دریایِ پر تلاتمِ اقتصاد و موج‌هایِ اجتماعی با شدتی بی‌سابقه در هم پیچیده اند و امروز، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایِ تمدنیِ ما، بازپس‌گیریِ «کنترل بر خود» است. ما امروز، بیش از هر زمانِ دیگری، به نوعی از خرد نیازمندیم که من آن را «عقلانیتِ سرد» می‌نامم؛ عقلانیتی که از هیجاناتِ لحظه‌ای، از غبارِ شایعات و از شعله‌هایِ ترسِ آنی، فاصله می‌گیرد و به جای آن، بر مدارِ «ثباتِ فکر»، «دقت در برنامه» و «سنجشِ واقعیت» حرکت می‌کند. بر این هم چشم نمی پوشیم که در حال حاضر، بازارِ ما بر مدارِ «التهاب» می‌چرخد. این التهاب، تنها یک پدیدهٔ اقتصادیِ محض نیست؛ بلکه یک ویروسِ اجتماعی است که به سرعت در رگ‌هایِ جامعه نفوذ می‌کند. وقتی بازار از منطقِ عرضه و تقاضا فاصله می‌گیرد و به بازیِ «ترس و طمع» بدل می‌شود، این تلاطم به ساختارِ روانیِ جامعه سرایت می‌کند. جامعه‌ای که خود درگیرِ التهاب است، دیگر توانِ «تنظیمِ منطقیِ رفتارهای خود» را ندارد؛ در چنین وضعیتی، تصمیماتِ مردم دیگر از سرِ نیاز نیست، بلکه از سرِ اضطراب است. ما در این نیم‌قرنِ پرفراز و نشیب، تجربه کرده ایم که چگونه بحران‌ها، هویتِ رفتاریِ یک ملت را تحت تأثیر قرار می‌دهند. اما راهِ خروج از این چرخه‌یِ باطل، نه در مهارِ فیزیکیِ کالاها، بلکه در «بازتعریفِ نقشِ رسانه» و «تغییرِ الگویِ اطلاع‌رسانی» نهفته است. ما نیازمندِ یک انقلابِ رفتاری در رسانه‌ها هستیم؛ گذار از رسانه‌یِ «تولیدِ هیجان» به رسانه‌یِ «تولیدِ اطمینانریشهٔ اصلیِ بحران‌هایِ فعلی، در «ابهام» نهفته است. وقتی مردم از آینده‌یِ موجودیِ کالاها یا نوساناتِ قیمت‌ها بی‌خبر باشند، ناخودآگاه به سمتِ «خریدِ هیجانی» سوق داده می‌شوند. این همان جایی است که ترس، جایگزینِ تدبیر می‌شود. برای شکستنِ این چرخه، ما نیازمندِ «شفافیتِ بی‌قید و شرط» هستیم. اعتماد، تنها با «اعلامِ رسمی و واقعی» بر مدارِ «شفافیت در اطلاع‌رسانی» بازمی‌گردد. ما باید به سمتِ اعلامِ دقیقِ فراوانیِ موجودیِ کالاها و ایجادِ یک سیستمِ اعتماد‌ساز حرکت کنیم. انتشارِ زمان‌بندی‌هایِ دقیق برای تأمینِ کالاهایِ پرتقاضا و ارائهٔ قیمت‌هایِ مصوب و به‌روزرسانیِ روزانهٔ آن‌ها، تنها یک اقدامِ اداری نیست، بلکه یک «عملِ عقلانی» برایِ آرام کردنِ تلاطم‌هایِ روانیِ جامعه است. شفافیت، امروز یک «ابزارِ اقتصادیِ استراتژیک» برایِ مهارِ موج‌هایِ خرید و بازگرداندنِ ثبات به بازار است.تجربهٔ زیسته و تلخِ ما نشان داده است که هرگاه ابهام بالا رود، ترسِ مردم نیز صعود می‌کند و هرگاه ترسِ مردم صعود کند، اقتصادِ ملت در تلاطم می‌افتد. پس، اگر می‌خواهیم از منظرِ هویتِ ملی، ملتی باثبات و باصلابت باشیم، باید یاد بگیریم که با «شفافیت»، ترس را کَم و با «اطلاع‌رسانیِ دقیق»، هیجان را مهار کنیم. ما به مدیریتِ سرد و عقلانی نیاز داریم تا بتوانیم در میانِ این آتشِ التهاب، شعله‌هایِ ثبات را روشن نگه داریم.

ب / شماره 5831 / دوشنبه 18 خرداد 1405 / صفحه 3

blob:https://web.eitaa.com/41c00f60-d3df-46d1-910b-9f4027d5deed

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 12:41  توسط غلامرضا بنی اسدی  |