روز های اربعینی یک فرصت خاص است برای آشنایی با خصوصیت های شهید و شهادت. در نگاهِ سطحی و مادی، شهادت تنها لحظه‌ برخوردِ تیغ با گلو یا برخوردِ گلوله با تن است. لحظه‌ای که هستیِ یک انسان در نقطه‌ای مشخص، به پایان می‌رسد. اما اگر بخواهیم با نگاهی معرفتی و عمیق‌تر، به لایه‌هایِ غیبیِ این واقعه بنگریم، درمی‌یابیم که شهادت، هرگز «پایان» نیست؛ شهادت، اوجِ «حضور» است. شهادتِ حقیقی، آن‌گونه که از منظرِ حقیقتِ هستی باید باشد، شهادتی است که در آن، حضورِ شهید در هستی و در تاروپودِ جامعه، نه تنها قطع نمی‌شود، بلکه ریشه‌دارتر و پرمعناتر می‌گردد. شهیدِ واقعی، کسی نیست که تنها از میانِ ما عبور کند و برود. شهید کسی است که حضورش در میان ما، «بارور» است. او با خونِ خویش، بسترِ معنا را آماده می‌کند تا زندگی‌هایِ دیگر را به ثمر بنشاند. شهادتِ حقیقی، یک «خلاء» ایجاد نمی‌کند بلکه یک «فراوانی» می‌آفریند. شهیدی که حق، او را برگزیده است، با رفتن از جهانِ مادی، از خود میراثی به جا می‌گذارد که از جنسِ گوشت و پوست نیست؛ میراثی است از جنسِ «ساختن». او با سوختنِ خویش، حیات های طیبه ای می‌سازد که از جنسِ ایمان و غیرت‌اند. قامت های رشیدی که برای ایستادگی در برابرِ طوفان‌هایِ تاریخ، در هر کجای زمین و زمان مهیای جهاداند. به فرموده استاد صفائی حائری، ما با شهادت‌هایی روبه‌رو هستیم که از خود، «دو فرزند» به جا می‌گذارند. نه لزوماً فرزندانِ بیولوژیک، بلکه فرزندانِ معنایی؛ یعنی همان آدم‌هایی که در مدرسه و میدانِ زندگی، با نگاه به شکوهِ آن شهادت، قد برافراشته‌اند. شهادت، فرآیندِ «تولیدِ انسان» است. در این میان، ما با دو نگاه متفاوت از سوختن روبرو هستیم. سوختن‌هایی که برای «ساختن» است و سوختن‌هایی که تنها برای «ویرانی» است. شهادتِ حقیقی، سوختنِ آدم‌هایی است که از «تبارِ حقیقت» هستند. می سوزند و می سازند. می سازند و تکثیر می کنند. تکثیر می کنند و امتداد را تضمین می کنند. با اشتیاق از تمامِ خود می‌گذارد تا چیزی جز «حق» و «خدا» باقی نماند. این آدم‌ها، با سوختنِ خود، راه را برای «ساختن» باز می‌کنند. آن‌ها با سوختنِ خویش، پی‌ریزی می‌کنند برای تمدنی که در آن، ارزش‌ها بر مادیات پیروز می‌شوند. باید دانست که اگر شهادت، تنها مرگِ یک تن باشد، تاریخ از آن می‌گذرد اما چون شهادت، «حضورِ ابدی» و «ساختنِ مهره‌هایِ هستی» است، هر بار که خونِ شهیدی بر زمین می‌نشیند، نَفَسِ تازه‌ای در کالبدِ جامعه دمیده می‌شود و زنجیره‌ای از «ساختن» و «باروری» آغاز می‌گردد که تا ابدیت ادامه خواهد داشت. ان شاءا... ما نیز در قرائت شهادت، مرگِ عزیزانمان را نبینیم، بلکه شاهدِ «تولدِ معنا» در دلِ جامعه باشیم. معنایی که انسان را در شکوه خلیفه ا... جاودانه کند.

ب / شماره5865 / شنبه 10 مرداد1405 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050510.pdf

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ساعت 12:32  توسط غلامرضا بنی اسدی  |