد. چه شیرینی حلاوت بخشتر از سلامت که بعد از سقم و بیماری میآید؟ پس بپذیریم دشواریها را برای درک درست گشایشها که در منطق قرآنی ما «ان مع العسر یسری» است و در دل سختیها میتوان شاهد زادن آسانیها بود. باری، سخن کوتاه این که مسئولان هم با درک درست شرایط و اشراف همه جانبه بر اوضاع هدف یکی کرده، به میدان آمده اند. ما هم همراه شویم برای عبور از این فصل سخت. بدانیم تحمل دشواریهای پیش رو برای شکستن بن بست مرگ، لازم و حتی حیاتی است برای توسعه سلامت انسانی. پس همراه شویم با متولیان و همکاری کنیم تا این روزگار سختتر از سخت، بگذرد. اعتماد کنیم به مسئولان و بدانیم همه تلاش آنان برای توسعه سلامت است. برای حفظ جان من و شماست پس به حرمت جان خودمان، باور کنیم برنامهها و مسئولان را و همراهی کنیم تا راه بیماری بسته و دروازه سلامت باز شود، ان شاالله. سایت و کانال شهرآرا / کد خبر: ۲۲۰۴۸ / پنجشنبه ۰۷ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۵:۳۰
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۹ساعت 15:56  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
کسی روی لبه شمشیر فوتبال بازی نمی کند. کسی با مرگ، «گرگم به هوا » بازی نمی کند. چون به زمین نرسیده، باید راهی گور شود. گوری که قبل از او و بعد از او- چنان که این روز ها می گویند- پر از آهک خواهد شد! باید دست کشید این روز ها از بازی هایی چنین و باید هوای زمین را داشت. زمینی برای زندگی که این روزها به اندازه خانه هر کس قالب بندی شده است. نباید هم از این زمین- تا می شود- پا فراتر گذاشت که آن سوی دیوار واقعا «هوا»ی زندگی «پس» است. این را می شود از گزارش هایی فهمید که ساعت ۱۴ هر روز -در باره شیوع کرونا، آن هم به روایت منابع رسمی،-به رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه های فضای مجازی می رسد. هوا پس است و هم ناجوانمردانه آلوده و باید که جوانمردانه در خانه نشست و البته متولیان امر هم باید جوانمردی را در حق مردم تمام کنند و تا می شود، نگذارند آنان به کوچه و خیابان بیایند. این تکمیل کننده فتوت پزشکان و پرستارانی است که خود از خانه بیرون و از خانواده دور هستند تا من و شما در خانه و در کنار خانواده باشیم. قدردانی از همت و فتوت آنان حکم می کند که ما از خانه بیرون نرویم تا آنان فرصت کنند به خانه برگردند. برای این هم دولت، به معنای خاص: قوه مجریه و به معنای اخص جناب رئیس جمهور روحانی، باید دست به کار شوند و قبل از آنکه دیر شود، آنچه پزشکان و متخصصان می گویند را تمام و کمال عملیاتی کنند تا در عمل بتوانیم همه ظرفیت ها را برای ارتقای سلامت جامعه فعال کنیم اما….. اما تا امروز کارنامه اجرایی، کلی اما واگر دارد. باید قم قرنطینه می شد که نشد. باید مسافرت منع می شد که باز هم نشد. باید با قرق شکنان کرونایی برخورد و جریمه در نظر گرفته می شد که باز هم نشد. باید ادرات به تعطیلی نوروزی ادامه می دادند که باز هم نشد. همه این نشد ها را مردم به حساب دولت و شخص رئیس جمهور می گذارند و پیامد های احتمالی را هم برای او سیاهه می کنند. حق هم دارند. آدم بر اساس دیده ها و خوانده هایش، بر اساس اطلاعاتی که بدان می رسد داوری می کند. نه فکت هایی که شاید باشد اما از آن بی خبریم. داده ها هم می گوید آقای روحانی چندان که باید گلوگاه ها را نمی بندد و به استاندارنش هم میدان عمل نمی دهد- مثل آنچه در خراسان رضوی اتفاق افتاد- نتیجه می شود پنجه کشیدن کرونا بر گلوی زندگی. بگذریم، اوقات دوستان تلخ نشود اما بگذارید این را هم بگوییم که برای نجات مردم از تلخ کامی باید به تدبیر پرداخت. مبارزه با کرونا را مثل بازی شطرنج باید پیش برد. قدم به قدم و مهره به مهره به سمت کیش و مات کردن این حریف چقر و بد بدن پیش رفت. کشتی گرفتن با او، باعث نابودی خودمان می شود. باز بودن ادرات و به خیابان کشیدن مردم – وقتی حتی حرم مطهر بسته است- جز کشتی با مرگ معنا ندارد. فوتبال روی لبه شمشیر هم هزار زخم در پا و تن و جان می نشاند و…. لطفا تدبیر کنید این ماجرا ها را تا امید دگر باره برخیزد و حال مان خوب شود که با حال ناخوش نمی توان نقش خوش زد بر دیوار جامعه. همین امروز اقدام کنیم که فردا خیلی دیر است، خیلی، همین! ب / چهارشنبه 6 فروردین 1399 http://birjandemrooz.com/?p=16128
