یک زخم هم می تواند آدمی را از حرکت بیاندازد. لازم نیست هزار زخم پشت هم صف بکشند. قصه گناه هم همین است پس به قول استاد صفائی حائری، « نگوييد ما همۀ گناهان را نداريم كه هركس گناهى دارد و همان براى توقف و ماندن او كافى است. » مثل همان یک زخم که می تواند « راهزنِ حرکتِ» آدمی شود. پس به قول استاد،« لازم نيست كه ذنوب همۀ عوالم را داشته باشد. يك ماشين لازم نيست همه جايش خراب شود تا بايستد. ممكن است يك سيم از آن قطع شود و بايستد، يا باد چرخش كم شود و بايستد، همان‌طور كه شيطان با يك كبر زمين خورد آدم با يك حرص زمين خورد، پسر آدم با يك بخل ذليل شد، يونس با يك شتاب ذليل شد. ما كه الحمدللّه همۀ اينها را با هم داريم و احساس ندامتى هم نداريم!» اینجاست که باید دست بر یقه خویش بگیریم و خود را چنان تکان دهیم و حتی به دیوار بکوبیم که غبار خواب و غفلت، یکجا فروریزد. شاید هم خودمان از پس خود برنیاییم آن وقت لازم است سیلیِ تربیت دهنده یک مربی هوشیارمان کند. این را هم باید هدیه ای گران قیمت شمرد چنان که استاد می گوید:« پس هديه و حرفى كه من براى شما دارم، همين است و كارى هم كه شما مى‌توانيد بكنيد، همان اِنابه است. انكسار و دلِ شكسته را فراموش نكنيد!» بله، باید خود را شکست تا به خدا رسید. باید دل شکسته داشت تا دلدار در هر پاره آن تجلی کند و توان دل به دست آوردن ببخشد. وقتی بتوانیم دل بندگان خدا را به دست آوریم حتما خدا هم به ما عنایت خواهد فرمود. که او هم غنی مطلق است و هم کریم مطلق. آنقدر که نگفته می بخشد و نطلبیده مراد می دهد. بخوانیم کلام آیت الله صفائی حائری را در کتاب اخبات که؛« به خدا قسم! خدا آن قدر غنى و حميد است كه وقتى فقر و انكسار تو را بيند، سرشارت مى‌كند و اصلاً نگاه هم نمى‌كند كه عذر بخواهى. توبيخت هم نمى‌كند كه بسوزى. كرامت او در حدى است كه اصلاً نگاه نمى‌كند تا از او عذر بخواهى!» حیف است خدایی چنین کریم و صاحب مهر داشته باشیم اما دست در خرمن کرمش نزنیم. حیف است خدایی چنین تیمار کننده و تربیت دهنده داشته باشیم اما از یک زخم که با غفلت ما ناسور شده بمیریم. حیف است. باید تکانی به خودمان دهیم و خود را به باران عنایت الهی برسانیم. جامعه به آدم های سالم و بیدار می تواند به فردای بهتر برسد. از پا افتادگان زخمی و خموده، نمی توانند دست کسی را بگیرند....

ب / شماره 5858 / سه شنبه 30 تیر 1405 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050430.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ساعت 12:35  توسط غلامرضا بنی اسدی  |