|
روزهای عرفه و قربان، فقط برگهایی در تقویم قمری نیستند؛ منزلگاههای بازخوانیِ سرنوشت انساناند. گویی خدا، در این دو روز، تاریخ را به میدان میآورد تا آدمی دوباره خود را انتخاب کند؛ میان «بودن با حق» یا «ماندن در صف باطل». اینجاست که ضریبِ تصمیم انسان، چندین برابر میشود. این انتخاب، دیگر فقط انتخابِ یک فرد نیست؛ میتواند سمتِ تاریخ را روشن کند. در یک سوی این میدان، حسین علیهالسلام ایستاده است؛ با دعای عرفه، با آن نجواهای آسمانی که آدمی را از خاک تا افلاک میبرد. عرفه، در مدرسه حسین، فقط دعا نیست؛ بصیرت است. امام، در آن نیایش سترگ، خدا را چنان معرفی میکند که انسان، هم خود را پیدا کند و هم راه را. اما همین حسین، حج را ناتمام میگذارد تا برای همه تاریخ معنا کند که «حج»، بی«حجت خدا» به مقصد نمیرسد. کعبه اگر در محاصره یزیدیان باشد، طواف نیز میتواند از معنا تهی شود. سنگ و دیوار، بیولایتِ حق، راه به رستگاری نمیبرد. حسین علیهالسلام با ترکِ حج، درسی بزرگتر از هزار خطبه داد؛ اینکه دین، فقط در مناسک خلاصه نمیشود. اگر باطل بر جان جامعه مسلط شد، اگر یزید بر مسند خلافت نشست، دیگر مناسک، عبادت نیست. آنگاه، «قیام» خود عبادت میشود؛ فریاد، ذکر میشود و شهادت، کاملترین طواف. و چه زود، مسلم بن عقیل این حقیقت را با خون خویش امضا کرد. او پیش از آنکه بر بام دارالاماره کوفه به شهادت برسد، نفس خویش را قربانی کرده بود. مردی که از خویش عبور کند، دیگر مرگ برایش پایان نیست؛ آغاز است. مسلم، به عرفه رسید با معرفت، و به قربان رسید با جان. او فهماند که سر تراشیدن در منا، تنها یک نماد است؛ نشانه آمادگی برای سربازی در رکاب حجت خدا. هانی بن عروه نیز همین راه را رفت؛ مردی که شرافت را به قیمت جان خرید و جاودانه شد. اینها پیشقراولان کاروانی بودند که در کربلا، در هفتاد و دو حقیقت به واقعیت، تکرار شد. کربلا، امتداد عرفه و قربان است؛ آنجا که انسان، بزرگترین داشته خویش را در راه خدا تقدیم میکند تا حقیقت زنده بماند. و فردا، عید قربان است؛ روز ابراهیم ایمان و اسماعیل جان. روزی که آسمان، حکمتِ «ذبح عظیم» را معنا کرد. خدا، قربانی نمیخواهد برای ریختن خون؛ قربانی میخواهد برای شکستن بتِ نفس. ابراهیم، پیش از آنکه کارد بر گلوی اسماعیل بگذارد، آن را بر گلوی تعلقات خود گذاشته بود. این است رازِ «ذبح عظیم»؛ هر تحول بزرگی، قربانی بزرگ میخواهد. هیچ امتی بیهزینه به عزت نمیرسد. امروز نیز جهان اسلام، بیش از همیشه محتاج فهم این حقیقت است؛ اینکه عظمت، از دلِ تسلیم برای خدا میجوشد، نه از تکیه بر قدرتهای پوشالی. عرفه و قربان، هر سال میآیند تا ما فراموش نکنیم راهِ اصلاح جهان، از اصلاح نسبت ما با خدا آغاز میشود. تاریخ را آنان میسازند که آماده «قربانی شدن» در راه حقیقتاند؛ همانها که از خویش عبور میکنند تا امت را بیدار کنند. این بیداری، همان بعثتِ مداومی است که از ابراهیم آغاز شد، در حسین علیهالسلام به اوج رسید و تا همیشه تاریخ ادامه خواهد داشت. ب/ شماره 5823 / سه شنبه 5 خرداد 1405 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050305.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 14:4  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|