|
حساب و کتاب، کلید سامانیافتگی است؛ در زندگی فردی، در مناسبات اجتماعی و در عرصه حکمرانی. هر جا حساب از میان برخیزد، بیحسابی جای آن را میگیرد و بیحسابی، مادر بسیاری از نابسامانیهاست. از همین روست که دین، پیش از آنکه از حسابرسی دیگران بگوید، انسان را به محاسبه خویشتن فرا میخواند. این یک اصل بنیادین در زیست مؤمنانه است. امام موسی کاظم علیهالسلام در کلامی راهگشا میفرمایند: «لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِبْ نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ... ؛ از ما نیست کسی که هر روز به حساب خود نرسد». این سخن نورانی، تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ یک نقشه راه برای زندگی است. انسانی که هر روز کارنامه خویش را مرور میکند، فرصت خطا را کاهش میدهد و امکان رشد را افزایش. اگر نیکی کرده باشد، از خداوند توفیق بیشتر میطلبد و اگر لغزشی در کار بوده باشد، به جبران آن برمیخیزد. چنین انسانی در مسیر تعالی قرار دارد، زیرا هیچ روزی را بدون ارزیابی پشت سر نمیگذارد. اما محاسبه، فقط در حوزه فردی معنا پیدا نمیکند. جامعه نیز برای پیشرفت به حساب و کتاب نیاز دارد. نهادها، سازمانها، دستگاههای اجرایی و همه ارکان تصمیمسازی باید پیوسته عملکرد خود را در تراز سنجش قرار دهند. خطاهایی که امروز کوچک دیده میشوند، اگر به موقع محاسبه و چاره نشوند، فردا به بحرانهایی بزرگ تبدیل خواهند شد. از این رو، حسابرسی دقیق نه نشانه بدبینی، بلکه علامت مسئولیتپذیری است. این حساب و کتاب نیز تنها به معنای اقتصادی آن محدود نمیشود، هرچند اقتصاد یکی از مهمترین عرصههای آن است. محاسبه یعنی سنجش تصمیمها، ارزیابی نتایج، بررسی هزینهها و فایدهها، و دقت در پیامدهایی که امروز و فردا بر زندگی مردم اثر میگذارد. مدیری که تصمیم میگیرد اما حساب آثار آن را نمیکند، در حقیقت بخشی از مسئولیت خود را نادیده گرفته است. حکمرانی بدون محاسبه، همان حرکت در تاریکی است؛ شاید گامی به جلو بردارد، اما تضمینی برای نیفتادن در چاه ندارد. مسئولان در این میان سهمی سنگینتر دارند. آنان باید به اندازه جمعیتی که تحت مدیریت و مسئولیتشان قرار دارد، اهل حساب باشند. تصمیمهای آنان فقط امروز مردم را نمیسازد؛ فرداهای کشور را نیز شکل میدهد. هر سیاست، هر برنامه و هر اقدام اجرایی باید پیش از اجرا و پس از آن در معرض محاسبه قرار گیرد. این همان عقلانیتی است که قوام مملکت را تضمین میکند. کشوری که در آن فرهنگ محاسبه نهادینه شود، کمتر گرفتار تکرار اشتباهات خواهد شد. در چنین جامعهای، موفقیتها تقویت میشود و کاستیها مجال اصلاح پیدا میکند. حساب، چراغ راه است و کتاب، سند حرکت. هر چه این دو جدیتر گرفته شوند، راه به سامان نزدیکتر خواهد شد. اگر میخواهیم اوضاع به سامان آید، باید حساب را به متن زندگی بازگردانیم؛ از خانه و خانواده گرفته تا اداره و دستگاه و دولت. حساب که باشد، بیحسابی رخت برمیبندد و با رفتن آن، بسیاری از مشکلات نیز بار سفر خواهند بست. این یک انتخاب نیست؛ یک بایستگی برای جامعهای است که میخواهد در مسیر رشد، عدالت و پیشرفت گام بردارد. ب / شماره 5829 / شنبه 16 خرداد 1405 / صفحه 4 blob:https://web.eitaa.com/53989261-d212-47fd-b1ce-fd225bd90297
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 12:38  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|