«یا مذل المومنین!» استغفرالله باید گفت حتی بعد از چهاره قرن در خوانش این کلمات. تصور فضایی که کلماتی چنین از زبان یاران برخیزد هم وحشتناک است. واقعا چه کشید امام مجتبی، علیه السلام، از یارانی که به جای انجام تکلیف، برای امام خود هم« تعیین تکلیف» می کردند. فهم آن شرایط امروز برای ما – با همه سختی هایش- اندکی آسان تر شده است چون الان هم برخی ها به جای انجام تکلیف ملی و انقلابی، برای مملکت و انقلاب، تعیین تکلیف می کنند! یک نمونه اش همین پلاکاردهایی است که برخی سر دست بلند می کنند. « مذاکره» را باطلی بالاتر از کفر ابلیس می نمایانند اما در جواب اولین پرسش هم در می مانند که« بدیلِ مذاکره» برای نقد کردن دستاوردهای میدان چیست؟ هیچ پلنِ جایگزین هم ندارند. همین چند شب پیش بود که در خیابان با فردی از این جماعت محترم برخورد کردم که در نفی صلح و مذاکره کاغذ-نوشته بالای سر گرفته بود. اول به نیت گفتگو با او پا پیش گذاشتم اما وقتی صحبت هایش را با همکارمان شنیدم، ترجیح دادم، کلمات را بی جا استفاده نکنم. بزرگوار با همه اخلاصی که در نیت داشت، ادراکی از شرایط نداشت. نمی دانم چه کسی به این جماعت گفته است که جنگ و فقط جنگ اصالت دارد و دیپلماسی حتی برای نقدکردن چک میدان هم توطئه دشمنان است! به پیامد های جنگ هم نمی پردازم که نگفته پیداست وقتی زیرساخت ها آسیب می بیند، ساخت و ساز هم به فرداهای دور محول می شود و حال امروز می ماند که با آوار خوب نخواهد بود. وقتی داروسازی ویران می شود، قفسه های داروی داروخانه ها هم دوام نخواهد داشت. در نتیجه درمان با « درد بی درمان» مواجه خواهد شد. عوارض جنگ را همه می دانند پس نیازی به فهرست کردن آن نیست فقط همین را می گویم که ما تا کنون همه« جنگ» ها را با صفتِ« تحمیلی» تعریف کرده ایم. این هم معنای روشنش این است که خواست ما نبوده و نیست بلکه تحمیل دشمن است. ما مجبور به دفاعیم بی آن که در انتخاب جنگ، سهمی داشته باشیم. حال پرسش این است که چرا باید بار تحمیل را زمین نگذاریم؟ بله ما در میدان تمام قد می ایستیم به وقت و به جایش اما حریص در جنگ نیستیم و حتی در کشتن دشمن هم به اسراف روی نمی آوریم. برای عبور از جنگ هم باید راه های عزتمندانه را بپیماییم. مذاکره در گونه عزتمندانه و شرافتمندانه آن از این جمله است. زمانی باید زیر میز زد که باز هم واژه منفورِ« تحمیل» معنا پیدا کند. آن وقت از مذاکره هم مثل جنگ با نفرت حرف خواهیم زد و پلن مقابل را خواهیم چید. به هر روی، از این نکته هم غافل نشویم که خیلی از حاضران در خیابان برای انجام تکلیف می آیند نه تعیین تکلیف. خیابان هم جای اولی است. نه دومی. آنان که علیه دیپلماسی و مسئولان مذاکره شعار می دهند یا می نویسند باید این حق را برای دیگران هم قائل باشند که نه در نفی دیگران که در تایید مذاکره کنندگان شعار دهند. آیا تحمل دارند؟ بگذریم. باید هرکس در جای خود باشد. عدالت این را می گوید. اگر تریبون جلوی ما قرار گرفت، از هزینه های کشور بکاهیم نه این که بار را سنگین تر کنیم. العاقل یکفیه الاشاره.....

جمهوری اسلامی / شماره 13357 / چهارشنبه 23 اردیبهشت 1405 / صفحه 3 / خبر

blob:https://web.eitaa.com/f1c09b32-6a52-4cbc-9a74-856fb874f41c

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 13:51  توسط غلامرضا بنی اسدی  |