|
قلم، در ساخت زندگی و جامعه همیشه سهمی محترم دارد. حرف سهم خواهی نیست البته که بیان تکلیف است ورسالتی که بر دوش قلم سنگینی می کند. رسالت روشن کردن، آگاه ساختن و راه نمودن. در منطق وحی، نخستین سوگندها بیحکمت نیست. آنجا که خداوند به «قلم» و آنچه مینویسد سوگند یاد میکند، در حقیقت از یک ابزار سخن نمیگوید، از یک سنت الهی پرده برمیدارد. سنتی که آفرینش انسان را با تعلیم، و تعلیم را با کتابت گره زده است. قلم، امتداد «اقرأ» است؛ ادامه همان دعوتی که انسان را از زیستن غریزی به حیات آگاهانه فرا میخواند. از همین روست که در هندسه معرفت اسلامی، قلم تنها وسیله ثبت تاریخ نیست، خود، سازنده تاریخ است. رسالت قلم، در مرز اطلاعرسانی متوقف نمیشود. آگاهی، اگر به دانایی نرسد، چهبسا خود منشأ گمراهی شود. انبوه اطلاعات، بینظام معرفتی، ذهن را شلوغ میکند، نه روشن. جامعه امروز، بیش از خبر، به فهم نیاز دارد. بیش از داده، به حکمت و بیش از هیجان، به معرفت. این همان جایی است که قلم داری، از حرفه به جهاد تبدیل میشود. جهادی برای تبدیل آگاهی به دانایی و دانایی به مسئولیت. واقعیت این است که، هیچ جامعهای بدون روایتهای اصیل، حافظه مشترک و تولید مستمر معنا، دوام نمیآورد. فرهنگ، پیش از آنکه در خیابان و بازار شکل بگیرد، در واژهها متولد میشود. هر سطری که حقیقت را روشنتر کند، آجر دیگری بر بنای هویت ملی است و هر کلمهای که غبار تحریف را کنار بزند، خدمتی به امنیت فرهنگی یک ملت. قلم، اگر امانتدار حقیقت باشد، پیش از آنکه رخدادها را روایت کند، افقها را میسازد. شاید از همین روست که در سنت اسلامی، مرکب اهل علم، منزلتی همسنگ و بلکه برتر از خون شهید یافته است؛ نه برای آنکه میان این دو رقابتی باشد، از این رو که این دو، دو جلوه از یک حقیقتاند. یکی با خون، از مرزهای جغرافیا پاسداری میکند و دیگری با قلم، از مرزهای معنا. اگر خون، سرزمین را حفظ میکند، قلم، انسانِ حافظِ سرزمین را میپرورد. اگر شهید، دشمن را از خاک دور میکند، قلم، جهل را از جان. جامعهای که دانایی در آن تعمیق یابد، انسانهایی در تراز ایثار نیز خواهد پرورد. شهادت، محصول لحظه نیست، ثمره سالها تربیت فکری و فرهنگی است. از سنگ خارا، تنها تیشهای صبور میتواند گوهر شبچراغ بسازد و از انسان عادی، تنها فرهنگِ برخاسته از معرفت، قهرمان مسئولیت میآفریند. این همان معجزه قلم است؛ تبدیل استعدادهای خام به شخصیتهای استوار. در نقطه مقابل، هرگاه قلم از حقیقت فاصله بگیرد یا در برابر غوغاسالاری سکوت کند، میدان برای آنان گشوده میشود که زندگی مردم را قربانی پندارهای خویش میکنند؛ آنان که به جای فهم، توهم میکارند و به جای دانایی، هیجان میفروشند. هزینه چنین غفلتی را نه نویسندگان، که ملتها میپردازند؛ با فرسایش سرمایه اجتماعی، گسترش بدفهمی و گرفتار شدن در دور باطل بحرانهایی که ریشه بسیاری از آنها در فقر معرفت است. ب / شماره5863 / سه شنبه 6 مرداد1405 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050506.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد ۱۴۰۵ساعت 13:3  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|