|
برای برخی، گویا حق سخن گفتن و نقد کردن، حقی انحصاری است. میتوانند هر ادعایی را از تریبونها و رسانههای خود مطرح کنند، هر اتهامی را به رقیب سیاسی نسبت دهند و هر تخریبی را در پوشش نقد سامان دهند؛ اما اگر کسی به این روایتها پاسخ داد یا از خود دفاع کرد، ناگهان فریاد اعتراض بلند میشود که چرا وحدت شکنی می کنید؟ ماجرای انتقادها به واکنش رئیسجمهور پزشکیان به تخریبهای سازمانیافته اخیر نیز از همین جنس است. منتقدان نمیگویند این پاسخ، واکنشی به حجم گسترده حملات و اتهامزنیها بوده است؛ بلکه اصل مسئله را در پاسخ دادن رئیسجمهور میبینند. حال آنکه اگر قرار بر سکوت است، نخست باید از تولید بیوقفه تخریب و التهاب در عرصه عمومی دست برداشت. مشکل اصلی اما در جای دیگری نهفته است؛ در خطای راهبردیِ تشخیص دشمن. بخشی از فضای سیاسی کشور هنوز درگیر رقابتهای انتخاباتی گذشته است. گویی نه انتخابات به پایان رسیده و نه رأی مردم فصل تازهای را آغاز کرده است. دو سال از آن رقابتها گذشته، اما برخی همچنان در همان وضعیت ماندهاند و رقیب دیروز را دشمن امروز میپندارند. این در حالی است که کشور با مسائل مهمتری روبهروست. اگر حقیقتاً دغدغه ایران و منافع ملی وجود دارد، باید اولویتها را درست شناخت. دشمن اصلی ملت ایران، جریانهایی هستند که سالها برای تضعیف کشور برنامهریزی کردهاند؛ آمریکا به عنوان نماد نظام سلطه، صهیونیسم و شبکه هژمونیک قدرتی که از هر اختلاف داخلی برای افزایش فشار بر ایران بهره میبرد. در چنین شرایطی، فرسودن توان ملی در نزاعهای سیاسی داخلی نه تنها کمکی به کشور نمیکند، بلکه مطلوب همان دشمنانی است که از شکاف و چنددستگی سود میبرند. سیاستورزی مسئولانه اقتضا میکند که رقابت سیاسی به کینهورزی دائمی تبدیل نشود. انتخابات در هر نظام مردمسالار، عرصه رقابت است، نه میدان انتقام. پس از اعلام نتیجه، همه جریانها باید در چارچوب منافع ملی به اداره بهتر کشور کمک کنند. ادامه دادن دعواهای انتخاباتی و تبدیل اختلاف نظر به دشمنی، چیزی جز هدر دادن ظرفیتهای ملی نیست. به تعبیر حکیمانه سعدی، باید «فکر نو» کرد و از تقویم سالهای گذشته عبور نمود. کشور امروز بیش از هر زمان دیگری به همافزایی، عقلانیت و تمرکز بر مسائل اصلی نیاز دارد. آنان که دیگران را به غربگرایی متهم میکنند، اگر واقعاً در پی ناکام گذاشتن غرب هستند، بهتر است به جای گسترش کینههای داخلی، توان و فریاد خود را متوجه دشمنان واقعی ملت کنند. خطای بزرگ آن است که رقیب سیاسی را جای دشمن بنشانیم و دشمن واقعی را از یاد ببریم. شرط موفقیت در عرصه سیاست، پیش از هر چیز، شناخت درست اولویتهاست. تا زمانی که این اولویتها جابهجا شود، نه اختلافها پایان مییابد و نه فرصتهای کشور به درستی در خدمت منافع ملی قرار خواهد گرفت. پس خطای مان را در تشخیص دشمن اصلاح کنیم. ب / شماره 5834 / شنبه 23 خرداد 1405 / صفحه 4 blob:https://web.eitaa.com/f2d83ba9-0159-46fa-9cdd-d3c5241e09ef
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۵ساعت 11:23  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|