|
بعضی بدرقهها، بدرقه نیست؛ بعثت است. بعضی تشییعها، پایان حاضر نیست، آغاز حضوری فراگیرتر است. مردان خدا، حتی وقتی بر دوش مردم میروند، شانههای ملت را زیر بار مسئولیتی تازه میبرند. تشییع رهبر شهید، حضرت آیتا... خامنه ای را نیز باید از همین منظر خواند؛ نه فقط اشک، که آگاهی. نه فقط ماتم، که میثاق. دشمن، نقشه دیگری کشیده بود. آتش افروخت تا دیگ قهر و کینه را بر این سرزمین بار بگذارد؛ خواست دودِ اختلاف، آسمان ایران را بپوشاند و شکافها را چنان عمیق کند که وطن، خود، خود را از هم بگسلد. اما سنت خدا، همیشه از جنس غافلگیری برای اهل باطل است. آنان تیر انداختند و ملت، پرچم برداشت. آنان بر طبل تفرقه کوبیدند و مردم، نوای وحدت را بلندتر کردند. این همان وعده الهی است که دست تدبیر خدا، مکر بدخواهان را به خودشان بازمیگرداند. این ملت، با هدایت رهبر انقلاب، بار دیگر آرزوهای دشمن را وارونه معنا کرد. آنها از آتش، خاکستر میخواستند و ایران از همان آتش، فروغ ساخت. از این منظر، تشییع رهبر شهید را باید با دو روایت خواند؛ دو روایتی که هر دو درستاند، اما هر کدام مخاطب خود را دارند. روایت نخست، خطاب به دشمن است. اینجا جای تعارف نیست. اینجا سخن از خون است؛ از خونهایی که بر زمین ریخته شد، از کودکانی که یتیم شدند، از مادرانی که چشم به راه ماندند و از فرماندهانی که جان خویش را سپر امنیت این ملت کردند. با آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی، نسبت ما، نسبت یک اختلاف سیاسی معمولی نیست؛ نسبت پدرکشتگی است. حکمت کهن ما چه دقیق گفته است: «پدر کشتی و تخم کین کاشتی / پدرکشته را کی بود آشتی؟» آشتی با جنایت، ظلم به عدالت است. صلح اگر هم روزی در همه میدانها برقرار شود، به معنای فراموشی جنایت نخواهد بود. مؤمن، کینه شخصی را کنار میگذارد، اما حق عمومی را هرگز از یاد نمیبرد. خون شهید، طلبِ تاریخ است و این طلب، تا تحقق عدالت، بر زمین نخواهد ماند. اما روایت دوم، روایت خانه است؛ خانه بزرگ ایران. اینجا، قصه دیگری جاری است. ما مردمی هستیم که در سوگ، دلها را به هم نزدیک میکنیم. رسم دیرینه ما چنین بوده است که عزا، پایان قهرها باشد. در همین خراسان جنوبی، بارها دیدهایم که وقتی فرزندی در سوگ پدر مینشیند، آنان که سالها سلامشان بریده بود، برای تسلیت میآیند؛ سلام، دوباره جان میگیرد و علیک، دوباره گرما پیدا میکند. هیچکس دفتر کدورت را ورق نمیزند تا دلیل قهر را دوباره به رخ بکشد. از قهر برگشته را حرمت مینهند، نه ملامت. دنبال مشترکات میگردند، نه بهانههای جدایی. همین فرهنگ است که خانواده را نگه داشته و همین فرهنگ میتواند ایران را نیز استوارتر از همیشه نگاه دارد. گمان میکنم ما بر آستانه فصلی تازه ایستادهایم؛ فصلی که نخستین سپیدهاش از همین تشییع سر برآورده است. مراسم بزرگداشت مقام رهبر شهید، تنها بدرقه یک فرمانده نیست؛ بامداد عصری نو است. عصری که در آن، بیرون از این خانه، پاسخ دشمن، استقامت خواهد بود و در درون این خانه، پاسخ برادر به برادر، آشتی. و چه پرشکوه است وطنی که هم در برابر دشمن، مشت گرهکرده دارد و هم در آغوش خود، جایی برای همه فرزندانش. ب / شماره 5850 / شنبه 20 تیر 1405 / صفحه 2 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050420.pdf
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر ۱۴۰۵ساعت 12:30  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|