نیتش خدمت بود. سیدِ خدا می خواست کاری کند که خلقِ خدا نه فقط در زندگی که در جهان هم به سیادت نامبردار شوند. او ایران و ایرانی را عزیز می خواست. برای این هم ردای خدمت پوشید تا در شکوه افتخار خدمتگذار مردم، به ریاست جمهوری هم به سهم خود اعتباری بیفزاید. او فامیلی خود را، رییسی را، نه در هیاتِ رییس که در شکوهِ« سَیِّدُ القَومِ خادِمُهُم» معنا می کرد. کلامِ نبوی که باید سرلوحه پندار و گفتار و مهمتر از آن، رفتار مسوولان باشد. در این راه نه فقط از راحتِ جان و آوازه جهان که گاه از جسم و جان هم باید گذشت که شهیدان با گذشتی چنین به مانایی می رسند. اما…. یک « اما» همیشه در کار است تا بگوید که گاه بالاتر هم باید رفت. نه از خود که از نام و آوازه و آبرو هم باید گذشت. باید گذاشت که آبرو پای درخت امید مردم جاری شود. بزرگی دقیقا پیامد از خود گذشتن و مظلومانه به دل کار زدن است. ما در نیم قرنی که با انقلاب بزرگ شده ایم کم ندیده ایم مردانی چنین را. کسانی که با شهادت، مظلومیت شان نمایان تر شد. البته راه را هم باز تر کرد. آیت الله شهید رییسی و شهدای اردیبهشتی خدمت از این شمار بودند. هر کدام در جای خود نخلی تناور بودند که همه سایه شان، چتر آرامش مردمان می شد و هم میوه خدماتشان کامِ خلق را شیرین می کرد. آنان رفتند در هیات شهادت اما ماندند تا خدمت در تعریفی نو، رسم ریاست شود و خدا نیت های خیر را چنین شکوفا می کند

نخست / شماره 1100 / چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 / صفحه 4 / گزارش

https://nakhostnews.com/wp-content/uploads/2026/05/11001-8S.pdf

نخست نیوز / کد نوشته 151840 / چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405

https://nakhostnews.com/%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3%d9%90-%d8%ae%d8%a7%d8%af%d9%85/

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 13:32  توسط غلامرضا بنی اسدی  |