|
بعضی آدمها، هنوز نیامده، در فردا زندگی میکنند. انگار خانه دلشان را در سرزمینی ساختهاند که هنوز نقشهاش هم کشیده نشده است. چشم به افقی دوختهاند که هرچه پیش میروند، باز هم دورتر میشود. این، انتظار است؛ اما نه آن انتظار روشن و سازنده که انسان را به حرکت وامیدارد، بلکه توقعی که آرامآرام، امروز را از آدمی میدزدد. انتظار، اگر به معنای دل بستن به آیندهای باشد که برای ساختنش، آجر بر آجر نمیگذاریم، بیش از آنکه امید باشد، خیال است. خیال هم، هرچند شیرین، نان زندگی نمیشود. کسی که همه دلخوشیاش را به فردا گره زده، ناخودآگاه امروز را محکوم میکند. گویی اکنون، زندانی است که باید هرچه زودتر از آن گریخت. اینجاست که تضادی خاموش در جان آدمی شکل میگیرد میان «آنچه هست» و «آنچه آرزو میشود». نتیجه این کشمکش، چیزی جز فرسودگی روح نیست. انسانی که مدام میگوید: «وقتی فلان اتفاق بیفتد، خوشبخت میشوم»، در حقیقت، خوشبختی را به تعویق انداخته است. او نه با امروز آشتی دارد و نه تضمینی برای رسیدن به فردای خیالیاش. اینگونه، زمان حال، قربانی آیندهای میشود که هنوز نیامده و شاید هرگز هم به همان صورت نرسد. زندگی اما، فقط در اکنون جریان دارد. نه دیروز را میتوان بازگرداند و نه فردا را پیشخور کرد. تنها سرمایه قطعی انسان، همین لحظهای است که در آن نفس میکشد. اگر این لحظه را با حسرت نداشتهها و شوق بیبرنامه به داشتههای آینده بسوزانیم، در حقیقت، کیفیت زندگی را به بهایی ناچیز فروختهایم. البته انتظار، همیشه هم نکوهیده نیست. انتظار، آنگاه که بر شانههای برنامه، تلاش، صبر و تدبیر بایستد، نیرویی سازنده است. کشاورز، منتظر برداشت محصول میماند، اما پیش از آن زمین را شخم زده، بذر افشانده و آبیاری کرده است. دانشجو چشم به روز دانشآموختگی دارد، اما شبهای بسیار را با کتاب و کوشش سپری میکند. این انتظار، امیدی فعال است، نه آرزویی منفعل. آنچه زندگی را میسازد، رؤیای فردا نیست؛ ساختن امروز برای رسیدن به فرداست. آینده، فرزند امروز است. اگر امروز را تهی از برنامه، تلاش و مسئولیت بگذرانیم، فردا نیز چیزی جز تکرار همین تهیدستی نخواهد بود. پس باید آموخت که انتظار را از رؤیا به راه تبدیل کنیم. هر روز، گامی باشد به سوی مقصد، نه حسرتی برای فاصله تا آن. آنگاه دیگر فردا، رقیب امروز نخواهد بود، بلکه ادامه طبیعی امروز خواهد شد. و این، همان انتظاری است که انسان را بزرگ میکند؛ انتظاری که ریشه در حال دارد و شاخه در آینده. ب / شماره 5860 / شنبه 3 مرداد 1405 / صفحه 4 blob:https://web.eitaa.com/3ac76451-e597-4875-a9b7-65d5bd0beb46
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۴۰۵ساعت 12:27  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|