|
روزگار، گاه چنان تکرار میشود که انگار تاریخ، نه در کتابها که در برابر چشمان ما ورق میخورد. برخی سخنان نیز چنان از متن زمان فراتر میروند که هر بار با خواندنشان، احساس میکنی برای همین امروز نوشته شدهاند. پیام امام خمینی(ره) به آن جمع اندک اما پرهیاهو از همین جنس است؛ پیامی که اگر نامها و تاریخها را از آن برداریم، گویی خطاب به همین روزهاست. آن روز نیز دشمن میپنداشت با تهدید و فشار میتواند ملت ایران را به عقب براند. خیال میکرد هنوز دوران ملتهای خوابزده است و میتوان با اخم و تشر، اراده یک کشور را شکست. امام اما از واقعیتی سخن گفت که دشمنان نمیدیدند؛ از مردمی بیدار، از ایمانی ریشهدار و از ملتی که دیگر تن به تحقیر نمیدهد. آن روز ریگان بود و امروز ترامپ و همفکران او؛ تفاوتی در اصل ماجرا نیست. همان اضطراب، همان تناقضگویی و همان ناتوانی در فهم روح مقاومت یک ملت. اما آنچه بیش از دشمن بیرونی، امام را به واکنش واداشت، رفتار کسانی بود که در میانه میدان، به جای نشانه گرفتن دشمن، انگشت اتهام را به سوی داخل گرفتند. پرسش امام هنوز در فضای سیاسی ما طنین دارد: چه شده است که در هنگامهای که باید فریاد بر سر آمریکا و حامیانش کشید، برخی تمام توان خود را صرف تخریب مسئولان و ایجاد شکاف در جبهه داخلی میکنند؟ چرا در زمانی که وحدت یک ضرورت ملی است، عدهای به دنبال دوصدایی و چنددستگیاند؟ این «أین تذهبون؟» تنها یک پرسش تاریخی نیست؛ پرسشی است که هر نسل باید از خود بپرسد. امروز نیز شاهدیم که هر تصمیم کلان کشور، پیش از آنکه فرصت آزمون و ارزیابی بیابد، آماج حملات گروهی قرار میگیرد که صدایشان از وزن اجتماعیشان بلندتر است. مخالفت حق است؛ نقد نیز حق است. اما هنگامی که نتیجه عملی یک موضعگیری، همصدایی ناخواسته با پروژه دشمن میشود، جای تأمل جدی دارد. سیاست عرصه نیتها نیست؛ عرصه نتایج است. هر کس باید بپرسد خروجی سخن و رفتارش به سود چه کسی تمام میشود. واقعیت این است که نه جنگ ارزش ذاتی دارد و نه مذاکره. هر دو ابزارند؛ ابزاری برای تأمین منافع ملی، حفظ امنیت کشور و صیانت از ایران. هنر حکمرانی آن است که در هر مقطع، مناسبترین ابزار را برگزیند. از همین رو باید به عقل جمعی نظام، به نهادهای تصمیمگیر و به ارزیابی همهجانبه شرایط فرصت داد تا بهترین تصمیم را در دشوارترین وضعیتها اتخاذ کنند. ملت ایران نه از جنگ هراسی دارد و نه شیفته مذاکره است. معیار، حفظ منافع کشور است؛ آن هم از مسیری که هزینه کمتری بر مردم تحمیل کند و دستاورد بیشتری برای ایران به همراه داشته باشد. اعتماد ما نیز نه به وعده دشمن، بلکه به توان ملی، ظرفیتهای داخلی و تجربه تاریخی این ملت است. در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگر به عقلانیت نیاز داریم که اجازه ندهد هیاهوی مدعیان اندک، جای صدای اکثریت را بگیرد. روز روشن را نمیتوان با بستن چشمها به شب تبدیل کرد. حقیقت همان حقیقت است، حتی اگر برخی نخواهند آن را ببینند. ب / شماره 5836 / دوشنبه 25 خرداد 1405 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050325.pdf
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵ساعت 12:29  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|