|
صنعت چای ایران، یک زنجیره اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که از باغهای شمال کشور آغاز میشود و تا کارخانههای فرآوری، شبکه توزیع، بازار مصرف و سفره خانوار ادامه مییابد. چای ایرانی بخشی از هویت غذایی و خاطره جمعی مردم است. این ظرفیت مهم- اما- سالهاست میان ضعف سرمایهگذاری، فرسودگی باغها، ناکارآمدی صنایع فرآوری، بیثباتی سیاستگذاری و فشار واردات گرفتار مانده است. اگر «سرمایهگذاری برای تولید» قرار است از سطح شعار فراتر رود، صنعت چای یکی از مهمترین میدانهای تحقق آن است. مسئله امروز چای ایران، فراتر ازافزایش سطح تولید، ایجاد یک زنجیره ارزش منسجم، شفاف و رقابتپذیر است. در وضعیت کنونی، باغدار سهم محدودی از ارزش نهایی محصول دریافت میکند، کارخانهدار با هزینههای سنگین انرژی، نیروی انسانی و نگهداری تجهیزات مواجه است و مصرفکننده نیز گاه چای ایرانی را با قیمتی بالا و کیفیتی نامتوازن خریداری میکند. در این میان گمشده ای است به نام کسی که پول بیشتر را به جیب می زند. یعنی همان جناب «پرتقال فروش» که همیشه هست، اما به چشم نیست! این وضعیت نشان دهنده ضعف حکمرانی اقتصادی در زنجیره تولید است. ما به بازتنظیم نظام حکمرانی در این حوزه نیاز داریم. نخستین محور اصلاح، نوسازی باغهای چای است. بخشی از باغها به دلیل فرسودگی، کاهش بهرهوری، تغییرات اقلیمی، کمبود نیروی کار و دشواری تأمین نهادهها، دیگر توان تولید مطلوب گذشته را ندارند. احیای باغها، اصلاح الگوی کاشت، استفاده از نهالهای مناسب، تغذیه علمی، مدیریت آب و توسعه روشهای نوین برداشت، نیازمند برنامهای چندساله و منابع مالی پایدار است. تسهیلات این بخش نباید کوتاهمدت، پرهزینه و نامتناسب با دوره بازگشت سرمایه کشاورزی باشد. تولیدکننده زمانی میتواند سرمایهگذاری کند که از آینده بازار و امکان بازپرداخت منابع اطمینان داشته باشد. محور دوم، نوسازی کارخانههای فرآوری است. کیفیت چای، به فاصله زمانی برداشت تا فرآوری و فناوری مورد استفاده در کارخانه وابستگی مستقیم دارد. ماشینآلات فرسوده، نبود آزمایشگاههای تخصصی، ضعف کنترل کیفیت و بستهبندی غیرحرفهای، ارزش محصول ایرانی را کاهش میدهد. سرمایهگذاری در تجهیزات مدرن، آموزش نیروی انسانی، استانداردسازی فرآیند تولید و توسعه بستهبندی، باید بخشی از سیاست صنعتی کشور باشد. حمایت از تولید داخلی زمانی پایدار خواهد بود که محصول داخلی بتواند از نظر کیفیت، سلامت، تنوع و قابلیت اعتماد با نمونههای وارداتی رقابت کند. اگراین مهم اتفاق افتد، چای وطنی بسان فوتبال در خانه خودی یک گل جلو خواهد بود. در کنار تولید و فرآوری، باید برای ساختن برند ملی چای ایرانی نیز برنامه داشت. چای ایرانی نباید صرفاً بهصورت فلهای و بدون شناسنامه عرضه شود. درج منطقه تولید، درجه کیفی، شیوه فرآوری و اطلاعات قابل رهگیری، اعتماد مصرفکننده را افزایش میدهد. ایجاد نشان جغرافیایی برای مناطق چایخیز، توسعه بازاریابی حرفهای و معرفی چای ایرانی به بازارهای منطقهای میتواند ارزش افزوده بیشتری برای تولیدکننده ایجاد کند. سیاست تجاری نیز نیازمند ثبات و عقلانیت است. واردات بیضابطه، تولید داخلی را تضعیف میکند و ممنوعیتهای ناگهانی، بازار را با کمبود و التهاب مواجه میسازد. راهبرد درست، تنظیم هوشمند واردات، مقابله جدی با قاچاق، حمایت مشروط از تولید و جلوگیری از شکلگیری انحصار و رانت است. حمایت باید به افزایش بهرهوری، ارتقای کیفیت و پرداخت عادلانه به باغدار منجر شود، نه آنکه تنها منافع گروهی محدود را تأمین کند. دوسر برد، عنوان محترمی است برای زمانی که بتوانیم محصولات مان را ارتقا دهیم تا مصرف کننده نیز با رقبت، چای ایرانی «دم» کند… . زائر نیوز / شناسه 3662 / سه شنبه 24 شهریور 1405 / ساعت: 08:14(متاخرین) https://zayernews.ir/2026/09/15/3662/
+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر ۱۴۰۵ساعت 12:14  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|