|
امروز در میانه بحرانهایِ پیچیده، «بنزین» دیگر تنها یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه به «اسمرمزِ» ناترازیهایِ عمیقِ ساختاری بدل شده است. وقتی از ناترازیِ تولید و مصرف سخن میگوییم، با ارقامِ تکاندهندهای روبهرو هستیم؛ روزانه حدود ۱۴ میلیون لیتر کسری در تراز مصرف وجود دارد. این در حالی است که ما از تولید 9 میلیون لیتری پتروشیمی ها در روز هم برخورداریم و الا این رقم به 23 میلیون لیتر می رسید. این هم یک رقم بسیار سنگین است. هر ساختاری را می تواند به هم بزند اما باید پرسید که ریشه اصلی بحرانی چنین در کجاست؟ باید گفت ریشه در «ناترازی در برنامهریزی و مدیریت» است. ناترازیای که هم در مدیریتِ تولید از سوی مسئولان و هم در مدیریتِ مصرف از سوی مردم ریشه دارد. این انباشتِ ناترازیها، ما را به نقطهای رسانده که دیگر نه در جای خود استوار ایستادهایم و نه نشستهایم بلکه در وضعیتی معلق و لرزان هستیم که مشخص نیست این پروازِ ناایمن، ما را به کجا خواهد نشاند. بنزین امروز، «اضطرابِ ملی» شده است. هم مسئولان را با انبوهی از علامتهای سؤال در برابر زمین و زمان مواجه کرده، و هم با پرتابِ سایه «پساگرانی» در فضای مجازی، رمقِ مردم را گرفته است. جرقهای کوچک از یک طرحِ آزمایشی در گوشهای از کشور، در فضای مجازی به یک بحرانِ سراسری تبدیل میشود. بحرانی که با سوءاستفاده رقابتهایِ انتخاباتی، به یک «غصه عمومی» بدل گشته که هم صاحبانِ خودرو و هم عابرانِ پیاده را در هم میپیچد. با این همه، نباید از حقیقتِ جنگِ تحمیلی دشمنان غافل شد؛ ما در میانه «جنگ، تحریم و محاصره» هستیم. دشمن بهخوبی میداند که در میدانهایِ رودررو ناکام مانده، پس اکنون «تابآوریِ ملی» را هدف قرار داده است. هدف، فروپاشیِ اراده و از میان بردنِ انسجامِ جامعه است. ما و دولت، هر دو این هدفگذاری را میدانیم پس وظیفه داریم کار را چنان جمع کنیم که کمترین آسیب به ملک و ملت برسد. می دانیم که راهگشایی از این بنبست، در «درکِ متقابل میان ملت و نظامِ حکمرانی» نهفته است. نخستین گام، «ملی دیدنِ موضوع» است. یعنی نگاه به مسئله با چشمِ کلان، بدونِ متهمانگاریِ مسئولان. ما به شفافیت و صداقت نیاز داریم. به همان غیرتِ ملی که میگوید «تا میشود، خوردویی استارت نخورد» اما برای خروج از این پیچِ سهمگین، باید به «گزینههایِ جایگزین» فکر کرد. ساماندهیِ بیسابقه و جدیِ ناوگانِ حملونقلِ عمومی، تنها راهِ کاهشِ فشارِ بنزینی است. اما وقتی سر فاصله حرکت ناوگان حمل و نقل عمومی نا منظم و روان فرساست که مسافر را از ایستگاه پشیمان کند، مدیریتِ مصرف غیرممکن میشود. در کنار آن، ساماندهیِ وارداتِ خودروهای کممصرف، حتی با قیمتهایِ فعلی، میتواند یک «گشایشِ استراتژیک» باشد. شاید تفسیرِ «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» در این روزها، همین باشد: اینکه از دلِ سختیِ ناترازیِ بنزین، راهِ گشایش در وارداتِ خودروهایِ بهینه و عبور از سلطه قلدرهایِ خودروساز بیرون بیاید. یک شاید دیگر را هم می شود در قالب «باید» تاکید کرد؛ باید مدیریت شهری با نظم دادن به سرویس های عمومی، برای خاموش کردنِ خودروهای تک سرنشین، انگیزه ایجاد کند. همه با هم از این موج هم می گذریم. ب / شماره 5875/ دوشنبه 26 مرداد1405 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050526.pdf
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵ساعت 12:15  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|