|
یک قاب همه آن چیزی نیست که باید درباره عید قربان دید و به دل سپرد. این روز، فقط یک مناسکِ تکرارشونده در تقویمِ دینداری نیست؛ قلهای است که انسان اگر به فهم آن برسد، راهِ خویش را تا افقِ عبودیت پیدا میکند. قربان را باید «فهمید» تا عید شود. اگر این فهم به معرفت نرسد، اگر از پوستِ ظاهر عبور نکند و به مغز معنا راه نیابد، همه چیز در همان حد ذبحی میماند و تکبیری؛ در همان اندازه آیینی که برگزار میشود و میگذرد، بیآنکه جان را به تولدی دوباره برساند. قربان، مدرسه بزرگِ بندگی است. در این مدرسه، ابراهیمِ خلیل علیهالسلام، نخست بر نفسِ خویش امیر شد تا شایسته امامت گردد. آنان که میخواهند راه به امامتِ دلها ببرند، باید پیش از هر چیز، بر قلمروِ خواهشهای خویش فرمان برانند. ابراهیم، بتهای بیرونی را شکست اما آنگاه به مقامِ «خلیلاللهی» رسید که بتِ درون را نیز قربانی کرد. این است رازِ آن امتحان عظیم؛ امتحانی که خداوندگار، خود ممتحنِ آن بود. امتحانی نه برای آنکه خدا بداند، که برای آنکه انسان، خویشتنِ خویش را در آینه اطاعت ببیند و اسماعیل علیهالسلام؛ جوانی که از جان گذشت تا جهانش الهی شود. او قربانیِ تیغ نشد، قربانیِ تسلیم شد. عظمتِ ماجرا همینجاست؛ آنجا که فرزند، در برابر اراده حق، آرام میایستد و پدر، در اوجِ محبت، عشق را به فرمانِ خدا میسپارد. اینگونه بود که هر دو، از امتحانِ عشق، سربلند بیرون آمدند و خداوند، نمره قبولی پیامبرانش را با جاودانگیِ نامشان امضا کرد. از هزارههای دور تا هزارههای آینده، ابراهیم و اسماعیل، سرمشقِ انسان ماندهاند؛ الگوی آنان که میخواهند از خویش عبور کنند تا به خدا برسند. عید قربان، پایانِ یک مناسک نیست؛ آغازِ یک معناست. این عید است که حج را تمام میکند. اگر عرفات، شناخت است و مشعر، شعور؛ قربان، تصمیمِ بزرگِ انسان برای ذبحِ نفس است. حاجی، آنگاه حجش کامل میشود که از «خود» عبور کند. کعبه را بسیار میتوان طواف کرد، اما تا «من» قربانی نشود، راهی به حقیقتِ بندگی گشوده نخواهد شد. چه شگفت که قربان، جغرافیا را نیز درمینوردد. مکه، در این روز، دیگر فقط نقطهای در زمین نیست؛ به وسعتِ همه دلهای مؤمن گسترش مییابد. سنتِ ابراهیمی، از حجاز فراتر میرود و در همه جای زمین، به زبانِ مسلمانی ترجمه میشود. هر خانهای میتواند شعبهای از منا باشد اگر در آن، انسانی تصمیم بگیرد چیزی از خویش را برای خدا قربانی کند؛ تکبری، تعلقی، خواهشی یا گناهی را. عید قربان، عیدِ رسیدن است؛ رسیدنِ انسان به مقامِ معظمِ بندگی الهی. آنکه قربان را بفهمد، درمییابد که خدا، خون نمیخواهد؛ دل میخواهد. تیغ، تنها بر گلوی گوسفند نمینشیند؛ باید بر گردنِ نفس فرود آید. آنگاه است که انسان، سبک میشود، آسمانی میشود و راهِ کمالِ عبودیت بر او گشوده میگردد. نخست نیوز / کد نوشته: 152282 / چهارشنبه ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 14:11  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|