گاهی خداوند، پاسخ دعاهای ما را در قالب واژه‌ها نمی‌دهد. در هیئت انسان می‌فرستد. کودکی که چشم می‌گشاید، فقط یک نوزاد نیست؛ آیه‌ای است که باید خوانده شود. «آیه» را هم اگر درست بخوانی، تو را به صاحب آیه می‌رساند. فرزند، از همین جنس است؛ نشانه‌ای از خدا برای خدا. چه کسی گفته است که فرزندان، اتفاقی به خانه‌های ما می‌آیند؟ در قاموس توحید، اتفاق جایی ندارد. عالم، بر مدار حکمت می‌چرخد و هر آمدنی، حکمتی در دل خود دارد. اگر برگ درختی بی‌اذن او فرو نمی‌افتد، چگونه ممکن است روحی بزرگ، بی‌تقدیر الهی، در آغوش خانواده‌ای آرام گیرد؟ هر کودک، رزقی است که پیش از تولدش، نام صاحب رزق بر آن نوشته شده است. همان‌گونه که دل پدر و مادر نیز پیش از دیدن چهره فرزند، در علم خدا برای پذیرش این امانت آماده شده است. شاید راز آن باشد که وقتی فرزند را در آغوش می‌گیریم، احساس غریبی نمی‌کنیم. بوی تنش برایمان آشناست. گویی سال‌هاست او را می‌شناسیم. نگاهش، بی‌آنکه سخنی بگوید، با جان ما گفت‌وگو می‌کند. این آشنایی را نمی‌توان با زبان تجربه مادی به تمامی توضیح داد. گویی میان دل‌ها، پیش از آنکه دست‌ها به هم برسند، عهدی بسته شده است؛ عهدی که اکنون در کوچه‌های زندگی، رنگ تحقق گرفته است. البته این، بیش از آنکه گزاره‌ای برای اثبات باشد، تأملی الهیاتی و ایمانی است. نگاهی که می‌خواهد بگوید هیچ پیوندی در عالم، از دایره علم و رحمت خدا بیرون نیست. فرزند، تنها برای آن نیامده است که بزرگ شود؛ آمده است تا ما را نیز بزرگ کند. ما گمان می‌کنیم او را تربیت می‌کنیم، حال آنکه خدا، به دست او، ما را تربیت می‌کند. صبر را از بی‌تابی‌هایش می‌آموزیم، ایثار را از نیازهایش، محبت را از لبخندهایش و توکل را از آینده‌ای که نمی‌توانیم برایش تضمین کنیم اما باید به خدا بسپاریم. این همان معجزه تربیت است. معجزه‌ای که در آن، معلم و شاگرد، هم‌زمان از یکدیگر درس می‌آموزند. پدر و مادر، تنها سازندگان شخصیت فرزند نیستند. خود نیز در مدرسه فرزندپروری، هر روز شاگردتر از دیروز می‌شوند. خداوند، کودک را به خانه ما نمی‌فرستد تا فقط او رشد کند. او را می‌فرستد تا ایمان، اخلاق و انسانیت ما نیز قد بکشد. از همین رو، باید قدردان این انتخاب الهی باشیم. هر صبح که چشم در چشم فرزندمان می‌دوزیم، باید به یاد بیاوریم که این نگاه، فرصتی دوباره برای بندگی خداست. هر بار که دست کوچکش در دست ما قرار می‌گیرد، در حقیقت، خدا دست مسئولیت را در دست ما نهاده است. امانت را باید با امانت‌داری پاسخ گفت، نه با مالکیت. فرزندان، دارایی ما نیستند؛ ودیعه‌های پروردگارند که برای زمانی کوتاه، به باغ زندگی ما سپرده شده‌اند تا شکوفا شوند و ما نیز در سایه شکوفایی آنان، به کمال نزدیک‌تر شویم. چه زیباست که این سفر مشترک را با آگاهی، محبت و شکر طی کنیم؛ زیرا شاید روزی که این امانت به مقصد خود رسید، نخستین پرسش پروردگار از ما این باشد که تو، در هم‌نشینی با این آیه زنده، چه اندازه به من نزدیک‌تر شدی؟

ب / شماره 5857 / دوشنبه 29 تیر 1405 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050429.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۵ساعت 12:38  توسط غلامرضا بنی اسدی  |