|
انسان، بیآینه نمیتواند خود را ببیند. این یک حقیقت ساده است اما در عمق خود، جهانی از معنا را حمل میکند. هیچکس چهره خویش را بیواسطه نمیبیند؛ همانگونه که جان و جهان درون خویش را نیز بیواسطه درنمییابد. آینه است که تصویر را بازمیتاباند و امکان دیدن را فراهم میکند. اما نکته اینجاست که هیچ آینهای همه حقیقت را یکجا نشان نمیدهد. هر آینه از زاویهای بازتاب میکند و هر زاویه، بخشی از واقعیت را آشکار میسازد. در زندگی فردی و اجتماعی نیز چنین است. انسان برای شناخت خویش، به آینههای متنوع نیاز دارد؛ آینه تجربه، آینه مطالعه، آینه تاریخ، آینه فرهنگ و از همه مهمتر، آینه انسانهای دیگر. ما در نسبت با دیگران است که خود را کشف میکنیم. بسیاری از صفات، تواناییها، ضعفها و ظرفیتهای ما زمانی آشکار میشود که در میدان ارتباط و مواجهه با دیگری قرار میگیریم. به واقع جامعه را میتوان تالار بزرگی از آینهها دانست. فرهنگ چیزی جز مجموعه بازتابهای متقابل انسانها نیست. زبان، هنر، رسانه، آیینها و مناسبات اجتماعی، همگی آینههایی هستند که جامعه در آنها خود را مینگرد. هرگاه این آینهها شفاف باشند، امکان خودآگاهی فرهنگی فراهم میشود و هرگاه غبار تعصب، خودبینی یا بیاعتنایی بر آنها بنشیند، جامعه نیز از دیدن چهره واقعی خویش محروم میماند. اما نگاه تعالییافته، گام دیگری فراتر مینهد. در این افق، هر یک از ما برای دیگری آینهای هستیم. آنچه در من میبینی، تنها من نیستم؛ بازتابی از بخشی از وجود تو نیز هست. گاه مهری که به دیگری داریم، نشانی از زیباییهای نهفته در جان خود ماست و گاه رنجی که از رفتار دیگری احساس میکنیم، پرده از زخمی در درون خودمان برمیدارد. انسانها در مواجهه با یکدیگر، صرفاً به شناخت دیگری نمیرسند؛ بلکه به کشف خویشتن نیز نائل میشوند. اگر این حقیقت را باور کنیم، بسیاری از مناسبات انسانی رنگ دیگری خواهد گرفت. به جای شتاب در قضاوت، به تأمل روی میآوریم. به جای طرد کردن، به فهمیدن میاندیشیم. به جای آنکه دیگری را صرفاً موضوع نقد بدانیم، او را فرصتی برای شناخت خود تلقی میکنیم. در چنین نگاهی، هر دیدار میتواند یک کلاس درس باشد و هر رابطه، مجالی برای رشد. شاید راز بسیاری از بحرانهای فرهنگی و تربیتی روزگار ما نیز در همین باشد که آینههای یکدیگر بودن را فراموش کردهایم. به جای آنکه در چهره دیگری، راهی به سوی خود بیابیم، دیوارهایی از سوءظن و خودبرتربینی ساختهایم. حال آنکه جامعهای بالنده، جامعهای است که اعضایش بتوانند در آینه وجود یکدیگر، هم خویش را ببینند و هم راه تعالی را پیدا کنند. آدمی در تنهایی خویش، تنها بخشی از خود را میشناسد. این دیگراناند که زوایای پنهان وجود او را روشن میکنند. هر انسان، آینهای است در برابر انسان دیگر و هرچه این آینهها صافتر، صادقتر و مهربانتر باشند، تصویر انسان از خویشتن نیز کاملتر خواهد شد. شاید یکی از رسالتهای بزرگ تربیت و فرهنگ همین باشد؛ ساختن جامعهای از آینههای روشن، تا انسان بتواند در پرتو انسان، خود را بهتر ببیند و به حقیقت خویش نزدیکتر شود. ب / شماره 5838 / چهارشنبه 27 خرداد 1405 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050327.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۵ساعت 11:56  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|