حکایت غریبی است زندگی انسان؛ همان لحظه تولد، نمودار کاهشی می‌شود. به واقع به ساعت شنی می‌ماند زندگی ما. مدام رو به کاهش است، حتی وقتی که فاصله نوزادی تا جوانی را طی می‌کنیم و می‌پنداریم رو به افزایشیم، بازهم مدار همچنان کاهشی است. غافلیم و در افزایش می‌پنداریم. گذر عمر که به میان‌سالی می‌رسد، می‌فهمیم چقدر زمان از دست داده‌ایم و قسمت بالای ساعت شنی دارد خالی و خالی‌تر می‌شود. کاش به یادمان می‌ماند این کلام امام حسن عسکری(ع) را که می‌فرمایند: «عمرهای شما رو به کاهش است، دوران شما محدود است، مرگ ناگهان فرامی‌رسد.» شاید اگر در یادمان می‌ماند، قبل از وقوع این ناگهان، نگاهمان به زندگی تغییر می‌کرد. آن‌وقت برای بهتر استفاده کردن از روزهای باقی‌مانده، بهتر تدبیر می‌کردیم. تدبیر که فقط در حوزه اقتصاد نیست؛ در همه عرصه‌های زندگی باید مدیریت کرد. گفتم اقتصاد و می‌شود همین را هم شاهد مثال آورد برای گذر عمر؛ همان‌طور که ریال، ارزش خویش را به شتاب از دست می‌دهد، ما هم بزرگ‌ترین سرمایه‌مان را که نه ریال بلکه عمر ماست، از دست می‌دهیم. باید بیش از ریال، حواسمان به کشت‌وکار معنوی و هویتی‌مان‌ باشد؛ چه واقعیت این است که «هر که نیکی بکارد، خوشی درو می‌کند و هر کسی بدی بکارد، پشیمانی درو می‌کند و هر کسی آنچه را کشت کند، درو خواهد کرد.» واسمان باشد و چون خواهان برداشت خوشی هستیم، به کاشت نیکی همت می‌کنیم. کاش می‌شد بذر‌های بدی را نابود می‌کردیم تا بودِ فردایمان گرفتار رویش بذر‌هایی چنین نشود. این را هم در مدرسه تربیتی امامت فرامی‌گرفتیم که «نه کُندرو از بهره و نصیب خود عقب می‌ماند و نه حریص، بیش از آنچه مقدر اوست، به‌دست می‌آورد.» آن وقت این همه به‌شتاب، بر همه‌کس و همه‌چیز نمی‌شوریدیم و چنین فراوان آرامش خود را در رهگذار تندبادها قرار نمی‌دادیم. واقعیت مجرب انسانی می‌گوید روزی مقدر است. ما به تلاش سازنده، تکلیف شده‌ایم. ما باید تکلیف خود را به انجام رسانیم. روزی ما با حضرت رزاق است که حشره‌ای را در دل سنگ فراموش نمی‌کند. فهرست ما روزبه‌روز تیک می‌خورد و رزقمان می‌رسد، پس این همه حرص در کار نباید کرد که گره در کار می‌اندازد. ما در مدار بندگی هستیم. زندگی با این نگاه، سرشار آرامش است. باری «به هرکس خیری برسد، از خداست و هرکس از شری حفظ شود، خدا او را حفظ کرده است.» پس همه امور را به خدا باید سپرد. این مرام اهل ایمان است که «وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَی ا... إِنَّ ا... بَصیرٌ بِالْعِبادِ: من اختیار کارم را به خدا واگذار مى‌کنم؛ زیرا خدا به بندگان بیناست.» زندگی با این نگاه زیباست، حتی تلخی‌هایش هم شیرین است؛ چون تدبیر با حضرت مقدر است. فکر می‌کنم این روزها که ایلغار گرانی و طوفان تورم در دشت زندگی می‌پیچد، برای مراقبت از آرامش و سلامتی‌مان به منطقی چنین نیاز داریم.

شهرآرا / شماره 4798 / شنبه 13 تیر 1405 / صفحه 13 / گزارش

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/17637/455488

https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1405/4/13/17637_161485.pdf

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵ساعت 12:51  توسط غلامرضا بنی اسدی  |