زورگيري، قله کوه يخي است که به چشم مي آيد، نه همه آن، پايه هاي آن در فقر، محروميت، فزون خواهي، دست يافتن به مال فراوان با زحمت کم، حساسيت زدايي اعتقادي، معضلات فکري و فرهنگي و... مي باشد که پرداختن به هر کدام چندين و چند کتاب مي خواهد که کارشناسان بنشينند، قلم به دست بگيرند و به تحرير بپردازند چرايي پديد آمدن هر کدام از اين سرفصل ها را.

اين يک کار ريشه اي، عميق و فراگير است اما اگر توجه به اين مسائل، ما را از حذف قله کوه يخي باز دارد، شايد چنان دچار حادثه شويم که فرصت پرداختن به آن را پيدا نکنيم. البته نمي گويم پرداختن به کوه يخي را بايد در حذف قله آن خلاصه کرد. بلکه سخن اين است که در حذف اين قله نبايد ترديد روا داشت.

ترديد در حذف يعني حادثه، يعني فاجعه، اما بسنده کردن به حذف قله و غفلت از کوه در حال قد کشيدن يعني توليد هزار باره قله و باز هم يعني حادثه، يعني مشکل، يعني زخم، يعني آسيب، يعني امنيت سوزي و تاراج احساس امنيت.

چه در شهري به بزرگي مشهد در روز شايد به تعداد انگشتان يک دست هم زورگيري روي ندهد. اما همان تک واقعه هايي که رخ مي دهد، همان تک  کبريت هايي که بر خرمن امنيت کشيده مي شود آتش به پا مي کند که دودش تا چشم همه مي رسد.

مثل تصادف رانندگي است ماجرا و به راستي ما در جاده، همان جاده اي که به جاده مرگ مشهور شده است. در سال چقدر حادثه داريم اما کسي فکر کرده است که احساس خطرساز بودن و حادثه پرداز بودن اين جاده به تعداد کساني که از اين جاده عبور مي کنند تکثير شده است: زورگيري مثل يک بوي بد و آزاردهنده است که لازم نيست تو خودت از آن استفاده کرده باشي همين که در نزديکي هايت يک نفر استعمال کرده باشد، کافي است تا شامه تو و من و ما و همه کساني که در اين حوالي هستند آزرده شود. بگذريم، دارد «مقدمه» دارد از «ذي المقدمه» بيشتر مي شود.

سخن اين است که نبايد با توجيه ضرورت پرداختن به پيش زمينه هاي توليد زورگيري، از اين پديده غفلت کرد. چنان که وقتي ديابت مثلا پاي فرد را مبتلا مي کند نمي شود گفت دلايل بيماري بايد شناخته شود و از قطع عضو آلوده چشم پوشيد بلکه بايد اين عضو را قطع و بيمار را بيماري زدايي کرد.

مردم بارها با نگارنده تماس گرفته اند و به جد خواهان اعمال قاطع قانون و برخورد سلبي با زورگيرها شده اند حتي اعلام آمادگي کرده اند که خود نيز در خدمت پليس و دستگاه قضا به مبارزه با فزون خواهان گردن کش بپردازند.

از بچه هاي جبهه هم کم نداشته ايم کساني که مي گويند حاضرند بي چشم داشت براي ارتقاي امنيت اجتماعي و توسعه احساس امنيت در خدمت پليس با شرارت پيشگان زور گير پنجه در پنجه شوند با همان اقتداري که در برابر عراقي هاي متجاوز مي ايستادند در برابر اين دشمنان در خانه لانه کرده هم قد علم کنند.

پليس مطمئن باشد در مبارزه با زورگيران اين دزدان آشکار و دزدي آشکار همه مردم را کنار خود خواهد داشت و دعاي خيرشان را پشت و پناه خويش. مطمئن باشيد حتي خانواده فرد زورگير هم در اين مسئله کنار پليس خواهند بود تا در کنار عضو به فساد کشيده شده خود. پس پليس بايد قاطع و مقتدرانه، پديده زورگيري و همه زورگيران را در هم کوبد...

خراسان رضوي - مورخ شنبه 1389/07/10 شماره انتشار 17663 /صفحه۶/جامعه

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر ۱۳۸۹ساعت 15:45  توسط غلامرضا بنی اسدی  |