|
جامعه را با ساختمانهای بلند نمیتوان سنجید. عظمتِ هر جامعه را باید در قامت انسانهایش دید. هر اندازه انسان، بلندتر بایستد، جامعه نیز افقهای روشنتری را تجربه خواهد کرد. و انسان، جز در سایه فضیلت، قامت نمیگیرد. یکی از بلندترین ستونهای این بنای رفیع، «عفت» است؛ گوهری که نه تنها پاسبان شخصیت انسان، بلکه نگهبان سلامت فرهنگ و ضامن پویایی تمدن است. عفت، محدودیت نیست، میدان گستردهای است برای شکوفایی همه استعدادهای انسانی. هرچه انسان از اسارت خواهشهای بیمهار فاصله بگیرد، به آزادی حقیقی نزدیکتر میشود. همان آزادی که قرآن کریم آن را در مسیر بندگی خداوند ترسیم میکند و اولیای الهی آن را راه رهایی انسان از بند نفس میدانند. از همین روست که عفت، بستر رشد کمال انسانی است؛ بستری که در آن عقل، ایمان، اخلاق و مسئولیت اجتماعی در کنار هم به بار مینشینند. حجاب شرعی نیز در همین منظومه معنا پیدا میکند. حجاب، پیش از آنکه پوششی برای ظاهر باشد، حفاظی برای گوهر شخصیت انسان است. تصویری روشن از کرامت آدمی است که وقتی در قاب حجاب الهی قرار میگیرد، نه تنها خود را از آسیبها مصون میدارد، بلکه عرف جامعه را نیز به سمت تعالی سوق میدهد. فرهنگ عمومی، بیش از آنکه از قانون اثر بپذیرد، از الگوهای زیسته تأثیر میگیرد. هرجا عفت در رفتار انسانها جلوه کند، جامعه نیز آرامآرام رنگ وقار، امنیت، اعتماد و احترام متقابل به خود میگیرد. «حیات» با «زندگی» تفاوت دارد. هر جنبندهای زندگی میکند، اما قرآن برای انسان، از «حیات طیبه» سخن میگوید. حیاتی که در آن، زیستن تنها نفس کشیدن نیست، بلکه نفس را به آسمان فضیلت پیوند زدن است. این حیات طیبه، محصول ایمان و عمل صالح است و زیست عفیفانه، یکی از روشنترین جلوههای آن به شمار میآید. وقتی عفت، سبک زندگی انسان شود، اخلاق نیز به ساحت «مکارم اخلاق» میرسد. همان مقصدی که پیامبر اعظم(ص) فلسفه بعثت خویش را در تکمیل آن معرفی فرمود. در چنین افقی است که انسان، شایستگی جانشینی خدا بر زمین را بیش از پیش آشکار میکند. انسانی که به این مرتبه از رشد برسد، تنها خود را نمیسازد، راه دیگران را نیز هموار میکند. فضیلت، خاصیت تکثیر دارد. یک رفتار عفیفانه، یک خانواده را آرام میکند. خانوادهای آرام، جامعهای متعادل میسازد و جامعهای متعادل، زمینهساز تمدنی اخلاقمدار خواهد شد. این همان منطق فرهنگسازی است. فرهنگی که از دل رفتارهای کوچک اما مستمر، به سنتهای بزرگ اجتماعی تبدیل میشود. سلامت زندگی نیز در همین نقطه تضمین میشود. عفت، امنیت روانی میآفریند، اعتماد اجتماعی را افزایش میدهد، بنیان خانواده را استوارتر میسازد و روابط انسانی را از نگاه ابزاری دور میکند. از همین رو، عفت خیلی فراتر از یک فضیلت فردی ، سرمایهای اجتماعی و پشتوانهای تمدنی است. هرچه جامعهای در پاسداشت این گوهر موفقتر باشد، در برابر تهاجم فرهنگی، فروپاشی اخلاقی و بحران هویت، مقاومتر خواهد بود. از سوی دیگر، عفت، مقدمه سلوک عارفانه نیز هست. دل آلوده، آیینه تجلی حق نمیشود. آنان که راه قرب الهی را پیمودهاند، نخست دیده و دل را از غبار خواهشها شستهاند تا جمال حقیقت را بنگرند. عفت، نگاه را پاک میکند، دل را صفا میدهد و انسان را آماده میسازد تا در مسیر «إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» گام بردارد. شاید از همین منظر است که شهیدان، در وصیتنامههای خود، بارها و بارها بر حجاب و عفاف تأکید کردهاند. آنان که جان خویش را برای پاسداری از عزت این سرزمین تقدیم کردند، به خوبی میدانستند که اگر مرزهای فرهنگی شکسته شود، پاسداری از مرزهای جغرافیایی نیز دشوار خواهد شد. تأکید آنان بر حجاب، دفاع از یک ظاهر نبود. پاسداری از حقیقتی بود که نامش عفت است؛ حقیقتی که کرامت انسان را حفظ میکند و شالوده جامعه را استوار نگه میدارد. امروز نیز اگر سودای ساختن فردایی روشن را در سر داریم، باید از همین نقطه آغاز کنیم. از احیای فرهنگ عفاف، از بازخوانی کرامت انسانی و از ترویج سبک زندگیای که انسان را از «زندگی» به «حیات طیبه» رهنمون میشود. جامعهای که عفت را پاس بدارد، سنتهای نیکو را نیز آسانتر میپرورد زیرا فضیلت، فضیلت میآفریند و خیر، خیر را به دنبال میآورد. این، سنتهای الهی است؛ سنتی که انسان را از خاک تا افلاک میرساند و جامعه را به سوی افقهای روشن تمدن اسلامی هدایت میکند. خبرگزاری رضوی / کد نوشته 130435 / یکشنبه 21 تیر 1405 / ساعت : 08:38
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵ساعت 12:22  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|