|
برای زندگیِ معنادار، باید خدا را در همه امور در نظر داشت و نسبت خود را با ولیّ خدا بهدرستی تعریف کرد. انسان تنها زمانی به مقصد خلقت خویش میرسد که در مسیر هدایت حجت الهی حرکت کند و زندگی خود را در جهت تحقق اراده خداوند سامان دهد. در این نگاه، ارزش کارها تنها به ظاهر آنها نیست، بلکه به این است که آیا باری از دوش ولیّ خدا برمیدارند یا بر سنگینی آن میافزایند. مرحوم استاد صفائی حائری نکتهای عمیق و هشداردهنده را مطرح میکند: «اگر در کار و تجارت و زندگی خود دقت نداشته باشید که باری از دوش ولیّ بردارید، جز اینکه بار او را سنگینتر کرده باشید، کاری نکردهاید.» این سخن، معیار مهمی برای ارزیابی رفتارهای فردی و اجتماعی ماست. مؤمن نمیتواند تنها به موفقیت شخصی بیندیشد؛ او باید ببیند که تلاشش چه نسبتی با اهداف الهی و مسئولیتهای ولیّ خدا دارد. ما مأمور به سبک کردن بار هستیم؛ باید دستیار حق باشیم تا راه هدایت برای انسانها هموار شود. مسئولیت ما تنها در محدوده زندگی شخصی خلاصه نمیشود. انسانهای سراسر جهان، «بچههای خاک» هستند که برای رسیدن به افلاک آفریده شدهاند. درد بزرگ آن است که بسیاری از آنان از مقصد حقیقی خود دور ماندهاند و در غفلت و سرگردانی به سر میبرند. کسی که به فلسفه خلقت آگاه شده باشد، نمیتواند نسبت به این وضعیت بیتفاوت بماند. تاریخ عاشورا روشنترین جلوه این حقیقت است. در کربلا، گروه اندکی در کنار ولیّ خدا ایستادند؛ تنها هفتاد و دو نفر که نسبت خود را با امام زمان خویش درست فهمیده بودند. آنان نیامده بودند تا بار تازهای بر دوش امام بگذارند، بلکه آمده بودند تا یار و همراه او باشند. همین همراهی، آنان را به جاودانگی رساند. شمارشان اندک بود، اما اثرشان چنان بزرگ شد که پس از قرنها همچنان الهامبخش و آموزگار انسانها هستند. در مقابل، هزاران نفر در جبهه دشمن یا در صف بیتفاوتان قرار گرفتند. آنان از نظر تعداد و امکانات بسیار بیشتر بودند، اما چون نتوانستند نسبت خود را با ولیّ خدا درست تنظیم کنند، در تاریخ به شکست و ننگ گرفتار شدند. از آنان چیزی جز یادِ ظلم و انحراف باقی نمانده است. عاشورا نشان میدهد که معیار ماندگاری و سعادت، نه کثرت نفرات و نه قدرت ظاهری، بلکه کیفیت ارتباط با حجت خداست. هر کس در کنار ولیّ خدا قرار گیرد، حتی اگر امکانات اندکی داشته باشد، در مسیر حق ماندگار خواهد شد. اما کسی که از این محور فاصله بگیرد، هرچند از قدرت و جمعیت بهرهمند باشد، سرانجامی جز خسران نخواهد داشت. امروز نیز همان پرسش عاشورا پیش روی ماست: آیا باری از دوش ولیّ خدا برمیداریم یا بر بار او میافزاییم؟ آیا راه رسیدن انسانها به خدا را هموار میکنیم یا با غفلت و خودمحوری بر موانع آن میافزاییم؟ پاسخ به این پرسش، مسیر سعادت فردی و اجتماعی ما را تعیین میکند. راه نجات، همان راهی است که عاشورا آموخت؛ شناخت ولیّ خدا، همراهی با او و تلاش برای تحقق اهداف الهی در زندگی و جامعه. ب / شماره 5843 / شنبه 6 تیر 1405 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050406.pdf
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر ۱۴۰۵ساعت 10:59  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|