ما با جنگ ترکیبی رو به روییم. تفنگ ها خاموشند. صدای انفجار بمب و موشک، فضا را برنمی آشوبد اما همه چیز در افکار عمومی آشفته است. امکان برنامه ریزی در منحنی کاهشی است. دشمن نه جسم و جان که جهانِ ادراک ما را هدف گرفته است در بمبارانی از کلمات و تصویر ها و تصور سازی هایی که یک لحظه قطع نمی شود. مدام ما را در میانه امید و ناامیدی به آمد و شد می کشاند. به تیتر هایی از این دست توجه فرمایید؛ «توافق قریب‌الوقوع»، «پیشرفت مذاکرات»، «احتمال کاهش تنش» یا «رسیدن طرفین به تفاهم». هر کدام امید را برای رسیدن به پایانِ خوش، افزایش می دهد اما اندکی بعد، فضای رسانه‌ای ناگهان پر می شود از خبرهایی در باره شکست مذاکرات، افزایش اختلافات یا حتی احتمال از سرگیری جنگ. این نوسان زیکزاکی اما مستمر میان امید و ناامیدی، یک اتفاق تصادفی یا صرفاً ناشی از تحولات دیپلماتیک نیست؛ بلکه بخشی از یک عملیات روانی سازمان‌یافته محسوب می‌شود. چه در جنگ شناختی، هدف اصلی تغییر محاسبات ذهنی جامعه است. دشمن تلاش می‌کند مردم را در وضعیتی از بی‌ثباتی روانی قرار دهد؛ وضعیتی که در آن جامعه دائماً میان نگرانی و انتظار معلق بماند. در مرحله نخست، با برجسته‌سازی بحران‌ها، تهدید‌ها و تصویرسازی از آینده‌ای مبهم، نوعی احساس اضطراب و یأس در جامعه ایجاد می‌شود. رسانه‌ها با انتشار اخبار منفی، تحلیل‌های بدبینانه و بزرگنمایی فشارها، سعی می‌کنند این تصور را القا کنند که شرایط به بن‌بست رسیده است. اما درست در اوج این فضای ناامیدی، ناگهان یک موج جدید رسانه‌ای آغاز می‌شود؛ خبر از توافق احتمالی، مذاکرات محرمانه یا نرمش طرف مقابل منتشر می‌شود. همین مسئله بار دیگر سطحی از امید را در جامعه ایجاد می‌کند. بخشی از افکار عمومی تصور می‌کند بحران رو به پایان است و گشایشی در راه قرار دارد. با این حال، این امید معمولاً پایدار نمی‌ماند. پس از مدت کوتاهی، با یک تغییر موضع سیاسی یا انتشار یک خبر منفی جدید، تمام آن امید‌ها فرو می‌ریزد و جامعه بار دیگر وارد مرحله‌ای از ناامیدی می‌شود. در حقیقت دشمن دارد تاب آوری جامعه را هدف می گیرد. اگر نتوانیم با افزایش آگاهی عمومی نسبت به سازوکار‌های عملیات روانی جامعه را واکسینه کنیم. اگر نتوانیم با مدیریت رسانه ای از روان جامعه دفاع کنیم، اگر نتوانیم این شگرد دشمن را برای جامعه تببین و برای خودش مهندسی معکوس کنیم، با موجی از ناامیدی مواجه خواهیم شد. برای مهار تکانه های« پیشاموج» باید با پدافند رسانه ای و توزیع آگاهی طرحی نو دراندازیم که میدان را از دشمن بگیرد یا حداقل از ایفای نقش خودی در طرح بیگانه جلوگیری کند. بدانیم که جنگ شناختی است باید مواجهه با آن هم از نوع مدیریت ادراک عمومی باشد. اولین قدم در این مسیر هم کار رسانه ای حرفه‌ای است.

ب / شماره 5820 / شنبه 2 خرداد 1405 / صفحه 3

blob:https://web.eitaa.com/be2bddd8-5e5a-416c-a8c4-d1df9645dba0

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050302.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 13:55  توسط غلامرضا بنی اسدی  |