برخي رخدادها را نمي‌توان با واژه‌هاي خنثي نوشت، بايد آن‌ها را با وزن تاريخ سنجيد. گاه هر جمله، اگر به قدر کافي دقيق نباشد، حق مطلب را ادا نمي‌کند. آن هم در باره ماهيت يک اتفاق که صد در صد باطل است. مسئله جعلِ رژيم صهيوني در سرزمين مظلومِ فلسطين، نه صرفا اختلافي مقطعي که نزاعي ريشه‌دار است نزاعي که از نخستين روز اعلام موجوديت رژيمي در سال 1948 ميلادي/1327 هجري شمسي آغاز شد و تا امروز، حتي يک روز آرامِ بي‌بحران را به خود نديده است. اين استمرارِ بحران، تصادف تاريخ نيست، محصول يک توطئه سياسي است که بر اشغال، حذف و انکار بنا شده است. اين توطئه هرچه کوشيده خود را «طبيعي» و «عادي» جلوه دهد، با واقعيت جغرافيا و حافظه تاريخي منطقه هم‌رنگ نشد. تاريخ، فقط ثبت وقايع نيست، حافظه‌اي زنده است که جعل را پس مي‌زند. اشغال، اگر دهه‌ها دوام بياورد، باز هم مشروعيت نمي‌آفريند. هيچ قدرتي،حتي اگر به پيچيده‌ترين شبکه‌هاي سلطه رسانه‌اي و حمايت بي‌قيد قدرت‌هاي بزرگ مجهز باشد،نمي‌تواند زخم را با نام‌گذاري عوض کند يا واقعيت را با روايت بپوشاند. از منظر حقوقي، پرونده اين رژيم از متراکم‌ترين پرونده‌هاي نقض حقوق بين‌الملل است. از بي‌اعتنايي به قطعنامه‌هاي شوراي امنيت و مجمع عمومي سازمان ملل، تا توسعه شهرک‌سازي‌ها، محاصره‌هاي طولاني‌مدت، تبعيض ساختاري و نسبت نابرابر قدرت نظامي با حقوق غيرنظاميان. جهان مدرن خود را بر شالوده «حقوق بشر» بنا کرده، اما در اين پرونده، بارها به دوگانگي دچار شده است. گويي قانون، بسته به جغرافيا تفسير مي‌شود. همين تناقض است که اعتبار نظم بين‌المللي را فرسايش مي‌دهد. در سطح سياسي–تاريخي، مسئله فقط فلسطين نيست. اثرات دومينويي اين بحران، سراسر منطقه را درگير کرده است. هر جنگ تازه، زخمي ديگر مي‌گشايد و هر آتش‌بس، صرفاً وقفه‌اي کوتاه در چرخه تنش است. آخرين نمونه‌ها نشان دادند که منطقِ اتکاي صرف به زور، نه بازدارندگي پايدار مي‌سازد و نه امنيت مي‌آورد. قدرت سخت، اگر از فهم اجتماعي و تاريخي تهي باشد، به بن‌بست مي‌رسد و باورمندان خود را هم در بن بست به گرو مي‌گيرد. از اين جمله است گرفتار شدن رژيم صهيوني و آمريکاي ترامپي در پشتِ ديوار اقتدار ايراني. ماشين محاسبه شان، نتيجه خطا داد. بوم رنگ شکل گرفت و روي خودشان را سياه کرد. تصورِ فروپاشي اجتماعي زير فشار تهديد و تحريم و جنگ داشتند اما تجربه تاريخي اين سرزمين، بارها نشان داده که تهديد بيروني، به‌جاي گسست، مي‌تواند همبستگي ملي را تقويت کند. ايران، مثل خيلي کشور‌ها ديگر ساخته، فقط يک واحد سياسي معاصر نيست، لايه‌هايي از تمدن و حافظه دارد که در بزنگاه‌ها فعال مي‌شود. در بسياري از نقاط جهان، جنگ به مهاجرت و فرار مي‌انجامد اما اينجا، تهديد بيروني حتي به بازگشت و بازپيوند اجتماعي منجر شد. اين واقعيت، عکس محاسباتشان بود که معنايي جز شکست طرح هاشان ندارد. آنان اما وقتي ديدند ميدانِ سخت به نتيجه نمي‌رسد، مي‌کوشند نبرد به عرصه «روايت» منتقل ‌شود. خود-پيروزي‌نمايي، جانشين پيروزي واقعي مي‌شودو تصويرسازي، جاي دستاورد را مي‌گيرد. اما روايت، اگر با تجربه زيسته مردم ناسازگار باشد، خريداري ندارد. جامعه‌اي که هزينه واقعيت را پرداخته، فريب قاب‌هاي تبليغاتي را نمي‌خورد. طنز، تمسخر و بي‌اعتنايي عمومي، گاه دقيق‌ترين داوري سياسي است داوري که به رژيم صهيوني و آمريکاي ترامپي، کارت قرمز نشان مي‌دهد. امروز، سالگرد تولد يک بحران تاريخي است، بحراني به نام اسرائيل که تنها با هدم آن برطرف مي‌شود. نزديک باد آن روز و خجسته فرجام باد اين آرزو. آمين!

جمهوری اسلامی / شماره 13359 / شنبه 26 اردیبهشت 1405 / صفحه 3 / خبر

blob:https://web.eitaa.com/43e1bdc8-da09-408c-9047-a1702fc42985

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 13:34  توسط غلامرضا بنی اسدی  |