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم فروردین ۱۳۹۹ساعت 15:9  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
به سلامت خودمان، رحم کنیم و اسبِ راهوار ویروسِ مرگ آفرین نباشیم. به ترور سلامت و جان دیگران برنخیزیم با نقش آفرینی در زنجیره انتقال کرونا. این درست که سفر بین شهری و آمد و شدهای غیر ضرورِ درون شهری، جرم انگاری نشده است تا قانون یقه مارا بگیرد اما قطعا می توان گناه انگاری کرد این خروج ها را وقتی باعث شیوع ویروس و سلامت سوزمی شود. قطعا در قیامت باید پاسخگوی این رفتار باشیم و در سیاهه اعمال ما شاید قتل هایی به قلم آید که از آن خبر نداریم. بله بی آنکه بدانیم، با قرق شکنی،مسئولیت شرعیِ پیامدهایِ انتقالِ ویروس مرگ را به ذمه می گیریم. جوابگو هم باید باشیم. اگر نه امروز، در فردایی که اصلا نمی شود گناهی را پنهان کرد. ب / دوشنبه 4 فروردین 1399 http://birjandemrooz.com/?p=16055 اخبار مشهد (قاتل های بی خبر) 3 فروردین 1399
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۹ساعت 20:13  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
حالمان خوش نیست. کرونا هم دارد به تاخت می تازد و آمارهای ابتلا و تلفات روی منحنی افزایش است و این یعنی چندان که باید همراهی نشده است تا موفقیت حاصل آید. یعنی این که باید بیش از گذشته مردم در خانه بمانند تا زنجیره این بیماری منحوس قطع شود. برای شکستن این زنجیره باید تعطیلی اماکن عمومی ادامه یابد. از جمله ادارات را باید -لااقل- تا نیمه دوم فروردین تعطیل نگه داشت و تعطیل کرد هرجایی را که با تشکیل جمعیت می تواند حلقه های وصل بیماری را شکل دهد. همیشه برای کار وقت هست. برای پیگیری امور وقت هست اما برای زندگی همیشه فرصت نیست مخصوصا وقتی مرگ به کمین نشسته است. نه چه می گویم؟ کمین کجا بود؟ مرگ سفره خود را پهن کرده و هر روز هم پهن تر می کند و هر روز در اخبار ساعت ۱۴ می شنویم که باز چه تعداد زندگی را پرپر کرده است. خب، وقتی زندگی نباشد کجا می توان به کار و انجام امور پرداخت؟ تعطیل کنید این روز های پر خطر را. حداقل تا پایان تعطیلات نیمه دوم سال نو، به همین قرار باشید. باور کنید که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. مگر چند درصد مردم برای این بازه زمانی تنظیم برنامه می کنند که شما می خواهید با بازگشایی ادارات، خدمت رسانی کنید؟ همه سال ها این روزها کار چندانی انجام نمی شود چه رسد به امسال که در ایام کاری هم به خاطر این ویروس لعنتی چندان که باید، کاری انجام نمی شد. بیاییم و این روز های پر خطر پیش رو را از تقویم کاری خارج کنیم. اگر آدم های کاریی باشیم خواهیم توانست با کاردانی و فعالیت افزون تر در روزهای سلامت، جبران کنیم کار هایی را که این روز ها بر زمین مانده است. می توانیم خیلی بیشتر کار کنیم و از میانگین سال های عادی هم بیلان کاری را بالاتر ببریم. این نیازمند سالم ماندن و به سلامت رساندن روز هاست. اما وقتی که شیوع کرونا دارد دامن گستر می شود نه، می توان امروز کاری کرد و نه فرصتی برای فردا می ماند. برنامه ریزی کنیم تا مردم بیشتر در خانه بمانند تا از سر بگذرانیم این روز های سخت را و به فردای سلامت برسیم و آن روز سخت کار کنیم برای جبران مافات. بگذریم، نیاز نیست که یک لشکر از کلمات را شمار کنیم. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است و چون می دانیم در خانه تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور، صاحب خردانی بصیر و خبیر هستند به همین چند جمله، به جای آن یک حرف بسنده می کنیم که؛ آمار مبتلایان کرونا رو به فزونی است. لطفا ادرات را تعطیل کنید، فردا هم روز خداست و می توان کار کرد. مراقب فرصت زندگی مردم باشید! انتخاب / کد خبر: ۵۳۷۹۸۷ / دوشنبه - ۰۴ فروردين ۱۳۹۹ / : ۰۵ : ۱۷ (وکانال) https://www.entekhab.ir/fa/news/537987/ شهرآرا / کد خبر: ۲۱۸۲۷ / دوشنبه ۰۴ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۵:۴۰(وگانال)
