سالگرد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در راه است. روزی که هنوز هم بسیاری، آن را تنها از زاویه پایان یک جنگ هشت‌ساله می‌نگرند، حال آنکه ۲۷ تیر ۱۳۶۷، فقط پایان یک نبرد نبود، آغاز یک مکتب در حکمرانی راهبردی بود. امام خمینی(اعلی‌ا... مقامه الشریف)، در آن روز، فقط قطعنامه را نپذیرفت، به تاریخ آموخت که رهبری، اسیر تاکتیک‌ها نمی‌شود و راهبرد را فدای هیجان نمی‌کند. بزرگ‌ترین درس امام، نه جنگ بود و نه صلح. نه میدان بود و نه میز مذاکره. درس امام، «تشخیص» بود. تشخیص واقعیت‌ها، بدون غفلت از حقیقت‌ها. هنر آن پیر الهی، جمع میان آرمان و واقعیت بود. نه واقع‌زدگی و نه آرمان‌زدگی. او نشان داد که سیاست در مکتب اسلام ناب، نه اسیر احساس است و نه زندانی محاسبه‌های خشک؛ بلکه بر مدار تکلیف می‌چرخد و مقصدش، حفظ اسلام و ایران است. امام، یک اصل را تثبیت کرد؛ جنگ، اصالت ندارد؛ همان‌گونه که مذاکره، اصالت ندارد. اصالت، با ایران است؛ ایرانی که قاب نگهدارنده اسلام است. و اصالت، با اسلام است؛ اسلامی که روح و جان ایران را زنده نگه داشته است. این دو، در تجربه تاریخی ملت ما، نه در برابر هم، که در کنار هم معنا یافته‌اند. دوگانه‌ای که به یگانگی رسیده است. هر تصمیمی که این حقیقت را حفظ کند، تصمیم درست است و هر اقدامی که این حقیقت را تضعیف کند، هرچند در ظاهر انقلابی باشد، از راهبرد انقلاب فاصله گرفته است. از همین رو بود که امام، سیزدهم تیر ۱۳۶۷، از ادامه جنگ گفت و ملت، خشاب‌های خود را از نو پر کرد. هنوز عزم ایستادگی، فرمان روز بود. اما تنها دو هفته بعد، در بیست‌وهفتم تیر، همان امام، پذیرش قطعنامه را اعلام کرد و همان مردمی که برای نبرد آماده بودند، بی‌کمترین تردید، فرمان را امتثال کردند. تفنگ‌ها بر زمین ماند، اما دفاع پایان نیافت؛ سنگر عوض شد. از آن پس، قلم، دیپلماسی، بازسازی و مقاومت هوشمند، ادامه همان دفاع مقدس شد. راز این همراهی چه بود؟ اعتماد به ولایت. مردم، به فرمانِ ولی نگاه می‌کردند، نه به سلیقه خود. تکلیف را از امام می‌گرفتند، نه از احساسات خویش. این، سرمایه‌ای است که انقلاب اسلامی را از بسیاری از انقلاب‌های جهان متمایز کرده است. امروز نیز در همان مدرسه ایستاده‌ایم. اگر رهبر انقلاب، میدان را اولویت بداند، فرزندان این ملت، لباس رزم بر تن خواهند کرد. اگر دیپلماسی را خط مقدم تشخیص دهد، همان مردم، پشت سر دیپلمات‌های خود خواهند ایستاد. در منطق انقلاب، شجاعت فقط در سنگر معنا نمی‌شود؛ گاهی شجاع‌ترین تصمیم، پشت میز مذاکره گرفته می‌شود. آنجا که باید با صلابت، هوشمندی و حفظ خطوط قرمز، منافع ملت را پاس داشت. دیپلماسی، اگر در امتداد میدان باشد، خود میدان است. مذاکره، اگر برای تأمین عزت، حکمت و مصلحت باشد، ادامه همان جهاد است؛ جهادی با ادبیاتی دیگر و ابزاری دیگر. تغییر سنگر، تغییر آرمان نیست.

ب / شماره 5855 / شنبه 27 تیر 1405 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050427.pdf

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۵ساعت 12:22  توسط غلامرضا بنی اسدی  |