|
سلمان. سلمانِ فارسی، سلمانی که انتساب را از خون به خوی و خُلق تغییر داد تا همه بدانند که می شود بی نسبِ خونی، خویشاوندی یافت به اخلاق و خوی و خُلق. «سلمان منا اهل البیت» کلام رسول اعظم الهی است که فقط در باره او بیان شده است. اما این بیان، تبیین یک راه است برای همه انسان ها. این که می شود با تعریف درست نسبت، قابِ نسب را شکست و به قلب حقیقت راه یافت. او معلم است برای انسان در همیشه زمان. هم از این رو که از «بودنِ منجمد» و ماندن در آنچه هست متنفر بود و در مسیرِ«شدنِ مستمر» به دنبال آنچه باید باشد می گشت. او در آغاز در ایران با باورهای میترایی آشنا بود و سپس باورهای زرتشتی و سپستر باورهای مانوی و بدینگونه با حکمت و خرد ایران باستان آشنا بود. به غرب رفت و با باورهای مسیحی آشنا شد و سالها در آنجا در خدمت کلیسا بود و با باورهای یهودی بیشتر آشنا شد. در یثرب(مدینه) حضرتِ محمد(ص) را دید و با اسلام آشنا گردید. حقیقت را یافت و همراه حقیقت جانِ تازه ای که جهانش را چنان بسازد که باید. او به کامل ترین ایمان دست یافت بعد از معصومین علیهم السلام. او دقیقاً کاری را می کرد که خواست و مطلوب و برنامه ولی زمان بود. تفاوت او در همین بود اتفاقاً. دیگران کارشان را برای امر امام انجام می دادند اما سلمان امر امام را به کار و عمل تبدیل می کرد. باریک نکته ای است این چه کسانی که کارشان را برای خدا، برای رسول، برای امام، برای ولی، انجام می دهند، گاه با همه خلوص نیتی هم که دارند، کاری که خود می خواهند و درست می پندارند را انجام می دهند و این شاید درست نباشد یا به موقع و به جا انجام نگیرد اما سلمان کاری را انجام می داد که خدا و رسول و امام و ولی فرموده است و این از خطا ایمن است. امروز هم باید به همین شیوه کار کرد. این درس باید رسم رفتار همه ما باشد به ویژه کسانی که خود را انقلابی تر می خوانند. به قول شهید آوینی، «کارتان را برای خدا نکنید، برای خدا کار کنید» یعنی، ببینید خدا چه کاری از شما خواسته همان را انجام دهید، نه اینکه کاری که خودتان میخواهید را بنام خدا انجام دهید. خوانش امروزین آن در شرایط خاص کنونی می شود این که کارها تان را برای امر ولی انجام ندهید، برای تحقق فرامین مصرح ولی، کار کنید. اگر چنین شد، وحدت، حداکثری می شود و به تولید قدرت برای ایران می انجامد اما اگر قرار باشد آنچه می پنداریم را با نیت خالص هم انجام دهیم شاید راه به صواب نبریم. صواب، تحقق فرامین رهبری است. جز این خطاست حتی با قصد قربت. این را از زندگی سلمان درس بگیریم. ب / شماره 5859 / چهارشنبه 31 تیر 1405 / صفحه 2 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050431.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ساعت 12:17  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|