|
نسبت ما با امام، تنها نسبت اشک نیست؛ نسبت ایمان است. اشک، اگر از چشمه ایمان بجوشد، مبارک است اما اگر در همان چشم بماند و به دست و قدم و زبان و منش نرسد، هنوز راهی تا مقصد دارد. ما مأمور به گریستن نیستیم، مأمور به زیستن در مدار امامتیم. اشک، آغاز راه است، نه پایان آن. میتوان هزار مجلس برپا کرد، هزاران پرچم برافراشت، شبکهای به گستره عالم از اشک و عزاداری سامان داد، اما اگر نتوانیم از کلام امام، «درسِ رفتار» بسازیم و از سیره او «نقشه زندگی» ترسیم کنیم، بهرهای را که باید، نخواهیم برد. امام، برای آن نیامده است که تنها بر او بگرییم؛ آمده است تا با او برخیزیم، با او بیندیشیم و به رسم او زندگی کنیم. دینداری، تنها اظهار ارادت نیست؛ ابرازِ اطاعت است. محبت، وقتی به کمال میرسد که در قامت عمل جلوه کند. هر چه نگاه ما به امام دقیقتر و معرفت ما عمیقتر باشد، رفتار ما نیز به همان اندازه رنگ امامت خواهد گرفت. زندگی، آنگاه سامان مییابد که بر مدار امام تنظیم شود؛ نه آنکه تنها نام امام بر زبان جاری باشد. حساب و کتاب در کار است؛ دقیق، روشن و بیاغماض. برای یکانیکان ما که داعیه دیانت داریم و خود را وابسته به مکتب امامت میدانیم. این هشدار بیدارگر را امام سجاد علیهالسلام چنین بیان فرمودهاند: «اِعْلَمُوا عِبادَ اللّه ِ اَنَّ اَهْلَ الشِّرْكِ لا يُنْصَبُ لَهُمُ الْمَوازينُ وَلا يُنْشَرُ لَهُمُ الدَّواوينُ... وَإِنَّما نَصْبُ الْمَوازينِ وَنَشْرُ الدَّواوينِ لِأَهْلِ الإِسْلامِ.» یعنی بندگان خدا! بدانید که برپا شدن میزان و گشوده شدن دفتر اعمال برای اهل اسلام است؛ آناناند که باید پاسخگوی کارنامه خویش باشند. این، هم بشارت است و هم انذار. بشارت از آن رو که اعمال ما دیده میشود و هیچ نیکی گم نمیشود؛ و انذار از آن جهت که هیچ کوتاهی نیز از قلم نمیافتد. دیوان زندگی ما، روزی گشوده خواهد شد؛ نه بر اساس احساسات، که بر مدار رفتارها. پس باید از امروز، دفتر عمر را چنان بنویسیم که هر صفحهاش غزلی از بندگی باشد و هر فصلش مثنویِ منظمی از معرفت و مسئولیت. اشک را باید به اندیشه پیوند زد و اندیشه را به عمل رساند. آنگاه است که محبت، حقیقت پیدا میکند و نسبت ما با امام، از عاطفهای زودگذر به هویتی ماندگار تبدیل میشود. امامت، راه زندگی است؛ نه فقط رسم سوگواری. هر قدمی که به عدالت نزدیکتر شود، هر دستی که گرهی از کار خلق بگشاید، هر زبانی که از حقیقت دفاع کند و هر دلی که از گناه فاصله بگیرد، ترجمان همان اشکی است که از سر معرفت ریخته شده است. اینگونه است که دیوان حیات، آراسته به غزلهای ناب بندگی میشود و دفتر عمر، روایت زیبای انسانی خواهد بود که نه فقط امام را دوست داشت، بلکه با امام زندگی کرد. ب / شماره 5843 / شنبه 6 تیر 1405 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050406.pdf
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر ۱۴۰۵ساعت 11:0  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|