بعضی آدم‌ها را نمی‌توان فقط با عنوان‌های رسمی شناخت. قامتشان از واژه‌ها بلندتر است. زنده‌یاد علی صفایی حائری؛ همان معلمی که کتاب‌هایش را با امضای کوتاه اما ماندگار «عین. صاد» به اهل دل می‌سپرد، از همین تبار بود. او آیت‌ا... بود. نه فقط به اعتبار مرتبه علمی در نظام حوزوی، که به معنای حقیقی کلمه؛ «آیتِ خدا»، نشانه‌ای که راه را به سوی خدا نشان می‌دهد. او انسان را موجودی تمام‌شده نمی‌دید؛ باور داشت آدمی، پروژه‌ای ناتمام است که باید هر روز، «شدن» را تمرین کند و از امروز، بهتر از دیروز باشد. در نگاه او، انسان، نه جزیره‌ای تنها که مجموعه‌ای از نسبت‌ها بود. نسبت با خویش، با دیگران، با جهان و با خالق جهان. نگاه او، نگاهی نظام‌مند بود. اسلام را مجموعه‌ای از دستورهای پراکنده نمی‌دانست که هر کدام در گوشه‌ای از زندگی بنشیند. باور داشت اسلام، نظام می‌سازد؛ نظام اقتصادی، نظام تربیتی، نظام سیاسی و نظام اجتماعی. دین آمده است تا کاستی‌های آن‌ها را جبران کند. آمده است تا آنجا که عقل به دیوار می‌رسد، پنجره‌ای به آسمان بگشاید. حتی در معنا کردن واژه‌ها نیز افقی دیگر داشت. بسیاری، وقتی نام مبارک «جبار» را می‌شنوند، به جبر و قهر می‌اندیشند اما صفایی حائری، از همین نام، مهربانی خدا را می‌خواند. «جبار»، برای او، آن بزرگی بود که شکستگی‌ها را جبران می‌کند و کوچکی‌های بنده را به کرامت خویش می‌پوشاند. در سلوک نیز سخنی متفاوت داشت. بسیاری، مقصد را در کشف و کرامت و شهود می‌جویند، اما او مقصد را رشد هماهنگ همه استعدادهای انسان و حرکت به سوی خدا می‌دانست. و چه درس بزرگی می‌داد آنجا که می‌گفت عامل اصلی سلوک، عبادت و ریاضت نیست؛ بلاست. عبادت، اگر انسان را گرفتار غرور کند، خود حجاب می‌شود. اما سالکی که در کوره ابتلا پخته می‌شود، سرمایه‌ای جز توکل ندارد. او چشم به دست خویش نمی‌دوزد، دل به دست خدا می‌سپارد. شاید بتوان همه اندیشه او را در یک تصویر خلاصه کرد؛ زندگی، دفتر مشق بندگی است. هر روز، صفحه‌ای تازه پیش روی انسان گشوده می‌شود تا بنویسد، خط بزند، دوباره بنویسد و به معلم خویش نزدیک‌تر شود. ارزش شاگرد، نه به تعداد سطرهایی است که نوشته، بلکه به اندازه شباهتی است که به مربی خود پیدا کرده است. هرچه این شباهت بیشتر، نمره بالاتر؛ و چه نمره‌ای بالاتر از آنکه بنده، رنگ خدایی بگیرد. امروز، هرچند سال‌ها از کوچ «عین. صاد» گذشته است، اما اندیشه‌اش همچنان چراغ راه است. در روزگاری که بسیاری، دین را به اندازه نیاز خود کوچک می‌کنند و ایمان را با سلیقه‌های شخصی اندازه می‌زنند، بازخوانی آثار او، یادآور حقیقتی بزرگ است؛ اینکه خدا، راه را نیمه‌کاره نگذاشته است. اگر مقصد، رسیدن به کمال انسان است، نقشه راه نیز از سوی همان کسی آمده که انسان را آفریده است. و آیت‌ا... علی صفایی حائری، خود یکی از روشن‌ترین آیت‌های این راه بود. نشانه‌ای که هنوز، هر کس اهل دیدن باشد، او را به سوی خدا راه می‌نماید.

ب / شماره 5853 / سه شنبه 23 تیر 1405 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050423.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۵ساعت 14:11  توسط غلامرضا بنی اسدی  |