|
شاهد/ بعضي ها هرکار دلشان مي خواهد مي کنند؛ من اما مي خواهم يک ضرب المثل معروف را جور ديگري بازسازي کنم، ان شاءا... به کسي و جايي برنمي خورد؛ يا مکن با عشق بازان دوستي يا به پا کن محفلي در خورد عشق بگذريم از ضرب المثل معروف که همه مي دانند چيست، نيازي هم به بازگويي ندارد تازه در بازسازي آن واژه هايي به کار رفته است که با مفهوم گلايه هايي که مي خواهم بدان اشاره کنم- نه اين که به تفصيل بپردازم فقط اشاره کنم و بگذرم- نزديک تر است. يک جانباز ۴۰ درصد که سابقه ۴۴ ماه حضور در جبهه را دارد گلايه داشت از برخي مراسم که به اسم تجليل از رزمندگان در هفته دفاع مقدس برگزار شد، از جمله مراسمي که در مسجد... برگزار شد و پس از چندين برنامه، وقتي نوبت به تقدير شد، از چند خانواده شهيد و جانباز قدرداني شد آن هم با يک کادو؛ فلاسک چاي احمد که قيمت آن ۳ هزار تومان است، فکر مي کنم آنچه براي تقدير هزينه شد چيزي حدود ۳ هزار تومان بود. خب اين را نمي دادند بهتر بود، ما که از کسي طلبکار نيستيم، نقد جان داده ايم، سلامت جسم باخته ايم، اما هنوز خود را به مردم و کشور بدهکار مي دانيم. ما که نه دست طلبکاري دراز کرده ايم و نه نگاه طلبکارانه داشته ايم اما اين که چندين خانواده شهيد و جانباز را جمع کنند بعد چنين تقدير کنند به آدم بر مي خورد. آيا در مراسم تجليل از خودشان هم رويه همين است. ما که ادعاي پهلواني نداريم اما راست مي گويند که «پهلوان زنده را عشق است» ما هم که انگار زنده نيستيم، شهدا هم... چه بگويم؟ دلم پردرد است، اين از تقديرشان، از تيرها و طعنه هاي اين و آن هم چيزي نمي گويم که خودتان مي دانيد. اما اين را به فرياد مي گويم، ما تقدير نمي خواهيم، هيچ چيز نمي خواهيم. همان چفيه اي که يک روز روي آن نماز مي خوانديم و يک روز به زخم هايمان مي بستيم از همه کالاهاي دنيا پرارزش تر است ما چيزي نمي خواهيم پس لطفا با برگزار نکردن مراسم تقدير، به ما احترام بگذاريد... ما هيچ چيز نمي خواهيم اما اين را هم بگويم که به رغم نامهرباني ها، مهربانانه همه را دوست داريم و اگر خداي نکرده بيگانه اي دشمن کيشانه به کشور ما نگاه کند، باز ما در صف اول مبارزه با او قد خواهيم کشيد، اين کم محلي ها هم ما را از صحنه به در نمي کند.... خراسان رضوي - مورخ شنبه 1389/07/17 شماره انتشار 17668 /صفحه۷/فرهنگی و هنری
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 11:22  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|