|
عزت را نباید در کف زدنِ جمعیت جست، که کفها زود از صدا میافتند. عزت، چراغی نیست که دیگران برای ما روشن کنند؛ نوری است که خدا در جان آدمی نهاده است تا با شناخت خویش، فروزان بماند. آنکه آینه دل را از غبار خودکمبینی پاک کرده باشد، سیمای کرامت الهی را در وجود خویش خواهد دید و دیگر محتاج آن نخواهد شد که هر صبح، ارزش خود را از زبان دیگران بشنود. انسان، وقتی خود را میشناسد، به اندازه مأموریت الهی خویش قد میکشد، نه به اندازه تشویق مردم. باید توجه داشت که استعداد، امانتی از سوی خداست، نه سرمایهای برای فخرفروشی و نه نعمتی برای پنهان کردن. هرکس که به این ودیعه الهی آگاه شود، درمییابد که مسئول شکوفا کردن آن است، نه مسئول قانع کردن دیگران به ارزش خویش. بسیاری از رنجهای اجتماعی امروز، از آنجا آغاز میشود که ترازوی عزت را از درون به بیرون منتقل کردهایم. ارزش خود را با تعداد تحسینها، جایگاهها و نگاهها میسنجیم. همین میشود که با یک بیاعتنایی میشکنیم و با یک تمجید، از خود بیخود میشویم. جامعهای که کرامت انسان را به رأی دیگران گره بزند، دیر یا زود گرفتار مسابقهای بیپایان برای دیده شدن خواهد شد؛ مسابقهای که در آن، بسیاری خود را گم میکنند تا شاید دیگران آنان را پیدا کنند. اما قرآن، راه دیگری پیش پای انسان میگذارد؛ راهی که از «معرفت نفس» آغاز میشود و به «توکل» میرسد. کسی که به خویشتن، آنگونه که خدا آفریده است، تکیه دارد و دل به پروردگار میسپارد، از طوفان بیمهریها هراسی ندارد. او میداند که اگر همه درها بسته شود، دری که خدا میگشاید، گشوده خواهد ماند و اگر همه نگاهها از او برگردد، نگاه لطف الهی هرگز از بنده امیدوارش دریغ نمیشود. عزت، محصول خودبزرگبینی نیست؛ میوه خداشناسی است. هرچه ایمان عمیقتر شود، وابستگی به تأیید دیگران کمتر میشود. انسانِ متوکل، نه از تحقیر تحقیرکنندگان کوچک میشود و نه از ستایش ستایشگران بزرگ. قامت او را ایمان اندازه میگیرد، نه افکار عمومی. چه بسیار مردان و زنانی که روزگار آنان را ندید، اما خدا آنان را بلندآوازه کرد؛ و چه بسیار کسانی که روزگاری بر دوش تشویق مردم ایستادند، اما چون ریشه در خویشتن و توکل نداشتند، با نخستین باد مخالفت فرو افتادند. تاریخ، بیش از آنکه مدیون محبوبانِ مردم باشد، وامدار محبوبانِ خداست. امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید عزت را به خانه دل بازگرداند. باید به نسل امروز آموخت که ارزش انسان در حقیقت وجود اوست، نه در ویترین زندگیاش. باید باور کرد که کسی که خود را شناخته، استعدادهای خدادادیاش را شناخته و دستش را در دست خدا نهاده است، هرگز احساس خواری نخواهد کرد حتی اگر جهان، نامش را بر زبان نیاورد و حضورش را نادیده بگیرد. کرامت، از درون آغاز میشود؛ از ایمان به آنچه خدا در وجود انسان به ودیعه نهاده است. هرکس این حقیقت را دریابد، دیگر برای عزیز بودن، درِ خانه این و آن را نخواهد کوبید زیرا میداند عزتی که خدا در جان انسان مینشاند، نه با بیاعتنایی مردم کمرنگ میشود و نه با ستایش آنان افزون. ب / شماره5864 / چهارشنبه 7 مرداد1405 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050507.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵ساعت 13:4  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|