در بازیِ پیچیده و کثیفِ سیاست و خیانت و جنایت، مرزهای اخلاقی گاه چنان محو می‌شوند که گویی همه چیز قابل خرید و فروش است. به همین خاطر است که برخی «وطن فروش» می شوند اما این ها، بازیِ شرافت، را با شکستی مضحک، به «تن‌فروشان» سه بر صفر واگذار می‌کنند. راهِ بازگشت برای «تن‌فروش» همیشه باز است؛ او ممکن است در مسیرِ پشیمانی و توبه، خود را از جرمِ فروختنِ خویشتن تطهیر کند. اما برای «وطن‌فروش»، هیچ توبه‌ای وجود ندارد. هیچ کلامی، هیچ مناسکِ پشیمانی و هیچ راهِ بازگشتی نمی‌تواند آن لجن‌زارِ عمیق را پاک کند. امروز می‌خواهم این حقیقت را چنان با فریادی رسا و با خطی چنان درشت بر دیوارِ تاریخ بنگارم که حتی گوش‌های کَر، گوش‌های کور و چشم‌های بسته، ناچار به شنیدن و دیدن شوند. برای آنکه کسی بتواند وطن بفروشد و با وقاحت در کنار متجاوز بایستد، باید لجن باشد؛ لجن باشد تا حدِ نایاب. اما او که می‌خواهد از جنایتِ دشمن، برای کشتنِ هم‌وطن و ویرانیِ خاکِ خود دفاع کند، دیگر از لجن فراتر رفته و به اعماقِ نیستی و انحطاط سقوط کرده است. آنچه امروز با عبارت های مهوعی همچون «تن‌کیو ترامپ» (Thank you Trump) از آن یاد می‌شود، چیزی نیست جز یک ترکیبِ متعفن و تهوع‌آور؛ ترکیبی که از تجزیه و فروپاشیِ «غیرت ملی» سرچشمه می‌گیرد. باید دانست که اگر هسته‌ سختِ غیرت در وجودِ کسی تجزیه شود، دیگر هیچ ترکیبی برای شرافت، هیچ ترکیبی برای شأن و منزلت شان باقی نمی‌ماند. آنان که تورق آلبوم هویت خانوادگی شان به صفحه ترامپ و نتانیاهو رسیده و او را برادر پدر خویش یافته اند، هویت خود را یک جا باخته اند. هر چقدر هم که فریاد بکشند، هر چقدر هم که امروز جنوب ایران را فریاد بزنند، نخواهند توانست شناسنامه‌ ایرانیِ خود را پس بگیرند. ایران، دیری است که از این وجودهای آلوده و این روح‌هایِ گروگان شیطان، دست شسته است. وطن، برای ما، با خونِ فرزندانش چنان مقدس و معطر شده است که باورداریم حتی نام بردن از آن، زبان و دهانی شایسته و پاک می‌طلبد. کلمه‌ مقدسِ «ایران» را تنها کسانی می‌توانند بر زبان بیاورند که زبانشان از آلودگیِ خیانت پاک باشد. کسانی که در هر کجای جهان که باشند، «ایرانی» بودنِ آن‌ها از جنسِ خاک و خون و غیرت باشد، نه از جنسِ معامله و امتیاز. پادوهای ترامپ و نتانیاهو، که در خدمتِ فروپاشیِ ملی هر کاری توانستند، کردند و ناکام شدند، با این کلامِ محترم و این هویتِ گریزناپذیر، کاری ندارند. آن‌ها در حاشیه‌ تاریخ گرفتار خیانت خود، جهنم رفتار خویش را انتظار می کشند و ما، در قلبِ ایران، با شکوه و سربلندی پای پرچم وطن خواهیم ماند.

ب / شماره5865 / شنبه 10 مرداد1405 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050510.pdf

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ساعت 12:31  توسط غلامرضا بنی اسدی  |