میانِ سکوتِ سنگینِ صلح و هیاهوی سهمگینِ جنگ، زیستنی هست که از هر دو دشوارتر است: «نه جنگ، نه صلح». زمانه‌ای که تهدید، نامرئی‌تر اما مداوم‌تر است؛ اطمینان، شکننده‌تر و امید، محتاجِ مراقبت. در چنین وضعی، جامعه اگر تکیه‌گاه فکری و اخلاقی نداشته باشد، از درون فرومی‌ریزد؛ بی‌آنکه حتی گلوله‌ای شلیک شده باشد. اینجاست که نسبت ما با مکتب امامت، باید هر روز نوسازی شود؛ به‌مثابه «نقشه راه». در جنگ، نگاه به منهج رفتاری امام است؛ در صلح نیز همان. و در میانه این دو، که پیچیده‌ترین موقعیت‌ها شکل می‌گیرد، باز این سلوک اهل‌بیت(ع) است که گره‌گشاست. ما «اهل حرم»‌ایم؛ نه فقط در جغرافیا، که در هویت. ایران، حرم است و ایرانی، حاملِ کرامتی که باید پاس داشته شود؛ به ذات و به صفت. این پاسداری، بی‌سلوک ممکن نیست. صراط مستقیم، در قرائت رضوی، صرفاً راهی فردی برای رستگاری شخصی نیست؛ هندسه‌ای اجتماعی است برای زیست جمعیِ مسئولانه. دشمن، اگرچه گاه در مرزها خاموش می‌نماید، اما در ذهن‌ها فعال است؛ برای زمین و زمان ما برنامه دارد و ایمان ما را نیز نشانه گرفته است. پاسخ، نه صرفاً امنیتی، که فرهنگی و اخلاقی است: زیستن در مدار کلام و سیره امام رضا علیه السلام. آن حضرت، در جمله‌ای کوتاه، راهبردی بلند ارائه می‌کند: «الناسُ إنّما یُحتاجُ بعضُهم إلی بعضٍ…»؛ انسان‌ها به یکدیگر نیازمندند و اگر پیوندها گسسته شود، جدایی بر آنان چیره می‌گردد. این، توصیه‌ای عاطفی نیست؛ طرحی اجتماعی است. همدلی، در این منطق، «سیاستِ بقا»ی جامعه است. در وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، خطرِ بیرونی با توطئه می‌آید و خطرِ درونی با بی‌اعتمادی. اولی را می‌توان دید؛ دومی- اما-، آرام و بی‌صدا، ریشه می‌زند. جامعه‌ای که به «ما» نمی‌اندیشد، در بزنگاه‌ها فرو می‌پاشد. امام رضا(ع) در گفتار و سلوک خود، «ما» را بر «من» مقدم داشت؛ وحدت را نه در خطابه، که در رفتار روزمره تعریف کرد. از این منظر، باید میان «جمعیت» و «ملت» تمایز نهاد: جمعیت، هم‌مرزی است؛ ملت، هم‌مسئولیتی. جامعه رضوی، جامعه‌ای است که از جمعیت عبور کرده و به ملت رسیده است. در خوانش فرهنگیِ این سلوک، اختلاف، امری طبیعی است؛ اما بی‌احترامی، خطرناک. امام، در مناظراتش—از مجالس مأمون تا گفت‌وگو با اهل ادیان—نشان داد که حقیقت، با حذف دیگری به دست نمی آید، با فهم او حاصل می‌شود. این الگو، امروز نیز کارآمد است: گفت‌وگو به‌جای حذف، همدلی به‌جای انگ‌زنی خیابانی، و پیوند به‌جای جزیره‌ای شدن. همدلی، کم‌هزینه‌ترین و در عین حال پُربازده‌ترین سرمایه ملی است. بدون آن، هر اصلاحی گران تمام می‌شود. فرسایش این سرمایه، اگر رخ دهد، به‌سادگی جبران‌پذیر نیست. از همین‌روست که کلام دیگر امام معنا می‌یابد: «من لم یشکر الناس، لم یشکر الله»؛ بی‌اعتنایی به دیگری، فقط خطای اجتماعی نیست، لغزش ایمانی است. در روزگارِ ابهام و سئوال ، هر کدام از ما یک رسانه‌ایم؛ با کلام، رفتار و نوشتار خود. می‌توانیم دیوار بسازیم یا پل. جامعه درگیر «نه جنگ، نه صلح»، بیش از گلوله، از بی‌اعتمادی زخمی می‌شود. نسخه رضوی روشن است: پیوندها را ترمیم کنیم؛ در گفتار، انصاف؛ در رفتار، مروت؛ و در قضاوت، تأمل. ما هم بکوشیم که نه مبدآ زخم یا حتی تصویر گر آن که مرهم زخم ها باشیم. ایران امروز به 90 میلیون مرهم گذار نیاز دارد....

خبرگزاری رضوی / کد نوشته 129041 / چهارشنبه 9 اردیبهشت 1405 / ساعت: 13:07

https://www.razavi.news/vdceeo8zzjh8w7i.b9bj.html

https://www.razavi.news/fa/note/129041

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 13:50  توسط غلامرضا بنی اسدی  |