|
زندگی، چیزی جز داد و ستد نیست. از نخستین دم که چشم به جهان میگشاییم تا واپسین لحظهای که بار سفر میبندیم، در حال گرفتن و دادنایم؛ مهر میدهیم و محبت میگیریم، خدمت میکنیم و بهره میبریم، میبخشیم و برخوردار میشویم. همین داد و ستدهاست که هندسه زندگی را ترسیم میکند و کیفیت آن را رقم میزند. اما همه داد و ستدها یکسان نیست. ارزش زندگی، به ارزش طرف معامله بستگی دارد. آنان که عمر خود را در معامله با کریمان میگذرانند، بنایی رفیع از شخصیت و انسانیت میسازند؛ بنایی که هرچه بالاتر میرود، رفعت مرتبه صاحبش را نیز بیشتر میکند. انسان در همنشینی با بزرگان بزرگ میشود و در داد و ستد با کریمان، کریمانه زیستن را میآموزد. و چه معاملهای برتر از آنکه طرف حساب انسان، کریمِ کریمان باشد؛ خداوند رحیم و رحمان که خزائن فضل و کرمش پایان ندارد و دریای رحمتش را کرانهای نیست. آنگاه زندگی، نور علی نور میشود؛ هم در این دنیا و هم در سرای دیگر. این، درسی روشن از مکتب امام حسین علیهالسلام است؛ درسی که میآموزد در همه تعاملات اجتماعی، رضای خدا را محور قرار دهیم. خدمت به مردم را پلی به سوی خشنودی پروردگار بدانیم و در هر گرهگشایی، نگاهمان به آسمان باشد. آن حضرت میفرمایند: «هرکس برای رضای خدا به برادر دینی خود خدمت کند، خداوند هنگام نیازش او را عوض خواهد داد و از گرفتاریهای دنیا بیش از آنچه او خدمت کرده است، از وی برطرف خواهد کرد. هرکس غمی را از دل مؤمنی بزداید، خداوند اندوههای دنیا و آخرت او را برطرف میکند و هرکس نیکی کند، خداوند به او نیکی میکند و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد.» این منطق آسمانی، جامعه را از مناسبات خشک سوداگرانه فراتر میبرد. در این نگاه، خدمت به دیگران سرمایهگذاری برای آخرت نیست فقط؛ آبادانی همین دنیاست. هر دستی که گرهی را باز میکند، در حقیقت گرهی از زندگی خود را نیز میگشاید. هر دلی که آرام میشود، آرامشی به جامعه تزریق میکند. نیکی، چرخهای مبارک است که از یک انسان آغاز میشود و به وسعت یک جامعه امتداد مییابد. باری، وقتی طرف حساب خداوند بزرگ باشد، پاسخ را نه به اندازه بضاعت ما، که به وسعت کرامت او دریافت خواهیم کرد. مگر نه اینکه زمین، این مخلوق خدا، یک دانه را دهها و صدها برابر پاسخ میدهد؟ بذر کوچکی را در آغوش میگیرد و خوشههای پرثمر تحویل میدهد. پس چگونه میتوان درباره پاداش خداوند گمان محدود داشت، حال آنکه او «اکرمالاکرمین» است و بخشندگیاش فراتر از تصور ما. اگر خدا را در همه تعاملات اجتماعی طرف حساب بگیریم، نگاهمان به انسانها نیز متعالی خواهد شد. آنگاه کمک به نیازمند، دستگیری از درمانده، لبخند به غمگین و گرهگشایی از کار مردم، عبادتی خواهد شد که انسان را در دایره دوستی خدا قرار میدهد. جامعهای که بر مدار چنین نگاهی بچرخد، جامعهای شکوفا خواهد بود؛ زیرا انسانهایش شکوفا شدهاند. وقتی نیکی با نیت الهی انجام شود، هم جان آدمی بالنده میشود و هم جهان پیرامون او رنگ آبادانی میگیرد. راه روشن همین است؛ خدا را طرف حساب بگیریم تا هم خود رشد کنیم و هم جهانی داشته باشیم که در آن کرامت، مهربانی و خدمت، زبان مشترک زندگی باشد. ب / شماره 5841 / دوشنبه 1 تیر 1405 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050401.pdf blob:https://web.eitaa.com/6d8e740d-b0fc-4e53-a597-c3d9b67b4419
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر ۱۴۰۵ساعت 13:33  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|