بعضی چیزها هستند که هرگز با هم جمع نمی‌شوند. نه در عالم طبیعت و نه در ساحت معنا. روز و شب را نمی‌توان همزمان دید. سیاهی و سفیدی را نمی‌توان در یک نقطه به تمامی جمع کرد. آتش و آب هر کدام اقتضای خود را دارند. این‌ها قانون خلقت است؛ قانونی که در عالم اخلاق نیز جاری است. همان‌گونه که نور با ظلمت جمع نمی‌شود، ایمان نیز با خیانت جمع‌پذیر نیست. ممکن است کسی نامی بر خود بگذارد، عنوانی اختیار کند و ادعایی بر زبان جاری سازد، اما حقیقت آدمی را نه نام‌ها که رفتارها معرفی می‌کنند. ایمان، فقط گزاره‌ای برای گفتن نیست؛ حقیقتی برای زیستن است. اگر در جان انسان بنشیند، در رفتار او نیز تجلی خواهد یافت. از همین روست که خیانت، نیرنگ، فریب و دورویی با حقیقت ایمان سازگار نیست. این حقیقت را سیدالشهدا علیه‌السلام به زیباترین بیان تبیین فرموده‌اند: «إِنّ شِيعَتَنَا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَغَلٍّ وَدَغَلٍ؛ پیرو ما کسی است که دلش از هرگونه خیانت، کینه، نیرنگ و مکر پاک باشد.» معیار روشن است. شیعه بودن تنها به محبت زبانی یا انتساب تاریخی نیست. شیعه، پیش از هر چیز، صاحب دل پاک است؛ دلی که در آن جایی برای غش و غل و دغل باقی نمانده باشد. انسانی که به مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام وابسته است، در صداقت شناخته می‌شود؛ در امانتداری، در وفای به عهد، در راستگویی و در یکرنگی. جامعه‌ای که خود را جامعه مؤمنان و پیروان مکتب تشیع می‌داند نیز باید آینه همین حقیقت باشد. در چنین جامعه‌ای نباید خیانت، زرنگی تلقی شود و فریب، مهارت اجتماعی. نباید عهدشکنی به حساب مصلحت‌سنجی گذاشته شود و دورویی لباس عقلانیت بپوشد. جامعه ایمانی، زمانی به معنای واقعی کلمه جامعه دینی است که اعتماد در آن سرمایه عمومی باشد؛ آن‌چنان که انسان‌ها بتوانند به سخن یکدیگر تکیه کنند، به وعده‌ها دل بسپارند و امانت را بی‌نگرانی به دست هم بسپارند. هر اندازه که صداقت در جامعه بیشتر شود، امنیت روانی نیز افزون‌تر خواهد شد. انسان‌ها در فضایی که از دروغ و خیانت تهی باشد، آسوده‌تر زندگی می‌کنند. آرامش، محصول اعتماد است و اعتماد، فرزند صداقت. از این رو، پاکی اخلاقی فراتر از فضیلت فردی بنیان یک سرمایه بزرگ اجتماعی است. جامعه‌ای که دل‌های مردمانش از غش و غل و دغل پاک باشد، نه فقط جای بهتری برای زیستن است، بلکه زیستن در آن خود معنابخش و تعالی‌دهنده خواهد بود. در چنین فضایی، انسان علاوه بر تأمین نیازهای مادی، فرصت رشد روحی و اخلاقی نیز پیدا می‌کند. روابط انسانی رنگ الهی می‌گیرد و زندگی از سطح معاش به افق معاد پیوند می‌خورد. امروز بیش از هر زمان دیگر به بازخوانی این معیار حسینی نیازمندیم. باید از خود بپرسیم سهم ما در گسترش اعتماد چیست؟ تا چه اندازه در گفتار و رفتار، آیینه این روایت نورانی هستیم؟ اگر می‌خواهیم جامعه‌ای حسینی داشته باشیم، راه آن از صداقت در نیت، امانتداری در عمل و وفاداری در پیمان می گذرد. این همان نشانی است که امام حسین(ع) تبیین فرمودند.

ب / شماره 5839 / شنبه 30 خرداد 1405 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050330.pdf

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۵ساعت 12:28  توسط غلامرضا بنی اسدی  |