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۹ساعت 17:40  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
تعطیل کنید ادارات را. تعطیل کنید هرجایی را که با تشکیل جمعیت می تواند زنجیره کرونا را شکل دهد. این حرف آخری است که همین اول باید فریاد زد. همیشه برای کار وقت هست. برای پیگیری امور وقت هست اما وقتی زندگی نباشد کجا می توان به کار و انجام امور پرداخت؟ تعطیل کنید این روز های پر خطر را. حداقل تا پایان تعطیلات نیمه دوم سال نو، به همین قرار باشید. باور کنید که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. مگر چند درصد مردم برای این بازه زمانی تنظیم برنامه می کنند که شما می خواهید با بازگشایی ادارات، خدمت رسانی کنید؟ همه سال ها این روزها کار چندانی انجام نمی شود چه رسد به امسال که در ایام کاری هم چندانذکاری انجام نمی شد. بیاییم و این روز های پر خطر پیش رو را از تقویم کاری خارج کنیم. اگر آدم های کاریی باشیم خواهیم توانست با کاردانی و فعالیت افزون تر در روزهای سلامت جبران کنیم کار هایی را که این روز ها بر زمین مانده است. می توانیم خیلی بیشتر کار کنیم و از میانگین سال های عادی هم بیشتر کار کنیم و این نیازمند سالم ماندن و به سلامت رساندن روز هاست. اما وقتی که شیوع کرونا دارد دامن گستر می شود نه می توان امروز کاری کرد و نه فرصتی برای فردا می ماند. بگذریم، نیاز نیست که یک لشکر از کلمات را شمار کنیم. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است و چون می دانیم در خانه تصمییم سازی و تصمیم گیری کشور، صاحب خردانی بصیر و خبیر هستند به همین جمله، به جای آن یک حرف بسنده می کنیم که؛ آمار مبتلایان کرونا رو به فزونی است. لطفا ادارات را تعطیل کنید! تابناک رضوی / کد خبر:۸۳۳۳۰۲ / دوشنبه :۰۴ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۸
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۹ساعت 17:34  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
«در قتل کسی شریک نشویم و قاتل نباشیم!! »این عنوان یک پست بود که خواندم. خواندم و بر خود لرزیدم. مگر می شود من و ما و شما و ایشان، دست ها مان، همان دست هایی که در روز، بارها می شوییم و ضد عفونی هم می کنیم به خونی آلوده شود که پاک شدنی نباشد؟ مگر می شود ماهایی که به مهربانی شهره ایم نام مان در سیاهه قاتلان ثبت شود؟ علامت سئوال در ذهنم بی شمار می شود اما جوابش را در همان پستدچنین می خوانم که؛ « در این روزها که گرفتار فتنه دشمنان یا ابتلای الهی هستیم باید بدانیم که یک کوتاهی و یا بی توجهی و یا ساده انگاری و یا بی تفاوتی و عدم مراعات جوانب احتیاط خدای نکرده اگر کسی را مبتلا کنیم و او جانش را از دست بدهد آیا در مرگ او شریک هستیم؟!!» نویسنده کرونا را از دو زاویه خوانده است؛ فتنه دشمن و ابتلای الهی، اما می توان زاویه دیگری هم باز کرد برای دیدن. دیدن این که یک ماجرای طبیعی اتفاق افتاده است که مثل وبا و طاعون و آبله، - که در کشور ما و سایر کشور ها مسبوغ به سابقه است- دارد داس مرگ می کشد به ساقه زندگی مردم. البته فرقی هم نمی کند که از چه زاویه ای نگاه کنیم. مهم این است که باید خود را در این هنگامه پر خطر حفظ کنیم. مهمتر این است که رفتاری در پیش نگیریم که زخم در سلامت دیگران زند. باید مراقب باشیم که ندانسته دست در خون کسی نداشته باشیم. مراقبت در این ساحت هم یعنی این که نرویم و نرویم و نرویم. درخانه بمانیم، در خانه بمانیم، در خانه بمانیم. این که به جاده بزنیم فقط ما را در شمار سربازان کرونا به خط می کند و به دست ما بر سلامت مردمان و حتی خود ما زخم می زند حال آنکه ما نسبت به حفظ جان خود مسئولیم و نسبت به جان دیگران نیز هم. این درست که این جاده روی و شهرگردی را به رغم قرق شکنی از خطی که متولیان امر تعیین کرده