دنیا را باید از پنجره‌های تازه تماشا کرد. گاهی آدمی آن‌قدر در یک زاویه می‌ایستد که همه چیز برایش تیره می‌شود؛ آسمان هم اگر از روزنِ تنگ دیده شود، سهمی جز تاریکی ندارد. مشکل اما همیشه از دنیا نیست، از ایستادنِ ماست؛ از عادت کردن به نقطه‌ای که دیگر روشنی را نشان نمی‌دهد. انسان وقتی دل‌زده می‌شود، خیال می‌کند همه‌چیز پایان یافته است؛ مهرها مرده‌اند، خوبی‌ها رخت بربسته‌اند و زمین دیگر جای زیستن نیست. حال آن‌که دنیا، همان دنیاست؛ نه بر مدار غمِ ما می‌چرخد و نه با لبخند ما بهار می‌شود. این ماییم که باید «جای ایستادن» را عوض کنیم. باید از پشت دیوارِ گلایه، قدمی آن‌سوتر برویم تا شاید دریچه‌ای به روشنایی باز شود. الهیاتِ امید، همین را به ما می‌آموزد؛ خدا جهان را بی‌معنا نیافریده است. اگر تلخی هست، در کنار آن شیرینی هم هست؛ اگر شب هست، صبح نیز وعده داده شده است. قرآن، آدمی را به «نظر» دعوت می‌کند؛ به دوباره دیدن، به از زاویه‌ای دیگر نگریستن. بسیاری از رنج‌های ما، نه از نبودِ نعمت، که از عادت کردن به تاریکی است. مثل کسی که سال‌ها در اتاقی بسته مانده و باورش شده دنیا فقط همان سایه‌های خسته است. در نظامی تربیت نیز چنین است. مربی دانا، نیز فکرِتغییرِجهان را از ذهن تربیت پذیر خویش پاک و نگاهِ انسان را اصلاح می‌کند. کودک اگر زمین بخورد، همه دنیا را دشمن خود می‌بیند، اما دستِ مهربانِ پدر، افق تازه‌ای پیش چشمش می‌گشاید. بسیاری از آدم‌بزرگ‌ها هم هنوز همان کودکانی‌اند که در یک شکست، حکم به ویرانی جهان می‌دهند. حال آن‌که باید آموخت: گاهی فقط لازم است چند قدم جابه‌جا شوی تا منظره عوض شود. اخلاق نیز از همین جا آغاز می‌شود؛ از مسئولیتِ تغییر خویش. آدمِ اخلاقی، دنیا را متهمِ همیشگی نمی‌کند. مدام نمی‌گوید «زمانه بد شده است». او نخست به جای پای خود نگاه می‌کند. شاید اگر از بلندیِ غرور پایین بیاید، مردم را مهربان‌تر ببیند. شاید اگر از پنجره انصاف نگاه کند، دنیا این‌همه سیاه نباشد. یادمان نرود؛ دنیا قرار نیست به میل ما جابه‌جا شود. کوه، کوه می‌ماند؛ دریا، دریا. این ماییم که باید راه دیدن را بلد شویم. گاهی باید از کوچه تردید بیرون آمد و در میدانِ ایمان ایستاد؛ گاهی باید از سایهِ ناامیدی فاصله گرفت و رو به آفتاب قدم برداشت. اگر روزی دنیا را دوست نداشتی، پیش از آن‌که حکم به پایان زیبایی بدهی، جایت را عوض کن. شاید حقیقت، چند قدم آن‌سوتر ایستاده باشد.

ب / شماره 5822 / دوشنبه 4 خرداد 1405 / صفحه 4

blob:https://web.eitaa.com/50689150-6b22-4faa-a494-78c992827d06

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050304.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 14:6  توسط غلامرضا بنی اسدی  |