|
حکیم ابوالقاسم فردوسی، هزار سال پیش، حقیقتی را گفت که هنوز هم هر روز باید آن را از نو خواند و به یاد آورد؛ «همه جای ایران، سرای من است.» این «من»، تنها ضمیر شاعر نیست؛ ضمیر همه ایرانیانی است که دلشان به نام ایران میتپد. از همین رو، برای ما شمال و جنوب، شرق و غرب، فقط جهتهای جغرافیاست، نه مرزهای عاطفه. ایران، یک پیکر است؛ اگر خاری در پایش فرو رود، دردش تا فرق سر میدود. اگر زخمی بر سینه جنوب بنشیند، اشک باید از چشم شمال جاری شود و اگر خطری در شرق قد بکشد، غرب هم باید قامت به دفاع راست کند. وطن، مجموعهای از استانها نیست؛ انداموارهای زنده است که همه اعضایش به یک جان، جان دارند. در روزنامهنگاری، از «ارزش مجاورت» سخن میگویند؛ اینکه خبرِ نزدیک، برای مخاطب مهمتر است. این قاعده، در جای خود درست است، اما وقتی پای ایران در میان باشد، باید ارزشی برتر را نیز به رسمیت شناخت؛ «ارزش ملیت». ملیت، فاصله نمیشناسد. هیچ شهری از شهر دیگر ایرانیتر نیست و هیچ نقطهای از این سرزمین، دورتر از دل ما قرار ندارد. هرجا که نام ایران بر آن نقش بسته باشد، همانجا خانه ماست و هر حادثهای که آنجا رخ دهد، سهمی از اندوه و مسئولیت ما را با خود دارد. رسانه، اگر تنها با مترِ فاصله خبر را وزن کند، رسالت حرفهای خود را انجام داده است؛ اما اگر بخواهد رسالت ملی خویش را به سرانجام برساند، باید فاصلهها را از دل مردم بردارد. این، فقط اطلاعرسانی نیست؛ ساختن جامعهای هویتی است؛ جامعهای که اعضایش شاید هرگز همه یکدیگر را ندیده باشند، اما خود را شریک یک سرنوشت میدانند. امروز، بیش از همیشه، دشمن میکوشد مرزها را نه بر خاک، که در ذهنها ترسیم کند. جنگ شناختی، پیش از آنکه به جغرافیا حمله کند، حافظه مشترک ملتها را نشانه میرود. می خواهد تعلقات را تجزیه کند تا راه برای پاره پاره کردن وطن هموار شود. رسانه باید با پاسداری از هویت ملی وجریان سازی کشوری او را ناکام بگذارد. در ادبیات راهبردی، از «تابآوری ملی» بسیار سخن میرود، اما تابآوری، پیش از آنکه در زرادخانهها ساخته شود، در روایتها شکل میگیرد. ملتی که خود را یک پیکر بداند، سختیها را آسانتر تاب میآورد و تهدیدها را استوارتر دفع میکند. رسانه، معمار این روایت است؛ یا رشتههای پیوند را استوارتر میبافد یا ناخواسته به گسستن آنها کمک میکند. برای ما که کارمان روایت کردن است، هیچ حادثهای در هیچ گوشه ایران، خبرِ یک نقطه نیست. هر اتفاق، روایتی از سرنوشت یک ملت است. ایران، تنها یک نقشه نیست؛ روایتی است که قرنها دوام آورده و با همین روایت نیز دوام خواهد آورد. تا وقتی هر ایرانی، درد هر گوشه این سرزمین را درد خود بداند، هیچ قدرتی نخواهد توانست در جغرافیای دلها، مرزی تازه بکشد. آن روز، باز هم میتوان با اطمینان و افتخار گفت: همه جای ایران، سرای من است. ب / شماره 5888 / یکشنبه 15 شهریور 1405 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050615.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۵ساعت 11:35  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|