|
دوست دارم این واقعیت را به کلمات بسپارم تا با صدایی بلندتر از همه هیاهوها بگویند؛ شما ولیفقیه را نمیشناسید. بله، همین شما که گمان میکنید بیش از همه او را شناختهاید و از همه به مراد و مقصودش نزدیکترید. اگر شناخت، به ادعا بود، باید عادات تان در تراز ولایتپذیری اصلاح می شد. می فهمیدید ولیفقیه نه تسلیم فشار میشود و نه تصمیمی را از سر اکراه میپذیرد. اگر اجازهای میدهد، از موضع اختیار است، نه اجبار. اگر راهی را میگشاید، با محاسبه همه جوانب است، نه بر اثر موجآفرینی این جناح یا آن جریان. از همین روست که این روزها برخی برداشتها، بیش از آنکه ریشه در واقعیت داشته باشد، محصول ناآشنایی با سازوکار ولایت فقیه است. اینکه عدهای القا کنند تصمیمی به رهبر انقلاب تحمیل شده، سخنی تازه نیست. پیشتر نیز چنین ادعاهایی مطرح میشد، اما هر بار واقعیت، خلاف آن را نشان داده است. در همین زمینه، مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، بهدرستی یادآور شده است که تصمیمات رهبری با اشراف کامل به مسائل کشور و با در نظر گرفتن همه شرایط اتخاذ میشود و برداشت «تحمیل» اساساً نادرست است. او به نکتهای روشن نیز اشاره میکند؛ وقتی رهبر انقلاب میفرمایند «اجازه میدهم»، معنایش این است که اختیار «اجازه ندادن» نیز وجود داشته است. همین تعبیر، برای نفی هرگونه ادعای تحمیل، کفایت میکند. همین نگاه درباره موضوع مذاکره نیز صادق است. نه تقدیس مذاکره درست است و نه تحریم مطلق آن. مذاکره، هدف نیست؛ ابزار است. ابزاری که گاه به کار میآید و گاه کنار گذاشته میشود. آنچه اصالت دارد، حفظ منافع ملی و حرکت در مسیر آرمانهای انقلاب است. از همین منظر است که حرام دانستن مطلق مذاکره، نه با سیره عملی انقلاب سازگار است و نه با منطق تدبیر. مشکل از آنجا آغاز میشود که برخی، تفسیر خود را عین نظر رهبری میپندارند و هرکس را که با برداشت آنان همراه نباشد، از دایره انقلاب بیرون میرانند. این، نه دفاع از ولایت است و نه تبعیت از رهبری، بلکه جایگزین کردن سلیقه شخصی به جای مرجعیت ولیفقیه است. ولایت، نیازمند مفسران خودخوانده نیست. سخن رهبری، خود روشن است و هرجا ابهامی باشد، مسیرهای رسمی برای تبیین آن وجود دارد، نه تریبونهای هیجانی و داوریهای شتابزده. تجربه این سالها نیز گواهی میدهد که رهبران انقلاب هیچگاه خود را به شرایط تحمیلشده نسپردهاند؛ شرایط را مدیریت کردهاند تا کشور را به مقصد نزدیکتر کنند. این تفاوتی اساسی است. تفاوت میان انفعال و تدبیر، میان تسلیم و مدیریت. اگر ساختار ولایت فقیه را بشناسیم، دیگر به خود اجازه نمیدهیم هر تحلیل شخصی را به نام رهبری عرضه کنیم یا هر گمان نادرست را پشت تریبون و در خیابان به گزارهای قطعی تبدیل سازیم. احترام به ولایت، بیش از آنکه در شعار باشد، در پرهیز از نسبت دادن سخن و تصمیمی است که از او نیست. این، هم ادب سیاسی است و هم امانتداری در برابر حقیقت. ب/ شماره 5848 / شنبه 13 تیر 1405 / صفحه 2 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050413.pdf
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵ساعت 12:51  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|