|
بعضی آدمها را نمیتوان در قاب یک تاریخ گذاشت و از کنارشان عبور کرد. بزرگتر از زمان خویشاند و فراتر از جغرافیایی که در آن زیستهاند. از آن دست انسانهایی هستند که هرچه زمان میگذرد، نیاز به بازخوانیشان بیشتر میشود. شهید مصطفی چمران از همین تبار است. شهید سال ۱۳۶۰، اما معلم سال ۱۴۰۵ هم هست. مردی که هنوز میتواند به نسل امروز درس بدهد؛ نه فقط درس مبارزه، که درس زندگی. چمران را اگر فقط در میدان جنگ ببینیم، حق او را ادا نکردهایم. اگر تنها با لباس رزم بشناسیمش، بخش بزرگی از حقیقت را ندیدهایم. او پیش از آنکه مرد میدان نبرد باشد، مرد میدان اندیشه بود. پیش از آنکه اسلحه به دست بگیرد، قلم در دست داشت. پیش از آنکه فرمانده باشد، دانشمند بود. او نماد پیوند علم و عقل و ایمان بود؛ ترکیبی که هر انقلابی راستین به آن نیاز دارد. در مطالعه شخصیت و منش اوست که درمییابیم انقلابی بودن، فقط شعار دادن نیست. انقلابی باید عالم باشد و عامل. باید اهل فهم باشد و اهل مفاهمه. باید بتواند حقیقت را بشناسد و آن را به زبان درست با دیگران در میان بگذارد. این همان مسیری است که قرآن کریم در یک آیه ترسیم میکند؛ «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ». گویی چمران، تفسیری زنده از این آیه بود. اهل بینات بود؛ حقیقت را میشناخت و برای تبیین آن از هیچ تلاشی دریغ نمیکرد. زبانش گویا بود، قلمش روشنگر بود و از همه مهمتر، رفتارش شاهد صدق گفتارش بود. او از آنان نبود که مردم را به راهی دعوت کند و خود در مسیری دیگر گام بردارد. زندگیاش، شرح عملی باورهایش بود. اهل کتاب بود. حساب زندگی را از روی کتاب مینوشت، نه از روی احساسات زودگذر. معیار داشت و میزان را میشناخت. برای همین هم در همه فراز و فرودهای زندگی، تعادل خود را حفظ کرد. از ایران تا آمریکا، از آمریکا تا لبنان و دوباره تا ایران، راهی طولانی پیمود اما قطبنمای او همواره عدالت بود. مقصدش احیای قسط بود و دفاع از کرامت انسان. در نگاه چمران، «حدید» آخرین انتخاب بود، نه نخستین. او زمانی اسلحه برمیداشت که دیگر راهی جز آن باقی نمانده باشد. تفنگ برای او ابزار قدرتنمایی نبود؛ وسیلهای برای پاسداری از حقیقت بود. حدید را برای حراست از بینات و کتاب و میزان میخواست، نه جایگزین آنها. این همان نکتهای است که گاه در هیاهوی روزگار فراموش میشود. انقلابی امروز نیز اگر بخواهد در مسیر درست حرکت کند، باید از همین مکتب درس بگیرد. شخصیت انقلابی را فریادهای بلند نمیسازد. با هیاهو در هر کوی و بازار شکل نمیگیرد. با هیجانزدگی و غفلتپیمایی به دست نمیآید. خودبرتربینی و تحقیر دیگران نیز نسبتی با روح انقلاب ندارد. آنچه انسان انقلابی را متمایز میکند، علم است و اخلاق؛ عقلانیت است و مسئولیت؛ فهم حقیقت است و توان گفتوگو برای گسترش آن. چنان که و آنگونه که چمران بود.... ب / شماره 5840 / یکشنبه 31 خرداد 1405 / صفحه 3
+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۵ساعت 13:5  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|