اند هنوز جرم انگاری نکرده اند ارباب قانون اما براساس قواعد فقهی متعدد، گناه انگاری این رفتار محرز است. وقتی نهی « ولا تلقوا بایدیکم الی التهلکه» را ناخوانده و نا شنیده می انگاریم یعنی رفتار به حرام گره زده ایم. یعنی گناه را لحظه، لحظه زندگی کرده ایم، یعنی.... پس تکلیف، روشن است برای کسانی که خود را مکلف به زیست مومنانه می دانند. به دیگران هم اگر کار نداشته باشیم توقع از مومنان رعایت بایسته هایی است که پزشکان می گویند و این یعنی باید اگر به جاده هم زده ایم به سمت شهر و خانه خود اصلاح مسیر کنیم که راه این جاست و درست هم همین است. با این اصلاح می توانیم دست بشوییم و احتمال شراکت در قتل دیگران را هم از خود دور کنیم. چنین کنیم تا در فرداها از ما خون مردمان مطالبه نکنند و در قتل خویش هم دست خود ما رنگین نباشد. اصلاح رفتار کنیم در این روزها که کسی هم منتظر ما نیست و از دیدن ما دل آزرده می شود، از نیمه راه رفتن باز گردیم. این خیلی بهتر است.... تابناک رضوی / کد خبر:۸۳۳۲۵۸ / دوشنبه ۰۴ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۱:۵۵ http://tabnakrazavi.ir/fa/news/833258/ انصاف نیوز / یکشنبه 10 فروردین 1399 http://www.ensafnews.com/224547
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۹ساعت 13:41  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
قرار بود و هست هنوز که با در خانه ماندن، ریشه کرونا را از این خاک پاک برکنیم. قرار بود و هست که با خود مراقبتی و در خانه ماندن، در را به روی این دشمن زندگی سوز ببندیم اما…. اما جاده ها حکایتی دیگر دارد. حکایت از بدعهدی برخی از هموطنان که انگار خطر را جدی نگرفته و خود به “خطری جدی ” برای سلامت دیگران تبدیل شده اند. به قاچاقچیان بی جیره و مواجب کوئید19. به سربازان مرگ. حال آنکه قرار مان این بود که در “در خانه بمانیم” و به سلامت خودمان، به جان خودمان رحم کنیم ودر حلقه این زنجیره مرگ آفرین نباشیم. به ترور سلامت و جان دیگران هم دست نیالاییم با نقش آفرینی در زنجیره انتقال کرونا. این درست که سفر بین شهری و آمد و شدهای غیر ضرورِ درون شهری، “جرم انگاری” نشده است تا به عنوان ماده و تبصره در کتاب مجازات صاحب ما به ازای روشن و مجازات مشخص باشد تا قانون پنجه اقتدار خود را بر یقه ما بگذارد اما قطعا می توان گناه انگاری کرد این خروج ها را وقتی باعث شیوع ویروس می شود و سلامت مردم را به خطر می اندازد. قطعا در قیامت هم باید پاسخگوی این رفتار باشیم و در سیاهه اعمال ما شاید قتل ها و سلامت سوزی هایی به قلم آید که از آن خبر نداریم اما ذمه ما زیر بار آن گیر کرده است. بله بی آنکه بدانیم، با قرق شکنی داریم ویروس مرگ را انتقال می دهیم. جوابگو هم باید باشیم. پس اگر به امروز فکر نمی کنیم به فردا بیاندیشیم که اصلا نمی شود گناهی را پنهان کرد.فردایی که ذرات اعمال را- خیر باشد یا شر- به حساب می آورند. مطمئن باشند و باشیم که برای انتقال این ویروس هم سرفصلی مجزا در کارنامه اعمال ما باز خواهد شد و به جد از ما باز خواهند پرسید که در هنگامه پر خطری که سلامت مردم را به قمار گذاشته بودند ما را چگونه نقشی بود. مداهنه و شوخی در کار نیست همچنان که این ویروس، جدی، جدی، جان می گیرد هرچند ما به شوخی برگزار کنیم بی مبالاتی خود را.قیامت هم شوخی در کار نیست پس حواس باورمندان به حقیقت “بودن از پس امروز یقین فردایی” توجه داشته باشند به این واقعیت. باری، به قرار سابق برگردیم و برای خویشاوندان پیام دهیم که چون دوست تان داریم . چون می خواهیم سلامت بمانید به دیدار تان نمی آییم و از دور سلامتان می کنیم تا سالم بمانید برای ما که فرداهای سلامت و روشن تر در پیش است و فرصت هست برای دید و بازدید. به قرار سابق برگردیم و مسیر خودرو ها را به سمت شهر و خانه خودمان اصلاح کنیم. این برای همه بهتر است. ب / شنبه 2 فروردین 1399 http://birjandemrooz.com/?p=15948
+ نوشته شده در شنبه دوم فروردین ۱۳۹۹ساعت 17:32  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|