گاه یک خطای رایج، سال‌ها بر سیاست‌گذاری و حتی افکار عمومی سایه می‌افکند. یکی از این خطاها، تلقی «فناوری اطلاعات» به‌عنوان کالایی لوکس، تزئینی و مختص گروهی خاص از جامعه است؛ گویی این حوزه تنها به درد شیفتگان فناوری یا علاقه‌مندان سبک زندگی مدرن می‌خورد. شاید این برداشت در دهه‌های آغازین ورود رایانه و اینترنت تا اندازه‌ای قابل فهم بود، اما اصرار بر آن در عصر حاضر، به معنای نادیده گرفتن واقعیت‌های جهان امروز است. ما دیگر در عصر اطلاعات و ارتباطات زیست می کنیم. عصری که در آن داده، اطلاعات و دانش، جایگاه نفت، فولاد و حتی بسیاری از منابع سنتی قدرت را گرفته‌اند. در چنین جهانی، فناوری اطلاعات زیربنای شکل‌گیری اقتصاد، فرهنگ، آموزش، امنیت، سلامت، حکمرانی و حتی مناسبات اجتماعی است. اگر در قرن بیستم، توسعه از جاده، برق و کارخانه عبور می‌کرد، در قرن بیست‌ویکم از شبکه‌های ارتباطی، مراکز داده، هوش مصنوعی، خدمات دیجیتال و سرمایه انسانی متخصص می‌گذرد. امروز، هیچ فردی را نمی‌توان یافت که از فناوری اطلاعات بی‌نیاز باشد. حتی آنان که هرگز خود را کاربر حرفه‌ای فناوری نمی‌دانند، زندگی روزمره‌شان به شبکه‌ای از سامانه‌های اطلاعاتی وابسته است. از دریافت خدمات بانکی و درمانی گرفته تا خرید، آموزش، حمل‌ونقل، ارتباطات و دریافت خدمات عمومی، همه بر بستری استوار شده‌اند که نام آن فناوری اطلاعات است. وابستگی جامعه به این زیرساخت، چنان عمیق شده که بسیاری آن را نمی‌بینند، درست همان‌گونه که تا زمانی که برق قطع نشود، کمتر کسی به اهمیت شبکه برق می‌اندیشد. از همین رو، نگاه راهبردی به فناوری اطلاعات، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. کشورهایی که امروز در اقتصاد جهانی نقش‌آفرینی می‌کنند، پیش از هر چیز، بر توسعه زیرساخت‌های دیجیتال، تربیت نیروی انسانی متخصص، حمایت از نوآوری و گسترش خدمات هوشمند سرمایه‌گذاری کرده‌اند. آنان دریافته‌اند که هزینه در این حوزه، سرمایه‌گذاری برای اقتدارِ همه جانبه ملی است. اکنون زمان آن است که فناوری اطلاعات را از حاشیه به متن سیاست‌گذاری بیاوریم؛ نه به‌عنوان یک وزارتخانه یا یک صنعت، بلکه به‌عنوان پیشران همه بخش‌های کشور. آینده، از آنِ ملت‌هایی خواهد بود که اطلاعات را سرمایه، فناوری را مزیت و نوآوری را فرهنگ بدانند. در جهانی که مرزهای توسعه با سرعتی بی‌سابقه در حال جابه‌جایی است، زیست مدرن بدون فناوری اطلاعات نه‌تنها دشوار، بلکه عملاً ناممکن است. این حقیقتی است که هر روز بیش از گذشته خود را بر زندگی انسان و مسیر پیشرفت جوامع تحمیل می‌کند. این جاست که به مسئله ای مهم به نام حکمرانی دیجیتال می رسیم. کلان موضوعی که حکمیت ملی باید با ساختارسازی برای آن این اجبار عصرنو را با انتخاب درست، به ظرفیتی سازنده تبدیل کند.

ب / شماره 5852 / دوشنبه 22 تیر 1405 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050422.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۵ساعت 12:39  توسط غلامرضا بنی اسدی  |