یک ضرورت حیاتی، زندگی ما را از نو مهندسی کرد. همه به قاعده ای که باور کردیم می تواند سلامت مان را حفظ کند، چنان تن در دادیم که تماشایش خودمان را هم به تعجب واداشت. باور نداشتیم هیچ قدرتی، هیچ بایستگیی چنین بتواند رفتارمان را قالب بندی کند که کسی نتواند از آن تخطی نماید. اما طرح «فاصله گذاری اجتماعی » این کار را به خوبی انجام داد وما آدم های بی قواره و قاعده گریز، به "کادر" بر کشتیم و دست و پای و همه تن مان را هم چنان جمع کردیم که موی مان هم از کادر خارج نشود! این را می شد از خیابان های خلوت و مغازه های تعطیل به خوبی فهمید. می شد از نوروزی دانست که با تعجب سفره های خالی و آدم های بر جا نشسته را نگاه می کرد و برای اولین بار در همه هزاره هایی که پشت سر گذاشته می دید که ایرانیان چنین بی تکاپو دارند ساعت ها را می گذرانند و حتی در قدم او هم جز بر سفره هفت سین خانگی، حرکتی به خود نمی دهند و این نشان از آن دارد که با همه قدرت فرار از مرکزی که در وجود ما هست، باز هم می توانیم به قانون تمکین کنیم. می توانیم نظامات زندگی خود را به گونه ای سامان دهیم که بی سر و سامانی پیشین را در زندگی فردی و اجتماعی، به سامان آورد. چون "می شود" پس باید برای فصل بعد از کرونا هم توجه داشته باشیم و برنامه که به شرایط قبل از آن بازنگردیم. یعنی قانونمند تر از پیش زندگی کنیم. این برای خودما خوب است و برای جامعه ای که در آن زندگی می کنیم هم بسیار بهتر است. اگر به قانون برگردیم، انصاف هم دوباره از جا برخواهد خاست و شرایط به گونه ای رقم خواهد خورد که هر یز در جای خود قرار گیرد و نشستن یک فرد به معنای تنگ شدن جا برای دیگران نباشد و آمدن فردی، دیگری را مجبور به خروج نکند. این هم به عدالت نزدیک تر است و بستر ساز زندگی بهتر می تواند باشد. اگر به این نگاه و رفتار قاعده مند برسیم. آورده کرونا برای ما بیشتر از آن خواهد بود که از سفره ما برداشته است. خود ما باید ضرورت ها را احساس و مطابق آن رفتار ها را نظم دهیم تا نه تنها از شرایط بحرانی عبور کنیم که عوارض قبل از بحران را هم مدیریت کنیم....

ب / شماره 4163 / سه شنبه 26 فروردین 1399 / صفحه 3

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۹ساعت 11:49  توسط غلامرضا بنی اسدی  |