|
آدمی را به قد و قامتش نمیشناسند، به قواره روحش تعریف می کنند. قدِ انسان را نه متر، که «معیار» میسنجد. معیار هم در مکتب وحی، کرامت است. همان که خداوند، بیمنت بر پیشانی فرزند آدم نوشت؛ «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ». اما کرامت، بینگهبان نمیماند. نگهبان کرامت، عفت است و حصار عفت، حجاب. عفت، نه دیوار است که راه را ببندد، پنجرهای است که افق را بگشاید. آنان که عفت را محدودیت میخوانند، هنوز آزادی را نشناختهاند. آزادی، رها شدن از بند نفس است، نه گرفتار شدن در دام هوس. انسان، هرچه از خواهشهای بیمهار فاصله بگیرد، به خویشتنِ الهی نزدیکتر میشود. این، آغاز کمال است. عفت، بستر رشد کمال انسانی است. در خاکِ عفت است که بذر فضیلت میروید. در هوای عفت است که اخلاق، جان میگیرد. در سایه عفت است که عقل، مجال فرمانروایی پیدا میکند و دل، آیینه تجلی نور میشود. بیسبب نیست که قرآن، ایمان و عمل صالح را کنار هم مینشاند تا نوید «حیات طیبه» دهد؛ حیاتی که زیستن را از سطح بودن، به مرتبه شدن میرساند. حجاب نیز در همین هندسه معنا پیدا میکند. حجاب، جامه شخصیت است، نه پرده حضور. پرچم کرامت است، نه پرچین انزوا. فضیلت، خاصیت سرایت دارد. خوبی، تکثیر میشود. عفت، اگر در رفتار فرد بنشیند، در عرف جامعه نیز ریشه میدواند و آرامآرام فرهنگ عمومی را به سمت تعالی میبرد. جامعه، بیش از آنکه با سخن ساخته شود، با سلوک ساخته میشود. مردم، رفتار را بیشتر از شعار به خاطر میسپارند. زیست عفیفانه، فرهنگی میآفریند که در آن احترام، جای ابتذال را میگیرد. امنیت، بر اضطراب غلبه میکند؛ خانواده، پناهگاه میشود و انسان، انسان میماند. از همین جاست که «زندگی» رنگ «حیات طیبه» میگیرد. فرق است میان زندگی کردن و طیبه زیستن. زندگی، سهم همه جانداران است، اما حیات طیبه، نصیب آنان است که دل را به ایمان سپردهاند و رفتار را به اخلاق آراستهاند. در چنین حیاتی است که مکارم اخلاق، قامت میکشند.همان مکارمی که رسول خدا(ص) فرمود برای کامل کردن آن مبعوث شده است. عفت، یکی از بلندترین قلههای همین مکارم است. قلهای که هرکس بر آن بایستد، افقهای دورتر را خواهد دید. و انسانِ افقدیده، راهبر دیگران هم میشود. چراغ، برای خود روشن نمیشود. نور، خاصیتش روشن کردن راه دیگران است. انسان عفیف نیز تنها خویش را حفظ نمیکند؛ راه را برای دیگران هم روشن میکند. جامعهای که در آن عفت، ارزش باشد، دروغ کمتر میشود، خیانت رنگ میبازد، اعتماد جان میگیرد و سرمایه اجتماعی فزونی مییابد. این، فقط یک فضیلت فردی نیست، معماری فرهنگ است. شهیدان، این حقیقت را با خون خویش امضا کردهاند. آنان میدانستند که دشمن، اگر سنگر دلها را فتح کند، فتح خاک آسانتر خواهد شد. حجاب، در نگاه آنان، فقط پوشش نبود؛ پرچم عفت بود و عفت، پرچم عزت. عفت، میراثی نیست که به گذشته تعلق داشته باشد، نیاز همیشه امروز و سرمایه فرداست. ب / شماره 5851 / یکشنبه 21 تیر 1405 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050420.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵ساعت 12:20  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|