|
امر به معروف، پیش از آنکه یک «گفتن» باشد، یک «بودن» است. پیش از آنکه زبان به دعوت دیگران باز شود، باید رفتار ما ترجمان همان معروفی باشد که به آن فرا میخوانیم. این حقیقتی است که هم عقل بر آن گواهی میدهد و هم دین. مگر میشود کسی مردم را به روشنایی دعوت کند و خود در تاریکی بایستد؟ مگر میشود از اخلاق گفت و در مواجهه، اخلاق را وانهاد؟ هم امر به معروف باید در بهترین شکل انجام شود و هم آمر به معروف باید بهترین رفتار را در مواجهه با مخاطب سامان دهد. حقیقت آن است که بهترین محتوا را اگر در بدترین ظرف عرضه کنیم، پذیرفته نمیشود. سخن حق هم اگر با بیمهری، تندی، تحقیر یا بیسلیقگی همراه شود، چه بسا به جای جذب دلها، آنان را از حقیقت دور کند. ما از قرآن کریم که بالاتر نداریم؛ کلام خداست، نور است و هدایت. اما همین کتاب آسمانی اگر نادرست عرضه شود، نتیجهای وارونه خواهد داد. ارائه نادرست آن میشود قرآنخوانی داعش و خوارج؛ آنان که آیات را میخواندند اما از حقیقت قرآن دور بودند. گاه نیز ارائه ناخوش، نه از سر سوءنیت که با قصد خیر رخ میدهد، اما باز هم اثر نامطلوب خود را بر جای میگذارد. شیخ اجل، سعدی علیهالرحمه، چه زیبا این معنا را در حکایتی کوتاه به تصویر کشیده است: «ناخوشآوازی با صدای بلند قرآن میخواند. صاحبدلی از کنار او گذشت و گفت: ماهانه برای خواندن قرآن چقدر پول میگیری؟ گفت: هیچ. گفت: پس چرا برای قرائت قرآن، خود را آن همه زحمت میدهی؟ قاری گفت: من قرآن را برای رضای خدا و خلق میخوانم. صاحبدل گفت: به تو نصیحت میکنم که از برای رضای خدا دیگر قرآن نخوان. گر تو قرآن بر این نمط خوانی / ببری رونق مسلمانی.» سخن سعدی، طعن به قرآن نیست؛ هشدار درباره شیوه عرضه قرآن است. هشدار میدهد که حتی کار خیر نیز اگر با روش نادرست انجام شود، میتواند اثر معکوس بگذارد. این قاعدهای است که در همه عرصههای دعوت دینی جاری است. نیت خیر لازم است اما کافی نیست. خیر را باید خیرخواهانه، حکیمانه و زیبا عرضه کرد. اگر به دنبال رونق مسلمانی هستیم، راه از رفتار خود ما میگذرد. نخست باید اسلام را در زندگی خویش به نمایش بگذاریم؛ در انصاف، در ادب، در مهربانی، در امانتداری، در احترام به کرامت انسانها. باید معروف را زندگی کنیم تا دعوت ما به معروف، باورپذیر شود. مردم بیش از آنکه به سخنان ما گوش دهند، رفتار ما را میخوانند. زبان کردار، رساتر از هزار خطابه است. آمر به معروف، پیش از آنکه ناصح دیگران باشد، باید سفیر زیباییهای دین باشد. چهرهای گشاده، کلامی نرم، رفتاری کریمانه و سلوکی متواضعانه، خود بزرگترین دعوت به خیر است. آنگاه اگر سخنی هم گفته شود، بر دل مینشیند و راه میگشاید. رونق مسلمانی با فریادهای بلند حاصل نمیشود؛ با بلندای اخلاق به دست میآید. هرچه سهم ما از اخلاق نبوی بیشتر باشد، اثر دعوت ما نیز بیشتر خواهد شد. پس اگر حقیقتاً دغدغه دین داریم، نخست باید اسلام را به رفتار درآوریم و معروف را در متن زندگی خود جاری سازیم؛ آنگاه دعوت ما نه فقط شنیده، که پذیرفته خواهد شد. ب / شماره 5844 / یکشنبه 7 تیر 1405 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050407.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۴۰۵ساعت 12:19  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|