گاهی یک جمله کوتاه، به اندازه یک کتابِ اخلاق، راه می‌گشاید. اهل دلی را پرسیدند: «راهی بگو که کمتر گناه کنم.» پاسخ داد: «وقتی گناه می‌کنی، یا نمی‌دانی خدا تو را می‌بیند، پس کافری؛ یا می‌دانی که تو را می‌بیند و باز گناه می‌کنی، پس او را نشناخته‌ای و در نزد خود کوچک شمرده‌ای.» همین. همین چند کلمه، اگر در جان بنشیند، می‌تواند یک عمر انسان را تربیت کند. بسیاری از ما مشکل کمبود دانسته‌های دینی نداریم. از کودکی شنیده‌ایم که خدا حاضر است، ناظر است، شنواست و بیناست. بارها گفته‌ایم و شنیده‌ایم که «او از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است». اما فاصله میان دانستن و باور کردن، گاهی به اندازه فاصله زمین تا آسمان است. فاصله کفر تا ایمان. اگر حقیقتاً باور کنیم که خدا ما را می‌بیند، بسیاری از رفتارهای ما تغییر خواهد کرد. آدمی در برابر یک شخصیت بزرگ دنیایی چگونه رفتار می‌کند؟ چگونه سخن می‌گوید؟ چگونه می‌نشیند؟ چگونه مراقب کلمات و حرکات خویش است؟ حال اگر انسان، عظمت حضرت حق را آن‌گونه که باید درک کند، آیا می‌تواند در محضر او بی‌پروایی کند؟

مشکل از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از جایی که «ا...‌اکبر» بر زبان جاری است اما معنای آن به دل نرسیده است. ما بارها در نماز، اذان، اقامه و ذکرهای روزانه می‌گوییم «ا...‌اکبر»، اما آیا به راستی خدا را بزرگ‌تر از همه چیز می‌دانیم؟ بزرگ‌تر از خواهش نفس؟ بزرگ‌تر از سود و زیان دنیایی؟ بزرگ‌تر از نگاه دیگران؟ بزرگ‌تر از وسوسه‌ای که ما را به خطا می‌کشاند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، گناه دشوار می‌شود. نه از ترس مجازات، بلکه از ادب حضور. بعضی از انسان‌ها از گناه فاصله می‌گیرند چون از آتش می‌ترسند؛ این نیز مرتبه‌ای ارزشمند است. اما مرتبه‌ای بالاتر آن است که انسان از گناه شرم کند، زیرا خود را در محضر محبوب می‌بیند. این همان تربیت الهی است که اخلاق را از سطح رفتار به عمق جان می‌برد. در چنین نگاهی، ترک گناه نتیجه طبیعی شناخت عظمت خداوند است.

شاید بسیاری از لغزش‌های ما محصول فراموشی باشد؛ فراموشی حضور، فراموشی نظارت و فراموشی بزرگیِ خدا. هرگاه خدا در نگاه ما کوچک شود، گناه بزرگ نمی‌نماید. اما هرگاه خدا بزرگ شد، گناه هرچند کوچک باشد، در چشم انسان بزرگ جلوه می‌کند. چون نافرمانی بزرگی است که عظمت اش دیده و دل مان را پُر کرده است. راه اصلاح جامعه نیز از همین نقطه می‌گذرد. اخلاق با بخشنامه ساخته نمی‌شود. تربیت با شعار به مقصد نمی‌رسد. باید دل‌ها را با عظمت خدا آشنا کرد. باید معنای «ا...‌اکبر» را از زبان به جان رساند. آن‌گاه بسیاری از آنچه امروز با هزار تذکر و قانون هم بدان تن نمی دهیم، خودبه‌خود در رفتار مان جاری خواهد شد. آری؛ کسی که خدا را بزرگ ببیند، در محضر او مؤدب می‌نشیند. و آن که ادب حضور را آموخت، دست از پا خطا نمی‌کند. راز بسیاری از پاکی‌ها، نه در سختیِ پرهیز، که در درستیِ معرفت نهفته است.

ب / شماره 5836 / دوشنبه 25 خرداد 1405 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050325.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵ساعت 12:37  توسط غلامرضا بنی اسدی  |